جهانى شدن و مقايسه‏ى آن با حكومت واحد جهانى حضرت مهدى عليه السلام / حجة الاسلام والمسلمين دكتر حبيب الله طاهرى

مقدمه

درباره‏ى آينده‏ى بشر. ديدگاه‏هاى مختلف وجود دارد. برخى مى‏گويند: (فساد و شر و بدبختى، لازمه‏ى جدا نشدنى حيات بشرى است و به خاطر پيشرفت سريع و حيرت‏آور فن‏آورى و صنعت و انباشت سلاح‏هاى مُخرّب و ويران‏كننده و سلاح‏هاى كشتار جمعى، بشر، به مرحله‏اى رسيده كه گور خود را با دست خود كنده و با نابودى كامل، بيش از يك گام فاصله ندارد. بنابراين، آينده‏ى بشر، بسيار تاريك و خطرناك است.)

گروهى ديگر آيندى‏بشر را روشن مى‏ببيند. انديشه‏ى پيروزى نهايى و تشكيل مدينه‏ى فاضله و حكومت واحد جهانى بر اساسى قسط و عدل، آرزوى ديرينه‏ى ملّت‏ها و فرهنگ‏ها است تا جايى كه هر يك از طرفداران اديان الهى مى‏گويند، آينده‏ى جهان، از آنِ ما است و هر مذهب و ملّتى، خود را پيروز نهايى مى‏داند و مصلح كلّ و سامان‏بخش زندگى بشر را از خود مى‏داند.

در اسلام، بويژه در مكتب تشيّع، توجّه به آينده و تشليك حكومت واحد جهانى بر اساسى قسط و عدل تحت رهبرى امام معصوم، جايگاه خاصّى دارد. در اين رابطه، سخنان بسيارى از رسول گرامى اسلامى صلى ‏اللّهُ ‏عليه ‏وآله‏ وسلّم و ائمه اطهار عليهم‏السّلام صادر شده است.

اين مسئله، در تاريخ اسلام، به نام (مهدويت) مطرح شده است و انتظار فرج، با زندگى آنان عجين گشته است و آنان دائم، در انتظار روزى نشسته‏اند كه آن رجل الهى و مصلح كل،يعنى حضرت حجت بن الحسن امام محمد مهدى عجّل ‏اللّه ‏تعالى‏ فرجه‏ الشّريف ظاهر گشته و آن حكومت واحد عدل جهانى را تشكيل دهد تا بشر به آرزوى ديرينه‏ى خود برسد و زندگى سعادت‏مند و فارغ از هر نوع ظلم و ستم و دغدغه‏ى خاطر را ببيند.

2- قرن بيستم، در تاريخ حيات بشر، قرنى ويژه و داراى امتيازات منحصر به فرد در ميان اعصار و قرون گذشته است بشر، در اين قرن، با ابتكار و به كارگيرى نبوغ و با تكميل اختراعات و اكتشاقات خويش در زمينه‏ى معادن و صنعت و با ساخت ماشين‏آلات و خصوصاً استفاده از اتم، توانست صفحات عظيمى از حيرت و شگفتى را بر پهناى گيتى بر جاى گذارد، و با تسلّط خويش بر بخش عظيمى از كره‏ى خاكى و محيط زيست، آن راتسخير كند. در اين قرن، بشر براى نخستين بار، با سفر به كره‏ى ماه و ساير سيارات، سير در آسمان‏ها را شروع كن تا به اسرار آسمان‏ها پى ببرد در اين قرن، بهره‏گيرى از رايانه، وارد زندگى بشر شد و امروزه، در تمام زمينه‏هاى زندگى، اعم از صنعتى، كشاورزى، بهداشتى، تجارى، علمى، فرهنگى، بدون بهره‏گيرى از رايانه، ادامه‏ى مسير، ميّسر نيست.

به هر حال، روند تحوّلات در قرن بيستم، در دهه‏ى هزار و نهصد و هفتاد ميلادى، وارد مرحله‏ى جديدى شد و در اواسط دهه‏ى هزار و نهصد و هشتاد، تقريباً، در تمامى زمينه‏ها، نشان خود را بر جاى گذاشت. در دهه‏ى هشتاد ميلادى، براى رجوع به اين دگرگوينها، مفاهيمى مانند جامعه‏ى فراصنعتى و فرا مدرن (پست مدرن) به كار مى‏رفت، امّا در دهه‏ى نود ميلادى مفهوم (جهانى‏شدن) رايج گرديد و مفهومِ مسلّط دوران معاصر شد، به گونه‏اى كه امروز، همه چيز با رجوع به اين مفهوم، مورد بررسى و تجزيه و تحليل قرار مى‏گيرد.

