تاريخ سياسى غيبت امام دوازدهم عليه السلام / محمدرضا نصورى

مهدويت در تاريخ اسلام از قدمت و اهميت‏به سزايى برخوردار است . از اين رو، كتاب‏هاى متعدد و فراوانى طى قرون گذشته، حتى قبل از ولادت آن حضرت و سال‏هاى اخير نوشته شده است كه هركدام، زوايايى از ابعاد مختلف و متعدد مهدويت را مورد تامل و امكان نظر قرار داده‏اند.

از جمله كتاب‏هايى كه در دهه‏هاى اخير نوشته شده و افق جديدى را بر روى محققين گشوده است، كتاب تاريخ سياسى غيبت امام دوازدهم عليه السلام اثر محققانه‏ى دكتر جاسم حسين است . اين كتاب كه به حق، در نوع خود كم‏نظير است، به تاريخ سازمان وكالت و نقش آن در دوران غيبت صغرى مى‏پردازد .

متاسفانه به نظر مى‏رسد اين كتاب آن گونه كه شايسته آن است در ميان دانش‏پژوهان و محققان ايران شناخته شده نيست . از اين رو، بسيار مناسب است كه به معرفى و نقد و بررسى آن پرداخته شود كه تتبع و تحقيق بيشتر را به عهده علاقه‏مندان مى‏گذاريم . البته جا دارد از مترجم اين كتاب، آقاى دكتر سيد محمد تقى آيت‏اللهى كه به حق، ترجمه‏اى قوى و روان را انجام داده‏اند، تقدير به عمل آيد .

مترجم محترم در جاهاى مختلف در برخى پاورقى‏ها به نقد و بررسى اين كتاب پرداخته است . از جمله در صفحات 44، 46، 88، 113، 238، 239 .

اين كتاب كه توسط انتشارات امير كبير در قطع وزيرى در دو نوبت‏به چاپ رسيده، مدت‏هاست كه نسخه‏هاى آن ناياب شده است . اميد است مسؤلان امر نسبت‏به تجديد چاپ اين اثر ارزنده اهتمام ورزند تا محققان به نحو احسن از اين اثر ارزشمند استفاده كنند .

آشنايى با مؤلف كتاب

دكتر جاسم محمد حسين، اهل عراق و متخصص در تاريخ اسلام است . وى تحصيلات خود رادر تاريخ خاور ميانه در بصره، بغداد و ادينبورگ به انجام رسانده و دكتراى خود را از دانشگاه ادينبورگ اخذ كرده است . سپس در بخش (مطالعات اسلامى و خاور ميانه) دانشگاه ادينبورگ، دوره‏ى تحقيقات فوق دكترا را ادامه مى‏دهد .

علاوه بر تاريخ سياسى غيبت امام دوازدهم عليه السلام، مقالات و كتاب‏هاى محققانه‏ى ديگرى نيز از دكتر جاسم حسين، به زبان‏هاى انگليسى، عربى و اردو به چاپ رسيده است . برخى از آن‏ها عبارتند از:

1 . بررسى مراسم مذهبى تعزيه در ميان شيعيان از ديدگاه تاريخى و جامعه‏شناسى .

2 . سياست اصولى و منسجم امامان عليهم السلام .

3 . نقش احاديث مذهبى در غيبت امام دوازدهم عليه السلام.

4 . تاثير غيبت كبرى امام دوازدهم عليه السلام بر موقعيت‏سياسى و مذهبى فقهاى اماميه .

5 . نقش وكالت اماميه با عنايت‏خاص نسبت‏به دوران نخستين سفير .(1)

آشنايى با كتاب و فصل‏هاى مختلف آن

اين اثر با ورود و خروج بسيار عالى به مباحث، يك سير تحقيقى محققانه و منصفانه را پى مى‏گيرد و از يك مقدمه، هفت فصل و نتيجه‏گيرى تشكيل شده است .

مقدمه: معرفى منابع اوليه و بررسى آن‏ها .

فصل اول: نقش احاديث در غيبت امام دوازدهم عليه السلام.

فصل دوم: نقش امامان در فعاليت‏هاى مخفى و تاثير آن بر تكامل تدريجى غيبت .

فصل سوم: ديدگاه‏هاى اماميه درباره‏ى امام غائب و ولادت آن حضرت .

فصل چهارم: بازتاب فعاليت‏هاى مخفى امام دوازدهم عليه السلام در اقدامات سفيران آن حضرت .

