|
برخى از نظريههاى سياسى - به ويژه صاحبنظران اسلامى -
بدون استثنا، هبوط را اعزام و فرود آدمى به زمين مىدانند؛
آن هم به منظور بازپرورى و تقويت و استوارى عزم و اراده،
به سبب لغزش و تزلزل اراده عارضى كه در بهشت پيش آمده و از
آن اخراج و انتقال داده شده است.
(مدينه فاضله) هم بازساز (نمونه بهشتى) نظام مدنى در زمين
بوده و هم مقدمه و لازمه بازگشت به همان بهشت موعود محسوب
مىگردد. در واقع و در حقيقت، مدينه فاضله، برترين جايگاه
و پايگاه مدنى و متعال انسانى بوده و خاستگاهگذار به
(حيات جاودانى) و (جاودانگى حيات مطلوب) است.
در اين راستا تاريخ مدنى و سياسى بشر - به ويژه به صورت
اجتماعى و با پيدايى و پايدارى نهاد دولت - حداكثر از بيست
هزار سال بيشتر تجاوز نمىكند. آنچه مسلّم است، سير زندگى
جمعى، اجتماعى و سياسى و مدنى - حتى طبيعى آن - بسيار
كوتاه بوده و از اين حيث بسيار نوپا و نوبنياد است؛ چرا كه
در مقايسه با تاريخ چندين ميلياردى زمين يا حيات در زمين،
چند صدهزار سال تاريخ بشرى و چند ده هزار سال تاريخ مدنى،
نسبت به يك روز، بيشتر از چند ثانيه نگذشته است.
امام صادق عليه السّلام مىفرمايد: (پيروان حق هميشه در
ناراحتى به سر مىبردهاند؛ آگاه باشيد كه؛ ناراحتى اندك و
زمان دولت قائم طولانى خواهد بود)(1).
سير زندگى و سياست مدنى بشر - اعم از اين كه از پيشا تاريخ
و عصر تاريخ نانويسا آغاز شده يا كم و بيش با دوران تاريخى
و نويسايى همزمان باشد - قطعاً تاكنون دو مرحله را از سرگذرانده
است:
1. مرحله پيشا مدنى و حتى چه بسا پيشا جمعى و به ويژه پيشا
اجتماعى؛ مهمترين شاخصههاى اين مرحله، (فقدان قانون و
دولت) بود.
2. مرحله جمعى و حتى اجتماعى و به ويژه در مرحله مدنى يا
سياسى؛ مهمترين شاخصهاى اين مرحله، (ايجاد و وجود قانون
و دولت) است.
آنچه مسلم است در اين مرحله، بسيارى از خصلتهاى طبيعى،
همچنان رايج و حتى چه بسا غالب مىباشد. اما در نظريه و
نظام سياسى فاضله (مهدوى)، تمامى شاخصههاى مثبت ياد شده
را دارد و از كليه شاخصههاى منفى، عارى است.
به نظر مىرسد اگر زندگى و روابط جمعى و اجتماعى و نيز
قانون مدارى و دولتمندى را شاخصههاى (مدنيّت) بدانيم؛
سير تاريخ و سامانه سياسى بشر را، بايستى به ترتيب زير
ترسيم و تنظيم كنيم:
نخست. مرحلهى طبيعى پيشا مدنى،
دوم. مرحلهى مدنى طبيعى پيشا انسانى،
سوم. مرحلهى مدنى انسانى، متعالى و فاضله.
جاى شكل
در غير اين صورت؛ يعنى، در حالتى كه عدالت - به معناى
توسعهى مادى توأمان با تعالى معنوى - در تمامى گسترهها
تا سطح جهانى و عرصهها و بردهاى پيش گفته، شاخص مدنيت
باشد، مىتوان قائل به دو دوره گرديد:
1. دوره طبيعى،
2. دوره مدنى؛ يعنى، حالت انسانى مدنى و مدنى انسانى و در
حقيقت نظريه و نظام فاضلى، مطلق، الهى، اسلامى و مهدوى.
جاى شكل
در اين صورت، دوره طبيعى، خود به دو دوره سياسى تقسيم گشته
يا از دو دوره تشكيل مىشود:
1. مرحله طبيعى پيشا اجتماعى، يا پيشا قانون و پيشا دولت؛
2. مرحله طبيعى اجتماعى، يا قانون و دولت.
در اين مرحله اگر چه روابط اجتماعى، قانون و دولت پديدار
شده و پايدار گرديده است؛ لكن حاكميت و يا غلبه، با نظريه
و نظام سياسى جمعى، اجتماعى و قانون و دولت طبيعى و حيوانى
است؛ يعنى، به اصطلاح فارابى آميزهاى از آموزههاى بهيمى
و سبعى (ددگى و درندگى) سياسى و سياسى جاهله، ضالهپندارى
وفاسقه متوهمه را است. به تعبير ابن سينا نيز چرندگى و
درندگى؛ به تعبير خواجه نصير، سياست ناقصه و تغلّب و به
بيان امام خمينى رحمه الله سياست حيوانى و سياست شيطانى
است.
در دوره طبيعى سياسى و سياست طبيعى، به تعبير امام صادق
عليه السّلام: (دولة الحق قصيرة و دولت الباطل كثيرة)؛
يعنى، دولت و قدرت، حاكميت و حكومت و نظام سياسى و سياست
حق، محدود بوده و در تنگنا و در فشار قرار دارد؛ حال اينكه
دولت باطل و سلطهگر، بر عكس اين است. از اين دوره مىتوان
تعبير به مدنى طبيعى، شبه مدنى و پيشينه مدنى (فاضلى)،
انسانى و متعالى ياد كرد.
