|
شب پره گر وصل آفتاب نخواهد***رونق بازار آفتاب
نكاهد
آرى! ظهور مبارك حضرت مهدى عليه السلام از وعده
هاى حتمى پروردگار است، و خداوند در وعده هايش تخلّف نمىورزد، و بى
شك قيام شكوهمند آن مصلح پيروز تحقّق خواهد يافت، و دنيا را آن
چنان كه پر از ظلم و جور شده، از عدل و داد پر خواهد نمود و انكار
منكران، لحظه اى آن را به تأخير نخواهد انداخت.
همچنين اعتراض معترضان، كه بدون توجّه به دلايل
روشن و براهين آشكار، بى مهابا به پيش مى تازند، و از شنيدن حقّ و
پذيرفتن آن امتناع مىورزند، در تحقّق ظهور آن مصلح الهى هيچ گونه
اثرى نخواهد داشت، و ظهورش بدون ترديد به وقوع خواهد پيوست، و كسى
را ياراى مقاومت در برابر آن نخواهد بود.
(وَيَسْتَنْبِؤُنَكَ
أحَقٌّ هُوَ قُلْ اِي وَرَبّي إنَّه لَحَقٌّ وَما أنْتُمْ
بِمُعْجِزين)(1).
«از تو مى
پرسند آيا به راستى آن حقّ است؟ بگو: آرى! به پروردگارم سوگند، كه
آن حقّ است و شما هرگز راه فرارى نداريد»(2).
(فَوَرَبِّ
السَماءِ وَالأَرض أنّه لَحَقٌّ مثلَ ما أنّكُمْ تَنْطِقونَ)(3).
«به پروردگار
آسمان و زمين سوگند، كه اين وعده، همانند اين كه شما با يكديگر سخن
مى گوييد حقّ و حقيقت است».
3
ـ ظهور حضرت
مهدى عليه السلام از ديدگاه صحابه و تابعين:
اگر ما از اين قرن خودمان ـ كه قرن چهاردهم هجرى،
و عصر برخوردها، تضادها، و ستيز مكتبها و تمدّنهاست ـ بگذريم، و
بخواهيم اين مسأله را تا عصر رسالت رسول خدا صلى الله عليه وآله
وسلم مورد بررسى قرار دهيم، مى بينيم كه اصل مسأله مهدويّت و ظهور
حضرت مهدى عليه السلام در چهارده قرن گذشته، بين تمام مسلمانان
مطرح بوده است، و صحابه بزرگ رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم و
تابعين، و سپس تابعين تابعين، و ساير طبقات روات، از آن زمان تا به
امروز، روايات مربوط به آن حضرت را با تمام مشخّصات، اوصاف و نشانه
ها روايت نموده، و علما و محدّثان بزرگ اسلامى نيز آنها را در
كتابهاى خود گردآورى نموده، و حتّى برخى از آنان در اين خصوص
كتابهاى مستقلّى تأليف كرده اند.
بسيارى از شخصيّتهاى سرشناس علمى، ادبى و سياسى
نيز ايمان و عقيده خود را نسبت به اين موضوع، در اشعار و كتاب ها
اظهار داشته اند و در موارد متعدّدى اصالت اين عقيده را مورد تأييد
قرار داده، و در فرصت هاى مناسب سخنانى در اين رابطه ابراز داشته
اند كه در كتب تاريخ ثبت گرديده تا در اختيار آيندگان قرار بگيرد.
در اين زمينه، شواهد بسيار زيادى از كتب حديث،
تاريخ، تفسير، لغت، جغرافى، رجال، عقايد، كلام، و حتّى شعر و ادب ـ
از عربى و فارسى ـ در دست داريم كه نشانه اصالت مهدويّت و حقيقت
اين اعتقاد بزرگ اسلامى است. اينك قسمتى از آنچه كه در اين زمينه
از شخصيتهاى علمى، ادبى و سياسى نقل شده، مى آوريم:
ابن عبّاس مى گويد:
«شبها و روزها
سپرى نمى شود ـ جهان به پايان نمى رسد ـ جز اين كه جوانى از ما اهل
بيت زمام اُمور را به دست مى گيرد كه دستخوش فتنه ها نمى شود و خود
فتنه بر نمى انگيزد.
