(بار الها! خودت را به من بشناسان كه اگر خود را به من نشناسانى پيغمبرت را نخواهم شناخت ، بارالها!پيغمبرت را به من بشناسان كه اگر پيغمبرت را به من نشناسانى حجت تو را نخواهم شناخت . بارالها! حجت‏خود را به من بشناسان كه اگر حجتت را به من،نشناسانى از دينم گمراه مى‏گردم، خداوندا! مرا به مرگ جاهليت نميران و دلم را از (حق) پس از آنكه هدايتم فرمودى منحرف مگردان ...)

مؤلف كتاب ارزشمند (مكيال المكارم فى فوائد الدعا للقائم‏) مراد و مقصود از (معرفت امام) را، كه در روايتهاى يادشده بر آنها تاكيد شده بود، چنين توضيح مى‏دهند: (بدون ترديد مقصود از شناختى كه امامان ما، كه درودها و سلامهاى خداوند برايشان باد، تحصيل آن را نسبت‏به امام زمانمان امر فرموده‏اند، اين است كه ما آن حضرت را آنچنانكه هست‏بشناسيم. به گونه‏اى كه اين شناخت‏سبب درامان ماندن ما از شبهه‏هاى ملحدان و مايه نجاتمان از اعمال گمراه كننده مدعيان دروغين باشد، و اين چنين شناختى جز به دو امر حاصل نمى‏گردد: اول ، شناختن شخص امام عليه السلام، به نام و نسب ، و دوم ، شناخت صفات و ويژگيهاى او و به دست آوردن اين دو شناخت از اهم واجبات است.)(1)

البته امر دومى كه در كلام يادشده بدان اشاره شده ، در عصر ما از اهميت‏بيشترى برخوردار بوده و در واقع اين نوع شناخت است كه مى‏تواند در زندگى فردى و اجتماعى منتظران منشااثر و تحول باشد. زيرا گر كسى بحقيقت‏به صفات و ويژگيهاى امام عصر عليه السلام و نقش و جايگاه آن حضرت در عالم هستى و فقر و نياز خود نسبت‏به او واقف شود ، هرگز از ياد و نام آن حضرت غافل نمى‏شود.

نكته مهمى كه در اينجا بايد در نظر داشت اين است كه شناخت و معرفت‏حقيقى نسبت‏به حجت‏خدا جز با عنايت‏حضرت حق حاصل نمى‏شود و همچنانكه ، در دعايى كه پيش از اين بدان اشاره كرديم ، ملاحظه شد بايد از درگاه الهى توفيق شناخت‏حجتش را درخواست كرد، تا بدين وسيله از گمراهى و سرگردانى نجات يافت. اين موضوع را از روايتى كه مرحوم كلينى به سند خود از محمد بن حكيم نقل كرده نيز مى‏توان استفاده كرد، در اين روايت آمده است:

(قال: قلت: لا بى عبدالله عليه السلام، المعرفة ،من صنع من هى ؟ قال: من صنع‏الله ، ليس للعباد فيها صنع‏).(2)

(از ابى‏عبد الله (امام جعفر صادق) عليه السلام ، پرسيدم: معرفت‏ساخته كيست؟ فرمود: از ساخته‏هاى خداوند است و براى بندگان نقشى در حصول معرفت نيست.)

2- تهذيب نفس و كسب فضائل اخلاقى

وظيفه مهم ديگرى كه هر شيعه منتظر بر عهده دارد تهذيب نفس و آراستن خود به اخلاق نيكو است، چنانكه در روايتى كه نعمانى به سند خود از امام صادق عليه السلام، نقل مى‏كند آمده است:

(من سره ان يكون من اصحاب القائم، فلينتظر ، وليعمل بالورع و محاسن الاخلاق، و هو منتظر، فان مات و قام القائم عليه السلام، بعده كان له من الاجر مثل‏الاجر من ادركه فجدوا و انتظروا، هنيئا لكم ايهاالعصابة المرحومة).(3)

(هر كس دوست مى‏دارد از ياران حضرت قائم عليه السلام، باشد بايد كه منتظر باشد و در اين حال به پرهيزكارى و اخلاق نيكو رفتار نمايد، در حاليكه منتظر باشد، پس چنانچه بميرد و پس از مردنش قائم عليه السلام،بپاخيزد، پاداش او همچون پاداش كسى خواهد بود كه آن حضرت را درك كرده است، پس كوشش كنيد و در انتظار بمانيد، گوارا باد شما را اى گروه مشمول رحمت‏خداوند).

