«رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم فرمود: مهدى، مردى از فرزندان من است. او شبيه مردان بنى اسرائيل است. (راست قامت تا حدّى بلند قدّ) . . . صورتش چون ستاره درخشان و بر گونه راستش خال سياهى است. چهل ساله مى نمايد . . . مسلمانان بين «ركن و مقام» (كنار خانه خدا) با او بيعت مى كنند. سپس در حالى كه جبرئيل پيشاپيش او، و ميكائيل پشت سر او است متوجّه سرزمين شام مى گردد. ساكنان آسمان و زمين، پرندگان، درّندگان و ماهيان دريا، همه از او خشنود مى شوند».

و در روايت ديگرى كه مرحوم سيّد بن طاووس آن را در كتاب «الملاحم والفتن» از قول حذيفه از جابر بن عبداللّه انصارى نقل نموده، چنين آمده است كه جابر گفت:

«روزى رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم در بين اصحاب خود نشسته بود كه جبرئيل بر آن حضرت نازل شد و عرضه داشت: . . . اين پنج نهر (سيحون، جيحون، دجله، فرات و رود نيل مصر) براى تو و اهل بيت تو و شيعيانت مى باشد.

خداوند مى فرمايد: به عزّت و جلال خودم سوگند! هركس يك قطره از اين پنج نهر بياشامد، در روز حساب به بهشت نخواهد رفت مگر اين كه تو از او راضى شوى و او را حلال كنى.

در آن موقع، چهره رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم باز شد و فرمود: برادرم جبرئيل! من بر اين نعمت خدا را شكر و سپاس مى گويم.

«فقال له جبرئيل(عليه السلام): اُبشّرك يارسول اللّه! بالقائم من ولدك، لايظهر حتّى يملك الكفّار الخمسة الأنهر، فعند ذلك ينصر اللّه أهل بيتك على أهل الضلال، ولم ترفع لهم راية أبداً إلى يوم القيامة».

«جبرئيل عرضه داشت: يارسول اللّه! تو را به ظهور «قائم» كه از فرزندان تو مى باشد بشارت مى دهم! او ظهور نخواهد كرد تا اين كه كافران اين رودها را به تصرّف خود درآورند(1)، در آن وقت است كه خداوند اهل بيت تو را بر گمراهان پيروز گرداند و پس از آن، ديگر هيچ پرچمى از پرچمهاى كفر تا روز قيامت برافراشته نخواهد شد».

آنگاه رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم به خاطر شكر اين نعمت، براى خدا سجده كرد و . . .(2)

11 ـ مهدى عليه السلام از فرزندان حضرت على عليه السلام است:

در كتاب «ينابيع المودّه»، از ابن عبّاس روايت كرده است كه رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم فرمود:

«إنّ عليّاً وصيىّ، ومن ولده القائم المنتظر المهدي، الّذي يملأ الأرض قسطاً و عدلاً كما مُلئت جوراً وظلماً، والّذي بعثني بالحقّ بشيراً و نذيراً، إنّ الثابتين على القول بإمامته في زمان غيبته لأعزّ من الكبريت الأحمر»(3).

«على عليه السلام وصى من است و از فرزندان اوست قائم منتظر، حضرت مهدى عليه السلام كه زمين را پر از عدل و داد مى كند همان گونه كه پر از ظلم و جور شده باشد; قسم به پروردگارى كه به حقّ مرا بشارت دهنده و بيم دهنده مبعوث نمود! كسانى كه در زمان غيبت او بر امامت او ثابت قدم بمانند، از كبريت احمر، كيمياترند . . .»

باز در «ينابيع المودّه» از على(عليه السلام)روايت كرده است كه رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم فرمود:

«ياعلىّ! أنت وصيىّ، حربك حربي، وسلمك سلمي، وأنت الإمام وأبو الأئمّة الاحدى عشر الذين هم المطهّرون المعصومون، ومنهم المهديّ الذي يملأ الأرض قسطاً وعدلاً، فويل لمبغضيهم»(4).

