در اين هنگام ديدگان امام صادق عليه السلام پر از اشك گرديد، آنگاه فرمود:

اى پير مرد! اگر خداوند تو را حيات بخشيد تا قائم ما را ببينى، با ما خواهى بود; و اگر اجل تو فرا رسيد در روز رستاخيز با ذخيره گرانبهاى پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم خواهى آمد و آن ذخيره گرانبها ما هستيم; زيرا پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم فرموده است: «من در ميان شما دو چيز نفيس مى گذارم كه اگر به آن دو تمسّك جوييد هرگز گمراه نخواهيد شد; يكى كتاب خداى عزّوجلّ و ديگرى عترت و اهل بيتم»(1).

پير مرد گفت: پس از شنيدن اين خبر ديگر مرا باكى نيست.

آنگاه امام صادق عليه السلام به او فرمود:

اى شيخ! بدان كه قائم ما اهل بيت از صلب حسن (عسكرى) است و حسن از صُلب على (هادى) است و على از صلب محمّد (جواد) است و محمّد از صلب على (رضا) است و على از صلب اين فرزند من است ـ و با دست خود به موساى كاظم عليه السلام اشاره نمود ـ و فرمود: اين نيز از صلب من است. ما دوازده امام، معصوم و از گناه و آلودگى پاك و پاكيزه ايم.

بعد از آن فرمود:

«اى پير مرد! به خدا سوگند! اگر از عمر دنيا به جز يك روز باقى نماند، خداوند آن روز را به حدّى طولانى مى كند تا قائم ما اهل بيت خروج نمايد»(2).

آگاه باش كه شيعيان ما در دوران غيبت او دچار فتنه و سرگردانى خواهند گرديد و در آن موقع، خداوند هدايت يافتگان مخلص را بر اعتقاد به او ثابت و استوار نگه خواهد داشت. خداوندا! آنها را بر اين امر يارى فرما»(3).

اكثر احاديث گذشته نيز دلالت دارند كه حضرت مهدى منتظر از فرزندان امام على النقى هادى(عليه السلام)است. و حضرت آية اللّه لطف اللّه صافى گلپايگانى نيز در كتاب ارزشمند «منتخب الاثر» به اين موضوع اشاره نموده كه حضرت مهدى(عليه السلام)از فرزندان امام دهم على بن محمّد هادى(عليه السلام)است، و احاديثى كه از آنها اين مطلب استفاده مى شود 90 حديث است كه از جمله آنها حديث مذكور مى باشد و به بقيه احاديث به نحو اجمال اشاره نموده اند(4).

23 ـ مهدى عليه السلام فرزند امام حسن عسكرى عليه السلام است:

موفّق بن احمد خوارزمى حنفى ـ كه اهل سنّت او را صدر الأئمّه خوانده اند ـ در كتاب «مقتل الحسين(عليه السلام)» از ابى سلمى ـ شتربان رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم ـ روايت كرده است كه گفت: من از رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم شنيدم كه مى فرمود:

«شبى كه مرا به آسمانها سير دادند، خداوند عزيز ـ جل ثناؤه ـ فرمود: پيامبر به آنچه از جانب پروردگارش به او فرو فرستاده شد، ايمان آورد.

من گفتم: و مؤمنان (نيز ايمان آوردند).

خداى متعال فرمود: راست گفتى اى محمّد! چه كسى را به جانشينى خود در ميان امّت گذاشتى؟

گفتم: بهترين آنها را.

خطاب رسيد: على بن ابى طالب را؟

گفتم: آرى پروردگارا!

فرمود: اى محمّد! من نظرى به زمين افكندم و از ميان اهل زمين تو را برگزيدم و نامى از نام هاى خود براى تو برگرفتم; پس من در جايى ياد نمى شوم مگر آن كه تو هم با من ياد شوى، من محمودم و تويى محمّد. بار ديگر نظرى به زمين افكندم و «على» را برگزيدم و نامى از نامهاى خود را براى او برگرفتم; پس من اعلا هستم و او على است.

اى محمّد! من تو را و على، فاطمه، حسن، حسين و امامان از فرزندان حسين را از نور خود آفريدم و ولايت شما را بر اهل آسمانها و زمين ها عرضه داشتم، هر كه آن را پذيرفت در نزد من از مؤمنان است و هر كه نپذيرفت در نزد من از كافران است.

اى محمّد! اگر بنده اى از بندگان من، مرا آن قدر عبادت كند تا از پاى در افتد و يا بدنش مانند مشكى خشكيده گردد، سپس در حالى كه منكر ولايت شماست نزد من آيد، او را نمى آمرزم مگر آن كه اقرار به ولايت شما نمايد.

