|
تكميل بحث اعانت اهل تقوا با احاديثى گرانقدر
في « الكافي » بالإسناد عن أبان بن تغلب، قال: سألت أباعبدالله
(عليه السلام) عن حقّ المؤمن على المؤمن ؟ فقال (عليه السلام):
حقّ المؤمن على المؤمن أعظم من ذلك لو حدّثتكم لكفرتم.
إنّ المؤمن إذا أخرج من قبره ; خرج معه مثال من قبره، يقول له:
أبشر بالكرامة من الله بالسرور، فيقول له: بشّرك الله بخير.
قال: ثمّ يمضي معه يبشّره بمثل ما قال، وإذا مرّ بهول قال: ليس هذا
لك، و إذا مرّ بخير قال: هذا لك، فلا يزال معه يؤمنه ممّا يخاف و
يُبشّره بما يحبّ حتّى يقف معه بين يدي الله عزّوجلّ، فإذا أمر به
إلى الجنّة، قال له المثال: أبشر فإنّ الله عزّوجلّ قد أمربك إلى
الجنّة ؟
قال: فيقول: من أنت يرحمك الله تبشّرني من حين خرجت من قبري و
آنستني في طريقي، و خبّرتني عن ربّي ؟
قال: فيقول: أنا السرور الّذي كنت
تُدخله على إخوانك في الدنيا خلقت منه لابُشّرك و اُونس وحشتك ».
و فيه أيضا: بالإسناد عن الوليد الصافي قال: سمعت اباجعفر (عليه
السلام)يقول:
إنّ فيماناجى الله عزّوجلّ به عبده موسى (عليه السلام) قال: إنّ لي
عباداً اُبيحهم جنّتي و اُحكِّمهم فيها.
قال: ياربّ ; و من هولاء الّذين تبيحهم جنّتك و تحكمهم فيها.
قال: من أدخل على مؤمن سروراً ».
و فيه ايضا عن مفضّل بن عمر، عن
أبى عبدالله (عليه السلام)قال: « لا يرى احدكم أدخل على مؤمن
سروراً أنّه عليه أدخله فقط بل و الله على رسول الله (صلى الله
عليه وآله) ».
و فيه أيضا عن أبى عبدالله (عليه السلام) قال:
(قال رسول الله (صلى الله عليه
وآله): « أحبّ الأعمال إلى الله سرور الّذي تدخله على مؤمن تطرد
عنه جوعته، او تكشف عنه كربته)
و فيه أيضا عن أبى عبدالله (عليه السلام):
من ادخل السرور على مؤمن فقد
أدخله على رسول الله (صلى الله عليه وآله)فقد وصل ذلك إلى الله و
كذلك من أدخل عليه كرباً ».
و فيه ايضا عن أبى عبدالله (عليه السلام):
(من سعى في حاجة أخيه المسلم طلب
وجه الله كتب الله عزّوجلّ له ألف ألف حسنة، يغفر فيها لأقاربه و
جيرانه و إخوانه و معارفه، و من صنع إليه معروفاً في الدنيا فإذا
كان يوم القيامة، قيل له: ادخل النار فمن وجدته فيها صنع إليك
معروفاً في الدنيا فاُخرجه بإذن الله عزّوجلّ إلاّ أن يكون
ناصبيّاً).
و في كتاب « مصادقة الاخوان » للشيخ الصدوق (رحمه الله)عن ابى
عبدالله (عليه السلام)قال سمعته يقول:
(إنّ ما خصّ الله به المؤمن أن
يعرّفه برّ اخوانه و إن قلّ، و ليس البرّ بالكثرة و ذلك أنّ الله
يقول في كتابه: ( وَ يُؤثِرُونَ عَلى اَنْفُسِهِمْ وَ لَو كانَ
بِهِمْ خَصَاصَة) ثمّ قال: (وَ مَنْ يُوقَ شُحَّ نَفْسَهُ
فَاُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ)
و من عرفه الله ذلك اُحبّه الله و من اُحبّه الله أوفاه أجره يوم
القيامة بغير حساب.
ثمّ قال: يا جميل أرو هذا الحديث
فإنّ فيه ترغيباً للبرّ).
و فيه أيضا أبى عبدالله (عليه السلام) قال:
(من أدخل على أخيه سروراً أوصل
ذلك ـ والله ـ إلى رسول الله (صلى الله عليه وآله) و من أوصل
سروراً إلى رسول الله أوصله إلى الله، و من أوصل ـ والله ـ إلى
الله حكمه الله يوم القيامة بالجنّة).
