دشمن، مى‏تواند روى عقايد اسلامى كارى كند كه از استفاده مردم خارج شود؟ منتهى نه در كوتاه مدت بلكه در طول سال‏هاى متمادى، گاهى ده‏ها سال، زحمت مى‏كشد براى اين كه بتواند يك نقطه‏ى درخشان را كور يا كم رنگ كند يا نقطه‏ى تاريكى را به وجود آورد . يكى توفيق پيدا نمى‏كند، ديگرى مى‏آيد ... روى عقايد اسلامى خيلى از اين كارها شده . روى عقيده‏ى توحيد، امامت، روى اخلاقيات اسلامى (معناى صبر، توكل، قناعت و) ... كار كرده‏اند .(1)

الف) انكار مهدويت

منظور از انكار مقوله‏ى مهدويت و انتظار، اين است كه آن را مقوله‏ى وارداتى و برگرفته از ديگران و پيامد نابه سامانى‏ها و مشكلات معرفى كنند . بسيارى از دائرة المعارف‏ها كه بايستى مرجعى قابل اعتماد در موضوعات متفاوت باشند، گويى سالت‏خود را فراموش كرده و اهداف ديگرى دنبال مى‏كنند .

1- در دائرة المعارف بريتانيكا، در واژه‏ى مهدى و اسلام و زرتشت آمده است:

اسلام، دينى نيست كه در آن، ظهورى انتظار برود و جايى براى مسيح نجات‏بخش در آن وجود ندارد و اين همه، به طور تدريجى و شايد تحت تاثير مسيحيت مطرح گرديده است .(2)

قرآن، اشاره‏اى به آن ندارد . به هيچ حديث - گفته‏ى منسوب به پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم - قابل اعتمادى نيز در مورد مهدى عليه السلام نمى‏توان استناد كرد .(3)

2- در دائرة المعارف دين و اخلاق، مارگلى يوت (اسلام شناس بزرگ اروپايى) در مقاله‏ى خود درباره‏ى مهدى عليه السلام در سال 1915، اين تفكر را وا رداتى و برگرفته از يهود و مسيحيت تلقى مى‏كند .(4)

جيمز دارمستر همين نظريه را ارائه مى‏دهد .(5)

3- موسوعة المورد، (منير بعلبكى) در ذيل واژه‏ى، (مهدى المنتظر)، آورده: (در قرآن و در روايات نبوى، هيچ اشاره‏اى به مهدى عليه السلام نشده است .)(6)

البته، پيش از اين دايرة المعارف‏ها، افراد ديگرى نيز اگر نگوييم مغرضانه، لااقل با عدم تحقيق كافى، مسئله را زير سؤال برده‏اند . عبدالقاهر بغدادى (420 ه . ق مطابق با 1037م) نظريه‏ى مهدويت را نظريه‏ى عاريتى از يهود دانسته و بر اين افسانه پا مى‏فشارد كه شيعه و عقايد آنان، برگرفته از عبدالله بن سباى يهودى است .(7) (گفتنى است وجود خارجى عبدالله بن سبا، از نظر تاريخى و روايى، مخدوش و ساخته‏ى دروغ پردازان و روايت‏سازان حرفه‏اى است، تا چه رسد به اين كه منشا شيعه و معتقداتى چون انتظار باشد) .(8)

ابن خلدون(9) نيز فقط با بررسى بيست و سه حديث از انبوه احاديث و نقد نوزده حديث مسئله‏ى مهدويت را بى‏پايه مى‏داند و ...(10)

برخى ديگر از روشنفكران، مسئله‏ى مهدويت را بازتاب نا به سامانى‏ها و حوادث تاريكى كه در دوران مسلمانان، به ويژه شيعه رخ داد، مطرح مى‏سازند .

مارگلى يوت مى‏گويد:

درگيرى و آتش جنگ در ميان يك نسل واحد، پس از وفات پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم و درهمى و آشفتگى جهان اسلام كه بر اثر اختلافات آنان با هم روى داد، موجب اقتباس فكر ظهور منجى از يهود و مسيحيان گرديد كه به ترتيب، در انتظار ظهور و بازگشت مسيح به سر مى‏برند .(11)

بريتانيكا نوشته است:

به نظر مى‏رسد كه عقيده به مهدى عليه السلام در دوره‏هاى اغتشاش و عدم ا منيت مذهبى، بر تحولات سياسى ... اوايل اسلام (قرن‏هاى هفتم و هشتم ميلادى) رواج يافته باشد .(12)

