احوال مردم آخرالزمان

شايد بتوان گفت كه بيشترين مطالب مربوط به معارف امام زمان‏عليه السلام  كه از زبان حضرت على‏عليه السلام  نقل شده است به تبيين اوضاع آخرالزمان و وقايعى كه در آن دوره پيش مى‏آيد اختصاص دارد. آن حضرت ضمن تشريح آن پيشامدها چگونگى مقابله با آن‏ها را نيز بيان مى‏نمايند.

اين حوادث شامل مسايل فرهنگى و اجتماعى و اخلاقى و تربيتى و طبيعى مى‏گردد. از آنجا كه كم و بيش خيلى از اين ويژگى‏ها در دوره ما حداقل در بعضى از عرصه‏ها به چشم مى‏خورد، جهت آشنايى بيشتر و چاره انديشى مناسب‏تر به مواردى از آن‏ها اشاره مى‏شود. بدان اميد كه موجب تنبه و بيدارى‏مان شده و از طريق آشنا شدن با اين امور پيشاپيش تدابيرى را اتخاذ كنيم كه از عوارض منفى آن‏ها خود و جامعه‏مان را در امان نگه داريم.

- يأتى على النّاس زمان لا يُقَرَّبُ فيه الّا الماحِلُ و لا يُظَرَّفُ فيه الّا الفاجِرُ، وَ لا يُضَعَّفُ فيهِ اِلّا الْمُنْصِفُ، يَعُدّونَ الصَّدَقَة فيه غُرْما، و صِلةَ الرَّحِمَ مَنّاً، و العبادَةَ اسْتِطالَةً على النّاسِ! فَعِنْدَ ذلِكَ يكونُ السُّلْطانُ بمشوَرَةِ الاِماءِ و امارة الصبيانِ و تدبير الخِصيان.(1)

روزى خواهد آمد كه در آن سخن چين‏ها مقرّب خواهند شد و افراد بدكار، زيرك خوانده مى‏شوند، افراد با انصاف را ناتوان به حساب مى‏آورند، صدقه و انفاقِ در راه خدا را غرامت پندارند، و صله رحم و آمد و شد با خويشاوندان را با منّت انجام مى‏دهند، و بندگى و اطاعت خدا را وسيله فخر فروشى براى مردم قرار مى‏دهند. در چنين زمانى حكومت با مشورت زنان و امارت كودكان و تدبير خواجه‏ گان انجام مى‏گيرد.

- روى اصبغ بن نباته عن اميرالمؤمنين‏عليه السلام  قال: سمعته يقول: يظهر فى آخرالزمان و اقتراب الساعة و هو شرّ الازمنة نسوة كاشفات عاريات متبرجات، من الدين خارجات، و الى الفتن مائلات، و الى الشهواتِ و اللّذّاتِ مسرعات، للمحرماتِ مستحِلّات، و فى جهنم خالدات(2).

اصبغ بن نباته مى‏گويد: شنيدم كه اميرالمؤمنين‏عليه السلام  فرمودند: در آخر الزمان كه بدترين زمانهاست در موقعى كه روز قيامت نزديك شود زنانى ظاهر مى‏شوند بدون حجاب، در حالى كه زينت‏هاى آن‏ها پيداست در انظار عمومى رفت و آمد مى‏كنند، آن‏ها از دين خارج مى‏گردند (به احكام دينى پايبند نمى‏باشند) و به امور فتنه‏انگيز وارد مى‏شوند و به سوى شهوات و لذت‏جويى‏ها روى مى‏آورند، حرام‏هاى خدا را حلال مى‏شمارند. اينگونه از زنان در جهنم خواهند ماند.

- و فقهاؤهم يفتون بما يشتهونَ، و قُضاتُهُم يقولونَ مالا يَعْلمونَ و اكثُرهمْ بالزورِ يشهدونَ! من كان عنده دراهم كان موقّراً مرفُوعاً و من يعلمون انه مقلّ فهو عندهُم موضُوع(3)

فقيهان آخرالزمان طبق آنچه كه دلشان بخواهد فتوا مى‏دهند، و قاضى‏هايشان به چيزى كه نمى‏دانند حكم مى‏كنند و بيشتر آن‏ها به دروغ شهادت مى‏دهند. كسى كه پول دارد در نزد آن‏ها عزيز و محترم است، ولى شخصى كه بى‏پول باشد در پيش آن‏ها زبون و حقير است.