در ظاهر، امر جهانى شدن، يعنى ره سپردن تمامى جوامع به سوى جهانى وحدت يافته كه در آن، همه چيز در سطح جهانى مطرح و نگرفته مى‏شود. جهانى شدن در هر زمينه، ديگر مرز جغرافيايى نمى‏شناسد. جهانى شدن در زمينه‏ى اقتصادى، در هر كشورى اتفّاق بيفتد، بر اقتصاد ديگران تأثير مى‏گذارد.

با جهانى شدن،بُعد سرمايه نيز مرز ندارد. سرمايه،از يك طرف و اطّلاعات در طرف ديگر، بدون مرز، مثل باد مى‏چرخد و به سرعت جابه‏جا مى‏شود. اينترنت و شبكه‏هاى ماهواره‏اى و خبرى، ارتباطات مستمر و همزمان را بين مردم دنيا برقار مى‏كنند و دنيا به صورت دهكده‏ى جهانى در آمده است.(1)

امروزه، برخى اين نتيجه رسيده‏اند كه سعادت و خوش‏بختى و زندگى فارغ از هر دغدغه، تنها در صورتى است كه همه چيز جهانى باشد و تحت حكومت واحد جهانى اداره شود و لذا تمام همت خود را بر اين گذاشته‏اند كه همه چيز را جهانى سازند: اقتصاد جهانى؛ تجارت جهانى؛ فرهنگ جهانى؛ سياست جهانى؛ دهكده جهانى. بنابراين جهانى شدن، امرى حتمى و محقّق يافته و يا در حال تحقّق است پس بايد همه خود را با آن وفق دهند.

3- جهانى شدن در ابعاد گوناگون خود (اقتصاد، فرهنگ، سياست، مذهب) مباحث مختلفى را مى‏طلبد و اين طور هم نيست كه به راحتى بتوان اقتصاد، فرهنگ، سياست، مذهب‏هاى مختلف را به صورت واحد جهانى درآورد و يك شبه همه‏ى مرزها را در هم كوبيد. جهانى شدن، با چالش‏هاى زيادى رو به رو است (بحث‏هاى زيادى را مى‏طلبد.) ما، در اين مقاله، تنها مى‏خواهم ببينيم (جهانى شدن با دين و مذهب، چه تناسبى دارد؟ آيا در اين‏جا نيز با چالش‏ها روبرو است يا نه، همسو و همگون‏اند؟).

جهاين شدن در رابطه‏ى با مذهب و دين نيز مباحث بسيارى را مى‏طلبد، مانند: آثار و پيامدهاى جهانى شدن بر حيات دينى؛ آينده‏ى اديان در فرايند جهانى شدن؛ جهانى شدن و پويايى انتظرات از دين؛ جهانى شدن و حكومت‏هاى دينى؛ جهانى شدن و قلمروهاى دين؛ جهانى شدن و گفت‏وگوى اديان؛ بنيادگرايى و جنبش‏هاى ضد جهانى‏سازى؛ دين‏هاى محدود و دين‏هاى جهانى؛ حكومت واحد جهانى حضرت مهدى عليه السلام در مقايسه با جهانى شدن است. ما مى‏خواهيم ببينيم (آيا جهانى‏شدن، همان حكومت جهانى حضرت مهدى عليه السلام است يا غير آن؟ آيا جهانى شدن، مقدّمه‏اى براى آن حكومت واحد است يا اساساً ربطى با آن ندارد؟ آيا با جهانى‏سازى و سرانجام جهانى‏شدن، ما را از تشكيل حكومت واحد جهانى حضتر مهدى عليه السلام بى‏نياز مى‏كند و يا اين كه نياز بشر به آن حكومت عدل جهانى، به جاى خود محفوظ است؟ جهانى‏شدن با آن حكومت عدل جهانى حضرت مهدى عليه السلام چه وجه اشتراك و چه امتيازاتى دارد؟

براى پاسخ به اين پرسش‏هاى، نخست بايد جهانى‏شدن و حكومت واحد جهانى حضرت مهدى عليه السلام و سپس به مقايسه و سنجش آن دو با هم بپردازيم. بنابراين، مطالب اصلى مقاله، تحت عناوين ذيل مورد بررسى قرار مى‏گيرد:

1. جهانى شدن؛

2. حكومت واحد جهانى حضرت مهدى عليه السلام؛

3. مقايسه و بررسى وجه اشتراك و تمايز آن دو.