«اى على! تو وصىّ منى; جنگ با تو، جنگ با من است; سازش با تو سازش با من است. تو امام و پدر يازده امام هستى كه از هر پليدى پاك و پاكيزه، و از هر خطا و لغزشى مصون و محفوظ هستند. از جمله آنها مهدى(عليه السلام)است كه روى زمين را از عدل و داد پر مى كند. پس واى بر دشمنان آنها

و در كتاب «بحار الانوار»، از عبداللّه بن عمرو بن عاص روايت كرده است كه رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم فرمود:

«المهديّ هو رجل من ولد هذا ـ وأشار بيده إلى علي بن أبي طالب عليه السلام ـ به يمحق اللّه الكذب، ويذهب الزمان الكلبِ، (و) به يخرج ذلَّ الرقِّ من أعناقكم»(5).

«مهدى (قائم) عليه السلام مردى از فرزندان اين است ـ و با دست مبارك خود به على عليه السلام اشاره فرمود ـ خداوند به وسيله او دروغ را محو مى كند و سختى روزگار را برطرف مى گرداند و طوق بندگى را از گردن هاى شما بيرون مى آورد».

همچنين در كتاب «بحار الانوار»، در حديثى آمده است كه على عليه السلام فرمود:

«. . . آگاه باشيد، به خدا سوگند كه من و اين دو پسرم، حسن و حسين(عليهما السلام)، كشته مى شويم و خداوند در آخرالزمان و پايان روزگار، مردى از فرزندان مرا بر مى انگيزد كه خون ما را مطالبه كرده، انتقام ما را بگيرد. او از ديده ها پنهان خواهد شد تا گمراهان شناخته شوند»(6).

12 ـ مهدى عليه السلام از فرزندان حضرت فاطمه(عليها السلام) است:

در «سنن» ابو داوود از قول اُمّ سلمه آمده است كه گفت: شنيدم كه رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم مى فرمود:

«المهديّ من عترتي، من ولد فاطمة(عليها السلام)»(7)

«مهدى از عترت من و از فرزندان فاطمه(عليها السلام) است».

در كتاب «ينابيع المودّه» از قول ابو ايّوب انصارى آمده است:

هنگامى كه پيامبر خدا صلى الله عليه وآله وسلم بيمار شد، فاطمه(عليها السلام) به ديدار او آمد و چون رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم را بدان حال ديد، گريه كرد. رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم خطاب به وى فرمود:

«. . .  سوگند به خدايى كه جانم در قبضه قدرت اوست كه مهدى اين اُمّت از ماست و او از نسل تو مى باشد»(8).

در «كنز العمّال» آمده است كه حضرت على عليه السلام فرمود:

«المهديّ رجل منّا، من ولد فاطمة»(9).

«مهدى، مردى از ما و از فرزندان فاطمه(عليها السلام) است».

ابن ابى الحديد معتزلى در «شرح نهج البلاغه»، ذيل خطبه 16 مى نويسد:

«اكثر محدّثان عقيده دارند كه مهدى موعود عليه السلام از نسل فاطمه(عليها السلام)است»(10).

و در ذيل خطبه 92 مى نويسد:

« . . . اماميّه عقيده دارند كه او ـ يعنى حضرت مهدى عليه السلام ـ امام دوازدهم آنها است و فرزند كنيزى به نام «نرجس» است. ولى ما معتزله عقيده داريم كه او از فرزندان فاطمه(عليها السلام) است كه در آينده تاريخ (آخرالزمان) از كنيزى متولد خواهد شد و اكنون موجود نيست»(11).

علاوه بر اين، احاديث منقوله در كتب اهل سنّت، عقيده شيعه را تأييد و تثبيت مى نمايد; زيرا در اين احاديث آمده است كه حضرت مهدى عليه السلام ، دوازدهمين امام و نهمين فرزند امام حسين عليه السلام و چهارمين فرزند امام رضا عليه السلام و فرزند بلافصل امام حسن عسكرى(عليه السلام)است.

در بسيارى از منابع تاريخى اهل سنّت نيز آمده است كه حضرت مهدى(عليه السلام)، فرزند امام حسن عسكرى عليه السلام است و در سال 255 هجرى در نيمه شعبان، در شهر «سامرّا» از مادرى به نام «نرجس» به دنيا آمده است(12).

بنابراين، جاى هيچ ترديد نيست كه مهدى عليه السلام متولّد گرديده و هم اكنون موجود و زنده و از نظرها غايب است تا روزى كه به اذن خدا ظاهر شود و جهان را از عدل و داد پرنمايد.

