|
پيشگفتار
مطالعه سرگذشت جامعه هاى مختلف بشرى و بررسى مكتب
هاى فكرى در طول تاريخ، نشان مى دهد كه انسان ها همواره به يك
سلسله مسائل بنيادى، اعتقاد راسخ داشته اند تا جايى كه با گذشت قرن
ها و ظهور مكتب هاى جديد فكرى و پديدار شدن تحول هاى شگرف در علم و
صنعت، اين گرايش ها تغيير نكرده و به اصالت خود باقى مانده است.
يكى از اين مسائل، اعتقاد به ظهور يك منجى و مصلح
جهانى است. گرچه اعتقاد به ظهور اين منجى در آخرالزمان، در ميان
پيروان اديان الهى، فروغ بيشترى دارد، ولى بشر همواره در انتظار
اين مصلح به سر برده است و عقيده دارد كه روزى، اين منجى خواهد آمد
و به نابسامانى ها و بى عدالتى ها خاتمه خواهد داد و انسان را بسر
منزل مقصود و سعادت و كمال كه خواسته ديرينه او بوده، خواهد رساند.
در اين كتاب، مؤلف محترم تلاش كرده تا عقيده به
منجى و مصلح جهانى را، در اديان الهى و مكتب هاى مختلف فكرى پى
گيرد و ديدگاه هر كدام را ارائه دهدكه با اين بررسى، اصالت اعتقاد
به ظهور منجى و انتظار او، ثابت مى شود.
ايشان با ارائه شواهد، ثابت مى كند كه تمام اين
ديدگاه ها به يك نفر اشاره دارند و او همان مهدى موعود اسلام است.
سپس به نويدهاى اسلام درباره ظهور آن حضرت مى
پردازد و رواياتى را از طريق شيعه و اهل سنت مى آورد تا قطعيت اين
اعتقاد را بنماياند. رواياتى را نيز براى شناخت نسب آن حضرت نقل مى
كند. آراى جمعى از دانشمندان اهل سنت را درباره صحت روايات وارده
درباره مهدى عليه السلام ، و تواتر آنها مى آورد و شبهات برخى از
اهل سنت را مطرح كرده، آن ها را پاسخ مى دهد.
سپس ديدگاه جمعى از اهل سنت را كه تصريح كرده اند
كه آن حضرت، فرزند امام حسن عسكرى عليه السلام است، ذكر مى كند.
اشاره اى نيز به ديدگاه تنى چند از مستشرقين و نقد
آنها و اعترافات برخى از آنها دارد. در بخشى از كتاب، مسأله انتظار
را ريشه يابى كرده، آثار سازنده آن را در فرد واجتماع باز مى گويد.
در قسمتى ديگر از كتاب، آياتى را كه راجع به آن حضرت و ظهورش رسيده
است، نقل مى كند.
بخش عظيمى از كتاب را به نقل نويدهاى ظهور منجى،
در كتاب هاى مقدّس تورات و انجيل و كتاب هاى هندوها و زرتشتيان
اختصاص مى دهد.
درباره دين آينده جهان با استمداد از آيات و
روايات بحث مى كند و از زاويه هاى گوناگون به اين مسأله مى نگرد و
ثابت مى كند كه دين آينده جهان، اسلام است.
در بخشى نيز به بررسى وضع جهان پيش از ظهور و آثار
منفى تمدن صنعتى مى پردازد و اعترافات تنى چند از دانشمندان را كه
بر لزوم حكومت واحد جهانى تأكيد دارند، ذكر مى كند.
در آخرين بخش كتاب، به برخى از ويژگى هاى حضرت
مهدى عليه السلام و ياران آن حضرت مى پردازد و به چند سؤال پاسخ مى
دهد.
واحد تحقيقات مسجد مقدّس جمكران، ضمن قدردانى از
زحمات محقق گرانقدر حجة الاسلام و المسلمين سيد اسد اللّه هاشمى
شهيدى، افتخار دارد كه تحقيق و تصحيح مصادر و ويرايش متن كتاب را
انجام داده و آن را آماده چاپ و نشر نموده است.