و في « كمال الدين » عن النبىّ (صلى الله عليه وآله):
(من سعى في حاجة أخيه المؤمن ــ
لله عزّوجلّ و فيه رضاه و له فيها صلاح ــ فكأنّما خدم الله
عزّوجلّ ألف سنة لم تقع في معصيته طرفة عين).
تتميم بحث دعا در ظهور حضرت (عليه السلام)
پس بنده مؤمن بعد از شناخت به آنچه در باب دعا فرج حضرت (عليه
السلام) و در تفاصيل آيات و اخبار بيان كرديم، مودّت و محبّت واقعى
و حقيقى كه از مولاى او صلوات الله عليه در قلب اش جاى گرفته او را
به هيجان و شورش در مى آورد، و توفيق الهى شاملش شده براى آنكه در
دعا و طلب فرج آنحضرت صلوات الله عليه سعى و اهتمام نمايد، و تعجيل
آن را از خداوند متعال بخواهد.
پس لازم است دراين حال، در تحصيل آداب و شرايط كلّى صحّت و قبولى
دعا كمال اهتمام را داشته باشد، و آدابى كه در استجابت دعا يا در
تكميل و سرعت در تأثير آن ــ خصوصاً آداب و وظايف مهمّى كه به
منزله روح و ركن دعا است ــ مدخليّت دارد ; ياد بگيرد، از قبيل
شرايطى كه تعلّق به حال يا به زمان دعا يا به مكان دعا كننده دارد،
و نيز در رفع موانع استجابت دعا و تأثير آن سعى نمايند، تا آنكه
دعاى او بر وجه صحيح و قبول واقع شود، و بر آن آثار و فوائد مهمّ و
كامل مترتّب شود.
و آن آداب و شرايط بسيار است كه در اخبار بيان شده است، و در اين
مقام به بعضى از آداب مهمّ بر وجه اختصار و از جهت تذكّر و ياد
آورى براى اهل اعتبار در ضمن سه فصل اشاره مى شود.
فصل اوّل:در آداب و شرايط دعا كننده
خلوص نيّت
شرط اوّل: خلوص نيّت است، به خاطر آنكه دعا از بزرگترين عبادات و
افضل آنها مى باشد، و از بزرگترين شرايطِ صحت و قبولى و كمال هر
عبادت خلوص نيّت در آن مى باشد.
چگونگى نيّت دراين عبادت ـ يعنى دعاى فرج حضرت صاحب الامرصلوات
الله عليه ـ و بيان مراتب خلوص در آن ; در بحث انتظار فرج ; روشن
خواهد شد ان شاء الله تعالى.
امّا بطور اختصار در اينجا اشاره مى كنيم كه: عمده غرض و انگيزه
واقعى كه محرّك و مهيّج بر اين دعا مى شود، نصرت و يارى خداوند
متعال و دين او است، و نيز اداء بعضى از آنچه بر عهده بنده واجب و
فرض است، از قبيل حقوق عظيمه مولاى او صلوات الله عليه، و نيز حقوق
جميع ائمّه معصومين(عليهم السلام) كه حقّ نصرت و حقّ شكر گذارى ولى
نعمت و حقّ موالات باشد ــ كه ذكرشد و دركيفيّت يازدهم بيان
خواهدشد ــ
و بعد از اين غرض مهمّ در اين دعا ساير فوائد مهمّه و شريفه را قصد
نمايد، كه به بعضى از آنها در فصل يازدهم اشاره مى شود ان شاء الله
تعالى.
توبه
و آداب آن
شرط دوّم: توبه از جميع معاصى يقينى و فرضى است، و خصوصاً از جمله
گناهانى كه سبب تأخير اين فرج شده است و گناهانى كه موجب تألّم قلب
مبارك آنحضرت (عليه السلام)شده است، و اين توبه با مراعات شرايط
واجبه و آداب مهمّه آن باشد، و از جمله آداب ظاهرى آن غسل نمودن در
حال امكان است، چنانچه غسل جنابت يا حيض و نفاس تأثير در آثار
كيفيّت آنها دارد، و موجب طهارت ظاهر و باطن مى شود خصوصاً براى
نماز خواندن، همچنين غسل توبه از براى حضور قلبى در مقام مناجات و
دعا با حضرت احديّت جلّ شأنه ; در رفع آثار ذميمه گناهان از ظاهر
و باطن انسان مؤثر است.