در دورهى مدنى انسانى و انسان مدنى، حاكميت و يااقتدار با
نظريه و نظام سياسى جمعى، اجتماعى و قانون و دولت انسانى و
متعالى است؛ يعنى، به اصطلاح فارابى، آموزههاى فاضله يا
سعيده و برتر (اعم از: خير، زيبايى و فضايل سياسى) و نيز
سياست عقلى و حكمى؛ حقيقى و يقينى است. به تعبير خواجه
نصير نيز (سياست كامله)؛ به بيان امام خمينى رحمه الله (سياست
انسانى، الهى و اسلامى) و به تعبير علامه جعفرى، (حيات
معقول و طيبه) است.
در دوره انسان سياسى و سياست انسانى، در واقع: (دولة الحق
كثيرة)؛ دولت و قدرت، حاكميت و حكومت و نظام سياسى و سياست
حق نامحدود بوده و در تنگنا و در فشار قرار ندارد؛ بلكه حق
گسترده و مقتدر است. حال اينكه دولت باطل و سلطهگرى، يا
نابود و ريشه كن شده يا كاهش يافته و كاملاً تحت كنترل
قرار مىگيرد.
ب) مدينه فاضله (مطلق) مهدوى:
اول. چرايى مدينه فاضله
امام على عليه السّلام مىفرمايد:
(دعوا طاعة البغى والفساد واسلكو سبيل الطاعة والانقياد
تسعدوا فى المعاد)(2)
؛ (طاعت بغى و فساد را بگذاريد و راه طاعت و انقياد حق را
پيش گيريد تا در بازگشت، سعادتمند باشيد).
حال كه مدينه يا نظام مدنى فاضلى حقيقى و مطلوب بوده،
قطعاً كمال مطلوب، (نظام مدنى فاضلى حقيقى) مىباشد. مدينه
فاضله و نظام مدنى فاضلى حقيقى، يقيناً نظام مدنى و سياسى
فاضلى مهدوى است.
دوم. چيستى مدينه فاضله مهدوى
در نظريه سياسى قرآنى، به ويژه در فلسفه تاريخ سياسى قرآن،
دو مطلب قابل توجّه است:
1. خلقت انسان، خلافت آدم عليه السّلام و هبوط او در زمين،
به مثابه فرود و فرودگاه، براى سوختگيرى و پرواز مجدد
مطرح شده است.
2. بر اساس ولايت - هدايت الهى بشر و تدبير، اراده و بازگشت
او به مدينه و نظام سياسى فاضلى مهدوى، بسان نمونه زمينى و
زمانى بهشت پيشين و خاستگاه و پروازگاه به بهشت پسين و هدف
برين معرفى شده است.
قرآن، تبيين كننده اهم شاخصههاى پيشا مهدوى بوده كه امت
اسلامى و به ويژه در نظام مدنى مهدوى، مسؤوليت تحقّق و
تأمين آنها را بر عهده دارند. بدين ترتيب اهم مفاهيم،
مبانى و حدود نظريه و نظام سياسى فاضله مهدوى و مهدويت را
مىتوان از منبع وحى - به ويژه از قرآن و سنت - باز جسته،
ساختار آنها را ترسيم كرد.
سوم. چگونگى مدينه فاضله مهدوى
دربارهى ساختار كلى و چهارچوببندى نظام سياسى مهدوى، گفتنى
است كه ساختار كالبدى و پيكرهبندى راهبردى اين نظام به
ترتيب زير تنظيم و ترسيم مىشود:
الف) در عرصههاى ذهنى، روانى و جسمانى؛
ب) در گسترههاى شخصى تاجهانى؛
ج) دربردهاى اقتصادى، فرهنگى و سياسى.
برآمد
شاكله كلى و اصلى نظام سياسى مهدوى و اجزا و تقسيمبندىهاى
مربوطه، اساساً تا حدود زيادى با بهرهگيرى از دستاوردهاى
سياسى بشر در طول تاريخ خويش و در جغرافياى جهان، ميّسر مىباشد.
تبيين شاخصهاى فاضله نظام سياسى مهدويت، نوعاً يا اكثراً
با استفاده از منابع وحيانى ممكن است (وحى از آدم عليه
السّلام تا پيامبر خاتم صلّى اللّهُ عليه وآله
وسلّم). علم اولياى الهى؛ يعنى، ائمه اطهار عليه السّلام
به عنوان راسخون در علم و عالمان (حقيقى و كامل) به دين و
سياست؛ اين شاخصها و مفاهيم، تعريف، حدود و معانى آنها را
تفسير و تفصيل دادهاند و اجزاى آنها را روشن كردهاند.
همان گونه كه سعى شده، موارد عمده و اصلى اين شاخصهها، با
استفاده از منابع مربوطه، نمودار شود. الهامات عارفان
ربانى در اين زمينه، كمك كار است. اجتهادات علمى و دينى
دانشمندان الهى و اسلامى نيز در تطبيق، روزآمدى و كاربرى
آنها كارگشا مىباشد. جملگى اين مراتب و منابع علمى سياسى،
كارآمدى نظام سياسى را محقق خواهد ساخت.
ثابتجو 81/10/17
غلطگيرى 81/10/22
غلطگيرى نهايى 81/10/23
يار صفحه
(1)
بحار
الانوار، ص 1127.
|