موضوع تهذيب نفس و دورى گزيدن از گناهان و اعمال ناشايست، به عنوان يكى از وظايف منتظران در عصر غيبت، از چنان اهميتى برخوردار است كه در توقيع شريفى كه از ناحيه مقدسه حضرت صاحب الامر به مرحوم شيخ مفيد ، رحمة‏الله عليه، صادر گرديده، اعمال ناشايست و گناهانى كه از شيعيان آن حضرت سر مى‏زند، يكى از اسباب و يا تنها سبب طولانى شدن غيبت و دورى شيعيان از لقاى آن بدر منير شمرده شده است:

(فما يحبسنا عنهم الا مايتصل بنا ممانكرهه ، ولانؤثره منهم‏)(4)

(... پس تنها چيزى كه ما را از آنان (شيعيان) پوشيده مى‏دارد، همانا چيزهاى ناخوشايندى است كه از ايشان به ما مى‏رسد و خوشايند ما نيست و از آنان انتظار نمى‏رود).

3- پيوند با مقام ولايت

حفظ و تقويت پيوند قلبى با امام عصر عليه السلام و تجديد دايمى عهد و پيمان با آن حضرت يكى ديگر از وظايف مهمى است كه هر شيعه منتظر در عصر غيبت‏بر عهده دارد. بدين معنا كه يك منتظر واقعى حضرت حجت عليه السلام، على رغم غيبت ظاهرى آن حجت الهى هرگز نبايد احساس كند كه در جامعه رها و بى‏مسؤوليت رها شده و هيچ تكليفى نسبت‏به امام و مقتداى خود ندارد.

اين موضوع در روايات بسيارى مورد تاكيد قرار گرفته است كه در اين مجال به برخى از آنها اشاره مى‏كنيم:

در روايتى كه از امام محمد باقر عليه السلام نقل شده آن حضرت در تفسير اين كلام خداى تعالى: (يا ايهاالذين آمنوا اصبروا و صابروا و رابطوا و اتقوالله لعلكم تفلحون) فرمودند:

اصبروا على اداءالفرائض و صابرو عدوكم و رابطوا امامكم (المنتظر)(5)

(بر انجام واجبات صبر كنيد و با دشمنانتان پايدارى كنيد، و پيوند خود را با امام منتظرتان مستحكم نماييد).

همچنين امام صادق ، عليه السلام، در روايت ديگرى كه در تفسير آيه مزبور وارد شده مى‏فرمايند:

(اصبروا على‏الفرايض، و صابروا على‏المصائب و رابطوا على‏الائمة‏)(6)

(بر واجبات صبر كنيد و يكديگر را بر مصائب به صبر واداريد و خود را بر پيوند با امامان (و يارى آنها) ملتزم سازيد.)

روايات ديگرى نيز به همين مضمون از امام جعفر صادق و امام‏ موسى‏كاظم عليه السلام، وارد شده است كه به جهت رعايت اختصار از ذكر آنها خوددارى مى‏كنيم.(7)

اين كه مى‏بينيم در روايتهاى متعددى امامان ما شيعيان خود را به تجديد عهد و بيعت‏با امام زمان خود سفارش كرده و از آنها خواسته‏اند كه در آغاز هر روز و حتى بعد از هر نماز واجب، دعاى عهد بخوانند، همه نشان از اهميت پيوند دائمى شيعيان با مقام عظماى ولايت و حجت‏خدا دارد.

يكى از مشهورترين دعاهاى عهد، دعايى است كه مرحوم سيد بن طاووس آن را در كتاب ارزشمند (مصباح‏الزائر) به نقل از امام صادق، عليه السلام، روايت كرده و در ابتداى آن آمده است كه:

(من دعا بهذا الدعا اربعين صباحا كان من انصار القائم عليه السلام، و ان مات قبل ظهوره احياه‏الله تعالى، حتى يجاهد معه، و يكتب له بعدد كل كلمة منه الف حسنة، و يمحى عنه الف سيئة و ...)