بدان اميد كه اين اثر مورد قبول قطب عالم امكان
حضرت بقية اللّه الاعظم ارواحنا فداه قرار گيرد و در شناسايى آن
حضرت نزد شيفتگان عدالت مؤثر افتد و الطاف آن جان جهان را شامل
حالمان گرداند.
واحد تحقيقات مسجد مقدّس جمكران
بهار 1380
بخش اوّل:
مسأله مهدويّت و انديشه ظهور حضرت مهدى عليه
السلام
شامل:
1
ـ ظهور حضرت
مهدى عليه السلام از ديدگاه جامعه اسلامى
2
ـ اصالت
مهدويّت و انكار ظهور حضرت مهدى(عليه السلام)از سوى برخى مغرضان
3
ـ ظهور حضرت
مهدى عليه السلام از ديدگاه صحابه و تابعين
4
ـ عقيده به
ظهور حضرت مهدى عليه السلام از نظر اقوام و اديان
5
ـ عقايد
اقوام مختلف جهان درباره مصلح موعود
6
ـ اسامى
مقدّس حضرت مهدى عليه السلام در كتب مذهبى اهل اديان
7
ـ عقيده به
ظهور حضرت مهدى عليه السلام يك مسأله عقلى و منطقى است
8
ـ عقيده به
ظهور حضرت مهدى عليه السلام يك مسأله فطرى است
9
ـ عقيده به
ظهور حضرت مهدى عليه السلام يك اعتقاد اصيل مذهبى است
10
ـ عقيده به ظهور حضرت مهدى عليه السلام اختصاص به اسلام ندارد
مسأله «مهدويّت» و انديشه ظهور حضرت مهدى(عليه
السلام)، و اين كه وى از سلاله پاك خاندان نبوّت، و از دودمان مقام
شامخ ولايت (پسر عمّ، جانشين، و وارث علوم رسول خدا صلى الله عليه
وآله وسلم على بن ابى طالب(عليهما السلام))، و از ذريّه طيّبه دخت
گرامى پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم ، بزرگ بانوى بانوان عالم
حضرت فاطمه زهرا(عليها السلام)، و از نسل سرور آزادگان جهان حضرت
حسين بن على(عليهما السلام)است، يكى از مسائل بسيار مهمّ دينى و
مشهور اسلامى است.
مسأله مهدويّت و انديشه ظهور مهدى موعود عليه
السلام در آخر الزمان، در آيين مبين اسلام، مسأله اى اصيل، ريشه
دار و با سابقه است كه هرگز با گذشت زمان كهنه و فرسوده نمى گردد،
و با آن كه از زمان رحلت پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم تاكنون،
مدّت چهارده قرن از آن مى گذرد، نه تنها از فروغ اين عقيده كهن و
باستانى كاسته نشده است، بلكه با پيشرفت سريع صنعتى، و انحطاط
اخلاقى جوامع بشرى، و احساس يأس و نوميدى، و زندگى سراسر رنج زا و
درد آلود، هر آن و هر لحظه، عشق سوزان بشريّت نسبت به وجود مقدّس
حضرت مهدى(عليه السلام)بيشتر، و نور اميد و آرزو در دلهاى
خداپرستان افروخته تر، و اشتياق توده هاى محروم و درمند، براى ظهور
آن خورشيد فروزان شعلهورتر مى گردد.
در آيين مقدّس اسلام كمتر مسأله اى را مى توان
يافت كه به اندازه مسأله مهدويّت بدان اهميّت داده شده باشد، و
شايد بتوان گفت: در مورد هيچ مسأله اى از مسائل حياتى اسلام به
اندازه مسأله «مهدويّت» روايت نرسيده است.