13 ـ مهدى عليه السلام از فرزندان حسنين(عليهما السلام) است:

در كتاب «فرائد السمطين»، در حديثى طولانى از قول على بن على هلالى از پدرش روايت كرده است كه گفت:

در حال احتضار رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم محضر آن جناب شرفياب شدم; فاطمه زهرا(عليها السلام)بالاى سر رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم نشسته، با صداى بلند گريه مى كرد. در اين هنگام رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم ديدگان خود را به سوى او دوخت و فرمود:

دخترم! چه چيز تو را به گريه در آورد؟

فرمود: مى ترسم پس از تو تباه و نابود گردم.

آنگاه رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم براى تسلاّى دخترشان، فضايل اهل بيت را ذكر كردند، از آن جمله فرمودند:

«دو سبط اين اُمّت از ما هستند و آن دو، پسران تو، حسن و حسين(عليهما السلام) ، هستند كه سرور جوانان اهل بهشت مى باشند و قسم به پروردگارى كه مرا به حقّ مبعوث نمود! مهدى اين اُمّت از نسل اين دو تن )حسن و حسين(عليهما السلام) (خواهد بود»(13).

در كتاب «ذخائر العقبى» از قول ابو ايّوب انصارى آمده است كه رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم فرمود:

«يولد منهما )الحسن والحسين(عليهما السلام)( مهديّ هذه الاُمّة»(14).

«مهدى اين اُمّت از اين دو تن )حسن و حسين(عليهما السلام)( به دنيا خواهد آمد».

در كتاب «ينابيع المودّه»، به نقل از كتاب «جواهر العقدين» مى گويد:

 

 

 

 

 


يار صفحه:


(1) لازم به تذكّر است كه رودهاى ياد شده چون: دجله، فرات و رود نيل، هم اكنون در دست ايادى استعمار و دست نشاندگان آنهاست و در واقع غربى ها بر اين رودها سيطره دارند، و رودهاى سيحون و جيحون رسماً در دست كفّار است. زيرا اين دو رودخانه معروف در «روسيّه» قرار دارند، و هر دو از كوه هاى «تيان شان» سرچشمه مى گيرند و پس از سيراب كردن تركمنستان و ازبكستان در جمهورى قزاقستان به درياچه «آرال» مى ريزند. سيحون را امروز «سيرداريا» و جيحون را «آموداريا» مى نامند. (نقل از پاورقى روزگار رهايى، ج2، ص958 و 985).

(2) الملاحم والفتن، ص 368، ح 540، و صراط المستقيم، ج2، ص258، و الزام الناصب، ج2، ص125، به طور خلاصه، و الكتاب المبين، ج2، ص129.

(3) ينابيع المودّه، ج 3، باب 87، ص 109 و در چاپ ديگر، ص 448.

(4) همان، ج 1، باب 16، ص 253 و منتخب الاثر، ص 56، ح 1.

(5) بحار الانوار، ج 51، ص 75، ح 29; غيبت شيخ طوسى، ص 114.

(6) بحار الانوار، ج 51، ص 112، ح 7، غيبت نعمانى، ص 140، ح 1.

(7) سنن ابو داوود، ج 4، ص 87 و بسيارى ديگر از منابع معتبر حديث.

(8) ينابيع المودّه، ج 3، باب 73، ص 269، و در چاپ ديگر، ص 463.

(9) كنز العمّال، ج 7، ص 261.

(10) شرح نهج البلاغه، ابن ابى الحديد، ج 1، ص 281، ذيل خطبه 16.

(11) همان، ج 7، ص 59، ذيل خطبه 92.

(12) جهت اطلاع بيشتر، به كتاب هاى: المهدى الموعود المنتظر، ج 1، ص 182، باب 16; الامام المهدى(عليه السلام)، ص 279; دانشمندان عامّه و مهدى موعود و بخش پنجم همين كتاب مراجعه فرماييد.

(13) اين حديث شريف را عدّه زيادى از علماى اهل سنّت و اماميّه به صورت مختصر و مفصّل نقل كرده اند. براى دستيابى به منابع فراوان آن مى توانيد به اين كتابها مراجعه فرمائيد: عقد الدرر، ص 275; ذخائر العقبى، ص 135; مجمع الزوائد، ج 9، ص 165; فرائد السمطين، ج 2، ص 84; ينابيع المودّه، ج 3، ص 90 و در چاپ ديگر، ص434، باب73; بحار الانوار، ج 51، ص78 ـ 79; غاية المرام، ص 699; بشارة الاسلام، ص 33.

(14) ذخائر العقبى، ص 146.