نگاهى دوباره به انتظار (1) / مجيد حيدرى نيك

گفتم كه روى ماهت از ما چرا نهان است؟ گفتا: تو خود حجابى، ورنه رخم عيان است

گفتم كه از كه پرسم جانا نشان كويت؟ گفتا: نشان چه پرسى، آن كوى بى نشان است

راستى! انتظار چيست؟ چرا اين‏قدر به آن سفارش و پيرامونش گفت‏وگو شده است؟ تو پيام انتظار را نه تنها از لابلاى امواج بلند كلام مهربان رسول صلى الله عليه و آله و نسيم رساى سخنان بى‏همتاى على عليه السلام - كه پدران امت لقب گرفته‏اند(1) - مى‏شنوى، بلكه صداى هر يك از معصومين عليهم السلام ضمير هشيار تو را با ضرورت و اهميت آن آشنا مى‏كند .

زمانى مى‏توانيم معناى انتظار و حقيقت آن را درك كنيم كه بدانيم و لمس كنيم امام زمان عليه السلام را براى چه مى‏خواهيم قبل از اين‏كه معرفت‏به مهدى موعود پيدا كنيم، يك پيش فرض لازم و ضرورى است و آن اين است كه او را براى چه مى‏خواهيم و اصلا چه ضرورتى به وجود او مى‏باشد . در واقع تا نسبت‏به اين مساله تشنه نشويم، به حقايق آن دسترسى نخواهيم داشت . مادامى كه اين عطش انتظار و اين احساس نياز و به تعبير زيباى معصومين، عليهم السلام اضطرار و افتقار به حجت و امام عصر عليه السلام شكل نگيرد، به دنبال حضرتش نخواهيم رفت و د رانتظار ظهورش حركتى نخواهيم داشت كه:

آب كم جو، تشنگى آور به دست تا بجوشد آبت از بالا و پست

از اين رو مناسب است نگاهى دوباره به مقوله انتظار داشته باشيم . ما در اين بازخوانى مرورى خواهيم داشت‏بر عناوين زير:

1- حقيقت انتظار

2- ضرورت انتظار

3- ابعاد انتظار

4- ريشه‏هاى انتظار

5- آداب انتظار

6- آثار انتظار

7- پايان انتظار

1- حقيقت انتظار

اگر مفاهيم صحيح واقعى واژه‏ها درك شود، اشتباهات و سوء تفاهماتى كه در شناخت مذهب و اهداف آن براى عده‏اى پيش آمده يا مى‏آيد، مرتفع و اهداف واقعى مكتب، روشن مى‏شود . از جمله مفاهيمى كه برداشت‏هاى مختلفى از آن شده، انتظار ظهور و فرج مهدى موعود عليه السلام است . به همين خاطر شايسته است‏با كمى تامل و درنگ، در اين زمينه، كنكاشى داشته باشيم . انتظار از نظر ريشه‏ى لغوى،(2) به معناى درنگ در امور، نگهبانى، چشم به راه بودن و نوعى اميد داشتن به آينده، تعبير شده است . آن چه با مراجعه به كتب لغوى معلوم مى‏شود، اين است كه انتظار يك حالت روانى به همراه درنگ و تامل است . اما از اين معنا مى‏توان دو نوع برداشت كرد . يكى اين‏كه، اين حالت روانى و چشم به راهى، انسان را به عزلت و اعتزال و انزوا بكشاند و منتظر، دست روى دست‏بگذارد، وضعيت فعلى را تحمل كند و به اميد آينده‏ى مطلوب، فقط انتظار بكشد .

برداشت ديگر، اين است كه اين چشم به راهى و انتظار باعث‏حركت، پويايى و اقدام و عامل عمل و آمادگى وسيع‏تر گردد . اينك سؤال اين است كه كدام يك از اين دو معنا، مراد و مقصود بزرگان و رهبران دينى است؟ با مراجعه به متون روايى، مشاهده مى‏شود كه معصومين عليهم السلام خيلى روشن و صريح با ارايه‏ى تصويرى مناسب از انتظار، روى برداشت اول، خط بطلان كشيده و براى اين‏كه هرگز آن معنا به ذهن مخاطب خطور نكند، به قسمت مهم و اساسى مفهوم انتظار اشاره كرده‏اند كه انتظار، عمل است، آن هم افضل و بزرگ‏ترين اعمال(3) يا عبادت است، آن هم محبوب‏ترين عبادت و عمل.(4) اساسا اين يك قاعده‏ى عقلى و منطقى است; آن كس كه وضعيت موجود را نمى‏پذيرد و تحمل نمى‏كند، در انتظار گشايش است: من انتظر امرا تهيا له .