خضوع و خشوع در دعا
شرط سوّم: خضوع و خشوع و تضرّع و كثرت ابتهال است، مثل دعا نمودن
او در آن حالى كه در شدّت اضطرار باشد، مثل آنكه خطر جان و فرزند
يا عِرض و آبرو و يا خطرهاى بزرگ ديگر او را تهديد كند.
بلكه بايد حال تضرّع او در دعا به امر آنحضرت (عليه السلام)بيشتر
از اين باشد، به مقتضاى آنكه كليّه امور حضرت بايد در نظر مؤمن
چندين برابر بيشتر و بزرگتر از امر خود و همه متعلّقات او باشد، چنانچه
اين مطلب با برهان عقل روشن و واضح است، زيرا مقام حجّت هرچه
كاملتر باشد ; امر او در نظر انسان بزرگتر از امر خود انسان مى شود.
و در چند روايت صراحتاً اين مضمون از حضرت رسول (صلى الله عليه
وآله) نقل شده كه فرمود:
(حقيقتاً وصف كمال به مؤمن صدق نمى نمايد، تا آنكه من و اهلبيتم در
نظر او از امر خود و خانواده اش بزرگتر باشيم).
پس در حصول اين شرط ; لازم است در تحصيل اسباب آن مثل رقّت قلب و
جارى شدن اشك سعى و كوشش كند.
شفيع قرار دادن اهلبيت (عليهم السلام) در دعا
شرط چهارم: آنكه امر بزرگى را به درگاه الهى شفيع قرار دهد، و
بزرگتر و برتر از همه ممكنات ; انوار پاك و طيّبه اهلبيت اطهار(عليهم
السلام)مى باشند، كه از اوّل ايجاد عالم شفعاى همه انبياء و اولياء
و ملائكه (عليهم السلام)بوده اند.
و بزرگترين و جامعترين و كاملترين نوع استشفاع و توسّل به آنها ;
توسّل به وجود مبارك حضرت ابى عبدالله الحسين صلوات الله عليه است،
كه در فصل دوازدهم ذكر خواهد شد.
ولكن از بزرگترين شرايط تأثير توسّل به اين انوار طيّبين صلوات
الله عليهم اجمعين آن است كه اسماء مقدّسه آنها را به درگاه خداوند
شفيع قرار داده، و او را به جاه و مقام آنها در نزدش قسم دهند، در
حالى كه واقعاً در قلب خود معترف باشند كه اين چهارده نور مطهّر
(عليهم السلام)نزد خداوند از جميع موجودات حتّى انبياء اولوالعزم
عظام (عليهم السلام)افضل و اشرفند، و آنها وسائل و وسائط همه
فيوضات الهيّه از براى جميع مخلوقات هستند، و هركس به هر فضل و هر
شرفى فائز گرديد از هر نوع كمال بوسيله قبول ولايت آنها مى باشد، و
قبولى هر عمل و عبادتى و وصول به مقام عالى در بهشت به محبّت و
معرفت آنها و دشمنى ظاهرى و باطنى با اعداء و مخالفين آنهابستگى
دارد.
فصل دوّم:در بيان اوقات دعا
يعنى اوقات شريفه اى را كه در قبول دعا و تأثير كامل آن مدخليّت
دارد ; مراعات كند، و به اين امر در آيات و اخبار تصريح شده، و
خصوصاً اوقاتى كه ائمّه اطهار (عليهم السلام)در آن اوقات در امر
فرج آنحضرت (عليه السلام)دعا مى فرموده اند، يا شيعيان را به اين
دعا در آن اوقات سفارش فرموده اند، و ما آن اوقات را بطور اختصار
بيان مى كنيم.
امّا در روز و شب: پس از آنجمله است اوقات نماز، خصوصاً بعد از
اداء فريضه، و از آنجمله است وقت صباح و مساء، خصوصاً از اوّل طلوع
فجر تا طلوع شمس، كه در اين وقت از براى خصوص ذكر تأكيد شده، و
كمال فضل و شرافت آن در آيات و اخبار بسيار است، و از آنجمله است
ساعت آخر شب و نزديك سحر، و ساعت اوّل از نيمه دوّم شب.