- عن النزال بن سبرة قال خطبنا علىّ‏بن ابي طالب‏ عليه السلام  فحمد اللّه و اثنى عليه، ثم قال: سلونى ايها الناس قبل ان تفقدونى ثلاثاً فقام اليه صعصعة بن صوحان، فقال: يا امير المؤمنين! متى يخرج الدجّال؟...فقال‏عليه السلام  احفظ! فان علامة ذلك اذا امات الناس الصلاة، واضاعوا الامانة و استحلّوا الكذب، و اكلوا الربا، و اخذوا الرّشا، و شيّدوا البنيان و باعوا الدين بالدنيا و استعملوا السفهاء و شاوروا النساء، و قطعوا الارحام، و اتّبعوا الاهواء و استخفّوا بالدماء و كان الحلم ضعفاً، و الظلم فخراً...(4)

نزال ‏بن سمره مى‏گويد: على ‏بن ابيطالب‏عليه السلام  براى ما خطبه ‏اى خواند و خداوند را حمد گفته و ستايش كرد، سپس فرمود: قبل از آنكه من از ميان شما بروم از من سؤال كنيد (اين جمله را سه مرتبه تكرار كرد) در اين موقع صعصعة بن صوحان از جاى خود بلند شد و گفت: يا اميرالمؤمنين! دجال در چه زمانى خروج مى‏كند؟

...حضرت فرمود: آنچه را مى‏گويم به خاطر بسپار! دجال وقتى ظهور خواهد كرد كه مردم نماز را ترك كنند و امانت را ضايع سازند و دروغ گفتن را مباح شمارند و رباخوارى كنند و رشوه بگيرند و ساختمان‏ها را محكم سازند و دين را به دنيا بفروشند و سفيهان را به كار بگمارند و با زنان مشورت نمايند (در آن مواردى كه خارج از عهده آنهاست) و صله ارحام را قطع كنند و از هوى و هوس‏ها پيروى كنند و خون يكديگر را ناچيز بشمارند. حلم و بردبارى را نشانه و علامت ضعف و ناتوانى بدانند و ستم را افتخار به حساب آورند...

- عن على‏عليه السلام  قال: يأتى على الناسِ زمان همّتُهم بطونهم، و شرفُهُم متاعهم و قبلتهم نساؤهم و دينهم دراهمهم و دنانيرهم، اولئك شرار الخلق، لا خلاق لهم عنداللّه(5).

اميرالمؤمنين‏عليه السلام  فرمودند: براى مردم زمانى خواهد آمد كه در آن زمان همّت و هدف آن‏ها شكمشان خواهد بود. شرف و اعتبارشان به كالا و اموالشان بستگى دارد. قبله آن‏ها زنانشان و دينشان درهم و دينارشان (پولشان) است. آن‏ها بدترين مردمند كه در نزد خداوند بهره و سهمى براى آن‏ها نيست.

- عن على‏عليه السلام  قال: ياتى على الناس زمان لا يتبع فيه العالم و لا يستحيى فيه من الحليم و لا يوقّر فيه الكبير و لا يُرحَمُ فيه الصغير يقتل بعضهم بعضاً...(6)

على بن ابيطالب‏عليه السلام  فرمودند: براى مردم زمانى مى‏آيد كه در آن زمان از عالم پيروى نمى‏شود و از افراد صبور و با حلم حيا نمى‏كنند (او هر اندازه در مقابل بدى مردم حلم نشان مى‏دهد آن‏ها حيا نمى‏كنند) در آن دوره بزرگ را گرامى نمى‏دارند و به كوچك رحم نمى‏كنند. بعضى از مردم بعض ديگر را به قتل مى‏رسانند... (مردم همديگر را بدون دليل مى‏كشند)

-عن عاصم بن ضمرة عن على‏عليه السلام  انه قال: لتملانّ الارض ظلما و جوراً حتى لا يَقُولَ اَحَد اللّه الاّ مستخفياً، ثم ياتى اللّه بقومٍ صالحين يملَؤُونها قِسطاً و عدلاً كما مُلِئَتْ ظلماً و جور(7).