(هر كس چهل روز اين دعا را بخواند از ياوران حضرت قائم،عليه السلام خواهد بود، و اگر پيش از ظهور آن حضرت بميرد، خداى تعالى او را زنده خواهد كرد، تا در ركاب آن جناب جهاد نمايد. و به شماره هر كلمه از آن هزار حسنه برايش نوشته مى‏شود، و هزار كار بد از او محو مى‏گردد.)

به دليل اهميت و اعتبار مضمون اين دعاى شريف در اينجا بخشى از آن را نقل مى‏كنيم:

بعد از ذكر خدا و درود و صلوات بر امام غائب چنين آمده است:

(اللهم انى اجدد له فى صبيحة يومى هذا و ماعشت من ايام حياتى عهدا و عقدا و بيعة له فى عنقى لا احول عنها و لاازول ابدا، اللهم اجعلنى من انصاره و اعوانه و الذابين عنه و المسارعين اليه فى قضاء حوائجه و الممتثلين لاوامره و نواهيه و المحامين عنه و السابقين الى ارادته و المستشهدين بين يديه‏).(8)

(بار خدايا! من در بامداد اين روز و تمام دوران زندگانيم، عهد و عقد و بيعتى را كه از آن حضرت بر گردن دارم با او تجديد مى‏كنم ، كه هرگز از آن عهد و بيعت‏بر نگردم و بر آن پايدار بمانم. بار خدايا مرا از انصار و ياران آن حضرت و مدافعان از حريم مقدس او، و شتابندگان در پى انجام مقاصدش و امتثال كنندگان دستورات و اوامر و نواهيش ، و حمايت كنندگان از وجود شريفش، و سبقت جويان به سوى خواسته‏اش و شهيد شدگان در ركاب و در حضور حضرتش قرار ده‏).

دقت در عبارتهاى بالا مى‏تواند تصويرى روشن از مفهوم عهد و پيمان باامام و حجت زمان به ماارائه دهد، عهد و پيمانى ناگسستنى براى يارى و نصرت امام زمان خود و اطاعت مخلصانه و تا پاى جان از اوامر و نواهى او.

آيا اگر هر شيعه منتظر در آغاز هر روز، با حضور و توجه، چنين عهد و پيمانى را با امام و مقتداى خود تجديد نمايد، هرگز تن به ركود، ذلت و خوارى و ظلم و بى‏عدالتى خواهد داد؟

آيا هرگز حاضر خواهد شد كه به رضاى مولا و سرور خود بى‏اعتنايى كند و تن به گناه و معصيت دهد؟ مسلما خير و بدون هيچ ترديدى اگر در جامعه‏اى چنين فرهنگى حاكم شود و همه تنها در پى رضاى امام زمان خود باشند ، آن جامعه هرگز دچار بحران فرهنگى ، از خودبيگانگى، ياس و نوميدى و انحطاط نخواهد شد. اين نكته نيز مسلم است كه اگر همه شيعيان با همدلى و همراهى دست‏بيعت و يارى به سوى مولا و سرور خود دراز كنند و بر نصرت او متفق شوند ديرى نخواهد پاييد كه فرج مولايشان را درك خواهند كرد و براى هميشه از ظلمها و ذلتها رهايى‏خواهند يافت. چنانكه در توقيع شريفى كه بيش ازاين نيز به بخشى از آن اشاره شد آمده است:

(لو ان اشياعنا، و فقهم الله لطاعته، على اجتماع من‏القلوب فى‏الوفاء بالعهد عليهم لما تاخر عنهم‏اليمن بلقائنا و لتعجلت لهم‏السعادة بمشاهدتنا على حق المعرفة و صدقها منهم بنا).(9)

(اگر شيعيان ماكه خداوند آنان را در اطاعتش يارى دهد، در وفاى پيمانى كه از ايشان گرفته شده يكدل و مصمم باشند، نعمت لقاى ما از آنان به تاخير نمى‏افتد و سعادت ديدار ما براى آنها با معرفت كامل و راستين نسبت‏به ما تعجيل مى‏گردد).