امّا در هفته: شب و روز جمعه، خصوصاً ساعات مخصوص كه ذكر شد، و بعد
از آن روز دوشنبه و پنجشنبه، از جهت ملاحظه آنكه در اين دو روز
اعمال بندگان خدمت آنحضرت (عليه السلام)عرضه مى شود.
بهترين ماهها براى استجابت دعا
امّا در سال: افضل از همه ماه ها، ماه مبارك رمضان است كه در جميع
اوقات شب و روز آن ; مخصوصاً دعا در بعضى از اخبار تأكيد شده است،
در اين ماه شريف كليّه دعاها و ــ اين دعاء مخصوص ــ به ويژه در
شبهاى قدر، و در شب بيست و يكم تأكيد شده است.
و بعد از آن ماه شعبان المعظّم و ماه رجب المكرّم است كه از
خصوصيات ماه شعبان آمرزش گناهان و نيز تقدير بعضى از امور در شب
نيمه آن ماه است، علاوه بر آنكه در شب نيمه شعبان آنحضرت (عليه
السلام)متولّد شده اند، و به اين جهت شب توسّل مخصوص بر آنحضرت است.
و ديگر آنكه اين ماه تعلّق خاصّ به حضرت رسول (صلى الله عليه وآله)دارد،
و در حديث است كه فرمود:
(رحم الله من أعانني على شهري).
يعنى: هركس مرا يارى نمايد درباره ماه من ; خداوند او را رحمت
فرمايد.
و اين دعا ــ يعنى دعاى در فرج حضرت صاحب الأمر صلوات الله عليه ــ
از افضل اقسام نصرت حضرت رسول (صلى الله عليه وآله) مى باشد، چنانچه
بيان آن شد، پس بواسطه اين دعاى شريف در خصوص اين ماه دعا كننده
مورد دعاى ايشان واقع مى شود.
امّا خصوصيات ماه رجب المكرم ; استجابت دعا است، چنانچه در جمله از
احاديث در فضل آن تصريح شده است.
از جمله اين فقرات شريفه كه روايت فرموده است در «اقبال» درضمن
حديثى از حضرت رسول (صلى الله عليه وآله)كه: منادى الهى هرشب ماه
شريف رجب تا صبح ندا مى كند:
(الشهر شهري، و العبد عبدي، و
الرحمة رحمتي، فمن دعاني في هذه الشهر اجبته، و من سئلني اعطيته، و
من استهداني هديته، و جعلت هذا الشهر حبلاً بيني و بين عبادي فمن
اعتصم به وصل بي).
يعنى: اين ماه ; ماه من است، و بنده ; بنده من است، و رحمت ; رحمت
من است، پس هركس مرا دراين ماه بخواند ; اورا اجابت فرمايم، و هركس
هر چيزى را سئوال نمايد، او را عطافرمايم، وهركس طلب هدايت ازمن
نمايداو را راهنمائى كنم، و اين ماه را وسيله ما بين خود و ما بين
بندگانم قرار دادم، پس هر كس به آن تمسّك جويد ; به من ــ يعنى به
مقام قرب من و به رحمتهاى كامله ام ــ مى رسد.
پس لازم و مهمّ است كه بنده مؤمن ; در تمام اوقات اين ماه شريف ــ
خصوصاً در شبهاى آن و على الخصوص اوقات مخصوصه آن مانند ايّام
البيض كه در باب تأثير دعا كاملتر است، و عمل استفتاح مشهور است به
عمل «ام داود» با شرح كرامات آن در اين روز وارد است ــ در مواظبت
به امر دعا در فرج و در تحصيل و تكميل آداب صحّت و قبول دعا ; كمال
سعى و اهتمام را داشته باشد.
و بعد از اين ماه ذى الحجّة الحرام است، امّا دهه اوّل آن كه «ايام
معلومات» است، و در حديث است كه حضرت رسول (صلى الله عليه وآله)
فرمود:
(عمل خير و عبادت در هيچ ايّامى
نزد حقّ تعالى محبوب تر از ده روز اوّل ذى الحجّة نيست).
امّا دهه دوّم آن كه ايام معدودات است، و در آن روز غدير ; كه روز
تجديد عهد امّت با ائمّه اطهار (عليهم السلام)است واقع شده، كه آن
روز ; فضائل و مناقب و شرافتهاى مهمّه و شريفه بيشمارى دارد كه در
كتب مبسوطه مذكور است، و در حديث است كه حضرت صادق (عليه السلام)
فرمود:
«
شايد گمان كنى كه خداوند روزى را
خلق كرده باشد كه حرمتش از اين روز بيشتر باشد، نه ; و الله، نه ;
و الله، نه ; و الله ».