اى محمّد! آيا دوست دارى كه آنها را ببينى؟

گفتم: آرى پروردگارا!

فرمود: به طرف راست عرش توجّه نما.

چون به طرف راست عرش خدا نگريستم، على، فاطمه، حسن، حسين، على بن حسين، محمّد بن على، جعفر بن محمّد، موسى بن جعفر، على بن موسى، محمّد بن على، على بن محمّد، حسن بن على و مهدى(عليهم السلام)را ديدم كه هاله اى از نور آنها را احاطه كرده است و آنها ايستاده، نماز مى خوانند و او ـ يعنى حضرت مهدى عليه السلام ـ در وسط آنها مانند ستاره درخشان بود.

پس خداوند فرمود: اى محمّد! اينها حجّتهاى من هستند و مهدى انتقام گيرنده عترت تو است. به عزّت و جلال خودم سوگند! او حجّتى است كه ولايتش بر اولياى من واجب است و اوست كه از دشمنان من انتقام خواهد گرفت»(5).

آرى خواننده گرامى! مهدى موعود منتظر عليه السلام فرزند بلافصل امام حسن عسكرى(عليه السلام)است و رسول گرامى اسلام صلى الله عليه وآله وسلم نيز در ضمن حديث مفصّلى كه شيخ الاسلام حموينى شافعى و گروهى از علماى اماميّه آن را نقل كرده اند، نسب شريف او را به طور صريح و روشن اين گونه بيان فرموده است:

خداوند تبارك و تعالى در صلب امام حسن (عسكرى(عليه السلام)) نطفه اى مبارك، ميمون، پاك و پاكيزه قرار داده كه هر مؤمنى كه خداوند از او پيمان ولايت اهل بيت عليهم السلام گرفته، از او خشنود مى شود و هركس كه درباره او ترديد داشته و منكر وجودش گردد از او روى مى گرداند.

او امامى پارسا، پاكيزه، هادى و مهدى است كه مورد پسند درگاه خداوند است. آغاز و انجامش عدالت است; به عدالت حكومت مى كند و به عدالت فرمان مى دهد، او خداى تعالى را تصديق مى كند و خداوند هم او را در فرمانى كه صادر مى كند تصديق مى نمايد . . . همراه او صحيفه و نوشته مهر شده اى هست كه شماره اصحاب و كليّه خصوصيّات و ويژگى هاى يارانش، با اسم، نسب، شهر، شغل، زبان و القاب در آن نوشته شده است . . .» (6)

24 ـ مهدى عليه السلام از ذوى القربى است:

در كتاب «ينابيع المودّه»، از بخارى و مسلم روايت كرده كه ابن عبّاس درباره تفسير اين آيه: «قُلْ لا أَسْألُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلاَّ المَوَدَّةَ فِي القُرْبى»(7) از سعيد بن جبير پرسش نمود؟

سعيد بن جبير گفت: منظور از «ذوى القربى» آل محمّد عليهم السلام است»(8).

همچنين در همان كتاب، از احمد حنبل ـ در كتاب مسندش ـ از سعيد بن جبير، از ابن عبّاس روايت كرده است كه گفت:

«موقعى كه آيه «ذوى القربى» نازل شد، گفتند: يارسول اللّه! آنان كه خداوند ما را به دوست داشتن ايشان مأمور كرده كيانند؟

فرمود: على و فاطمه و حسن و حسين(عليهم السلام)»(9).

ابن حجر هيثمى مكّى نيز در كتاب «الصواعق المحرقه» و برخى ديگر از مفسّران و محدّثان در حديثى آورده اند كه:

هنگامى كه حضرت سجاد را به اسارت شام آوردند و بر دروازه دمشق نگه داشتند، مردى از اهل شام گفت: شكر خداى را كه شما را كشت و ريشه كن ساخت. حضرتش خطاب به او فرمود: «آيا قرآن خوانده اى؟

گفت: آرى.

فرمود: اين آيه را نخوانده اى كه مى فرمايد: «قُلْ لا أَسْألَكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلاّ المَوَدّةَ فِي القُرْبى»؟

مرد شامى گفت: آيا شما همانها هستيد؟

فرمود: آرى(10).

از آنجا كه حضرت مهدى عليه السلام از فرزندان پيامبر و اميرالمؤمنين و فاطمه زهرا(عليهم السلام)مى باشد، داخل در خويشان نزديك پيامبر است و اين آيه، آن حضرت را شامل مى شود.

25 ـ مهدى عليه السلام از ذرّيه پيامبر است:

در حديثى از رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم روايت شده كه فرمود:

«إنّ اللّه عزّوجلّ جعل ذريّة كلّ نبيّ في صلبه و جعل ذرّيتي في صلب علي بن أبي طالب»(11).

