|
6
ـ اسامى مقدّس حضرت
مهدى عليه السلام در كتب مذهبى اهل اديان:
اينك قسمتى از اسامى مبارك آن حضرت را كه با الفاظ
مختلفى در بسيارى از كتب مذهبى اهل اديان و ملل مختلف جهان آمده
است، از نظر خوانندگان گرامى مى گذرانيم.
1
ـ «صاحب» در
صحف ابراهيم(عليه السلام);
2
ـ «قائم» در
زبور سيزدهم;
3
ـ «قيدمو» در
تورات به لغت تركوم;
4
ـ «ماشيع»
(مهدى بزرگ) در تورات عبرانى;
5
ـ «مهميد
آخر» در انجيل;
6
ـ «سروش
ايزد» در زمزم زرتشت;
7
ـ «بهرام» در
ابستاق زند و پازند;
8
ـ «بنده
يزدان» هم در زند و پازند;
9
ـ «لند
بطاوا» در هزار نامه هنديان;
10
ـ «شماخيل» در ارماطس;
11
ـ «خوراند» در جاويدان;
12
ـ «خجسته» (احمد) در كند رال فرنگيان;
13
ـ «خسرو» در كتاب مجوس;
14
ـ «ميزان الحق» در كتاب اثرى پيغمبر;
15
ـ «پرويز» در كتاب برزين آذر فارسيان;
16
ـ «فردوس اكبر» در كتاب قبروس روميان;
17
ـ «كلمةُ الحقّ» در صحيفه آسمانى;
18
ـ «لِسانِ صدق» هم در صحيفه آسمانى;
19
ـ «صمصام الاكبر» در كتاب كند رال;
20
ـ «بقية اللّه» در كتاب دوهر;
21
ـ «قاطع» در كتاب قنطره;
22
ـ «منصور» در كتاب ديد براهمه;
23
ـ «ايستاده» (قائم) در كتاب شاكمونى;
24
ـ «ويشنو» در كتاب ريگ ودا;
25
ـ «فرخنده» (محمّد) در كتاب وشن جوك;
26
ـ «راهنما» (هادى و مهدى) در كتاب پاتيكل;
27
ـ «پسر انسان» در عهد جديد (اناجيل و ملحقات آن);
28
ـ «سوشيانس» در كتاب زند و هومو من يسن، از كتب زردتشيان;
29
ـ در كتاب «شابوهرگان» كتاب مقدس «مانويه» ترجمه «مولر» نام «خود
شهر ايزد» آمده كه بايد در آخر الزمان ظهور كند، و عدالت را در
جهان آشكار سازد;
30
ـ «فيروز» (منصور) در كتاب شعياى پيامبر(1).
علاوه بر اين ها اسامى ديگرى نيز براى حضرت
مهدى(عليه السلام)در كتب مقدّسه اهل اديان ذكر شده است كه ما به
جهت اختصار از نقل آنها خوددارى نموديم(2).
اسامى مقدّسى چون: «صاحب، قائم، قاطع، منصور و
بقية اللّه» كه در كتب مذهبى ملل مختلف آمده است، از القاب خاصّ
وجود مقدّس حضرت حجّت بن الحسن العسكرى ـ عجّل اللّه تعالى فرجه
الشريف ـ است كه در بيشتر روايات اسلامى، به آنها تصريح شده و
ائمّه معصومين عليهم السلام در اكثر روايات، از آن حضرت به عنوان
«صاحب»، «قائم» و «بقية اللّه» ياد كرده اند. و اين خود بيانگر اين
واقعيّت است كه موعود همه اُمّتها و ملّتها همان وجود مقدّس منتظر
غايب، حضرت حجّت بن الحسن العسكرى عليه السلام است.