زيرا علاوه بر آيات متعدّدى از «قرآن كريم» كه پيشوايان
معصوم(عليهم السلام)، آنها را به وجود مقدّس حضرت مهدى عليه السلام
تفسير و تأويل كرده اند، روايات فراوانى از طريق اهل سنّت نيز از پيامبر
گرامى اسلام صلى الله عليه وآله وسلم و صحابه و تابعين و ائمّه
معصومين(عليهم السلام)در باره ظهور مبارك آن يكتا بازمانده حجج
الهى وارد شده است، در اين روايات، ويژگى هاى شخصى و اوصاف و
جزئيّات زندگى آن يگانه مظهر قدرت خداوندى بيان گرديده، و هم اكنون
بيش از شش هزار حديث از منابع و مدارك معتبر شيعه و سنّى در باره
آن وجود مقدّس در دسترس ما قرار دارد(1).
مسأله مهدويّت، و انديشه ظهور حضرت مهدى عليه السلام كه به عنوان
يك شخصيّت ممتاز الهى، و رهبر آسمانى، و «خاتم اوصيا» و آخرين سفير
خداوند، در پايان جهان ظهور خواهد كرد، و بر سرتاسر كره خاكى
استيلا خواهد يافت، و به وسيله آن وجود مقدّس، همه مكتبهاى موجود
زمان، و حكومت هاى مقتدر جهان، و تمام نيروهاى تخريبى، و قدرت هاى
اهريمنى، نابود خواهند شد، و در تمام جهان، صلح و صفا و عدالت و
امنيّت بر اساس حكومت حقّ و عدل، بر قرار خواهد گرديد، انديشه اى
است كه كليه فِرَق اسلامى آن را پذيرفته و سرسختانه از آن دفاع مى
نمايند(2).
مسأله مهدويّت، و انديشه ظهور حضرت مهدى عليه
السلام و گسترش جهانى ايمان اسلامى، و پيروزى نهايى حق بر باطل، و
استقرار كامل و همه جانبه ارزشهاى انسانى، و بالاخره تشكيل «مدينه
فاضله» و حكومت جهانى واحد، در ميان «مسلمانان» ريشه قرآنى دارد.
قرآن كريم، با قاطعيّت هرچه تمامتر، پيروزى نهايى ايمان اسلامى، و
غلبه قطعى «صالحان و پرهيزكاران» بر مستكبران و زورمداران، و كوتاه
شدن دست جبّاران و ستمكاران از دامان محرومان و مستضعفان، و آينده
درخشان فرزندان انسان را، در پرتو حكومت حقّ و عدل الهى به همه
مسلمانان و پيروان اديان وعده داده است(3).
آنچه در رابطه با مسأله مهدويّت و انديشه ظهور
حضرت مهدى(عليه السلام)گفته شد، حقايقى است كه سابقه اى بس طولانى
داشته، و در نخستين روزهاى طلوع اسلام بر سر زبانها بوده است. و پيامبر
گرامى اسلام صلى الله عليه وآله وسلم و ائمّه اهل بيت(عليهم
السلام)آنها را به عنوان نويدهاى ظهور مهدى موعود عليه السلام براى
اُمّت اسلامى بازگو نموده، و در كمال صراحت از ظهور مردى از خاندان
پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم كه با فرمان مدبّر جهان هستى در پايان
جهان ظهور خواهد نمود سخن گفته اند.
گرچه ما در آينده در اين باره به تفصيل سخن خواهيم
گفت، ولى در عين حال، در اينجا نيز براى اين كه تصوير روشنى از
مسأله مهدويّت داشته باشيم، نخست مسأله عقيده به ظهور حضرت مهدى(عليه
السلام)را از ديدگاه مسلمانان و جامعه اسلامى به صورت مختصر مورد
بررسى قرار مى دهيم، سپس آنچه در كتب روايى شيعه و سنّى آمده است
از نظر خوانندگان گرامى مى گذرانيم تا حقيقت و واقعيّت مسأله
مهدويّت بر همگان روشن شود.
