|
انتظار فرج
فرج به معناى گشايش است؛ گشايشى كه اميد اميدواران است و بيقين،
تحقق پذير است و نااميدى در آن راه ندارد، و ممكن است كه طول بكشد.
و طول كشيدن تحقق مطلوب، از لوازم اميدهاى بزرگ است. اميدهاى كوچك
بزودى تحقق پذيرند و اميد، هر چه بزرگتر باشد، تحقق ديرتر و دراز
مدت ترى دارد.
بخصوص اگر بزرگترين اميدها باشد كه مقصود از فرج است.
و آن گشايش براى همه خلق و سيادت عدل و داد براى هميشه، در جهان
است.
انتظار فرج، مشتمل بر يقين به تحقق مقصود است كه غم را مى زدايد و
سرور مى زايد. مقصود از انتظار، نشستن و خوابيدن نيست، بلكه داراى
وظيفه اى است كه در تسريع ظهور حضرت مهدى عليه السّلام دخالت دارد.
چنانچه مقصود، انتظار شخصى نيست، بلكه وظيفه اى است اجتماعى؛ چون
انجام مقاصد اجتماعى، قدمهاى اجتماعى لازم دارد.
مقصود از انتظار، آمادگى است و آن دو مرتبه دارد:
نخستين مرتبه آن، انتظار روحى است و خوشدل بودن براى تحقق اميد در
آينده، و آن عبارت است از آمادگى براى قبول دعوت و زدودن مقاومت
روحى براى رسيدن كسى كه انتظار آمدنش هست.
دومين مرتبه آن، انتظار عملى است كه اضافه بر انتظار روحى است.
انتظار، عملى مانند آمادگى براى آمدن مهمان و پذيرايى از او، كه
غذا بايستى آماده باشد و با مقام مهمان و شخصيت او تناسب داشته
باشد. محل نشستن او تميز و آماده، خوابگاه و استراحتگاهش مرتب باشد.
كشاورز، وقتى انتظار باران را دارد كه كشتى كرده باشد، بازرگان،
وقتى انتظار سود دارد كه كالاى خود را آماده كرده و در معرض فروش
گذارده باشد، و اين انتظار كامل خواهد بود.
هر دو مرتبه انتظار بايستى براى ظهور حضرت مهدى عليه السّلام فراهم
باشد تا فرج همگانى تحقق پذير شود.
منتظران نيز به دو گونه اند: منتظران مرحله نخست كه بسيارى از
منتظران از اين قبيل هستند. اينان، كسانى هستند كه از شدت ظلم و
جور به تنگ آمده و آه مى كشند و آرزومند منجى و رسيدن وى هستند، وى
قدمى برنمى دارد. اين انتظار، چندان تاءثيرى در تسريع قيام حضرت
مهدى ندارد. آنچه كه در تسريع قيام حضرت مهدى مؤ ثر است، انتظار در
مرحله دوم است؛ هر چه شماره منتظران اين گروه افزوده مى شود، ظهور
آن حضرت نزديكتر مى شود و موفقيت در دعوت را شديدتر مى سازد.
انتظار فرج، بجز آمادگى بارى ظهور آن حضرت نيست اكنون بايستى
بدانيم كه مقصود از آمادگى آن هم آمادگى عملى چيست و مقصود از
انتظار فرج، كه بهترين اعمال ناميده شده است، چيست؟ آيا مقصود يك
عمل مخصوص است و يا مجموعه اى است از چند عمل؟
نكته حساسى كه انتظار بر آن تكيه دارد و شايد از نظرها پوشيده باشد،
آن است همان طور كه حكومت حضرت مهدى عليه السّلام ريشه كن كننده
ظلم و جور و بر پا كننده عدل مجسم است و تهى از قلدرى و قساوت مى
باشد، پيدايش اين مقصود نيز، بايستى چنين باشد. از ظلم و جور دور،
از قلدرى و قساوت بر كنار، از دروغگويى و رياكارى خالى باشد.
چون قداست هدف، مبرر وسيله گناه نمى شود، گناه، جز گناه نمى زايد.
با ظلم، نمى شود عدل را به پا كرد؛ با عقده و انتقام، نمى توان دادگرى
كرد.
اين حكومت. با كودتاى نظامى به روى كار نخواهد آمد؛ با انقلاب حزبى،
زمام امر را به دست نخواهد گرفت.
كودتاى نظامى، خواسته چند افسر است. انقلاب حزبى، از عقده و كينه،
ريشه مى گيرد و بيگناهان بسيارى را در خاك و خون مى غلتاند و سران
حزب، از آن لذت مى برد.