3- كسب آمادگى براى ظهور حجت‏ حق

يكى ديگر از وظايفى ، كه به تصريح روايات ، در دوران غيبت‏بر عهده شيعيان و منتظران فرج قائم آل محمد صلى الله عليه وآله وسلم مى‏باشد كسب آمادگيهاى نظامى و مهيا كردن تسليحات مناسب هر عصر براى يارى و نصرت امام غائب مى‏باشد، چنانكه در روايتى كه نعمانى به سند خود از امام صادق عليه السلام، نقل كرده آمده است:

(ليعدن احدكم لخروج القائم عليه السلام و لو سهما فان‏الله تعالى اذا علم ذلك من نيته رجوت لان ينسى فى عمره حتى يدركه (فيكون من اعوانه و انصاره))(10)

(هر يك از شما بايد كه براى خروج حضرت قائم عليه السلام (سلاحى) مهيا كند. هر يك هر چند كه يك تير باشد، كه خداى تعالى هر گاه بداند كه كسى چنين نيتى دارد اميدوارم عمرش را طولانى كند تاآنحضرت را درك كند (و از ياران و همراهانش قرار گيرد)).

در روايت ديگرى مرحوم كلينى به سند خود از امام ابوالحسن (موسى كاظم) عليه السلام نقل مى‏كند كه:

(،،، من ارتبط دابة متوقعا به امرنا و يغيظ به عدونا و هو منسوب الينا ادرالله رزقه ، و شرح صدره و بلغه امله و كان عونا ملى حوائجه‏)

(... هر كس اسبى را به انتظار امر ما نگاه دارد و به سبب آن دشمنان را خشمگين سازد و او به ما منسوب باشد خداوند (روزيش را فراخ گرداند و شرح صدر به او عطا كند و به آروزيش برساند و يار بر حوائجش باشد).

همچنين مرحوم كلينى در (روضة كافى) به سند خود از ابوعبدالله جعفى روايتى را نقل مى‏كند كه توجه به مفاد آن بسيار مفيد است:

(قال لى ابوجعفر محمد بن على، عليه السلام: كم الرباط عندكم؟ قلت: اربعون، قال عليه السلام لكن رباطناالدهر.)(11)

(حضرت ابوجعفر محمدبن على، امام باقر: به من فرمودند: منتهاى زمان مرابطه نزد شما چند روز است؟ عرضه داشتم: چهل روز ، فرمودند: ولى مرابطه ما مرابطه‏اى است كه هميشه هست ...)

(مرابطه‏) چنانكه فقها در كتاب جهاد گفته‏اند ، اين است كه شخص مؤمن براى جلوگيرى از هجوم و نفوذ مشركان و كافران در مرزهاى كشور اسلامى و يا هر موضعى كه از آن احتمال بروز حمله‏اى عليه مسلمانان مى‏رود، به حال آماده باش و در كمين به سر برد.اين عمل در زمان غيبت امام معصوم عليه السلام، مستحب بوده و فضيلتهاى بسيارى براى آن بر شمرده شده است ، چنانكه در روايتى كه به طريق اهل سنت از رسول گرامى اسلام،صلى الله عليه وآله وسلم نقل شده آمده است:

(رباط يوم و ليلة خير من صيام شهر و قيامه، و ان مات مرابطا جرى عليه عمله و اجرى عليه رزقه و امن من الفتان‏)(12)

يك شب نه روز مرابطه (مرزدارى) در راه خدا از اينكه شخص يك ماه روزها روزه باشد و شبها به عبادت قيام نمايد ثوابش بيشتر است . پس هر گاه در اين راه بميرد عملى كه انجام مى‏داده بر او جريان خواهد يافت ، و روزيش بر او جارى خواهد شد و از فرشته‏اى كه در قبر مرده‏ها را امتحان مى‏كند ايمن خواهد ماند.

اما در مورد اينكه حداقل و حداكثر زمان مرابطه چه اندازه است‏بايد گفت كه: حداقل زمان مرابطه سه روز و حداكثر آن چهل روز است ، زيرا اگر از اين مقدار بيشتر شود ديگر برآن صدق مرابطه نكرده و جهاد شمرده مى‏شود و شخصى هم از ثواب جهادكنندگان برخوردار مى‏شود.