برناردلوييس، در مقاله‏ى خود به نام شيعه در تاريخ اسلام، در كنفرانس تل آويو مى‏گويد:

سركوبى بسيارى از قيام‏ها و ناپديد شدن رهبران آن‏ها، باعث ظهور ويژگى ديگرى در دكترين شيعه شد و موضوعات و مسايلى مانند مسئله‏ى غيبت و رجعت رهبر شيعيان، حضرت مهدى عليه السلام، آخرين امام شيعيان، به وجود آمد و اين منجى‏گرى، تبديل به يكى از جنبه‏هاى اساسى اسلام و تشيع شد .(13)

ب) تحريف

مطالبى كه اگر به حقيقت آن‏ها توجه كنيم، تبديل به يك موتور حركت دهنده‏ى جامعه‏ى اسلامى مى‏شود، وقتى دشمن روى آن كار كرد، آن را خراب و معناى آن را عوض كرده و در ذهن ما به صورت ديگرى جا انداختند، همين موتور متحرك، به يك داروى مخرب و خواب آور تبديل مى‏شود .(14)

مقام معظم رهبرى مى‏فرمايند:

بنده، سندى ديدم كه در آن، بزرگان و فرماندهان استعمار; توصيه مى‏كنند كه ما بايد كارى كنيم كه اين عقيده به مهدويت، به تدريج، از بين مردم زايل شود . آن روز، استعمارگرهاى فرانسوى و استعمارگرهاى انگليسى، در بعضى جاهاى آن مناطق بودند - فرقى نمى‏كند كه استعمار از كجا باشد - استعمارگرهاى خارجى، قضاوت‏شان اين بود كه تا وقتى عقيده به مهدويت در بين مردم رايج است، نمى‏توانيم اين‏ها را درست‏بگيريم .

وقتى نتوانستند اين عقيده را از مردم بگيرند، سعى مى‏كنند آن را در ذهن مردم خراب كنند . خراب كردن اين عقيده چه گونه است؟ به اين صورت كه بگويند: (خوب، آقا مى‏آيد، همه‏ى كارها را درست مى‏كند)!

اين، خراب كردن عقيده است . اين، تبديل كردن موتور متحرك، به يك چوب لاى چرخ است; تبديل يك داروى مقوى به يك داروى مخدر و خواب آور است .(15)

تبديل مقوله‏ى انتظار مهدى عليه السلام كه آثار و پيامدهاى بسيار شگرف و معجزه آسا و مثبتى دارد، به انتظار منفى و تلخ و ناگوار و اين نگرش به انتظار كه امر به معروف و نهى از منكر نكردن و سر در جيب خود فرو بردن و هيچ تكليفى در مقابل ديگران و جامعه براى خود قائل نبودن و يا حتى امر به معروف و نهى از منكر را مخالف انتظار قلمداد كردن و بدتر، وظيفه‏ى منتظر را دامن زدن به فساد و تباهى‏ها دانستن و هر گونه حركت و قيامى را قبل از ظهور حضرت، باطل و مخالف دوران انتظار گفتن، از دستاوردهايى است كه برگرفته از غرض‏ورزى‏ها و دست‏سياست‏بازان است .

حضرت امام رحمه الله به طور مفصل، پنج ديدگاه درباره‏ى انتظار را مطرح و به نقد يكايك مى‏پردازند و در پايان، نظريه‏ى صحيح (آمادگى و قيام به قدر استطاعت) را ذكر مى‏كنند . ايشان، در نقد برخى از اين ديدگاه‏ها، چنين مى‏آورند:

البته، در بين، اين دسته، منحرف‏هايى، هم بودند اشخاص ساده لوح هم بودند، منحرف هايى بودند كه براى مقاصدى به اين دامن مى‏زدند .(16)

اگر دست‏سياستى اين كار (اين ديدگاه‏ها) نكرده باشد كه بازى بدهد ما را، كه ما كار به آن‏ها نداشته باشيم، آن‏ها بيايند، هر كارى بخواهند انجام بدهند، اين، بايد آدم نفهمى باشد.(17) نمى‏دانند دارند چه مى‏گويند.(18)

آرى، به دنبال چنين تحريف‏هايى(19)، افرادى چون ابن تيميه، در گذشته، و افرادى مانند نكوتن، ولهوسن، پركليمن، دونالدسن، شريعت‏سنگلجى، كسروى و بالاخره سلمان رشدى و احمد الكاتب و ... و جريانات و افراد ديگرى كه به هر بهانه، به دين و شيعه مى‏تازند و آن را مورد ترديد و تشكيك قرار داده و در آن ايجاد شبهه مى‏كنند، مورد حمايت جدى دشمن قرار گرفته و نظرشان علمى قلمداد مى‏شود .