پيدايش حكومت عدل، بايستى به وسيله عدل باشد و آن وقتى است كه
مردانى بزرگوار و شريف، در اجتماع بشرى پيدا شوند و آماده فداكارى
باشند و براى خود چيزى نخواهند، تا بتوانند مژده حكومت عدل را به
خلق بدهند تا خلق به پا خيزد و همگان از آن استقبال كنند.
پيدايش حكومت عدل، بر دو پايه قرار دارد:
خواسته خلق، نخستين پايه آن است؛ خواه اين خواسته، خودآگاه باشد،
خواه، خود ناآگاه.
خواسته خود ناآگاه حكومت عدل، در اكثر افراد موجود است، ولى چندان
تاءثيرى در تسريع قيام حضرت مهدى عليه السّلام ندارد.
پايه دوم، انتظار است؛ آن هم انتظار عملى. هر گاه شماره اين
منتظران و آمادگان براى تشكيل اين حكومت، به عددى برسد كه شايسته
باشند بار اين حكومت را بر دوش بگيرند، زمان تشكيل آن فرا مى رسد.
آن وقت است كه بسيارى از مردم كوچه به كوچه، كو به كو شهر به شهر
به دنبال حكومت عدل مى گردند و بدين مقصد اعلا خواهند رسيد.
((من سره اءن يكون من اءصحاب القائم، فلينتظر وليعمل بالورع و
محاسن الاءخلاق، و هو منتظر؛))
كسى كه دوست مى دارد از ياران قائم باشد، بايد آماده باشد و در حال
آمادگى، به پارسايى و محاسن اخلاق، عمل كند.))
اين راهنمايى، حاوى چند نكته فردى و اجتماعى است :
1 - امر قبلى، كه اميد به قيام حضرت قائم داشته باشد و ياءس و
نوميدى را از خود بزدايد.
2 - دوست داشته باشد كه از ياوران آن حضرت باشد تا در ايجاد عدل
جهانى، شركت كند و از اين سعادت جاودانى، برخوردار شود.
3 - داراى ورع باشد و از گناه اجتناب كند.
4 - از حسن اخلاق برخوردار باشد.
اميد به قيام حضرت قائم، روح و مقوم انتظار فرج است. انتظار، ضد
ياءس و نا اميدى است و حيات بخش است و دل را زنده نگه مى دارد.
برخلاف ياءس و نااميدى كه مرگ آور است. كسى كه ياءس و نااميدى بر
او چيره باشد و اجتماعى كه اين صفت مذموم بر آن حكومت كند، از
زندگى و حيات، بيزار و متنفر مى گردد و به سوى مرگ و انتحار، قدم
بر مى دارد.
برخلاف آن كه اميد بر او حكومت كند؛ حيات را خوش دارد و نقايص
زندگى را بر طرف مى كند و به سوى آينده قدم بر مى دارد و روز خود
را از روز دگر بهتر مى سازد.
از ياران قائم بودن را دوست داشتن، از ايمان به مبداء و معاد ريشه
مى گيرد و كليد خود سازى مى شود، تا آينه گردد و جمال پرى طلعتان،
طلب كند. ورع داشتن و پارسا شدن، خود سازى و حيوانيت زدايى است و
بشريت را تبديل به انسانيت كردن است.
انسانها، بايستى ياوران حضرت قائم باشند تا بتوانند در ايجاد عدل
جهانى شركت كنند؛ دگران لياقت اين وظيفه بزرگ و مقدس را ندارند.
حسن اخلاق، نشانه انسان شدن است و دعوت عملى است به انسان شدن
دگران؛ تا از فرد صالح، اجتماع صالح به دست آيد و در تسريع قيام
حضرت قائم، تاءثير داشته باشد.
در انتظار، اميد به آينده محقق الوقوع، موجود است؛ چنين اميدى، همه
رنجها و مشقتها را آسان مى سازد و انسان، خودش به خودش مژده مى دهد.
خردمندان بشر، براى رسيدن به آينده احتمالى، كوششها مى كنند،
رنجهاى مى برند. و رنجها را در كام خود شيرين مى دانند. حال اگر
آينده، محقق الوقوع باشد، انتظارش روح افزا و دلپذير خواهد بود. در
مثل است كه گنج بدون رنج حاصل نشود و رنج در راه تحصيل گنج قطعى،
شيرين است.
تلخ و شيرين
انتظار، گاه تلخ است و گاه شيرين.