1
ـ ظهور حضرت
مهدى عليه السلام از ديدگاه جامعه اسلامى:
بر پژوهشگران، صاحب نظران و ارباب دانش پوشيده
نيست كه مسأله مهدويّت و انديشه ظهور حضرت مهدى عليه السلام در آخر
الزمان، يكى از مسايل بسيار حياتى اسلام، و از اعتقادات قطعى عموم
مسلمانان است، كه شيعه و سنّى در طى قرون و اعصار متمادى همه بر
اين عقيده اتّفاق نظر داشته و آن را جزء عقايد قطعى خود مى دانند.
گرچه وجود اين عقيده در اسلام به خصوص در ميان
شيعيان، از مسايل بسيار حايز اهميّت، و از اعتقادات بنيادى محسوب
مى شود، و از اين رهگذر در ميان همه مذاهب اسلامى، شيعيان بيش از
همه با اين عقيده شناخته شده اند، لذا برخى از افراد نا آگاه و بى
اطّلاع، يا لجوج و معاند پيوسته كوشيده و مى كوشند تا اين عقيده را
در مذهب شيعه محصور كنند، ولى هرگز عقيده به ظهور حضرت مهدى عليه
السلام در اسلام اختصاص به شيعه ندارد. بلكه عقيده به ظهور حضرت
مهدى عليه السلام مورد اتّفاق و اجماع همه مسلمين بوده، و كليّه
فِرَق اسلامى در اين عقيده باهم اتّفاق نظر دارند، و حتّى فرقه
ساخته شده «وهّابيت» نيز آن را جزء عقايد قطعى و مسلّم خود مى
دانند و به طور جدّى از آن دفاع مى نمايند، و معتقدند كه: اعتقاد
به ظهور حضرت مهدى عليه السلام بر هر مسلمانى واجب است، و جز افراد
نادان و بى اطّلاع و بدعت گزار، منكر آن نخواهند بود(4).
به طور خلاصه، آنچه از مجموع منابع معتبر حديثى و تاريخى شيعه و
سنّى استفاده مى شود اين است كه: مسأله مهدويّت و عقيده به ظهور
حضرت مهدى(عليه السلام)يكى از ضروريات دين مقدّس اسلام است كه منكر
آن از آيين اسلام بيرون است. از اين رو، كليّه مسلمانان از شيعه و
سنّى ـ و به طور كلّى عموم اُمّت اسلامى ـ عقيده دارند، كه بر اساس
روايات وارده، ناچار بايد در آخر الزمان (و تاريك ترين دوران تاريخ
بشر) مردى از خاندان پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم به نام حضرت
مهدى عليه السلام ظهور كرده، بر همه كشورها مسلّط شود، و دين را
تأييد بخشد، و سراسر روى زمين را پر از عدل و داد كند، و او از
دودمان پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله وسلم و از نسل حضرت فاطمه(عليها
السلام) است.
يار صفحه:
(1)
متن 6000 حديثى كه ياد آور شده ايم در كتاب نفيس
«منتخب الاثر» نوشته دانشمند گرانقدر، آية اللّه لطف اللّه
صافى گلپايگانى، جمع آورى شده است. در اين كتاب جمعاً 6207
حديث با ذكر مأخذ از 154 كتاب معتبر شيعه و سنّى نقل شده
است.
(2)
براى اطلاع بيشتر به بخش چهارم كتاب كه تحت عنوان:
اعتراف دانشمندان اهل سنّت به صحّت احاديث مهدى(عليه
السلام)آورده ايم، مراجعه فرماييد.
(3)
در زمينه غلبه قطعى صالحان و پرهيزكاران بر
مستكبران، و وعده هاى نويدبخش قرآن به مسلمانان، در بخش
هشتم تحت عنوان: «نويدهاى ظهور حضرت مهدى(عليه السلام) در
قرآن كريم» به تفصيل سخن گفته ايم، به آنجا رجوع شود.
(4)
ر ك: بخش چهارم (اعتراف دانشمندان اهل سنّت به
صحّت احاديث مهدى(عليه السلام)).
|