عاصم بن ضمره از حضرت على‏عليه السلام  روايت كرده است كه آن حضرت فرمودند: (در آخر الزمان) زمين پر از ظلم و ستم خواهد شد به گونه‏اى كه حتى يك نفر لفظ اللّه را بر زبان جارى نخواهد كرد مگر در نهان، بعد از اين دوره است كه خداوند مردم صالحى را خواهد آورد كه زمين را پر از عدل و داد كنند همان گونه كه پيش از آن پر از ظلم و ستم شده است.

- ان بين يدى القائم‏عليه السلام  سنين خدّاعة يُكَذَّبُ فيها الصادق و يصدّق فيها الكاذِبُ و يُقَرّبُ فيها الماحِلُ و ينطق فيها الرُّويَبْضَةُ قلت و ما الرُّويَبْضَةُ و ما الماحِلُ؟ قال: او ما تقرؤون القرآن قوله و هو شديدُ المِحال قال: يُريدُ المكر، فقلتُ و ما الماحِلُ؟ قال: يريد المكّارَ(8).

حضرت على‏عليه السلام  مى‏فرمايند: قبل از قيام قائم سال‏هاى پر خدعه و نيرنگى در پيش است، در اين سال‏ها راستگويان دروغگو شمرده مى‏شوند در عوض دروغگويان راستگو شناخته مى‏شوند، در اين سال ماحل تقرب پيدا مى‏كند و رويبضة در سخن گفتن پيشقدم مى‏گردد.

راوى مى‏گويد: عرض كردم ماحل و رويبضه به چه كسانى گفته مى‏شود؟ حضرت فرمودند: مگر در قرآن نخوانده‏اى كه خداوند مى‏فرمايد: و هو شديد المحال قال‏عليه السلام : يريد المكر فرمودند: منظور از ماحل آدم مكارى است كه به وسيله مكر زياد مردم را به خود متوجه مى‏كند.

تذكر: در اين روايت رويبضة معنى نشده است در جاى ديگر به مناسبتى پيامبر اكرم ‏صلى الله عليه و آله  مى‏فرمايند:

رويبضة الرجلُ التّافِهُ ينطقُ فى امر العامّةِ

يعنى مرد حقير و بى شخصيتى كه عليرغم عدم شايستگى، در امور عامّه مردم دخالت مى‏كند و به جاى آن‏ها اظهار نظر مى‏نمايد.

نشانه ‏هاى ظهور مهدى‏ عليه السلام

در روايات، براى ظهور امام زمان‏عليه السلام  نه تنها وقت خاصى تعيين نشده بلكه از تعيين كردن وقت براى آن منع شده است. ولى در عين حال براى آن علائم و نشانه‏هايى ذكر شده كه مردم مى‏توانند از طريق آن علامت‏ها، نزديكى وقت ظهور را تشخيص دهند. اين نشانه ‏ها به چند قسم تقسيم مى‏شوند: علائم حتمى و غير حتمى، علائم سال ظهور و علائم سالهاى دورتر، علائم اجتماعى و اخلاقى و طبيعى و... از ميان مجموعه رواياتى كه از حضرت على‏عليه السلام  در اين باره نقل شده است به ذكر دو مورد اكتفا مى‏شود:

- ...عن ابى رومان، عن على‏عليه السلام  قال: اِذا نادى منادٍ من السماء، ان الحقّ فى آل محمّدٍ فعند ذلك يظهر المهدىُّ على أَفواهِ النّاس، و يشربون ذكره فلا يكون لهم ذكرٌ غيرُهُ(9).

ابى رومان از على بن ابيطالب‏عليه السلام  روايت كرده است كه آن حضرت فرمودند: وقتى كه منادى از آسمان ندا دهد كه به تحقيق حق با آل محمدصلى الله عليه و آله  است. در اين ايام نام حضرت مهدى‏عليه السلام  بر سر زبان‏ها مى‏افتد و جهان مالامال از نام آن حضرت مى‏شود به گونه‏اى كه از غير او ذكرى به ميان نمى‏آيد.

- عن الصادق‏عليه السلام  عن آبائه‏عليهم السّلام  ان عليّاعليه السلام  قال: اذا وَقَعَت النارُ فى حجازكم و جرى الماء فى نجفكم فَتَوَقَّعوا ظُهورَ قائِمكُمْ.((  اثباة الهداة، ج  3ص )) .578

امام صادق‏عليه السلام  از پدران بزرگوارش‏عليهم السّلام  و آنها از على‏بن ابيطالب‏عليه السلام روايت مى‏كنند كه آن حضرت فرمودند: آنگاه كه آتش در حجاز شعله ور شود و سيل در نجف جارى گردد منتظر ظهور قائم‏عليه السلام  باشيد.