ابن تيميه گويد: (انتظار، در زمان غيبت امام عصر، ضعف و سستى در امور و بى تفاوتى در برابر مفاسد اجتماعى و همه چيز را به اميد آينده واگذر كردن و اصلاح امور را به عهده‏ى امام زمان عليه السلام گذاردن است).(20)

كسروى گويد: (داستان امام ناپيدا ... زيان‏هايى نيز به زندگانى دارد . . . پس ماندن توده، چيرگى بيگانگان، ناتوانى دولت، نابه سامانى كشور ... به هرزبونى، تن در مى‏دهند و يوغ بيگانگان را به گردن مى‏گيرند و به اين بر نمى‏تابند كه يك راه رهايى به رويشان باز شود، چرا كه دستگاه امام ناپيدا به هم نخورد .)(21)

ماركسيست‏ها مى‏گويند: (مذهب، تفكرات خرافى را بين انسان‏ها رواج داده، چنين تبليغ مى‏كند كه در زندگى فعلى بايد بر شرايط تمكين كرده و قانع بود ... و بايد با كمال ميل، ستم و استثمار طبقات حاكم ارتجاعى و ... و زندگى و سرنوشت‏برده‏وار موجود را پذيرفت و خشنود بود و عليه اين شرايط عصيان نكرد .(22)

تذكر: (چقدر خطا مى‏كنند كسانى كه به اسم روشنفكرى و به اسم تجدد طلبى مى‏آيند و عقايد اسلامى را بدون اطلاع، بدون اينكه بدانند دارند چه كار مى‏كنند مورد ترديد و تشكيك قرار مى‏دهند اين‏ها همان كارى را كه دشمن مى‏خواهد! راحت انجام مى‏دهند .

امروز هر نفسى، هر حنجره‏اى كه براى نااميد كردن مردم بدمد، بدانيد كه اين حنجره در اختيار دشمن است، چه خودش بداند، چه خودش نداند! هر قلمى كه كلمه‏اى را در جهت نااميد و مايوس كردن مردم روى كاغذ بياورد، اين قلم متعلق به دشمن است، چه صاحب اين قلم بداند، چه نداند! دشمن از او استفاده مى‏كند .)(23)

ج) تخريب

شگرد ديگر دشمن، حمله‏اى ناجوانمردانه و نفرت زايى در مقابل جريان مهدوى، با ژست‏هاى علمى و هنرى است . دشمن، برنامه‏هاى كوتاه مدت و طولانى مدت زيادى دارد:

1) نيروسازى براى صفوف خود با خطر جلوه دادن جريان مهدويت;

2) ايجاد شك و ترديد و تنفر در افراد به ويژه معتقدان به مهدويت;

3) برنامه ريزى براى نسل آينده(24) براى ايجاد نتفر در آنان كه اين مسئله شامل معتقدان به مهدويت هم مى‏شود .

ذكر موارد

1- فيلم (پيشگويى‏هاى نوسترا داموس) يا (مردى كه آينده را ديد) نمونه‏اى است كه هر سه هدف، و بيش‏تر دو هدف نخست را دنبال مى‏كند . در اين فيلم كه توسط كمپانى (گلدن ماير) صد در صد صهيونيستى - ساخته شده است، با تحريف و برداشت‏خاصى از پيشگويى‏هاى نوسترا داموس كه در قالب اشعارى رمزآميز بيان شده است، چهره‏ى امام زمان عليه السلام را چهره‏اى خشن و بسيار مخرب و وحشت زا معرفى، و پيامد حضور ايشان را جنگ‏ها و جنايت‏ها و ناامنى‏ها قلمداد كرده است .

   

 

 

 


يار صفحه


(1) مقام معظم رهبرى، انتظار، ش 2، ص 32، نقل از روزنامه‏ى رسالت 26/9/76 .

(2) مجله‏ى موعود، ش 19، فروردين و ارديبهشت 79، ص 26- 28 (نقل از بريتانيكا، ترجمه‏ى دكترين‏هاى مذاهب و اصول مذهبى آخرالزمان در مذاهب غرب، واژه‏ى (اسلام و زرتشت) (مهدى)، مرتضى دهقان و بهروز على زاده .)