انتظار تلخ، وقتى است كه آدم در جاى خود بنشيند و تكان نخورد، چشم
به در خانه بدوزد تا مطلوبش بيايد. در اين انتظار، روزش ماه به
نظر مى آيد و ماهش سال و روزگارش تلخ و انتظارش تلخ.
انتظار شيرين آن است كه انسان از جا بر خيزد و به كار پردازد،
زمينه حصول مقصود را آماده سازد و بداند كه هر چه آمادگى بيشتر شود،
مقصود، زودتر حاصل مى شود.
از هر آمادگى كه فارغ شد، لذتى برايش پيدا مى شود و گام دگرى در
راه آمادگى بر مى دارد و در دل، با مطلوب خود راز و نيازى مى كند.
انتظار ظهور حضرت مهدى از اين قبيل است. كسى كه در اين انتظار به
سر مى برد. به حضرتش عشق مى ورزد. روز به روز آمادگى خود را بيشتر
مى كند و از حضرتش كمك مى خواهد كه هر چه بيشتر بتواند خود را
آماده كند و هر آمادگى براى او مژده موفقيت و نويد حصول مقصود
خواهد بود.
تعلق اراده ازلى به اقامه عدل جهانى
نصى متواتر به اقسام سه گانه تواتر: لفظى و معنوى و اجمالى، از پيامبر
اسلام و ائمه اطهار صادر شده كه خداوند به وسيله حضرت مهدى، جهان
را پر از عدل و داد مى كند و سراسر گيتى را به نور عدالت منور مى
سازد و ظلم و بيداد را از صفحه گيتى بر مى اندازد، و آن نص چنين
است : ((يملاءالله الاءرض به قسطا و عدلا)).))
1 - تواتر از كلام رسول خدا صلى الله عليه و آله؛
2 - تواتر از سخنان ائمه اطهار صلى الله عليه و آله؛
3 - تواتر در ميان اماميه؛
4 - تواتر در ميان اهل سنت و جماعت؛
5 - تواتر در ميان صحابه و تابعين و تابعين تابعين؛
6 - تواتر در ميان همه مسلمين در طى قرون اسلامى، از نخستين قرن تا
قرن حاضر به طورى كه اين عقيده، فطرى همه مسلمانان شده است.
و متمهديها و مهديهاى دروغين از همين، استفاده كرده اند.
از اين نص متواتر به طور صددرصد استفاده مى شود كه اين سخن، كلام
الهى است و در رديف قرآن قرار دارد.
در ميان مسلمانان كلامى نباشد نظير اين نص مبارك كه مورد اتفاق پيامبر
اسلام و امامان طاهرين و همه مسلمانان باشد.
اينك به چند نكته اى كه در اين نص به نظر مى رسد، اشاره مى شود:
1 - از نظر ادبى، فاعل فعل ((يملاء)) خداوند تبارك و تعالى است. پس
اقامه عدل جهانگير، كار خداست كه به وسيله حضرت مهدى عليه السّلام
انجام مى شود.
حقيقت نيز چنين است؛ چون هيچ قدرتى از قدرتهاى بشرى، توانايى چنين
كار عظيم را ندارد. بشر، هر مقدار كه توانا و نيرومند باشد، قادر
بر اقامه عدل در سراسر عالم نخواهد بود.
چنانچه هر قدرتى كه به مخالفت با اين كار خدايى برخيزد، خرد و
نابود خواهد شد؛
2 - عدل جهانگير مژده و بشارتى است بر بشريت و نويدى است كه بشر
روزى به آرزوى فطرى و خواسته عقلى خود، كه عدالت جهانى است، خواهد
رسيد، و نا اميدى از بشر زدوده مى شود و اميد، بر قرار مى گردد؛
3 - آن كه حضرت مهدى شخص است معين و نامى و شناسا و از خاندانى
معين، و هموست كه منظور خدا و رسول صلى الله عليه و آله است.
4 - طول عمر آن حضرت.
ارده ازلى بر اين تعلق گرفته كه حضرت مهدى عليه السّلام داراى عمرى
دراز باشد و اين عنايتى است از طرف حضرت حق به او و به بشريت.
خداوند متعال، حافظ حيات آن حضرت است.
و اين كار، بجز از قدرت واسعه الهى، از هيچ فردى از افراد بشر
ساخته نيست، بلكه مجموع افراد بشر و عموم جهانيان، قدرت بر اين كار
ندارند و همگان، عاجز و ناتوان از اين امر عظيم هستند.