بنابراين، بعضى كه انتظار را خاموشى و گوشه‏گيرى و اعتزال و مذهب احتراز(5) معرفى كرده‏اند و بدين وسيله، آن را مورد هجوم قرار داده‏اند، به خطا رفته‏اند; چون حقيقت انتظار را درك نكرده‏اند و تيرى در تاريكى انداخته‏اند . كما اين‏كه آن‏ها كه انتظار را مذهب اعتراض(6) معرفى كرده‏اند، آن هم اعتراضى كه از سقيفه و از زبان على عليه السلام آغاز شد، به بى‏راهه رفته‏اند . در برابر اين نگاه، دو پرسش مطرح است . اول اين‏كه، دامنه‏ى اين اعتراض تا كجاست؟ تا رفاه، تا عدالت، تا عرفان، تا آزادى، تا شكوفايى و تكامل و يا . . . . دوم اين‏كه، پى‏آمد اين اعتراض، چيست؟ چه بارى بر دوش منتظر مى‏گذارد و اين نفى با چه اثباتى همراه مى‏شود؟ در مورد پرسش اول بايد بگوييم كه آرمان‏هاى دينى از تكامل و شكوفايى استعداد آدمى، بالاتراست; چون زمانى كه انسان به تكامل هم برسد، باز مساله اين است كه مى‏خواهد در چه جهتى مصرف شود؟ رشد يا خسر؟ اين دو مساله‏ى اساسى بعد از تكامل و شكوفايى است . پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرموده‏اند:

الناس معادن كمعادن الذهب و الفضه .(7)

مردم معدن هستند مثل معدن طلا و نقره .

استفاده از معادن، سه مرحله دارد: اول، كشف; دوم، استخراج; سوم، شكل دادن . تا اين‏جا مرحله‏ى كمال و شكوفايى است، اما اين آهن شكل گرفته كه مثلا به شكل اتومبيل درمى‏آيد، جهت مى‏خواهد . پس مرحله‏ى چهارم، جهت‏يابى اين معدن، اين انسان است . جهت‏به سوى كيست؟ به سوى پايين‏تر از خود و رضايت‏به زندگى حيوانى و همين حيات دنيوى؟(8) اين تنزل است . انسان با كم‏ترين مقايسه درمى‏يابد كه از حيوانات بالاتر است . در نتيجه، هدفى برتر مى‏يابد; حركت‏به سوى بالاتر از خودمان . اين تحرك است، رشد است . بالاتر از من كيست؟ لابد آفريننده‏ى انسان كه حاكم و خالق هستى است.(9) و امامت، هدايت‏گر اين حركت و سير صعودى است كه بعد از مقام رسالت، به اين مهم مى‏پردازد و اكنون علم اين حركت را بايد در دستان پرمهر مهدى موعود عليه السلام جست‏وجو كرد.

در مورد پرسش دوم هم بايد گفت منتظر مهدى، آماده است و براى سلطان و تسلط مهدى عليه السلام زمينه‏سازى مى‏كند، چنان‏چه در حديث آمده است: و يوطئون للمهدى سلطانه .(10)

اهميت اين آمادگى و زمينه سازى را در پيام صادقانه‏ى امام صادق عليه السلام مى‏توان جست‏وجو كرد كه در آن، به حداقل آمادگى، اشاره شده است:

ليعدن احدكم لخروج القائم و لو سهما فان الله اذا علم ذلك من نيته رجوت لان ينسى فى عمره حتى يدركه و يكون من اعوانه و انصاره .(11)

بايد هركدام از شما براى خروج قائم، آمادگى پيدا كند، اگر چه با تهيه كردن يك تير باشد; چون وقتى خداوند ببيند كسى به نيت‏يارى مهدى عليه السلام اسلحه تهيه كرده است، اميد است كه عمر او را دراز كند، تا ظهور او را درك كند و از ياوران مهدى عليه السلام باشد .