ياران مهدى عليه السلام

درباره اوصاف ياران امام زمان‏عليه السلام  و تعداد آنها و شهرهايشان و رابطه آنان با امام‏عليه السلام  و چگونگى بيعت و تبعيّتشان از آن حضرت، روايات زيادى وارد شده است. در اين زمينه از على بن ابيطالب‏عليه السلام  چنين آمده است:

- عن حكيم بن سعد عن اميرالمؤمنين‏عليه السلام  قال: اصحاب المهدىّ شبابٌ لاكهول فيهم الّا مثل كحل العين و الملح فى الزاد و اقل الزاد الملح(10).

حكيم بن سعد از اميرالمؤمنين‏عليه السلام  روايت مى‏كند كه آن حضرت فرمودند: ياران مهدى‏عليه السلام  همه جوان هستند، در ميان آنها پيرمرد يافت نمى‏شود مگر به اندازه سرمه در چشم و نمك در طعام، و همانطور كه بر همگان معلوم است كمترين قسمت غذا را نمك تشكيل مى‏دهد.

- قال اميرالمؤمنين‏عليه السلام : ...ثم اذا قام تجتمع اليه اصحابه على عدّة اهل بدر و اصحاب طالوت و هم ثلثمأة و ثلاثة عشر رجلا، كلّهم ليوث قد خرجوا من غاباتهم مثل زبر الحديد لو انّهم همّوا بازالة الجبال الرّواسى لازالوها عن مواضعها فهم الذين وحّدوا اللّه به حق توحيده، لهم بالليل اصوات كاصوات الثواكل خوفا من خشية اللّه تعالى، قوّام الليل، صوّام النهار، و كانّما ربّاهم أبٌ واحدةٌ قلوبهم مجتمعة بالمحبة و النصيحة...(11)

اميرالمؤمنين‏عليه السلام  مى‏فرمايد: ...چون قيام كند جمع مى‏شوند به سوى او يارانش كه به شماره اصحاب بدر و اصحاب طالوتند و ايشان سيصد و سيزده نفرند. همه آنها شيرانى هستند كه از كمينگاه‏هاى خود بيرون آيند مانند پاره‏هاى آهن، اگر ايشان اراده كنند كه كوه‏هاى سخت را از جا بِكَنند هر آينه آنها را از جاهاى خود مى‏كَنند. پس ايشانند كسانى كه خدا را به وسيله مهدى بيگانگى پرستش مى‏كنند. براى ايشان در شبها، صداهايى مانند صداهاى زنهاى جوان مرده از ترس خدا است نماز گذارندگانند در شبها و روزه دارانند در روز، گويا يك پدر و يك مادر آنها را تربيت كرده‏اند. دلهاشان در دوستى كردن به همديگر و پند دادن به يكديگر با هم جمع و يكى است

حكومت مهدى عليه السلام

به اعتقاد شيعه، امام زمان‏عليه السلام  از طريق تشكيل يك حكومت جهانى بر اساس تعاليم عاليه اسلام تمام نارسايى‏ها را از سرتاسر عالم برطرف خواهد كرد و عدل و داد را در روى زمين مستقر خواهد ساخت. در سخنان پيامبر اكرم‏صلى الله عليه و آله  و هر يك از ائمه اطهارعليهم السّلام  درباره ويژگى‏هاى حكومت حضرت مهدى‏عليه السلام  و كارهايى كه در آن دوره انجام خواهد يافت مطالب زيادى به چشم مى‏خورد كه مجموعه آنها تصوير بسيار روشنى از يك حكومت اسلامى كامل را نشان مى‏دهند. در اينجا به عنوان نمونه به بعضى از رواياتى كه در اين زمينه از اميرالمؤمنين‏عليه السلام  نقل شده است اشاره مى‏گردد:

- حدثنا عبداللّه بن مروان، ...عن علىٍ‏عليه السلام  قال: يلى المهدىُّ امرَ النّاسِ ثلاثين سنة او اربعين سنة...(12)

عبداللّه بن مروان روايت كرده است كه على‏بن ابيطالب‏عليه السلام  فرمودند: حضرت مهدى‏عليه السلام  سى يا چهل سال زمام امور مردم را در دست خواهند داشت.