همان خدايى كه عمرى كوتاه به پدر حضرت مهدى عليه السّلام، يعنى
حضرت عسكرى عليه السّلام، عنايت كرده كه در 28 سالگى حيات را بدرود
كند و مدت امامتش، عمرى عنايت كرده كه از عمر نوح درازتر و مدت
امامتش از مدت پيامبرى نوح بيشتر و طولانيتر است.
و اين رازى است از اسرار الهى كه كسى بر آن آگاه نيست؛
5 - اقامه عدل، كار هر كس نيست.
بسيارى از مردم، از اقامه عدل در خانه خود عاجز و ناتوانند، چه
برسد بر اقامه عدل در شهرى يا در كشورى.
از اين رو، اقامه عدل به وسيله يك فرد مقدس در سراسر جهان، آن هم
عدل ابدى و جاودانى، نشان مى دهد كه آن مرد بزرگ بايستى داراى عقلى
فوق العاده و هوشى فوق العاده و دانشى فوق العاده و بينشى فوق
العاده و قدرت روحى فوق العاده و خلقى عظيم باشد.
مردى بزرگ بايد و عزمى بزرگتر، روحى بزرگ بايد و فكرى بزرگتر و
همتى بلند بايد و عظمتى بلندتر، تا قادر بر حل مشكلاتى كه پيش مى
آيد، مشكلات فردى، مشكلات اجتماعى و مشكلات جهانى و عالمى؛
6 - اقامه عدل، وظيفه اى است اجتماعى نه فردى.
حضرت مهدى، بايستى داراى يارانى عالى مقام و اصحابى خردمند و دانا
و امين و درستكار باشد. خوشخويى و خوش اخلاقى، شيوه آنان در رفتار
و گفتار باشد و همگان خدمتگزار حضرتش بوده و او امر و رهنمودهاى
حضرتش را بخوبى انجام دهند.
اينانند كه پاكيزگان بشر هستند؛ پيراسته از بيماريهاى روحى :
خودخواهى، حرص و آز، حسد، سوءخلق، كينه؛ و آراسته به فضايل اخلاق و
محامد صفات هستند؛
7 - نص مبارك از رحمت نامتناهى حضرت حق و نعمت بزرگ الهى بر بشر،
حكايت مى كند و از مهر مقدس الهى بر بندگان خبر مى دهد و ارمغانى
كه سعادت جاودانى باشد و خوشبختى دو جهانى را همراه دارد؛
8 - لفظ ((ارض )) در نصّ شريف كه به جاى لفظ عالم استعمال شده،
مطلبى را مى رساند و آن اختصاص عدل است به زمين. پس در ستارگان و
كواكب و كرات آسمانى، عدلى وجود ندارد؛ چون بشرى وجود ندارد. اگر
هم مخلوقى وجود داشته باشد، همانند بشر نخواهد بود؛ چون بشر است كه
در سلسله جانداران، خواهان عدل و شايسته عدالت و داد است.
از اين، دانسته مى شود كه ستارگان و كرات آسمانى، محيط زيستى براى
بشر نيستند و قابليت براى پيدايش بشر و سكونت او ندارند.
و بايستى بگوييم گياهان و حيوانات نيز در آنها وجود ندارند؛ البته
گياهان و حيواناتى مانند گياهان و حيوانات زمين.
زيرا كه محيط زيست بشر، با محيط زيست نباتات و حيوانات، يكى است،
آنچه كه بشر براى زنده بودن بدان نيازمند است، گياهان و حيوانات
نيز بدان نيازمند هستند.
آن جا كه گياهى برويد، حيوانى مى پويد و انسانى مى جويد.
اگر غايت از خلقت گياهان و حيوانات، بهره بردن بشر است، به يقين، گياهى
و جانورى مانند گياهان راضى و حيوانات زمينى، در آن جا يافت نمى
شود و آسمانيان از زمينيان جدا هستند.
بشارات و اشارات
مهدى در قرآن
1 - ((اءتى امر الله فلا تستعجلوه))
آيه شريفه در حضور حضرت صادق عليه السّلام تلاوت شد؛ فرمود: اشارتى
است به قيام قائم. امر، امر ماست و آن قيام قائم ما آل محمد است.