گفته شد: چگونه است كه پير مردان شما از آن محروم
مى شوند و جوانان شما به آن مى رسند؟!
گفت: آرى! اين امانت خدا است، به هركس بخواهد عطا
مى فرمايد»(4).
ممكن است كسى خيال كند كه ابن عبّاس، شخص ديگرى
غير از حضرت مهدى(عليه السلام)را قصد كرده است، ولى روايات صريحى
كه مكرّراً از او نقل شده، آن را توضيح مى دهد كه منظور، همان مهدى
موعود عليه السلام است(5).
عبداللّه بن عمر مى گويد:
«مهدى عليه
السلام كسى است كه حضرت عيسى عليه السلام از آسمان بر او نازل مى
شود و پشت سر او نماز مى خواند»(6).
عثمان بن عفّان مى گويد:
«از رسول خدا
صلى الله عليه وآله وسلم شنيدم كه مى فرمود: امامان بعد از من
دوازده نفرند كه نُه نفر آنها از فرزندان حسين عليه السلام هستند.
و مهدى اين اُمّت از ما ـ اهل بيت ـ است.
هركس كه بعد از من به آنها تمسّك جويد، به ريسمان
الهى تمسّك جسته، و هركس از آنها دورى گزيند، از خداى تعالى دورى
گزيده است»(7).
حذيفة بن يمان مى گويد:
«از پيامبر
اكرم شنيدم كه فرمود: واى بر اين اُمّت از دست پادشاهان ستمگرى كه
بندگان خدا را مى كشند و آنها را مى ترسانند... هنگامى كه خداوند
اراده كند كه عظمت و عزّت اسلام را باز گرداند همه ستمگران سركش و
عنود را هلاك مى سازد كه او بر هرچه بخواهد، قادر است. او اين امّت
را پس از آن كه تباه شده اند، اصلاح مى كند. اى حذيفه! اگر از عمر
دنيا جز يك روز باقى نمانده باشد، خداوند آن روز را به قدرى طولانى
مى سازد تا اين كه مردى از اهل بيت من جهان را مالك شود، و اسلام
را آشكار و ظاهر گرداند، و خداوند هرگز در وعده خود تخلّف نمىورزد»(8).
طاووس يمانى مى گويد:
«بسيار دوست
داشتم كه نميرم تا آن كه زمان حضرت مهدى عليه السلام را درك كنم،
زيرا در آن زمان به پاداش نيكوكاران افزوده مى شود، و از گناه گنه
كاران جلوگيرى مى شود، و آن حضرت مال را به فراوانى بخشش مى كند، و
بر مسئولين كشورى بسيار سخت مى گيرد، و بر بى نوايان بسيار رؤوف و
مهربانست»(9).
ابن سيرين مى گويد:
«به طور قطع،
حضرت مهدى عليه السلام بر بسيارى از پيامبران برترى دارد»(10).
كعب الاحبار مى گويد:
«من مهدى عليه
السلام را در اسفار ـ كتابهاى ـ همه پيامبران مى يابم، كه در داورى
او هيچ ستم و تباهى وجود ندارد»(11).
همو در جاى ديگرى مى گويد:
«مهدى قائم
عليه السلام كه از نسل على بن ابى طالب(عليهما السلام) است در
اخلاق و اوصاف، شكل و سيما، هيبت وشكوه چون عيسى بن مريم عليه
السلام است. خداى تعالى آنچه به پيامبران داده، به او نيز با
اضافات بيشترى خواهد داد»(12).