- يعطف الهوى على الهدى اذا عطفوا الهُدى على الهوى و يَعْطِفُ الرأىَ على القرآنِ اذا عطفوا القرآنَ على الرّأىِ ... فَيُريكُمْ كيف عدلُ السيرةِ، و يُحيىِ مَيِّتَ الكتابِ و السّنةِ...(13)

(امام زمان‏عليه السلام  وقتى كه ظهور كند) هواهاى نفسانى را به هدايت و رستگارى برمى‏گرداند در آن روزگارى كه مردم هدايت الهى را به متابعت هواهاى نفسانى درآورده باشند. آراء و انديشه ‏هاى مردم را تابع قرآن مى‏كند در آن روزگارى كه آن‏ها قرآن را تابع آراء و انديشه‏ هاى خود كرده ‏اند... او به شما نشان خواهد داد كه عدالت در كشوردارى چگونه است. هم چنين او تعاليم فراموش شده قرآن و سنّت را زنده خواهد ساخت...

- قال اميرالمؤمنين‏عليه السلام : ...فلا يترك عبداً مسلما الّا اشتراه واعتقه، و لا غارماً الّا قضى دينه، ولا مظلمةً لِاَحَدٍ من النّاس الّا ردّها، و لا يُقْتَلُ منهم عبدٌ الّا ادّى ثمنه... و لايُقتَلُ قتيلٌ الا قضى عنه دينهُ، و اَلْحَقَ عيالَهُ فى العطاء حتى يملأ الارض قسطا و عدلاً كما مُلِئَتْ ظلماً و جوراً و عدواناً...(14)

اميرالمؤمنين‏عليه السلام  فرمودند: ...حضرت مهدى‏عليه السلام  برده مسلمان را نخواهد واگذاشت مگر اينكه آن را خريده و آزاد خواهد ساخت و بدهكارى نخواهد ماند مگر آنكه بدهى او را پرداخت خواهد نمود. مظلمه و حقى به گردن و ذمه هر كس كه باشد آن را به صاحب حق بازخواهد گرداند. كسى كشته نمى‏شود مگر اينكه ديه آن را خواهد پرداخت. هيچ كسى كشته نخواهد شد مگر اينكه بدهى‏هاى او را آن حضرت پرداخت خواهد نمود و خانواده‏اش را همانند ساير افراد جامعه اداره خواهد كرد تا زمين را از عدل و داد پر كند به همان صورتى كه پيش از آن از ظلم و بيداد پر شده باشد...

- قال على‏عليه السلام : ...لو قد قام قائمنا لَذَهبَتِ الشحناء من قلوب العباد و اصطلحتْ السباع و البهائم حتى تمشى المرأة بين العراق الى الشام... على رأسها زينتها لا يهيجُها سبعٌ و لا تخافه...(15)

اميرالمؤمنين‏عليه السلام  مى‏فرمايد: ...آنگاه كه قائم ما اهلبيت‏عليه السلام  قيام كند كينه‏ها از دل‏ها بيرون خواهد رفت حتى حيوانات درنده و وحشى نيز با هم سازگار خواهند شد و به يكديگر ضرر نخواهند رساند، در آن روزگار به اندازه‏اى امنيّت زياد خواهد بود كه يك زن در حالى كه همه زينت و زيور آلاتش همراه اوست از عراق تا شام را بدون ترس و دلهره به تنهايى خواهد پيمود.

حضرت مهدى‏ عليه السلام  در قرآن

در آيات قرآن كريم به صراحت نامى از امام زمان‏عليه السلام  به ميان نيامده است، ولى از آنجا كه ائمه اطهارعليهم السّلام  مفسران حقيقى قرآنند در تفسير بسيارى از آيات، آنها را به مسأله مهدويّت و معارف امام زمان‏عليه السلام  تطبيق و تفسير نموده‏اند. از جمله آياتى كه آنها را حضرت على‏عليه السلام مربوط به امام زمان‏عليه السلام  دانسته ‏اند اين دو آيه است:

- عن اميرالمؤمنين‏عليه السلام  قال: النُورُ القرآن، و النور اسمٌ من اسماء اللّه تعالى... قال اللّه تعالى فى سورة النور: اللّه نور السماواتِ و الارضِ مَثَلُ نورهِ كمشكاةٍ فيها مصباح المصباح فى زجاجة  الزجاجة كانها كوكب درّىٌ...(16)

فالمشكاةُ رسول اللّه‏ صلى الله عليه و آله  و المصباحُ الوصىُّ، و الاوصياءُ عليهمُ السلامُ و الزجاجةُ فاطمةُ، و الشجرة المباركة رسول اللّه ‏صلى الله عليه و آله  و الكوكب الدُّرى القائم المنتظر الذى يملأ الارضَ عدل(17).

امير المؤمنين‏ عليه السلام  فرمودند: نور همان قرآن است. و نور اسمى از اسم‏هاى خداوند تبارك و تعالى نيز هست. خداوند عزّوجلّ در سوره نور مى‏فرمايند: خدا نور آسمان‏ها و زمين است، نور او همانند مشكاتى است كه درآن چراغى باشد و آن چراغ در ميان شيشه‏اى كه تلألؤ آن همچون ستاره‏اى است درخشان و روشن از درخت مبارك زيتون...

آن‏گاه فرمودند: مشكات رسول خداصلى الله عليه و آله  است و مصباح وصى و اوصياء هستند، منظور از زجاجه حضرت فاطمه زهراعليها السّلام  است، و مراد از كوكب دُرّى حضرت قائم المنتظرعليه السلام  است. كسى كه زمين را پر از عدل و داد مى‏كند.

-(قال) اميرالمؤمنين على‏بن ابيطالب‏عليه السلام : المستضعفون في الارض، المذكورون فى الكتاب(18) الذين يجعلهم اللّه ائمّة، نحن اهل البيت؛ يبعث اللّه مهديّهم فيعزّهم و يذلّ عدوّهم(19).

حضرت على عليه السلام  مى‏فرمايند: مستضعفان در زمين كه در قرآن ياد شده‏اند و خداوند وعده داده است آنها را پيشوايان مردم قرار دهد، ما اهل بيت هستيم و خداوند، مهدى ما اهل بيت ‏عليهم السّلام  را  (در آخر الزمان) بر مى‏انگيزاند تا آنها را عزيز و دشمنانشان را خوار و ذليل كند.

 

 

 

 

يار صفحة:


(1) نهج‏البلاغه فيض الاسلام، حكمت  98ص 1132

(2) منتخب‏الاثر، ص  426ح  4ط مكتبة الصدر.

(3) بشارة الاسلام، ص  80ط دار الكتب الاسلامى؛ الزام الناصب، ص 185ط مؤسسه مطبوعاتى حق بين، با كمى اختلاف، به نقل از روزگار رهايى.

(4) بحارالانوار، ج  52ص  192و 193

(5) كنزالعمال، ج  11ص  192ح 31186

(6) كنزالعمال، ج  11ص  192 ح  31187

(7) بحارالانوار، ج  51ص  117 منتخب الاثر، ص 484

(8) غيبت نعمانى، ص 278

(9) منتخب الاثر، ص  163و 443 ملاحم ابن طاووس، ص  129ح .136

(10) بحارالانوار، ج  52ص  333ح 63

(11) نوائب الدّهور فى علائم الظهور، ج  2ص  114ط كتابخانه صدوق.

(12) كنزالعمال، ج  14ص  591ح  39646  منتخب الاثر، ص 487

(13) نهج‏البلاغه فيض الاسلام، خ  138ص  424و 425

(14) بحارالانوار، ج  52ص  224و 225

(15) بشارة الاسلام ص 236

(16) سوره نور، آيه 35

(17) معجم احاديث المهدى‏عليه السلام ، ج  5ص  274ح 1699 .

(18) اشاره به آيه و نريد انّ نمنّ على الذين استضعفوا فى الارض و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثين؛ و خواستيم بر كسانى كه در آن سرزمين مستضعف واقع شده بودند منت نهيم و آنان را پيشوايان (مردم) گردانيم و ايشان را وارث  (زمين) كنيم. سوره قصص، آيه 5 .

(19) منتخب الانوار المضيئة، سيد بهاء الدين على النيلى النجفى، ص 30 .