خدا با ما امر فرموده است عجله نكنيم. و اين بار را بر دوش دارد،
وقتى كه سه گونه لشكر برايش آماده شود؛ ملائكه و فرشتگان، مؤ منان
و رعب. خروج او مانند خروج رسول خدا از مكه خواهد بود و آن كلام
خداست :
((كما اءخرجك ربك من بيتك بالحق))
2 - ((ففررت منكم لما خفتكم فوهب لى ربى حكما و جعلنى من
المرسلين))
((حضرت صادق فرمود: وقتى كه قائم قيام كند، مردم را مخاطب قرار
داده و اين آيه را تلاوت خواهد كرد)).
3 - ((فلما اءحسوا باءسنا اذاهم منها يركصون )). ))
جابر در باره اين آيه از حضرت باقر مى پرسد. حضرتش مى فرمايد:
((آن وقتى است كه قائم قيام كند)).
اسماعيل بن جابر درباره اين آيه از حضرت صادق عليه السّلام بيان
خواهد، حضرت مى فرمايد:
((فلما احسوا باءسنا)) (چون عذاب ما را احساس كردند) يعنى خروج و
قيام قائم عليه السّلام را،(( اذاهم منها يركصون)) (در اين وقت
آنان رو به فرار گذاشتند) يعنى از گنجهايى كه اندوخته بودند، ((
قالوا يا ويلنا انا كنا ظالمين قما زالت تلك دعواهم حتى جعلناهم
حصيدا)) (گفتند واى بر ما كه ستمگر بوديم و ادعايشان همين بود تا
آنها را درو كرديم ) به وسيله شمشير خامدين، ديده اى كه بيند از
آنان نماند.
4 - ((اءن الاءرض يرثها عبادى الصالحون)) حضرت باقر عليه السّلام
فرمودند: ((عباد صالح، ياران و اصحاب مهدى در آخر الزمان هستند)).
5 - ((اءذن للذين يقاتلون باءنهم ظلموا و ان الله على نصرهم
لقدير)) حضرت باقر فرمود: ((اين درباره قائم و اصحاب اوست )).
6 - ((الذين ان مكناهم فى الارض اءقاموا الصلوة و اتوا الزكوة))
حضرت باقر عليه السّلام فرمود: اين آيه درباره مهدى آل محمد و
اءصحاب اوست. خداوند، آنها را مالك شرق و غرب زمين قرار مى دهد و
به وسيله مهدى، دين را آشكار مى سازد و خداوند به وسيله مهدى و
اصحابش بدعتها و باطلها را مى ميراند، همچنان كه سفيهان حق را مى
راندند.
ديگر اثرى از ظلم و جور باقى نخواهد ماند. آنان به معروف و
نيكوكارى امر مى كنند و از منكر و زشتكارى نهى مى كنند. و پايان
كارها از آن خداست.
7.((ان نشاء ننزل عليهم من السماء آية فظلت اءعناقهم لها خاضعين))
حضرت باقر عليه السّلام فرمود: ((اين آيه درباره قائم آل محمد صلى
الله عليه و آله نازل شده كه منادى از آسمان به نام او ندا مى
كند)).
8. ((و لنديقنهم من العذاب الادنى دون العذاب الاءكبر))
حضرت صادق عليه السّلام فرمود: ((عذاب ادنى گرانى باشد و عذاب اكبر
مهدى است كه قائم بالسيف است )).))
9. ((و قالوا آمنا به... و قد كفروا به من قبل )).))
حضرت باقر عليه السّلام فرمود: ((و قالوا آمنا به )) يعنى : آورديم
به قيام قائم. ((و قد كفروا به من قبل )) يعنى : و همانا قبلا كافر
شده بودند به قيام قائم آل محمد صلى الله عليه و آله.
((فاصبر على ما يقولون))
حضرت صادق عليه السّلام فرمود: ((خطاب الله به رسول خداست كه در
برابر تكذيب كنندگانش شكيبا و صبور باشد و من به وسيله مردى كه از
توست از آنان انتقام خواهم گرفت و او قائم من است كه او را بر
خونهاى ظالمان مسلط كرده ام )).
10- ((سنريهم آياتنا فى الآفاق و فى اءنفسهم حتى يتبين لهم اءنه
الحق...)).))
حضرت صادق عليه السّلام حق را به قائم عليه السّلام تفسير فرمود.
11- ((و لمن انتصر بعد ظلمه فاءولئك ما عليهم من سبيل))
حضرت باقر عليه السّلام فرمود: ((او قائم است؛ هنگامى كه قيام كند،
بر بنى اميه و بر تكذيب كنندگان و بر ناصبان پيروز خواهد شد)).
12 - ((خاشعين من الذل ينظرون من طرف خفى))
13- ((هل ينظرون الا الساعة اءن تاءتيهم بغتة))
حضرت باقر عليه السّلام فرمود: آن ساعت، ساعت قيام قائم است كه ناگهان
ظهور مى كند.