از طرفى مهم‏ترين لقب پيشواى منتظر، (قائم) است كه براى احترام هنگام شنيدن آن، قيام لازم است، ليكن حكمت اجتماعى اين احترام نيز ما را به معناى حقيقى انتظار رهنمون مى‏سازد و در واقع، انسان منتظر با اين حركت‏خود مى‏خواهد نشان دهد كه در حال آمادگى براى قيام و مبارزه و جهاد است.(12) بعضى به اشتباه فكر مى‏كنند كه همه‏ى كارها خود به خود و بدون زمينه سازى و آمادگى درست مى‏شود . در حالى‏كه هيچ‏گاه بناى عالم بر اين استوار نبوده كه كارها خود به خود درست‏شود و بدون هيچ رنجى و جهادى، مشكلات بشريت‏حل شود . جملات حكيمانه‏ى امام باقر عليه السلام در اين مورد، جالب توجه است:

. . . قلت لابى جعفر عليه السلام: انهم يقولون: ان المهدى لو قام، لاستقامت له الامور عفوا و لا يهريق محجة دم، فقال: كلا، و الذى نفسى بيده، لو استقامت لاحد عفوا لاستقامت لرسول الله صلى الله عليه و آله حين ادميت رباعيته و شبح فى وجهه كلا و الذى نفسى بيده حتى نمسح نحن و انتم العرق و العلق . ثم مسح بجبهته .(13)

. . . به خدمت امام محمد باقر عليه السلام عرض كردم: مردم مى‏گويند چون مهدى قيام كند، كارها خود به خود درست مى‏شود و به اندازه‏ى يك حجامت، خون نمى‏ريزد . فرمود:

هرگز چنين نيست . به خداى جان آفرين سوگند! اگر قرار بود كار براى كسى، خود به خود درست‏شود، براى پيامبر صلى الله عليه و آله درست مى‏شد، هنگامى كه دندانش شكست و صورتش شكافت . هرگز چنين نيست كه كار خود به خود درست‏شود . به خداى جان آفرين سوگند! كار درست نخواهد شد تا اين‏كه ما و شما در عرق و خون غرق شويم‏. آن‏گاه به پيشانى خود دست كشيد .

اينك با توجه به معناى لغوى و روايات پيرامون انتظار و اقوال و انظار در اين زمينه، مى‏توان گفت كه انتظار نه احتراز است و گوشه نشينى و نه اعتراض و نفى طاغوت‏ها . در واقع، اين‏ها حالت روحى و روانى محض هستند، بلكه انتظار، عمل و اقدام است . پويايى و حركت است . به همين خاطر در لسان روايات، انتظار بهترين و محبوب‏ترين عمل معرفى شده است .(14) حقيقت انتظار بسيار بالاتر از اين محدوده‏هاست . انتظار جنبه‏ى اثباتى دارد; يعنى آمادگى و اقدام . منتظر فرزند محبوب و دلدار عزيز، اقدام مى‏نمايد و در خود و در محيط اطراف، نشان و اثر مى‏گذارد . منتظر مهدى و قائم آل محمد عليه السلام چگونه مى‏تواند آماده نشود و زمينه سازى نكند . در حالى‏كه به شمشير زدن در ركاب پيامبر صلى الله عليه و آله بر فرق دشمن(15) تشبيه شده، اساسا انتظار خشك و خالى، به عبارت ديگر اميد ذهنى به آن‏كه در جامعه تحقق يابد و آثارش آشكار شود، هيچ‏گاه بهترين عمل نخواهد بود و اين معانى، حاكى از حضور در صحنه و فعاليت‏هاى علمى و كار و كوشش و زمينه سازى عينى است نه نيت‏بدون عمل و اميد ذهنى بدون آثار عملى. پس انتظار به معنى آينده نگرى، دگرگونى است و اين دگرگونى به زمينه سازى، احتياج دارد.