7
ـ عقيده به
ظهور حضرت مهدى عليه السلام يك مسأله عقلى و منطقى است:
هنگامى كه به وضع كنونى جهان نظر مى افكنيم و سير
صعودى جنايتها، جنگها و خونريزى ها، كشمكش ها، و اختلافات بين
المللى و گسترش روز افزون مفاسد اخلاقى و اجتماعى را مشاهده مى
كنيم، پرسشهايى برايمان مطرح مى شود كه:
آيا اوضاع كنونى جهان به همين منوال پيش خواهد
رفت؟
آيا دامنه اين جنايتها، خيانتها و كشتارها همچنان
گسترش خواهد يافت؟
آيا اين كشور گشايى ها، توسعه طلبى ها و ظلم و
ستمهاى بى حد و مرز همچنان ادامه خواهد داشت؟
آيا اين همه انحرافات عقيدتى و مفاسد اخلاقى و ظلم
هاى اجتماعى همچون باتلاق متعفّنى، بشريّت را در كام خود فرو خواهد
برد؟ يا اين كه روزنه اميدى براى نجات بشر و اصلاح جامعه وجود
خواهد داشت؟
در پاسخ اين سؤالات مهم بايد گفت: از نظر عقل و
انديشه سالم، روزنه اميدى براى نجات و اصلاح بشر وجود دارد و
سرانجام روزى فراخواهد رسيد كه اين ابرهاى سياه و تاريك و طوفان
هاى مرگبار و سيل هاى ويرانگر فتنه و فساد از ميان خواهد رفت،
آسمان صاف و روشن و آفتاب تابنده و درخشان به دنبال خواهد آورد، و
اين گردابهاى مخوف و هولناك براى هميشه در برابر بشر نخواهد بود، و
در افقى نه چندان دور نشانه هاى ساحل نجات به چشم مى خورد، چه آن
كه جهان در انتظار يك مصلح بزرگ الهى است كه با يك قيام عظيم و
گسترده همه عالم را به نفع حقّ و عدالت دگرگون خواهد نمود، و
بشريّت را از تيرگى، ظلم، فساد، ستم و تباهى نجات خواهد داد.
براى روشن شدن مطلب، به دو دليل عقلى توجّه
فرماييد:
الف: نظام آفرينش به ما اين درس را مى دهد كه جهان
بشريّت سرانجام بايد به قانون عدالت تن در دهد، و خواه ناخواه
تسليم يك نظم عادلانه و پايدار گردد.
توضيح مطلب اين كه: جهان هستى تا آنجا كه مى دانيم
مجموعه اى از نظام هاى عالم است، وجود قوانين منظم در سرتاسر اين
جهان، دليل بر يكپارچگى و به هم پيوستگى اين نظام است و مسأله نظم
و قانون، يكى از جدّى ترين و اساسى ترين مسايل اين جهان محسوب مى
شود.
از منظومه هاى بزرگ جهان گرفته تا يك ذرّه «اتم» ـ
كه ميليونها از آن را مى توان بر روى نوك سوزنى جاى داد ـ همه و
همه تابع يك نظام دقيق و معيّن و برنامه حساب شده اى مى باشند.
دستگاه هاى مختلف بدن انسان نيز از ساختمان يك
سلّول كوچك گرفته تا مغز، اعصاب، قلب، ششها و ساير اعضا و جوارح
آدمى همه و همه داراى آنچنان نظم دقيقى هستند كه هركدام از آنها
مانند يك ساعت بسيار دقيق در بدن انسان كار مى كند، و ساختمان منظم
دقيق ترين كامپيوترهاى جهان در برابر آنها بسيار ناچيز و كم ارزش
مى نمايد.
به طور خلاصه، با يك نگاه ساده به جهانى كه در آن
زندگى مى كنيم به اين حقيقت مى رسيم كه جهان هستى در هم و برهم
نيست، بلكه تمام پديده ها بر يك خط سير معيّنى حركت مى كنند، و همه
دستگاههاى جهان هستى همچون لشكر انبوهى كه به واحدهاى منظمى تقسيم
شده باشند به سوى مقصد معيّنى به پيش مى روند.