14 - ((فورب السماء و الارض انه لحق))
حضرت سجاد عليه السّلام فرمود: ((مقصود از حق، قيام قائم است )).
15 - ((اعلوا اءن الله يحيى الاءرض بعد موتها))
حضرت باقر عليه السّلام فرمود: ((مرگ زمين، كفر اهل زمين است و
كافر، مرده محسوب مى شود و خدا زمين را به وسيله قائم زنده مى كند
و در ميان زمينيان به عدل حكم مى كند، پس زمين و اهل آن را بعد از
مرگشان زنده مى كند)).
16 - ((ليظهره على الدين كله و لو كره المشركون )).))
حضرت صادق عليه السّلام ((اين، هنگام قيام قائم است و وقتى خروج
كند، هر كافر و مشركى خروج او را كراهت دارد.
17 - ((فلا اءقسم بالخنس الجور الكنس))
حضرت باقر عليه السّلام فرمود: ((قائم در سال 260 خودش را نهان مى
دارد، سپس مانند شهاب ثاقب در شب تاريك ظهور مى كند))
18- ((و الشمس و ضحيها و القمر اذا تلاها و النهار اذا جليها))
حضرت صادق عليه السّلام فرمود: ((شمس، اميرالمؤ منين است و تابش
آن، قيام قائم است و قمر، حسن و حسين هستند و النهار، قيام قائم
است )).
19 - ((و الليل اذا يغشى و النهار اذا تجلى))
حضرت صادق عليه السّلام فرمود: ((ليل، حكومت ابليس و نهار قيام
قائم است )).
20 - ((و من قتل مظلوما فقد جعلنا لوليه سلطانا فلا يسرف فى القتل
انه كان منصورا))
حضرت باقر عليه السّلام فرمود: ((مقتول مظلوم، حسين است و مراد از
منصور، قائم است كه خدا مهدى را منصور نام داده است؛ چنانچه رسول
خدا را احمد و محمد و محمود خوانده و عيسى را مسيح )).
21 - ((اءين ما تكونوا ياءت بكم الله جميعا))
حضرت صادق عليه السّلام فرمود: ((اين آيه درباره اصحاب قائم نازل
شده است. آنها شب در بسترهاشان نيستند و در مكه صبح مى كنند و برخى
با ابر حركت مى كنند)).
از رسول خدا صلى الله و عليه و آله
1- ((قيامت بر پا نخواهد شد تا وقتى كه قائم حق از ما قيام كند و
آن، وقتى است كه خداى عزوجل اذن دهد)).
روز قيام قائم، از اسرار الهى و راز مگوست؛ پيغمبر صلى الله عليه و
آله يا نمى داند و يا نمى گويد.
2.((دنيا باقى است تا روزى كه مردى از دودمان حسين قيام كند و زمين
را از عدل و داد پر سازد؛ چنانچه از ظلم و جور پر شده است )).
3.((مهدى از ما اهل بيت است )).
4.(( مهدى از دودمان من است؛ نامش نام من، كنيه اش كنيه من، شبيه
ترين فرد از نظر خلق و خلق به من است )).
5 - ((خوشا به حال آن كه به خدمت قائم اهل بيت من برسد)).
6 - ((كسى كه قائم دودمان من را(در زمان غيبتش) انكار كند، مرا
انكار كرده است )).
7 - ((على بن ابى طالب، امام امت من است و خليفه من بر امت من، بعد
از من است و قائم منتظر از فرزندان اوست. خدا به وسيله او زمين را
از عدل و داد پر خواهد ساخت؛ چنانچه از ظلم و جور پر شده است )).
8 - خداى و تعالى زمين را تحت اختيار ذوالقرنين قرار داد و از هر چيزى
بدو عنايتى كرد و حكومت او به مشرق و مغرب رسيد. اين سنت الهى، در
قائم از دودمان من جارى خواهد بود. شرق و غرب عالم در كف با كفايت
او قرار خواهد گرفت و هر جايى كه به تصرف ذوالقرنين در آمده، به
تصرف او در خواهد آمد. خداوند گنجهاى زمين و معادن آن را بر او
آشكار خواهد ساخت و به وسيله ترس و رعب در دل دشمنان، او را يارى
خواهد كرد تا زمين را از عدل و داد پر سازد؛ چنانچه از ظلم و جور
پر شده است )).