2- ضرورت انتظار

عقيده به ظهور مصلح و آمادگى براى يك انقلاب جهانى، آن‏قدر حياتى و لازم بوده است كه پيشوايان دينى انتظار را استراتژى مهم اين برهه‏ى تاريخى دانسته و حكم و دستور به آن در دوران غيبت داده‏اند .(16) اهميت و ضرورت دوره‏ى انتظار را مى‏توان از زواياى مختلف بررسى كرد:

الف - توجه به معنا و حقيقت انتظار، دريچه‏اى است‏ براى رسيدن به اين مهم . همان‏طورى كه قبلا به طور كامل بحث‏شد، انتظار يك دوره‏ى آماده‏سازى و زمينه سازى است و هر انقلاب و حركتى كه اين دوره را پشت‏سر نگذاشته باشد ابتر و ناقص و بى‏ثمر خواهد بود . ما كسانى را مى‏بينيم كه به پا ايستاده‏اند و راه افتاده‏اند، ولى دوره انتظارى نداشته‏اند . گويا چيزى نمى‏خواسته‏اند و تنها بر اساس جو محيط و جريان حاكم به رفتن وادار شده بودند . اين‏ها بدون انتظار و بدون آماده باش در گام‏هاى اول گرفتار شده‏اند و به خودخورى و فرار از خويشتن رسيده‏اند و آخر سر در زير فشار ابهام‏ها و اشكال‏ها، در مرحله فكر و اعتقاد، در مرحله‏ى ظرفيت و تحمل، در مرحله‏ى طرح ريزى و در مرحله‏ى عمل، از كمبود امكانات گرفته تا نيازهاى اقتصادى و نيازهاى تخصصى و علمى و حتى آمادگى بدنى و توانايى جسمى، در زيربار اين فشارها و ابهام‏ها، به انزوا و فرار از كار و جدايى از عمل روى آورده‏اند . طبيعى است آن‏ها كه عمل زده بودند، بعدها با نفرت، عرفان زده، فلسفه زده و علم زده و كلاس زده هم بشوند و به دنبال پناه‏گاهى بگردند . كه باز هم طبيعى است كه به پناهى نرسند و سرگردان بمانند .

اين خاصيت انتظار است كه تو را وادار مى‏كند تا كمبودها را حدس بزنى و براى تامينش بكوشى و اين خاصيت انتظار است كه تو را به آمادگى و حضورى مى‏رساند كه ما نعم‏ها را بشناسى و براى رفع‏شان، برنامه بريزى . آن‏جا كه آدم مى‏بيند آدم‏هايى استخوان‏دار پس از سال‏ها تحصيل چگونه سر در گم هستند و نمى‏دانند چه كنند و خسته و رنجور و آزرده و سر در لاك شده‏اند با پرسش رو به رو مى‏شود علت انزوا و خستگى اين‏ها همان نداشتن دوره‏ى انتظار است . اين‏ها نديده آمده‏اند و طبيعى است كه با ديدن مشكلات، متحير و سرگردان شوند يا اين‏كه تجديد نظر دوباره داشته باشند و از اساس، كارشان را درست كنند و بنيادى پيش بيايند .

ب - از طرفى، ضرورت و اهميت دوره انتظار را مى‏توان از لابه‏لاى صفحات تاريخ نيز به دست آورد .

پس از رحلت رسول اكرم صلى الله عليه و آله و شهادت اميرالمؤمنين عليه السلام و سيدالشهدا عليه السلام تابه امروز، ريشه تمام حركت‏ها و نهضت‏هاى شيعى عليه باطل و استثمارگران، همين فلسفه‏ى اجتماعى انتظار و عقيده به ادامه‏ى مبارزه تا پيروزى حق بوده است . اين امر چنان مورد توجه بزرگان دين قرار گرفته تا آن‏جا كه يكى از معيارهاى پذيرش اعمال معرفى شده است.(17) از مهم‏ترين رازهاى نهفته‏ى بقاى تشيع همين روح انتظارى است كه كالبد هر شيعه را آكنده ساخته و پيوسته او را به تلاش و كوشش و جنبش وامى‏دارد و مانع از نوميدى و بى تابى و افسردگى و درماندگى او مى‏گردد . اين تاثير آن‏قدر ملموس و كارساز بوده كه اسلام پژوهان غربى(18) نيز از آن گفت‏وگو كرده‏اند.