فصل پنجم: فعاليت‏هاى مخفى دومين سفير امام دوازدهم عليه السلام.

فصل ششم: دوران نوبختى، سومين سفير .

فصل هفتم: سفير چهارم و غيبت كبرى امام دوازدهم عليه السلام.

نتيجه‏گيرى: از كل مباحثى كه در كتاب مطرح شده است .

مقدمه

نويسنده با تفكيك نگاه تاريخى از اعتقادى و اهميت نگاه اعتقادى، به معرفى و بررسى مآخذ و منابع تاريخ عصر غيبت مى‏پردازد . وى منابع را به سه بخش تقسيم مى‏كند، آن‏گاه به بررسى هر بخش مى‏پردازد .

بخش اول - كتاب‏هايى كه در خصوص غيبت نوشته شده است:

الف) قبل از سال 260ه/874 م .

ب) در سال‏هاى 260 ه - 329ه/874- 941 م .

ج) بعد از سال 329ه/941 م .

بخش دوم - كتاب‏هاى رجالى:

الف) معرفة الناقلين عن الائمة الصادقين، اثر: محمد بن عمر كشى (متوفى 368ه/978 م) .

ب) الفهرست‏شيخ طوسى .

ج) الرجال شيخ طوسى .

د) فهرست اسماء مصنفى الشيعة، اثر احمد بن على‏نجاشى (متوفى‏450ه/1058م) .

بخش سوم - كتاب‏هاى تاريخ عمومى:

الف) تاريخ الرسل و الملوك، طبرى .

ب) مروج الذهب، التنبيه و الاشراف، مسعودى و اثبات الوصاية، (منسوب به او .)

ج) الكامل فى التاريخ، ابن اثير .

فصل اول

نويسنده در اين فصل، نقش احاديث ائمه‏ى معصوم عليهم السلام را در غيبت امام دوازدهم عليه السلام بررسى مى‏كند . او ابتدا، واژه‏ى مهدى را ريشه يابى مى‏كند كه گروه‏هايى مثل كيسانيه، زيديه، ناووسيه و . . . چگونه از اين واژه بهره مى‏برند . سپس به غيبت قائم مهدى عليه السلام در قرآن مى‏پردازد و بيان مى‏دارد كه تفاسير شيعه، به بسيارى از آيات به عنوان مظهرى از نقش قائم و غيبت او مى‏نگرند .

وى در ادامه، احاديثى را كه مربوط به امام دوازدهم عليه السلام و غيبت آن حضرت مى‏باشد، بررسى مى‏كند و معتقد است رقابت‏سياسى موجود در ميان مسلمين، افرادى را تشجيع مى‏كرد تا از اين اميد بزرگ، سوء استفاده كنند و احاديث نبوى را به نفع خود در تلاش خويش براى كسب قدرت، منحرف سازند .

نويسنده، احاديث اهل سنت را درباره‏ى جانشينان پيامبر صلى الله عليه و آله كه دوازده نفرند، مى‏آورد و يادآورى مى‏كند كه در آن روايات، سخنى از اين كه دوازدهمين آن‏ها در پرده‏ى غيبت‏به سر مى‏برد، نيست، با آن كه او، قائم مهدى عليه السلام است . بعد، احاديث زيديه و اماميه را بيان مى‏كند كه به وضوح نشان مى‏دهد، امام دوازدهم قائم است . نويسنده در ادامه به نقش سياسى قائم در جامعه مى‏پردازد و ايجاد زمينه سازى توسط امامان و علايم ظهور قائم را توضيح مى‏دهد .

فصل دوم

نويسنده در اين فصل، نقش امامان عليهم السلام در فعاليت‏هاى مخفى و زيرزمينى و تاثير آن بر تكامل تدريجى غيبت از امام ششم عليه السلام به بعد را بررسى مى‏كند كه چگونه با فشارهاى عباسيان سياست تقيه را در پيش گرفته بودند . علاوه بر آن شكاف‏هاى ايجاد شده در ميان اماميه را توضيح مى‏دهد .

مؤلف، موقعيت امام صادق عليه السلام و نگرش امام عليه السلام به نظام سياسى جديد را با شرايط بحرانى‏اى كه عباسيان به وجود آورده بودند، توضيح مى‏دهد و مى‏گويد كه همين مساله امام عليه السلام را واداشت تا ابزار جديدى براى ارتباط با اعضاى جامعه‏ى خود جست و جو كند . لذا امام، نظام زيرزمينى ارتباطات (التنظيم السرى) را در جامعه به كار گرفت .