بنابراين، آيا در جهانى اين چنين كه انسان «جزء»
اين «كلّ» است، مى تواند به صورت يك وصله نامنظّم و نا همرنگ، با
جنگ و خونريزى و ظلم و ستم اجتماعى زندگى كند؟!
آيا بى عدالتى ها و فسادهاى اخلاقى و اجتماعى كه
نوعى بى نظمى است مى تواند براى هميشه بر جامعه بشريّت حاكم باشد؟!
آيا خدايى كه در نظام شگفت انگيز جهان هيچ يك از
نيازهاى موجودات عالم را از نظر لطف و عنايتش دور نداشته، و به
انسان چشم بينا، گوش شنوا و عقل و هوش كافى عنايت فرموده است مى
توان گفت كه: بشريّت را به حال خود رها ساخته است تا همچنان در
وادى ضلالت و گمراهى گام بردارد، و با بى نظمى و بى عدالتى به
زندگى خود ادامه دهد؟!
آيا ممكن است خداوندى كه اين چنين نيازمنديهاى
انسان را تأمين مى كند او را از وجود يك راهنماى دانا و توانا و
معصوم كه با غيب اين عالم در ارتباط بوده و بشريّت را به راه سعادت
و خوشبختى رهنمون شود، محروم سازد؟!
ترديدى نيست كه از نظر عقل و انديشه، براى برقرارى
نظم و قانون و جلوگيرى از هرج و مرج و ريشه كن شدن فتنه و فساد، و
اجراى قسط و عدالت، وجود رهبرى الهى و آسمانى لازم و ضرورى است.
به همين دليل است كه اميرمؤمنان عليه السلام در
يكى از سخنان خود در «نهج البلاغه» مى فرمايد:
«اللهمّ بلى،
لا تخلو الأرض من قائم للّه بحجّة إمّا ظاهراً مشهوراً، وإمّا
خائفاً مغموراً، لئلاّ تبطل حجج اللّه وبيّناته»(3).
«آرى
بار خدايا! زمين هرگز از حجّت خدا خالى نخواهد بود كه يا ظاهر و
آشكار، و يا ترسان و نهان خواهد بود، تا حجّتها و دلايل روشن پروردگار
باطل نگردد».
يار صفحه:
(1)
اسامى مقدس حضرت مهدى(عليه السلام) در كتابهاى
مربوطه به تفصيل آمده است، و ما اسامى مذكوره را از اين
كتابها نقل كرده ايم: النجم الثاقب، ص 31 ـ 70، كتاب يأتي
على الناس زمان، ص 708 ـ 711، اقوال الائمه، ج 1، ص 329،
او خواهد آمد، ص 64 ـ 70 و الزام الناصب ج 1، ص 481 ـ 491
(2)
ناگفته نماند كه نامها، كنيه ها و لقبهاى حضرت
مهدى(عليه السلام)، در دو كتاب پر محتواى «الزام الناصب»،
تأليف مرحوم حائرى يزدى، و كتاب بسيار نفيس «نجم الثاقب»
تأليف محدّث نورى ـ طاب ثراه ـ به تفصيل ذكر شده است.
در كتاب «الزام الناصب»، 186 نام، و در كتاب «نجم
الثاقب» هم 182 نام براى آن حضرت ذكر گرديده است. كسانى كه
طالب شرح و معانى الفاظ ياد شده و اسامى مبارك آن حضرت مى
باشند، مى توانند به كتاب «نجم الثاقب» از صفحه 31 تا 70 و
جلد اوّل كتاب «الزام الناصب» از صفحه 481 تا 491 مراجعه
فرمايند.
(3)
نهج البلاغه فيض، كلمات قصار، شماره 139، ص 1158 ;
منتخب الأثر، ص 270 ; و قريب به اين مضمون بحار الانوار، ج
52، ص 192 از امام صادق(عليه السلام).
|