9. ((قائم از فرزندان من است. نام او نام من است، كنيه او كنيه من،
شمايل او شمايل من، سنت او سنت من. مردم را به دين من و شريعت من
هدايت مى كند و به كتاب خداى عزوجل مى خواند. كسى كه اطاعتش كند،
مرا اطاعت كرده و كسى كه او را عصيان كند، مرا عصيان كرده است. آن
كه او را در زمان غيبتش انكار كند، مرا انكار كرده. كسى كه
دروغگويش بخواند. مرا دروغگو خوانده و آن كه راستگويش بداند، مرا
راستگو دانسته. به خدا شكوه خواهم برد از دست كسانى كه او را تكذيب
كنند و منكر سخن و كلامش گردند و امتم را از راه گمراه سازند. و
بزودى ستمكاران از سرانجام و عاقبت خود، آگاه خواهند شد)).
10 - ((كسى كه قائم فرزندان مرا انكار كند، مرا انكار كرده است)).
11 - ((مهدى از ذريه من است، وقتى كه خروج كند عيسى بن مريم براى
يارى او نازل مى شود و پشت سرش نماز مى خواند)).
12 - ((قائم، مردى است از دودمان من. نام او نام من است. خدا او را
نگهدارنده من قرار مى دهد. به سنت من عمل مى كند. زمين را از عدل و
داد پر مى سازد؛ چنانچه از ظلم و جور و زشتى پر شده است )).
13 - ((قائم را غيبتى است )). عرض شد: يا رسول الله ! چرا؟! فرمود:
((از كشته شدن خوف دارد)).
14 - ((بشارت مى دهم شما را به مهدى كه در ميان امت من مبعوث خواهد
شد، وقتى كه مردمانى در تزلزل باشند. زمين را از عدل و داد پر
خواهد ساخت؛ چنانچه از ظلم و جور پر شده است. آسمانيان و زمينيان
از وجود او خشنود خواهند شد)).
15 - ((بشارت مى دهم شما را به مهدى، بشارت مى دهم شما را به مهدى،
بشارت مى دهم شما را به مهدى، زمين را از عدل و داد پر خواهد ساخت؛
چنانچه از ظلم و جور پر شده است. اهل آسمان و اهل زمين از ظهور
خشنود خواهند شد)).
16 - حضرتش بر منبر چنين فرمود: ((مهدى از عترت من است، از اهل بيت
من است. در آخر الزمان خروج خواهد كرد. آسمان به خاطر او باريدن
خواهد گرفت و زمين براى او روييدن مى گيرد. زمين را از عدل پر
سازد؛ چنانچه از ظلم و جور پر شده است )).
17 - ((ما دودمان عبدالمطلب، سروران اهل بهشت هستيم : من و على و
حمزه و جعفر و حسن و حسين و مهدى )).
18 - ((مهدى مردى است از زادگان اين مرد (اشاره فرمود به على بن
ابى طالب ) به وسيله او خداوند دروغ را نابود مى سازد و روزگار ظلم
و ستم را از جهان مى زدايد و ذلت و خوارى را از گردنهاى شما بر مى
دارد)). سپس فرمود:
((من، نخستين كس اين امت هستم و مهدى ميان كس است و عيسى واپسين كس
آن و بخلى كج در اين ميان است )).
19 - ((مهدى از عترت من است؛ از دودمان فاطمه )).
20 - حضرتش به فاطمه عليه السّلام فرمود: ((دختر عزيز من ! هفت چيز
به ما اهل بيت عطا شده كه به هيچ كس داده نشده است :
پيغمبر ما بهترين پيغمبران است و او پدر توست.
وصى ما بهترين اوصياست و او شوهر توست.
شهيد ما بهترين شهيدان است و او عموى پدرت، حمزه است.
و از ما كسى است كه دو بال طاووسى دارد كه كه در بهشت با آنها
پرواز مى كند، و او پسر عمويت جعفر است.
و از ماست دو سبط اين امت و آنها دو پسر تو، حسن و حسين هستند.
و سوگند به خدايى كه جز او خدايى نيست، از ماست مهدى اين امت كه
پشت سرش عيسى بن مريم نماز مى خواند)). آن گاه حضرتش به شانه حسين
دست زد و فرمود:
((مهدى از اين، مهدى از اين است، مهدى از اين است )).
21 - ((آن گاه كه بندگان خوب خدا در بى قدرتى و نوميدى به سر برند،
فرج رخ دهد و قائم ظهور كند؛ نامش نام من است، نام پدرش نام پسر من
است. وى از دودمان دخترم فاطمه است. خداوند حق را به وسيله او
آشكار و ظاهر خواهد ساخت و باطل را نابود خواهد كرد)).