جهانى شدن(2)

جهانى شدن، يعنى ره سپردن تمامى جوامع به سوى جهانى وحدت يافته كه در آن، همه چيز در سطح جهانى مطرح و نگريسته مى‏شود. در حقيقت، جهانى شدن، به معناى آزادى مطلقِ كسب و كار، برداشته شدن تمامى موانع از سر راه، جريان يافتن سهل و ساده‏ى سرمايه و نفوذ آن در تمامى عرصه‏ها، حركت روان اطّلاعات و امور ماليّه و خدمات، تداخل فرهنگ‏ها آن هم به سوى يك‏سان شدگى و يكدستى است. البته، تمامى اين امور، در مقياسى جهانى رخ مى‏دهد و هدف نيز دست‏يابى به بازار واحد جهانى، فارغ از موانع امور توليد و سرمايه‏گذارى و خدمات و اشتغال خواهد بود.

برخى، پا را فراتر گذاشته‏اند، از حكومت واحد جهانى و پول واحد در سراسر جهان ياد مى‏كنند.(3)

به نظر گروهى ديگر، جهانى شدن، در حقيقت، فراتر از پديده‏ى كلاسيك (دولت – ملّت) است. به اين معنا كه با توجّه به رخدادهاى عظيم ارتباطى ورود بازيگران جديد به عرصه‏ى بين‏المللى، نفش (دولت – ملّت) تا حدود زيادى كم‏رنگ شده است. در اين معناى از جهانى‏شدن، دولت‏ها، ديگر تصميم گيرندگان اصلى در رويدادها نيستند و قدرت، در سياست جهانى، از دولت‏هاى محصور در مرزها به دولت‏هايى منتقل مى‏شود كه قادر به تكاپو در جهان‏اند.

گروهى نيز جهانى شدن را به عنوان گسترش روند رو به توسعه‏ى تجارت جهانى دانسته‏اند كه اكنون بازيگرانى از جنوب نيز به آن پيوسته‏اند.

كاربرد اصطلاح (جهانى شدن) به دو كتابى بر مى‏گردد كه در سال هزار و نهصد و هفتاد ميلادى انتشار يافت. كتاب نخست (جنگ و صلح در دهكده‏ى جهانى) تأليف مارشال مك لوهان و كتاب دوم، نوشته بر ژينسكى، مسئول سابق شوراى امنيت ملّى آمريكا در دوران رياست جمهورى ريگان بود. مباحث كتاب نخست، بر نقش پيشرفت وسائل ارتباطى در تبديل دنيا به دهكده‏ى واحد جهانى متمركز بود. در حال كه بحث اصلى كتاب دوم، درباره‏ى نقشى بود كه آمريكا مى‏بايست براى رهبرى جهان و ارائه‏ى نمونه‏ى جامع مدرنسيم به عهده مى‏گرفت.(4)

در عمل، بيش‏تر توافقهاى سياسى و اقتصادى كه پس از دو جنگ جهانى خسارت بار، بين مجموع كشورهاى جهان انجام گرفته و به نوعى، زمينه‏ساز همزيستى و همكارى بين‏المللى شده است، طلايه‏دار تحوّلى بوده كه (جهانى‏ شدن) ناميده مى‏شود.

اين پديده، روندى از ديگرگونى را به نمايش مى‏گذارد كه از مرزهاى سياست و اقتصاد فراتر مى‏رود و دانش، فرهنگ و شيوه‏ى زندگى را نيز در بر مى‏گيرد. از اين جهت، جهانى شدن، چند بُعدى است و قابل تسرّى به مشكل‏هاى گوناگونِ عمل اجتماعى، اقتصادى، سياسى، حقوقى، فرهنگى، نظامى، فن‏آورى، محيط زيست،... است.

بعضى از صاحب‏نظران، ويژگى‏هاى پنج‏گانه‏ى زير را براى جهانى شدن مطرح كرده‏اند:

1- گسترش كمپانى‏هاى چند مليّتى؛ اهميّت شركت‏ها در نظام جهانى، بيش از اهميّت دولت‏ها است. به عبارت ديگر، دولت‏هاى ملى، جاى خود را به كمپانى‏هاى بزرگ چند ملّيّتى داده‏اند و كشورهاى مختلف جهان با كمپانى‏هاى بزرگ خود مشخّص مى‏شوند.