امّا دهه سوّم آن كه يوم المباهله يعنى روز بيست و چهارم كه روز
استجابت دعا است، در آن واقع است، خصوصاً هرگاه دعا كند به آن دعاء
مخصوصى كه از حضرت امام محمّدباقر (عليه السلام) روايت شده است كه
فرمود:
(اگر بگويم دراين دعا اسم اعظم
حقّ تعالى هست هرآينه راست گفته ام، و اگر مردم بدانند كه اين دعا
در اجابت چگونه تأثير مى نمايد البتّه به هر نحو كه مقدور باشد در
تحصيل آن ــ هر چند كه بايد قتال نمايند ــ سعى مى نمايند، و مرا
هر حاجت كه عارض مى شود اين دعا را مى خوانم و بعد از آن حاجت خود
را مى طلبم و البتّه مستجاب مى گردد)
و آن دعائى است كه شبيه دعاى سحر ماه مبارك رمضان كه در « زاد
المعاد » ذكر شده است.
و اين روز ; روز خاتم بخشى حضرت اميرالمؤمنين(عليه السلام) مى باشد،
و فضائل و اعمال آن بسيار است.
و در بيست و پنجم اين ماه سوره مباركه ( هَلْ اَتى ) در وصف اهل
بيت اطهار (عليهم السلام)نازل شده، و به اين سبب فضل آن عظيم، و
شأن و قدرش جليل است، و روز توسّل مخصوص به ائمّه اطهار (عليهم
السلام) است.
و بعد از اين ماه هاى متبرّكه ; ساير ايّام مباركه است كه در اوقات
سال مى باشد كه در كثرت و فضل و جلالت شأن عنوان خاص دارند، مانند
روز عرفه كه دعاى حضرت امام زين العابدين(عليه السلام) در حقّ امام
زمان (عليه السلام) در «صحيفه سجاديّه» مسطور مى باشد، چنانچه از
مضامين اين فقرات مباركه ظاهر است، و علماء هم در شرح تصريح به اين
مطلب فرموده اند:
(اللّهم فأوزع لوليّك شكر ما
انعمت به عليه، و اوزعنا مثله فيه، و آته من لدنك سلطاناً نصيراً،
و افتح له فتحاً يسيراً، و أعنه بركنك الأعزّ، و اشدد أزره، و قوّ
عضده، و داعه بعينيك، و احمه بحفظك، و انصر بملائكتك، و امدد
بخدمتك، الأغلب و أقم به كتابك و حدودك و شرايعك و سنن رسولك
صلواتك عليه و آله، و أحى به ما أماته الظالمون من معالم دينك، و
اجل به صداء الجود عن طريقتك، و ابن به الضراء عن سيبك، و أذل به
الناكثين عن صراطك، و أمحق به بغاة قصدك عوجاً، و الن كانبه
لأوليائك، و أبسط يده على أعدائك، و هب لنا رأفته و رحمته، و
تعطّفه و تحنّنه، و اجعلنا له سامعين مطيعين و في رضاه ساعين و إلى
نصرته و المدافعة عنه منكبين وإليك و إلى رسولك صلواتك عليه و آله
بذلك متقرّبين).
براى اهل بينش و بصيرت و معرفت بعد از دقّت در كيفيّت دعا و تأمّل
در صدق اين فقرات مباركه و آنچه در آن است از تجليلات و توقيرات
عظيمه از چنين وجود مقدسى ــ يعنى حضرت سيدالساجدين عليه صلواة
المصلين ــ نسبت به وجود مبارك حضرت صاحب الأمر صلوات الله عليه ;
، ظاهر و واضح خواهد شد كه خضوع و خشوع و تذلّل هريك از شيعيان و
دوستان و مواليان ايشان نسبت به آنحضرت ; چگونه بايد باشد، و چگونه
بايد در دعا در حقّ آنحضرت (عليه السلام)و در طلب نمودن فرجشان از
خداوند متعال سعى و اهتمام نمايند، والله هوالموفق و خير معين.
و از اوقات مخصوصه روز عيد قربان
و عيد ماه مبارك رمضان است كه در كتاب « اقبال » نقل شده است كه:
همّ و حزن اهلبيت اطهار (عليهم السلام) هر سال در اين دو روز تازه
مى شود، بواسطه آنكه حقّ خود را در دست دشمنان خود مى بينند.