   

 

 

 


يار صفحه


(1) قال رسول‏الله: عليه السلام (انا و على ابوا هذه الامة) . عيون اخبار الرضا، ج 1، ص 85; تفسير برهان، ج 1، ص 369 .

(2) التحقيق فى كلمات القرآن، حسن مصطفوى، ج 12، ص 166 .

(3) افضل اعمال امتى انتظار الفرج من الله عزوجل‏، (انتظارالفرج من اعظم العمل) . كمال الدين، ج 2، باب 55، ح 1; بحار الانوار، ج 52، ص 122 .

(4) انتظار الفرج عبادة، (سئل عن على عليه السلام رجل اى الاعمال احب الى الله عزوجل، قال على عليه السلام: انتظار الفرج‏). همان.

(5) حلاج، على ميرفطروس .

(6) انتظار مذهب اعتراض، دكتر على شريعتى .

(7) نهج الفصاحة .

(8) ارضيتم بالحيوة الدنيا. توبه، 38 .

(9) چنان ‏چه در نماز هم به همين جهت آموزش داده مى‏شود و در سجده مى‏ خوانيم: (سبحان ربى الاعلى و بحمده) ; (پاك است‏خداى من كه برتر است.)

(10) ميزان الحكمه، ج 2، ص 568; كنز العمال، ح 38657 .

(11) الغيبه، نعمانى; بحارالانوار، ج 52، ص 366 .

(12) مرحوم طالقانى در مجله‏ى (مجموعه‏ى حكمت) ، شماره‏ى 1 و 2، سال سوم، در اين باره مى‏گويد: (اين دستور قيام، شايد براى احترام نباشد و الا براى خدا و رسول و اولياى مكرم ديگر هم بايد به احترام، قيام كرد، بلكه دستور آمادگى و فراهم كردن مقدمات نهضت جهانى و در صف ايستادن، براى پشتيبانى اين حقيقت است...).

(13) الغيبة، نعمانى; بحارالانوار، ج 52، ص 358 .

(14) اين‏كه در روايات، انتظار به عنوان عمل مطرح شده و در روايتى داريم: (نية المؤمن خير من عمله) ; نيت در مقابل عمل قرار گرفت روشن مى‏شود . در اين‏جا انتظار نيت‏بدون عمل و اميد ذهنى بدون آثار عملى، هرگز مراد نيست

(15) كمن قارع مع رسول الله بسيفه. بحارالانوار، ج 52، ص 126 .

(16) ان القائم منا هو المهدى الذى يحب ان ينظر فى غيبته و يطاع فى ظهوره. منتخب الاثر، ص 223.

(چون در لابه‏لاى مباحث گذشته و آينده، از رواياتى در مورد ارزش و فضيلت و اهميت انتظار بحث‏شده است، در اين جا از پرداختن به اين مساله خوددارى شده است . ر . ك: بحارالانوار، ج 52، صص 122- 125، 140 و 223; غيبت نعمانى، ص 200; منتخب‏الاثر، صص 496- 498 و 234; اصول كافى، ج 2، ص 176.

(17) عن الى عبدالله عليه السلام انه قال: الا اخبركم بمالا يقبل الله عزوجل من العباد عملا الا به؟ فقلت: بلى، فقال . . . و انتظار القائم عليه السلام. (امام صادق عليه السلام به راوى فرمود: آيا ملاك قبولى اعمال بندگان را به شما خبر دهم؟ راوى گفت: بله، امام فرمود: عبارتند از . . . و انتظار مهدى قائم آل محمد عليه السلام) الغيبة، نعمانى، ص 200 .

(18) به دليل مفصل شدن مقاله از نقل نظريات دانشمندان مسلمان در اهميت و ضرورت اين دوران مى‏گذريم; زيرا ما را از هدف اصلى دور مى‏كند . به علاوه شنيدن حقايق از زبان ديگران، اثر گذارتر و در مجموعه روشن‏گر بسيارى از واقعيت‏هاى پنهان مى‏شود كه ما به‏خاطر تكرار و زياد شنيدن از كنار شان به سادگى گذشته‏ايم .