علامه مجلسى در شرح اين فرمايش امام عليه السلام، مى‏فرمايد:

(اى يجب على‏الشيعة ان يربطوا انفسهم على طاعة امام الحق، و انتظار فرجه،و يتهياوالنصرته).(13)

(بر شيعيان واجب است كه خود را بر اطاعت امام بر حق و انتظار فرج او ملتزم سازند و براى يارى نمودنش مهيا باشند).

شيخ محمد حسن نجفى نيز در كتاب (جواهرالكلام‏) در شرح روايت مزبور مى‏فرمايد:

(و هو محمول على ارادة ترقب الفرج ساعة بعد ساعة كما جائت‏به النصوص لاالرباط المصطلح‏)(14)

(مرابطه در اين روايت‏به معناى اراده انتظار فرج در تمام ساعات شبانه‏روز است، همچنانكه در بعضى از روايات نيز به اين معنا اشاره شده است، نه مرابطه مصطلح در فقه‏).

البته شايد بتوان گفت كه كلام مرحوم صاحب جواهر نيز در نهايت‏به همان كلام مرحوم علامه مجلسى بر مى‏گردد كه فرمودند: مرابطه در روايت مزبور به معناى آمادگى و مهيا بودن براى يارى امام منتظر مى‏باشد. كه البته نحوه اين آمادگى و مهيا بودن بسته به شرايط زمان و مكان دارد و اگر در بعضى از روايات سخن از آماده كردن اسب و شمشير براى ظهور ولى امر عليه السلام به ميان آمده، و براى آن فضيلت‏بسيار برشمرده شده است، به اين معنا نيست كه اينها موضوعيت دارند، بلكه با قدرى تامل روشن مى‏شود كه ذكر اين موارد تنها به عنوان تمثيل و بيان لزوم آمادگى رزمى براى يارى آخرين حجت‏حق مى‏باشد، و مسلما در اين عصر بر شيعيان لازم است كه با مسلح‏شدن به تجهيزات نظامى روز خود را براى مقابله با دشمنان قائم‏ال محمد عليه السلام آماده سازند، و البته در حال حاضر به خاطر وجود حكومت‏شيعى و حاكميت فقيه جامع‏الشرايط بر سرزمين اسلامى اين وظيفه در درجه اول بر عهده حكومت اسلامى است كه در هر زمان قواى مسلح كشور را در بالاترين حد آمادگى نظامى قرار دهند تابه فضل خدا در هر لحظه كه اراده الهى بر ظهور منجى عالم بشريت عليه السلام قرار گرفت‏بتوانند به بهترين نحو در خدمت آن حضرت باشند.

 

 

 

 


يار صفحه


(1) الموسوى‏الاصفهانى،ميرزامحمد تقى،پيشين ، ج 2 ، ص‏107 .

(2) الكلينى ، محمد بن يعقوب ، پيشين ، ج 1، ص 194 ، ح 1 .

(3) النعمانى ، محمد بن ابراهيم ، پيشين ، ص 200 ، ح‏16 .

(4) سوره ال عمران ، آيه 200 .

(5) النعمانى ، محمد بن ابراهيم ، پيشين ، ص‏199 ، همچنين ر.ك: البحرانى السيدهاشم الحسينى، البرهان فى تفسير القرآن، تهران ،قم ، دارالكتب العلميه ، بى‏تا، ج 1، ص 334 ، ح 4 .

(6) البحرانى ، السيد هاشم الحسينى ، پيشين ، ج 1 ، ص 334 ، ح 2.

(7) ر . ك: ماخذ پيشين .

(8) المجلسى، مولى محمدباقر ، پيشين ، ج 102 ، ص 111 .

(9) همان ماخذ.

(10) النعمانى، محمد بن ابراهيم، پيشين، ص 320 ، ح 10 .

(11) الكلينى، محمدبن‏يعقوب، پيشين ، ج‏6 ، ص 535 ، ح 1.

(12) البرهان ، علاءالدين على‏المتقى، كنز العمال فى سنن الاقوال و الافعال ، بيروت،مؤسسة‏الرسالة،1413 ق، ج 4، ص 284 ، ح‏10509

(13) المجلسى ، المولى محمدباقر، مراة‏العقول فى شرح اخبار آل الرسول، تهران ، دارالكتب‏الاسلامية، 1404 ق ، ج‏26 ، ص 582.

(14) النجفى ، الشيخ محمد حسن ، پيشين ، ج 21 ، ص‏43.