پس لازم است شيعيان به آن حضرات (عليهم السلام)در اين حزن تأسّى
نمايند و براى رفع آن به ظهور و فرج آنحضرت (عليه السلام)دعا
نمايند، چنانچه دعا مخصوصى معروف به « دعاء ندبه » از حضرت صادق
(عليه السلام)براى اين دو عيد و روز جمعه و عيد غدير وارد شده كه
خوانده شود، واين دعاء ; مشتمل بر تأسّف براى غيبت حضرت صاحب الامر
(عليه السلام) ; و شدّت جزع و حزن و ندبه براى طول غيبت ايشان ; و
بر تضّرع و ابتهال به درگاه الهى براى طلب فرج آنحضرت مى باشد.
و بعد از آن عيد نوروز و روز عاشورا است، كه در روز عيد نوروز در
حديثى از معلّى نقل شده كه حضرت صادق (عليه السلام) فرمود:
(هيچ نوروزى نيست مگر آنكه ما
انتظار مى كشيم، زيرا كه آن روز ما و روز شيعيان ما است)
پس سزاوار است كه دوستان در انتظار فرج ; و سعى و اهتمام در طلب
تعجيل آن از خداوند جل شانه ; به اهلبيت (عليهم السلام) تأسّى كنند.
و در مورد روز عاشورا نيز روايت شده است كه: روز عاشورا ; روز خروج
حضرت صاحب الأمر (عليه السلام)براى جهاد و قتل دشمنان خصوصاً براى
طلب ثار و خونخواهى حضرت ابى عبدالله (عليه السلام)و همه مظلومان
كربلا است، و دعاى مخصوص با فضيلت بسيار در « زادالمعاد » از حضرت
صادق (عليه السلام)نقل شده كه در آن روز خوانده شود، كه جملات
زيادى از فقرات شريفه آن مشتمل است بر دعا و طلب فرج اهلبيت اطهار
(عليهم السلام)، و طلب هلاك و خذلان اعدائشان بر آن وجهى كه در وقت
ظهور قائمشان (عليه السلام)وعده داده شده اند، بلكه همه آن دعا
شريف مبتنى بر همين مطلب است.
پس لازم و مهم است كه شيعيان در آن روز كمال اهتمام را در حال جزع
و حزن و ندبه در مصيبت حضرت ابى عبدالله (عليه السلام)داشته، و طلب
فرج اهلبيت اطهار به ظهور حضرت قائم (عليه السلام) بنمايند، به اين
دعات يا ادعيه ديگرى كه براى فرج وارد شده و يا به مضمون آنها كه
به زبان خود دعا كننده جارى شود، كه اين دعاء شريف خصوص در چنين
روزى علاوه بر فضائل جليله اش نصرت ويارى به آنحضرت (عليه السلام)،
و نسبت به حضرت ابى عبدالله (عليه السلام)خواهد بود، چنانچه اين
نصرت و يارى را در اين فصل در ضمن عباراتى بيان كرديم.
و لكن افضل و اشرف اقسام دعا در اين روز آن است كه متوسّل به
خواندن زيارت مشهوره روزعاشورا شود، چه در كربلا يا شهرهاى دور ديگر
درحالتى كه با يادآورى احوال مظلومى حضرت ابى عبدالله (عليه
السلام)، و اصحاب و اهل بيت اطهار(عليهم السلام) ايشان محزون و
گريان است و با اين حال در دعا و طلب تعجيل فرج آنحضرت(عليه
السلام) تضّرع و ابتهال نمايد.
و بر اين مطلب در كيفيّت دوازدهم ; با بيان اينكه اين نوع از هر
نوع ديگر افضل است ; اشاره كرديم.
و بعد از آن روز « دحوالأرض » است، يعنى روز بيست و پنجم ذى قعدة
الحرام و فضائل بسيار دارد.
و اين روز هم تعلّق مخصوص به آنحضرت (عليه السلام) دارد، بواسطه
آنكه در «زادالمعاد» از حضرت رضا (عليه السلام) روايت شده كه فرمود:
(حضرت قائم (عليه السلام) در اين
روز ظاهر خواهد شد.
پس سزاوار است كه دوستان در اين
روز انتظار فرج ايشان را داشته و براى آن دعا كنند، و دعاى شريف
مخصوصى هم با مضامين عالى در همين كتاب از شيخ طوسى (رحمه الله)
روايت كرده است.