2- پيوستگى بازارهاى مالى و بورس جهانى؛ اين پيوستگى، آن قدر سريع است كه در سالهاى اخير، روزانه، ميلياردها دلار در بازارهاى جهانى رد و بدل مى‏شود.

3- گسترش ارتباطات ماهواره‏اى و شبكه‏اى و به دنبال آن گسترش داد و ستدهاى فرهنگى در سطح جهان؛ گروهى، جهانى‏شدن را از كانال ارتباطات و داد ستدهاى فرهنگى مى‏نگرند.

4- گسترش شبكه حمل و نقل بين‏المللى و كاهش شديد هزينه‏هاى مربوط؛ اين امر، فرايند جهانى شدن را تسهيل كرده است و موجب شده است كه دنيا به رسميت ادغام و وحدت حركت كند.

5- تقسيم كار گسترده، بر اساس مباحث اقتصاددانان و جامعه شناسان، اقتصاد، وقتى شكوفا و بزرگ و پيچيده مى‏شود كه تقسيم كار اجتماعى، در آن گسترده‏تر مى‏شود، و به همين نسبت، دنيا هم وارد تقسيم كار گسترده‏اى شده است.(5)

هر چند كه جهانى‏شدن، پديده‏اى صرفاً اقتصادى نيست، لكن اقتصاد، با اهمّيّت‏ترين بُعدِ آن است؛ زيرا، در نظام سرمايه‏دارى كه سوداى رهبرى جهان كنونى را در سر دارد، سياست و فرهنگ - كه دو محور اصلى ديگر جهانى‏شدن است - تا حد زيادى تحت تأثير سياست‏گذارى اقتصادى قرار دارد. لذا سازمانهاى بين‏المللى، عمدتاً، در محور اقتصاد تنظيم شده‏اند. سازمانهاى اقتصادى بين‏المللى و اتحّاديّه‏هاى اقتصادى منطقه‏اى، نظير (آ.سه.آن)، (نفتا)، (اِكُو)، ادغام بازارهاى مالى، اتّحاد پولى كشورهاى اروپايى، ادغام بانك‏هاى بزرگ جهان، تأسيس سازمان تجارت جهانى، آزادسازى تبادل كالا و نقل و انتقال سرمايه بين كشورها، ادغام شركت‏هاى توليدى بزرگ، از اين قبيل‏اند.

تعاريفى از جهانى شدن

به نظر مى‏رسد با همه‏ى تعاريفى كه از جهانى‏شدن ارائه شده، تاكنون، تعريف روشن و جامعى از آن ارائه نشده است؛ زيرا، اوّلاً، اين پديده هنوز به حدّ تكامل نهايى خود نرسيده و هنوز دست‏خوش تحوّل است و هر روز، وجه تازه‏اى از ابعاد گوناگون آن مشخّص و نمايان مى‏شود.

ثانياً، هر كسى در مقام تعريف، بُعدى از ابعاد آن را بازگو مى‏كند. اغلب، به بَعدِ اقتصادى آن توجّه كرده‏اند. به هر حال به برخى از تعاريف اشاره مى‏كنيم:

1- جهانى شدن، فرايندى است اجتماعى كه در آن، قيد و بندهاى جغرافيايى كه بر روابط اجتماعى و فرهنگى سايه افكنده است، از بين مى‏رود و مردم به طور فزاينده، از كاهش اين قيد و بندها آگاه مى‏شوند.(6)

2- (كاستل) با اشاره به عصر اطّلاعات، جهانى‏شدن را ظهور نوعى جامعه‏ى شبكه‏اى مى‏داند كه در ادامه‏ى حركت سرمايه‏دارى، پهنه‏ى اقتصاد و جامعه و فرهنگ را در بر مى‏گيرد.

3- (جام تام لينسُون) جهانى‏شدن را فرايند توسعه‏ى سريع پيوندهاى پيچيده ميان جوامع و فرهنگ‏ها و نهادها و افراد در سراسر جهان معرّفى مى‏كند.