22 - ((خداوند مردى را از من و عترت من مبعوث خواهد كرد تا زمين را
از عدل پر سازد، چنانچه پيشينيان او از ظلم و جور پرش كرده باشند.
آن گاه زمين اندوخته هاى گرانقدر خود را بيرون خواهد ريخت )).
23 - ((تا قائم ما قيام نكند، قيامت بر پا نخواهد شد و آن وقتى است
كه خدا اذن دهد. كسى كه پيرو او باشد، رستگار است و آن كه از او
منحرف باشد، هلاك خواهد شد)).
24 - حضرتش به دانشمند يهودى فرمود:
((از ذريه من مهدى است. وقتى كه خروج كند، مسيح عيسى بن مريم براى
يارى اش نزول مى كند و پشت سرش نماز مى خواند)).
25 - ((قائم از فرزندان من است. نام او نام من، كينه اش كينه من،
شمايلش شمايل من، سنتش سنت من است. مردم را به اطاعت كند، مرا
اطاعت كرده و آن كه او را عصيان كند، مرا عصيان كرده. آن كه غيبتش
را انكار كند، مرا انكار كرده و كسى كه تكذيبش كند، مرا تكذيب كرده
و كسى كه تصديقش كند، مرا تصديق كرده است )).
26 - ((هم اكنون جبرئيل بر من نازل شد و به من خبر داد: قائم كه در
آخرالزمان ظهور مى كند و زمين را از عدل پر مى كند، چنانچه از ظلم
و جور پر شده است، از ذريه فرزند تو حسين است )).
27. ((وقتى كه قائم خروج كند منادى در آسمان ندا خواهد كرد:
ايهاالناس ! حكومت ستمكاران بر شما قطع شد و بهترين كس از امت
محمد، قدرت را در دست گرفت. به سوى او بگراييد. نجباى مصر و صالحان
شام و دسته هايى از عراق به سويش مى روند. او از دودمان حسين است
)).
28 - روز غدير فرمود: ((اى مردم ! من پيغمبر (شما) هستم و على وصى
من است و واپسين امام از امامان از ما، مهدى قائم است )).
29 - به دخترش فاطمه فرمود:
((خداوند پدرت را برگزيد و او را پيامبر قرار داد و على را برگزيد
و وصى قرار داد و تو را به او ترويج كرد. و مهدى كه عيسى در پشت
سرش نماز مى خواند، از تو و از على است )).
30 - به على عليه السّلام فرمود: ((پسرم از ظالمان بر تو و بر شيعه
تو در دنيا انتقام خواهد كشيد و خدا آنان را در جهان دگر عذاب
خواهد كرد)).
سلمان پرسيد: او كيست يا رسول الله؟
فرمود: ((نهمين كس
از فرزندان پسرم، حسين است كه پس از غيبتى طولانى، ظهور خواهد كرد
31 - حديث فارسى :
((على را وزير تو و خليفه تو پس از تو قرار دادم، بر اهل تو و امتت.
و عطيه من آن است كه از صلب تو يازده مهدى خارج مى شوند كه همگان
از ذريه تو هستند و از دختر بكرت بتول.
آخرين آنها كسى است كه عيسى بن مريم پشت سرش نماز مى خواند و زمين
را از عدل پر سازد، چنانچه از ظلم و جور پر و آكنده شده است )).
مطالبى كه مورد
اتفاق اين نصوص و نصوص آينده است و به حد تواتر رسيده به قرار زير
مى باشد:
1 - قائم از دودمان رسول خدا و على بن ابى طالب و حسين است؛
2 - غيبتى طولانى دارد، و غيبتش داراى عللى بسيار است؛ گفته و ناگفته؛
3 - زنده است و خروج مى كند، ظهور و قيام و مبعوث كه در نصوص ياد
شده؛
4 - روز قيام و ظهورش، راز مگوست. پيغمبر يا نمى داند و يا نمى
گويد؛
5 - زمين را از عدل و داد پر مى سازد؛ عدل عالمگير؛
6 - عيسى بن مريم از آسمان نزول خواهد كرد و پشت سرش نماز مى خواند؛
7 - نام او نام رسول خداست و كينه اش كينه آن حضرت.
اين ويژگيهاى حضرت
مهدى عليه السّلام و براى آن گفته شده كه مردم مهديهاى دروغين را
بشناسند و گول آنها را نخورند.
|