«خداوند ذريّه هر پيغمبرى را در صلب خودش قرار داد ولى ذرّيه مرا در صلب على بن ابى طالب قرار داده است».

در كتاب «تحف العقول» در ضمن يك خبر طولانى چنين آمده است:

«هارون به حضرت موسى بن جعفر عليه السلام گفت: چرا شما به على عليه السلام كه پدر شماست نسبت داده نمى شويد و به رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم كه جدّ مادرى شماست نسبت داده مى شويد در حالى كه فرزند به پدرش نسبت داده مى شود؟

امام موسى بن جعفر عليه السلام فرمود:

خداى تعالى حضرت عيسى بن مريم عليه السلام را به واسطه مادرش به حضرت ابراهيم(عليه السلام)نسبت داده چنان كه در قرآن آمده است:

(وَمِنْ ذُرّيَته داووُد وَسُلَيمانَ وَأَيُّوبَ وَيُوسُفَ وَمُوسى وَهارُونَ وَكَذلِكَ نَجْزِي الُمحسِنين * وَزَكَريّا وَيَحْيى وَعِيْسى وَإلياسَ كُلٌّ مِنَ الصّالِحِينَ)(12).

«و از نسل او (ابراهيم) داوود و سليمان و ايّوب و يوسف و موسى و هارون را )هدايت كرديم( و اين گونه، نيكو كاران را پاداش مى دهيم. و زكريّا و يحيى و عيسى و الياس را كه همه از شايستگان بودند».

ما نيز به واسطه مادرمان، فاطمه به رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم نسبت داده مى شويم(13).

اين دو حديث شريف، در كمال صراحت دلالت دارد بر اين كه اولاد على(عليه السلام)كه از فرزندان فاطمه(عليها السلام)بودند، ذرّيه رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم محسوب مى شوند. پس مهدى منتظر كه از آل محمّد و ذوى القربى و از فرزندان على و فاطمه(عليهما السلام) است، جزو ذريه پيامبر مى باشد.

بخش چهارم: اعتراف دانشمندان اهل سنّت به صحّت احاديث مهدى عليه السلام

شامل:

1 ـ يك سند تاريخى و مدرك زنده

2 ـ توضيح مختصرى پيرامون بيانيه علماى حجاز

3 ـ مخالفان وجود حضرت مهدى عليه السلام چه مى گويند؟

 

 

 

 

 


يار صفحه:


(1) همان.

(2) ينابيع الموده، ج 3، ص 214، باب 68.

(3) كفاية الطالب، ص 458.

(4) استدلال هاى مشروح و مفصّل و منطقى اين دانشمند را در باب 25 كتاب «البيان في أخبار صاحب الزمان» بخوانيد تا به حقيقت عقيده شيعه درباره مهدى موعود(عليه السلام) به خوبى آگاه شويد.

(5) ينابيع الموده، ج 3، ص 351، صاحب ينابيع المودّه شيخ سليمان قندوزى حنفى مى گويد: اين ابيات را ملاّى رومى در ديوان بزرگش كه به ترتيب حروف هجا سروده، آورده است.

(6) وفيات الاعيان، ج 4، ص 176، ش 562.

(7) قول صحيح و مشهور اين است كه حضرت بقية اللّه(عليه السلام) در شب جمعه نيمه ماه شعبان متولّد شده و در سال 260 هجرى هنگام رحلت پدر بزرگوارش امام حسن عسكرى(عليه السلام) پس از آخرين ديدار عمومى كه بر جنازه پدرش نماز خواند، ناپديد و غايب شد.

(8) تاريخ گزيده، ص 206.

(9) تاريخ الاسلام، ج 19، ص 113، حوادث 51 ـ 60.

(10) العبر في خبر من غبر، ج 1، ص 373.

(11) دانشمندان عامّه و مهدى موعود، ص 80; تاريخ الاسلام، ج 19، ص 113، حوادث 51 ـ 60.

(12) چنان كه در مورد حضرت ابراهيم(عليه السلام) مى فرمايد: (وَإذْ ابْتَلى إِبْراهيم رَبّهُ بِكَلِمات فَأَتَمَّهنّ قالَ إِنّي جاعِلُكَ لِلنّاسِ إِماماً قالَ وَمْنِ ذُرِّيَتي قالَ لايَنالُ عَهْدي الظالِمينَ) سوره بقره، آيه 124.

(13) ينابيع المودّه، ج 3، ص 323 ـ 328، باب 82 و بحار الانوار، ج 52، ص 26، ح 19.