پس كمال اهتمام در خواندن آن و دعاهاى ديگرى كه براى طلب فرج وارد
شده است در همه اوقات لازم و مهمّ است، و در مقام عمل به وظيفه دعا
در فرج در اين روز ; بهتر آن است كه عدّه اى از مؤمنين مخلص از
براى دعا جمع شوند، بواسطه آنكه همه دعاها ; خصوصاً دعا براى فرج
حضرت حجّت (عليه السلام) ــ كه اشرف و اكمل و اعظم اذكار خداوند مى
باشد ــ بهتر است به نحو اجتماع خوانده شود.
و در يك حديث از حضرت رسول (صلى الله عليه وآله) نقل شده است كه:
(هر جماعتى كه روز دحوالأرض جمع شوند براى ذكر پروردگار خود، پيش
از آنكه متفرّق شوند حاجت ايشان بر آورده شود، و در اين روز هزار
هزار رحمت از جانب حقّ تعالى بر بندگان نازل مى گردد، و نود و نه
رحمت از آنها مخصوص جمعى است كه مجتمع شده و به ذكر خدا مشغول اند،
و روزش را روزه و شبش را عبادت كنند).
يار صفحة:
ترجمه: ابان بن تغلب گويد: از امام صادق 7 در مورد حقّ
مؤمن بر مؤمن سئوال نمودم.
حضرت فرمود : حقّ مؤمن بر مؤمن بزرگتر از اينهاست، اگر به
شما گويم انكار مى كنيد، هنگامى كه مؤمن از قبرش خارج
ميشود ، تمثالى همراه او از قبر خارج ميشود، و به او گويد:
تو را مژده باد به كرامت و سرور از جانب خداوند.
مؤمن گويد: خدا تو را به خير مژده دهد ، سپس آن تمثال
همراه او ميرود و او را همچنان مژده ميدهد و چون به امر
هولناكى ميگذرد، به او ميگويد: اين براى تو نيست، و چون به
امر خيرى مى گذرد ميگويد:اين براى تو است. همچنين پيوسته
با او باشد و او را از آنچه مى ترسد ايمنى و به آنچه دوست
دارد مژده دهد تا همراه او در برابر خداى عزّوجلّ بايستد.
سپس چون خدا بسوى بهشت فرمان دهد، تمثال به او گويد: تو را
مژده باد، زيرا خداى عزّوجلّ دستور بهشت برايت صادر فرمود،
مؤمن گويد: تو كيستى خدايت رحمت كند كه از بيرون آمدن قبر
همواره مرا مژده دهى و در ميان راه انيس من بودى، و از پروردگارم
به من خبر دادى؟
امام باقر(عليه السلام) فرمو: در آنچه خداوند متعال با
حضرت موسى بنده خويش مناجات كرده چنين بود: فرمود همانا
براى من بندگانى است كه بهشت خويش را بر آنان ارزانى داشته
و ايشن را در آن فرمانروا ساختم.
حضرت موسى (عليه السلام) عرض كرد: پروردگارا! اينان كيانند
كه بهشت خويش را بر آنان مباح گرداندى و آنان را در آن
حاكم ساختى ؟
ترجمه: امام صادق (عليه السلام) فرمود : همانا چيزيكه
خداوند مؤمن را بدان اختصاص داده است اينكه او را آشناكند
كه احسان برادران خود نمايد اگر چه كم باشد، و احسان و
نيكى با زيادى نيست ، و از اين روست كه خداوند متعال در
كتابش مى فرمايد:« اگر چه تنگدست و در مضيقه باشند ديگران
را بر خود ترجيح دهند» سپس خداوند ميفرمايد: « هركس بخل
نفس خود را نگه دارد ( بديگران احسان كند) آنان
رستگارانند» و هركس را خدا به اين خصلت شناخت او را دوست
دارد ، و هركس را خدا دوست دارد مزدش را روز قيامت بدون
حساب ; كامل دهد.
ترجمه:رسول خدا(عليه السلام) فرمود:كسيكه در نياز برادر
مؤمن خود كوشش نمايد ــ كه در آن نياز; رضايت خداوند
عزّوجلّ بوده، و براو صلاح باشد ــ چنان است كه خداوند
عزّوجلّ را هزار سال خدمت كرده بدون اينكه چشم زدنى در
معصيت و گناه واقع شود
|