4- (هاروى) اين فرايند را در بردارنده‏ى دو مفهوم فشردگى زمان و مكان و كاهش فاصله‏ها تلقّى مى‏كند. در واقع، طبق اين نظر، فشردگى زمان و مكان، مهم‏ترين ويژگى جهانى‏شدن است؛ يعنى، فاصله كم مى‏شود و يا از بين مى‏رود، و زمان لازم براى پيمودن فاصله‏ها كاهش مى‏يابد و جهان بيش از پيش كوچك‏تر به نظر مى‏رسد و انسان‏هها و جوامع، به طريقى به هم نزديك‏تر مى‏شوند. پس چهانى شدن، فرايندى است كه روابط اجتماعى را بسط مى‏دهد و در سه حوزه‏ى اقتصاد و فرهنگو سياست، صادق است و بستر جريان اين روابط را از متن محلى به متن جهانى تغيير مى‏دهد.(7)

تاريخچه‏ى جهانى ‏شدن

ريشه‏هاى تاريخى جهانى‏شدن را مى‏توان به عمق تاريخ بشر و به زمان‏هاى قديم مربوط دانست. طبق نظر جامعه‏شناسان و باستان‏شناسان، زندگى بشر، از زندگى‏هاى محدود خانوادگى و انفرادى در جنگل‏ها و غارها و پناهگاه‏ها شروع شده و به تدريج، به جمعيّت‏هاى عشره‏اى و قبيله‏اى و اجتماعات محدود در كنار چشمه‏ها و رودخانه‏ها تبديل شده، بعداً، همين‏ها، روستاها و واحدهاى كوچك شده‏اند، و سپس شهرها تشكيل شده، و از شهرها، به تدريج، به كشورها و دولت‏ها پديد آورده‏اند. بنابراين، در مجموع، زندگى بشر، به سوى جهانى‏شدن در حركت است؛ يعنى، هر چه كه به پيش مى‏رويم، تفرقه‏ها كم و تجمّع‏ها زياد مى‏شود و هر چه كه به عقب برگرديم، به تفرقه‏هاى بيش‏تر مى‏رسيم. لذا مى‏گويند، جهانى‏شدن، يك امر طبيعى است.

البته، اين حركت، در قرون اخير، سرعت بيش‏تر به خود گرفته است و ديگر به صورت گذشته، كند حركت نمى‏كند؛ زيرا، با در اختيار گرفتن ابزارى مثل بُخار و اختراع ماشين و وسائل ارتباط جمعى و دريايى و زمينى و هوايى و توسعه‏ى راه‏ها، به تدريج، كشورها، تبديل به منطقه‏ها و حكومت‏هاى منطقه‏اى مى‏شوند، و چون اين جهانى‏شدن، در ابعاد مختلفِ اقتصادى و فرهنگى و سياسى، شكل مى‏گيرد، قهراً، بلوك‏ها درست مى‏شود و معلوم است وقتى ارتباطات بشر با ماهواره و اينترنت انجام گيرد، حركت به سوى جهانى شدن، با سرعت و شتاب بيش‏ترى انجام خواهد گرفت.

   

 

 

 


يار صفحه


(1) دكتر سليمان ايران‏زاده، جهانى شدن و تحولات استراتژيك در مديريّت و سازمان، ص 19.

(2) براى آگاهى بيشتر از جهانى‏شدن و جهانى‏سازى، به كتاب‏هاى زير مراجعه كنيد:

1- دام جهانى‏شدن، هانس پيتر مارتين و هارالدشومن؛ ترجمه‏ى حميدرضا شهميرزادى

2- پديده‏ى جهانى‏شدن، فرهنگ رجايى، ترجمه‏ى عبدالحسين آذرنگ.

3- جهانى‏شدن و تحوّلات استراتژيك در مديريّت و سازمان؛ دكتر سليمان ايران زاده.

4- جهانى‏شدن فرهنگ و سياست؛ دكتر سيّد على‏اصغر كاظمى.

5- جهانى‏شدن، مالكوم واترز، ترجمه‏ى: اسماعيل مردانى و سياوش مريدى

6- كشورهاى در حال توسعه و سازمان جهانى تجارت (گات)، ترجمه‏ى: دكتر احمد يزدانى‏پناه و سيف‏الله صادقى.

7- جامعه‏شناسى سياسى معاصر، كِيت نَش، ترجمه‏ى، محمّدتقى دلفروز، تهران 1380.

(3) دكتر سليمان ايران‏زاده، جهانى شدن و تحوّلات استراتژيك، ص 17.

(4) هانس پيتر مارتين و شومن، دام جهانى‏شدن، ترجمه‏ى حميدرضا شهميرزادى.

(5) جهانى‏شدن و تحولات استراتژيك در مديريّت و سازمان، ص 21.

(6) مالكوم واترز، جهانى‏شدن، ص 12.

(7) دكتر سليمان ايران‏زاده، جهانى‏شدن، ص 26 - 7.