|
اشاره
من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتته جاهليه (كسى كه
بميرد و نشناسد امام زمانش را همانا با مرگ در جهالت مرده
است) شناخت موعود آخر الزمان و حجتبر حق زمان، تكليف
هميشه شيعه اهل بيت است.
در اين باره روايات بسيارى در منابع روايى مسلمين اعم از
شيعيان و برادران اهل تسنن آمده است.
واحد تحقيقات مركز فرهنگى موعود، تحقيق و تفحص درباره
روايات را در دستور كار خود قرار داده است.
اين مقاله، در زمره اولين آثارى است كه بحضور طالبان چشمه
خورشيد تقديم مىشود.
از دلايل عقلى و نقلى فراوانى استفاده مىشود كه بايد همه
انسانها در همه اعصار و امصار، امام زمان خود را بشناسند،
وگرنه رشته اتصال آنان از آئين مقدس اسلام گسسته، به عهد
بربريت و جاهليتخواهند پيوست.
در اين مقاله ما در صدد برشمردن دلايل عقلى و نقلى اين
حقيقت نيستيم، بلكه تنها از اسناد و مدارك حديث معروف: (من
مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتته جاهلية) سخن خواهيم
گفت و تعبيرهاى مختلف اين حديثشريف را به مقدارى كه در يك
مقال بگنجد برخواهيم شمرد.
با توجه به اين كه اين حديثبا تعبيرهاى مختلفى در منابع
اهل تشيع و تسنن آمده، متون وارده را با دقت كامل بررسى
كرده، در سه بخش تقديم خوانندگان گرامى مىنماييم:
1-متونى كه عينا - بدون هيچ كم و زياد - در منابع شيعه و
سنى آمده است.
2- متونى كه فقط در منابع اهل سنت آمده است.
3- متونى كه فقط در منابع شيعه وارد شده است.
بخش اول:
متونى كه در منابع شيعه و سنى بدون هيچ كم و كاست آمده:
1- (من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية):
(هركس بميرد و امام زمانش را نشناسد به مرگ جاهلى مرده است.)
اين متن مشهورترين متن اين حديثشريف است كه جمع كثيرى از
علماى شيعه و سنى آن را با سلسله اسناد خود، در كتابهاى
حديثى،لام صلىالله عليه و آله روايت كردهاند.
و اينك راويان اين حديثبا اين تعبير از علماى شيعه:
1- سيد مرتضى علمالهدى، متوفاى436 ه
.(1)
2- امينالاسلام، ابوعلى، فضل بن حسن
طبرسى، متوفاى 548 ه.(2)
3- على بن عيسى اربلى، متوفاى693 ه .(3)
4- على بن حسين بن عبدالعالى، مشهور به
(محقق كركى) متوفاى 940 ه .(4)
5 - شيخ بهاءالدين محمد عاملى، مشهور
به (شيخ بهائى) متوفاى 1030 ه .(5)
6 - ملا محسن فيض كاشانى، متوفاى 1091
ه .(6)
7- محمدبن حسن، مشهور به (شيخ حر عاملى)
متوفاى 4-11 ه.(7)
8 - مولى محمد باقر مجلسى، متوفاى 1110
ه .(8)
و اما راويان اين حديثشريف به همين تعبير از اهل سنت:
1- مسلم بن حجاج نيشابورى، متوفاى 261
ه .(9)
2- قاضى عبدالجبار معتزلى، متوفاى 415
ه .(10)
3- محمدبن فتوح حميدى، متوفاى 488 ه .(11)
4- مسعودبن عمر بن عبدالله، مشهور به (سعدالدين
تفتازانى) متوفاى 791 ه .(12)
5 - على بن سلطان، مشهور به (ملا على
قارى)(13)
6 - مولى حيدر على فيضآبادى هندى،
متوفاى 1205 ه .(14)
7- حافظ سليمانبن ابراهيم قندوزى،
متوفاى 1294 ه .(15)
2- (من مات ولم يعرف امام زمانه فقد مات ميتة جاهلية):
در اين متن فقط كلمه (فقد) بر متن نخستين افزوده شده و
مفهوم حديث را با تاكيد بيشترى بيان مىكند.