در دوره‏ى امام كاظم عليه السلام، اماميه به علت فشار عباسيان و قيام اسماعيليه، ضعيف شده بودند . لذا امام عليه السلام با در پيش گرفتن سياست تقيه، هواداران خود را از هرگونه قيام مسلحانه، منع مى‏كرد . با شهادت امام كاظم عليه السلام، شكاف ديگرى ميان اماميه ايجاد شد و بخش عظيمى واقفيه شدند; يعنى امام كاظم عليه السلام را قائم مهدى دانستند . در اين‏جا، نويسنده چهار گروهى را كه در مرگ امام عليه السلام اختلاف داشتند، توضيح مى‏دهد، كه سه گروه به رحلت امام عليه السلام معتقد بودند و يك گروه منكر . علت اصلى انكارشان به خاطر اموال و پول‏هايى بود كه به عنوان سهم امام عليه السلام در اختيار داشتند و مى‏خواستند به بهانه و عذرى آن‏ها را پس ندهند . سپس دوران امام رضا عليه السلام را توضيح مى‏دهد كه سياست تقيه هم‏چنان ادامه دارد و امام عليه السلام چون با مامون در حكومت نقش دارد، لذا در اين زمان، از نهاد وكالت‏سخنى در ميان نيست . ولى گسترش سازمان امامت (وكالت) را در زمان امام جواد عليه السلام، شاهد هستيم و امام عليه السلام به هواداران خود اجازه‏ى نفوذ به دستگاه عباسيان را مى‏دهد . البته فعاليت‏هاى مخفى تنها به منظور هدايت امور مالى و مذهبى اماميه صورت مى‏گرفت، نه تهديد حكومت مامون .

نويسنده در ادامه، به ديدگاه عباسيان نسبت‏به فعاليت امام هادى عليه السلام مى‏پردازد و شيوه‏ى خشن برخورد متوكل در قالب اقدامات ضد شيعى و تاسيس ارتش نوين موسوم به (شاكريه) را كه به ضد علوى معروف بودند، بررسى مى‏كند كه چگونه وكلاى امام را دستگير و شكنجه و به شهادت مى‏رساندند و حتى قبور ائمه عليهم السلام را تخريب كردند . اقدامات متوكل لطمات جدى به ارتباطات شبكه‏ى وكالت وارد كرد، ولى مانع از فعاليت امام هادى عليه السلام نشد . در زمان منتصر، اوضاع كمى بهتر شد، ولى قيام‏هاى متعدد باعث‏شد عباسيان، قيام‏ها را با اماميه مرتبط بدانند و رهبران اماميه را به سامراء فرابخوانند .

بعد از شهادت امام هادى عليه السلام، ديدگاه محتاطانه‏ى حكومت نسبت‏به اماميه در طول امامت امام عسكرى عليه السلام ادامه يافت و حضرت هم سياست تقيه را در پيش گرفت .

نويسنده در پايان فصل، نتيجه مى‏گيرد كه امامان عليهم السلام بعد از شهادت امام حسين عليه السلام، حالت تقيه نسبت‏به خلفاء را در پيش گرفتند و پيوسته آماده‏ى قيام بودند و اگر پيروان متعهدى داشتند، قيام مى‏كردند . لذا با توجه به اوضاع و شرايط سياسى، سياست تقيه، بهترين روش بود . از سويى تا زمان امام عصر عليه السلام، نهاد يا سازمان مخفى وكالت را تشكيل دادند.

فصل سوم

نويسنده در اين فصل، ديدگاه‏هاى اماميه را درباره‏ى امام غايب و ولادت آن حضرت و انشعاباتى را كه بعد از شهادت امام عسكرى عليه السلام ميان هواداران حضرت به وجود آمده است، تحليل مى‏كند . بررسى تاريخى و اعتقادى حاكى از آن است كه در رحلت امام عسكرى عليه السلام ، اماميه درگير مسايلى شدند كه مانند آن پس از رحلت امام هفتم عليه السلام پيش آمد . اينان به واقفه، محمديه، جعفريه و قطعيه منشعب شدند .

نويسنده در ادامه به بررسى روايت صدوق‏قدس سره پيرامون مادر حضرت اشاره دارد و شواهدى را بر عدم صحت اين روايت و علت تعدد نام مادر حضرت بيان مى‏دارد .