(3) همان .

(4) ناصرالدين، صاحب الزمانى، ديباچه بر رهبرى، ص 200- 201 .

(5) ناصرالدين، صاحب الزمانى، ديباچه بر رهبرى، ص 200- 201 .

(6) منير بعلبكى، موسوعة المورد، واژه‏ى مهدى المنتظر .

(7) بغدادى، عبدالقاهر، الفرق بين الفرق، باب چهارم، ص 234، 235 . ترجمه و اقتباس .

(8) براى تحقيق بيش‏تر، خوانندگان گرامى را به كتاب عبدالله بن سبا، اثر انديشمند گرانقدر (علامه عسكرى) ارجاع مى‏دهيم .

(9) ابن خلدون كه متخصص در جا معه‏شناختى و تاريخ است، نه در علم حديث، تنها نوزده حديث از بيست و سه حديثى كه بررسى كرده، مورد تحقيق قرار داده است و صرفا، از هفت نفر نام برده است كه احاديث مهدى عليه السلام را روايت كرده‏اند و بدين ترتيب، سخنان چهل و هشت تن از علماى راوى احاديث المهدى را از مدار محاسبه خارج كرده است . نخستين ايشان، ابن سعد، صاحب طبقات (230هجرى) و آخرين ايشان، نورالدين هيثمى (م 807 هجرى) است . چنان كه از صحابه‏ى رسول‏خدا صلى الله عليه وآله وسلم كه احاديث مهدى به آن‏ها استناد داده مى‏شود، فقط از چهارده نفر ياد كرده و سى و نه تن ديگر را فرو مى‏گذارد . ر . ك: در انتظار ققنوس، سيد ثامر هاشم العميدى، ترجمه و تحقيق مهدى على زاده، ص 207 .

(10) سيد ثامر، هاشم العميدى، در انتظار ققنوس، ترجمه و تحقيق مهدى على‏زاده، ص 207 (نقل از تاريخ ابن خلدون، ج 1، فصل 52، ص 555، 556 .)

(11) ناصرالدين، صاحب الزمانى، ديباچه بر رهبرى، ص 201 .

(12) مجله‏ى موعود، ش 19، فروردين و ارديبهشت 79، ص 26- 28 (نقل از بريتانيكا، ترجمه‏ى دكترين‏هاى مذاهب و اصول مذهبى آخرالزمان در مذاهب غرب، واژه‏ى (اسلام و زرتشت) (مهدى) ، مرتضى دهقان و بهروز على زاده .)

(13) حسن بلخارى، تفاوت يا تهاجم فرهنگى، ص 130 .

(14) مقام معظم رهبرى، فصلنامه‏ى انتظار، ش 2، ص 32 نقل از رسالت 26/9/76 .

(15) همان .

(16) مجله‏ى تخصصى كلام اسلامى، شماره‏ى 43، انتظار فرج 2، نگارنده .

(17) همان .

(18) همان .

(19) براى روشن شدن برخى از اين ديدگاه‏ها، ر . ك: در شناخت جذب قاعدين زمان، ع، باقى; مجله‏ى تخصصى كلام اسلامى، شماره‏ى 43 . مقاله‏ى انتظار فرج 2، نگارنده .

(20) منهاج السنه . ج 1، ص 10و 20 (نقل از آخرين تحول، ص 90 .)

(21) احمدكسروى، بخوانند و داورى كنند، ص 79، 82 .(نقل در (انتظار، بذر انقلاب); حسين تاجرى، ص 186 .)

(22) مبانى و مفاهيم ماركسيسم، سازمان چريك‏هاى فدايى خلق تهران، ص 93 (نقل در (انتظار بذر انقلاب)، حسين تاجرى، ص 13 .)

(23) مقام معظم رهبرى، انتظار، ش 2، ص 33- 35، نقل از رسالت 26/9/76 .

(24) گفتنى است‏برنامه‏هاى دراز مدت، هميشه، مد نظر دشمن بوده است . اخبار سيماى جمهورى اسلامى، شبكه‏ى يك، از (نيويورك تايمز) چنين آورده است: (عرب نسبت‏به آمريكايى‏ها بد بين هستند بايستى كارى كرد كه نسل آينده‏ى آنان نسبت‏به ماخوش بين گردند .) جمعه 25/5/81 .