اين متن را از علماى بزرگ شيعه:
ابوجعفر محمد بن على بن شهراشوب، متوفاى 588 ه . روايت
كرده(16)
و از علماى اهل سنت گروهى آن را نقل كردهاند كه از آن
جمله است:
1- شيخ ابوسعيد خادمى حنفى، متوفاى
1168 ه .(17)
2- قاضى بهلول بهجت افندى، مشهور به
(قاضى زنگنه زورى) متوفاى 1350 ه .(18)
3- (من مات بغير امام مات ميتة جاهلية):
(هر كس بدون امام از دنيا برود به مرگ جاهلى از دنيا رفته
است.)
راويان حديثشريف از علماى شيعه:
هور به (شيخ مفيد) متوفاى413 ه .(19)
2- محمد بن مسعود بن عياش سلمى، از
بزرگان قرن سوم هجرى.(20)
3- شيخ محمد مشهدى، از علماى قرن
دوازدهم هجرى.(21)
و اما راويان آن از علماى بزرگ اهل سنت:
1- ابوداوود سليمان بن داود طيالسى،
متوفاى 204 ه .(22)
2- احمد حنبل پيشواى حنابله، متوفاى
241 ه .(23)
3- ابوالقاسم سليمان بن احمد طبرانى،
متوفاى 360 ه .(24)
4- عبدالحميد، ابن ابىالحديد معتزلى،
متوفاى656 ه .(25)
5- نورالدين على بن ابى بكر هيثمى،
متوفاى807 ه .(26)
6- على بن حسامالدين، مشهور به (متقى
هندى) متوفاى 975 ه.(27)
7- محمد بن سليمان مغربى، متوفاى 1094
ه .(28)
4- (من مات لا يعرف امامه مات ميتة جاهلية):
(هركس بميرد و امامش را نشناسد با مرگ جاهلى مرده است.)
اين متن را حافظ سليمان بن ابراهيم
قندوزى، متوفاى 1294 ه . از بزرگان اهل سنت در كتاب
ارزشمند (ينابيعالمودة) روايت كرده(29)
و جمع كثيرى از علماى بزرگ شيعه آن را در منابع حديثى خود
آوردهاند كه از آن جمله است:
1- ابوجعفر احمدبن محمد بن خالد برقى،
متوفاى 274 ه .(30)
2- على بن حسين بن موسى بن بابويه -
پدر شيخ صدوق - متوفاى329 ه .(31)
3- محمدبن يعقوب كلينى، متوفاى329 ه.(32)
4- محمد بن ابراهيم نعمانى، از بزرگان
شيعه در قرن چهاردهم هجرى.(33)
5 - محمد بن على بن بابويه، مشهور به
(شيخ صدوق) متوفاى 381 ه .(34)
6 - ابوجعفر محمد بن حسن طوسى، متوفاى
460 ه .(35)
7- سيد هاشم بحرانى، متوفاى1109 ه .(36)
8 - مولى محمد باقر مجلسى، متوفاى 1110
ه .(37)
5 - (من مات ليس عليه امام فميتته جاهلية):
(هركس بميرد و امامى بر او نباشد، مرگش بر عهده جاهليت است.)
اين متن را از بزرگان اهل سنت (طبرانى) متوفاى 360 ه. در
معجم كبير(38)
و فضل بن شاذان نيشابورى، متوفاى 260 ه . از اصحاب امام
رضا عليهالسلام در كتاب گرانسنگ (الايضاح) روايت كردهاند.(39)
يار صفحه
(1)
الذخيرة فىالكلام: چاپ 1411 ه قم، ص 495.
(2)
اعلامالورى
باعلامالهدى: چاپ بيروت، ص 415.