سپس نويسنده، دلايل غيبت صغرى را بيان مى‏كند و نتيجه مى‏گيرد كه اين عوامل اعث‏شد فعاليت‏هاى سازمان امامت‏به طور مخفى انجام گيرد و حتى امام دوازدهم عليه السلام را هم ناچار ساخت تا از پيروان خود، غيبت كند و از طريق سازمان مخفى امامت، فعاليت‏هاى خود را ادامه دهد .

نويسنده در پايان اين فصل، به طرح امام عسكرى عليه السلام براى اختفاى جانشين خود، تغيير مكان آن حضرت، ادامه‏ى فعاليت‏هاى سياسى و مذهبى از طريق نهاد وكالت، تلاش عباسيان براى دستگيرى فرزند امام عسكرى عليه السلام اشاره دارد .

فصل چهارم

نويسنده در اين فصل، به بازتاب فعاليت‏هاى مخفى امام دوازدهم عليه السلام در اقدامات سفيران آن حضرت با بررسى اجمالى وكالت قبل از امام دوازدهم عليه السلام از زمان امام صادق عليه السلام پرداخته و وظايف اصلى وكلا را برمى‏شمارد . سپس به دوره‏ى اوليه زندگى عثمان بن سعيد پرداخته كه از سن يازده سالگى در خدمت امام جواد عليه السلام و بعد از آن در خدمت امام هادى عليه السلام بوده است . در اين دوره، عثمان بن سعيد، عهده دار امور داخلى سازمان و تنظيم روابط بين مركز سازمان و ديگر شعب بود . وى در دوران امام يازدهم عليه السلام هم‏چنان در سمت‏خود ابقا شد .

نويسنده در ادامه، به مخالفين سفير اول پرداخته و به وكالت عثمان بن سعيد در زمان امام دوازدهم عليه السلام و مهاجرت او به بغداد و زندگى‏اش به صورت تقيه اشاره دارد . اين تقيه تا آن جا بود كه او حتى در مجادلات سياسى نيز وارد نمى‏شد و در شغل روغن فروشى، زندگى را مى‏گذارند . سازمان وكالت در دوران سفير اول، پنج ناحيه را پوشش مى‏داد كه عبارتند از:

1- عراق كه مركز سفارت بود .

2- مصر، حجاز، يمن كه به نظر مى‏رسد مركز اصلى سازمان در اين ناحيه، مدينه باشد .

3- آذربايجان و اران .

4- قم و دينور .

5- رى و خراسان .

مؤلف در انتهاى اين فصل مى‏افزايد كه سال وفات سفير اول معلوم نيست و قبر وى در قسمت غربى بغداد در مسجد (درب) قرار دارد .

فصل پنجم

در اين فصل، به فعاليت‏هاى مخفى دومين سفير امام عليه السلام; محمد بن عثمان بن سعيد عمرى پرداخته مى‏شود . آن‏گاه انگيزه‏هاى افرادى را كه منكر وكالت وى شدند، بررسى مى‏كند; افرادى هم‏چون ابن هلال، بلالى و محمد بن نضير . سپس به فعاليت‏هاى وى درباره‏ى وكلاى دروغين و فشار عباسيان مى‏پردازد .

وكيل دوم، بسيار زيرك و دقيق بود، تا آن‏جا كه هيچ ردپايى از كارهاى خود باقى نمى‏گذاشت و همواره جان خود و امام را از خطر، محفوظ نگاه مى‏داشت .

نويسنده در ادامه، تاثير فعاليت‏هاى انقلابى ساير گروه‏هاى شيعه بر نگرش عباسيان را نسبت‏به امام عليه السلام بررسى مى‏كند و عواملى را كه باعث تيره شدن روابط عباسيان با اماميه مى‏شود، برمى‏شمارد، مثل: قيام زنگيان يا كشف فعاليت‏هاى زيرزمينى گروه‏هاى اسماعيليه‏ى اصلى و قرامطه . چون عباسيان بين فرق شيعه، تفاوت قايل نبودند .

مؤلف در پايان فصل، به وفات ابوجعفر اشاره دارد كه وى زمان مرگ خود را پيش‏گويى كرد و سنگ قبر خود را آماده ساخته بود . قبر وى در جاده‏اى كه به كوفه ختم مى‏شود، در سمت غربى بغداد مى‏باشد .

   

 

 

 


يار صفحه


(1) تاريخ سياسى غيبت امام دوازدهم عليه السلام، جاسم حسين، ترجمه: دكتر آيت اللهى، ص 12 .