صعصعة بن صوحان مى گويد:
«آن شخص
بزرگوارى كه حضرت عيسى عليه السلام پشت سر او نماز مى گزارد،
دوازدهمين نفر از عترت رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم و نهمين
نفر از فرزندان امام حسين(عليه السلام)است. اوست خورشيد فروزانى كه
از مغرب طلوع مى نمايد، در بين ركن و مقام ـ در كنار كعبه ـ ظاهر
مى شود، و زمين را ـ از وجود ستمگران ـ پاك مى سازد، و ترازوى عدل
را برقرار مى نمايد، به طورى كه هيچ فردى به فرد ديگرى ستم نخواهد
كرد»(13).
زيد شهيد(رضي الله عنه) مى فرمايد:
«خداوند به
وسيله ما شناخته مى شود، و به وسيله ما پرستيده مى شود، و ماييم
راهنمايان به سوى خدا. محمّد مصطفى صلى الله عليه وآله وسلم از
ماست. على مرتضى از ماست. و مهدى، قائم اين اُمّت، از ماست...
خداوند او را بعد از امامت امامان معصوم(عليهم السلام)ظاهر مى گرداند،
و او دنيا را پر از عدل و داد مى كند همان گونه كه پر از ظلم و ستم
شده است»(14).
شعر حكيم بن عيّاش كلبى، شاعر بنى اُميّه:
در بيشتر منابع تاريخى كه توسّط مورّخان عامّه
تأليف شده نوشته اند كه: وقتى جناب زيد فرزند رشيد امام چهارم، بر
ضدّ حكومت جبّار هشام بن عبدالملك قيام كرد و سرانجام به شهادت
رسيد و پس از مرگ، بدنش را در كوفه به دار آويختند، حكيم بن عيّاش
كلبى كه از دشمنان سرسخت خاندان نبوّت بود، اين شعر را خطاب به بنى
هاشم گفت:
صَلبنا لَكمْ زيداً على جذعِ نَخلَة***وَلَم أرَ مَهْديّاً عَلى
الجذع يُصْلبُ
يار صفحه:
(2)
گفته شده است: اين آيه از مدّتها ومهلتهاى توده ها
و غايب شدن پيامبران و تكذيب آنها از سوى ملّتها، و نزول
عذاب بر آنها سخن گفته، نويد ظهور مبارك حضرت مهدى(عليه
السلام) را به هنگام انحراف امّت اسلامى از راه هدايت،
مژده مى دهد. (غيبت شيخ طوسى، ص 110 به نقل از روزگار
رهايى، ج 1، ص 71).
(3)
سوره الذاريات، آيه 23. در مورد تفسير اين آيه از
ابن عبّاس و حضرت امام زين العابدين(عليه السلام)روايت شده
است كه منظور از آن، قيام قائم(عليه السلام) است (غيبت شيخ
طوسى(رحمه الله)، ص 110، و ينابيع المودّه، ص 511، باب 71).
(4)
الملاحم والفتن، ص 343 و 344، ح 507 ; الحاوى و
الفتاوى، ج 2، ص 48 و 58 ; منتخب الاثر، ص 163.
(5)
رجوع شود به كتاب «الملاحم و الفتن سيد ابن
طاووس»، ص 96 و 97، ح 64 و ص 135، ح 153 و ص 161، ح 211 و
ص 177، ح 239 و 240، ح 460 و ص 345، ح 509.
(6)
الملاحم والفتن، ص 180، باب 197، ح 245.
(8)
بشارة الاسلام، ص 32، بحار الانوار، ج 51، ص 83، ح
28، ينابيع المودّة، ج 3، ص 298، غاية المرام، ص 700، و
منتخب الأثر، ص 149.
(9)
عقد الدرر، ص 143 ; و الملاحم و الفتن، ص 148، باب
151، ح 180.
(12)
بحار الانوار، ج 52، ص 226، ح 89، و غيبت نعمانى،
ص 146، باب 10، ح 4.
(13)
الامام المهدى(عليه السلام)، ص 85، ح 12
.
(14)
بحار الانوار، ج 46، ص 201، ذيل حديث 77، والامام
المهدي، ص 87، ح 22.
|