(3)
كشفالغمة: چاپ بيروت، ج3 ص 318.
(4)
نفحاتاللاهوت: چاپ نجف ص13 و ترجمه آن: چاپ مشهد
ص23.
(5)
اربعين شيخ بهائى: چاپ1373 ش. قم، ص206.
(6)
سفينةالبحار: چاپ 1414ه اسوه، ج6 ص 75.
(7)
وسائلالشيعة: چاپ 30 جلدى آلالبيت قم، ج16
ص246.
(8)
بحارالانوار: چاپ 110 جلدى تهران، ج 8 ص 368، ج
32، ص 321 و 331، ج 51 ص 160، ج 68 ص339.
(9)
صحيح
مسلم، به نقل ملاعلى قارى در خاتمه (الجواهر
المضيئة) جلد 2 ص457 (الغدير: 10/360).
(10)
المغنى: ج 1 ص116 (شناخت امام ص 34).
(11)
الجمع
بينالصحيحين حميدى، به نقل قاضى نورالله شوشترى
در احقاق: ج 2 ص306.
(12)
شرح
المقاصد: چاپ 1405 ه. قاهره، ج 5 ص239.
(13)
الجواهرالمضيئة: ج 2 ص509 (شناخت امام ص 41).
(14)
ازالةالغين:
چاپ دهلى، (شناخت امام ص 42).
(15)
ينابيعالمودة: چاپ1416 ه. اسوه، ج3 ص 372.
(16)
مناقب
آل ابىطالب: چاپ 1412ه. بيروت، ج 1 ص 304.
(17)
بريقةالمحموديه:
چاپ قاهره، ج 1 ص116 (احقاق:19/651).
(18)
تشريح
و محاكمه در تاريخ آل محمد: چاپ1403ه. تهران،
ص166.
(19)
اختصاص شيخ مفيد، چاپ جامعه مدرسين قم، ص268
(20)
تفسير
عياشى : چاپ 1380 ه. تهران، ج 2 ص303.
(21)
تفسير
كنزالدقائق: چاپ ارشاد تهران، ج7 ص 460.
(22)
مسند
طيالسى: چاپ حيدرآباد دكن، ص259 ح1913.
(23)
مسند
احمد: چاپ1313ه قاهره، ج 4 ص96.
(24)
معجم
كبير: چاپ 1404 ه. بيروت، ج19 ص 388 ح 910 و مسند
الشاميين: ج 2 ص 438 (المسترشد: 178).
(25)
شرح
نهجالبلاغه: چاپ مصر، ج19 ص 155.
(26)
مجمعالزوائد: چاپ1353 ه. قاهره، ج 5 ص 218.
(27)
كنزالعمال: چاپ بيروت، ج 1 ص103ح 464،ج6 ص 65
ح1486.
(28)
كنزالعمال: چاپ بيروت، ج 1 ص103ح 464،ج6 ص 65
ح1486.
(29)
مجمعالفوائد: چاپ بيروت، ج 2 ص259 (شناخت امام:
42).
(30)
ينابيعالمودة: چاپ انتشارات اسوه، تهران، ج 1 ص
351.
(31)
محاسن
برقى: چاپ مجمع جهانى اهلبيت، ج 1 ص 252 ح 475.
(32)
الامامة والتبصرة: چاپ بيروت، ج 1 ص377.
(33)
اصول
كافى، چاپ بيروت، ج 1 ص377.
(34)
ثوابالاعمال:
چاپ 1392ه. نجف اشرف، ص 205.
(35)
اختيار رجال كشى: چاپ دانشگاه مشهد، ص 425 ح799.
(36)
تفسير
البرهان: چاپ بيروت، ج 1 ص386.
(37)
بحارالانوار: ج 8 ص 362 و ج23 ص 78 و 85.
(38)
معجمكبير طبرانى: ج 10 ص289 ح10687.
(39)
الايضاح: چاپ دانشگاه تهران، ص 75.
|