|
با اين كه مسأله ظهور حضرت مهدى عليه السلام در
ميان دانشمندان اهل سنّت، مشهور و معروف است و عدّه زيادى از
بزرگان آنها، اعتراف كرده اند كه احاديث مزبور از احاديث مشهور و
متواتر است، برخى از متعصّبان ايشان، موضوع بدين روشنى را مخدوش
نموده، و تعداد بسيار معدودى از آنها مانند احمد امين مصرى در كتاب
«المهدى و المهدويّة في الإسلام»، سعد محمّد حسن در كتاب «المهديّة
في الإسلام»، فريد وجدى در كتاب «دائرة المعارف» ماده «سلم» و
طنطاوى در «تفسير الجواهر» و محمّد عبداللّه عنان در كتاب «مواقف
حاسمه» به مسأله مهدويّت با ديده ترديد و انكار نگريسته و تمام
مطالب كتاب هاى بزرگان و مفاخر خود را ناديده گرفته اند تا جايى كه
اعتقاد به ظهور حضرت مهدى(عليه السلام)را افسانه اى پنداشته اند كه
تنها «شيعه» به آن معتقد است، و گويى اصلاً اهل سنّت در اين باره
نظرى ندارند!!
اينك براى روشن شدن اذهان خوانندگان عزيز، گفتار
تنى چند از پيش قدمان مخالفان و منكران وجود حضرت مهدى عليه السلام
را در اينجا مى آوريم تا معلوم شود كه اين عدّه معدود تا چه اندازه
از حقّ و حقيقت دور، و حتّى از ضروريات مذهب و روش هم مسلكان خود
نيز، بيگانه اند.
1
ـ ابن حزم اندلسى و
گمراهى عجيب!
نخستين كسى كه در اين راه پيش قدم شده است، ابن
حزم اندلسى (متوفّاى سال 456 هجرى) است. افكار اين مرد سنّى عالِم
نما، نسبت به وجود مقدّس مهدى منتظر عليه السلام و آنچه وى در كتاب
«الفصل» خود نگاشته، و تهمت هايى كه به پسر امام حسن عسكرى عليه
السلام وارد ساخته است، منشأ انحراف گروهى ديگر، به خصوص نويسندگان
سنّى معاصر، از قبيل احمد امين مصرى گرديده است.
ابن حجر عسقلانى، در كتاب «لسان الميزان» ذيل نام
«ابن حزم» مى نويسد:
كليه دانشمندان اهل سنّت كه در عصر «ابن حزم» مى
زيسته اند، او را تكفير كردند. با اين وصف، «ابن حزم» كه مطرود هم
مذهبان خود بوده است در كتاب «جمهرة انساب العرب» با گستاخى خاصّى
راجع به امام حسن عسكرى(عليه السلام)» مى نويسد:
«حسن عسكرى، آخرين
امام رافضيان است و او اولاد نداشت!! رافضيان ادّعا كردند كه وى
كنيزى به نام «صيقل» داشت، كه بعد از مرگ وى پسرى آورد; ولى اين
دروغ است!!»(1).
2
ـ خطيب بغدادى
دوّمين نفرى كه از ذكر نام حضرت مهدى عليه السلام
خوددارى نموده و از او نامى نمى برد، خطيب بغدادى (متوفّاى سال 463
هجرى) است. وى در «تاريخ بغداد»، آنجا كه از امام حسن عسكرى عليه
السلام نام مى برد بدون اين كه متذكر شود آن حضرت فرزندى داشته
است، فقط مى نويسد: «ابومحمّد» الحسن بن على(2).
3
ـ ابن كثير شامى
ابن كثير شامى (متوفّاى سال 774 هجرى) در تاريخ
معروف خود «البداية والنهاية» در جلد يازدهم، ذيل حوادث سال
254هجرى، فقط از امام دهم حضرت امام على النقى الهادى عليه السلام
نام مى برد و مى گويد: وى پدر حسن بن على العسكرى است(3).
و حتّى از خود «امام حسن عسكرى(عليه السلام)» نيز مانند ساير علماى
عصر، جداگانه نام نمى برد.
شگفت انگيزتر از گفتارهاى بى اساس و افكار
بيمارگونه «ابن حزم» و همفكران وى، گفتار علاّمه سمنانى است كه به
قول جامى در كتاب «شواهد النبوّة» و قاضى حسين «ديار بكرى» در
تاريخ «خميس» مى گويد: محمّد بن الحسن العسكرى(عليه السلام)متولّد
شد، و به مقام قطبيّت رسيد و سپس وفات يافت!!(4)
شگفت انگيزتر از گفتار علاّمه سمنانى، سخن حافظ
ذهبى در «تاريخ اسلام» است كه مى نويسد: محمّد بن الحسن، در سال
258 ـ يا 256 ـ هجرى متولّد شد، و دو سال بعد از پدرش زنده بود و
بعد معدوم الاثر شد و معلوم نيست چگونه وفات يافت(5)!
و شگفت انگيزتر از گفتار اين دو تن، گفتار «ابن
حجر هيثمى مكّى» است. وى با اين كه در كتاب «الصواعق المحرقه» در
آنجايى كه از ائمه اهل بيت عليهم السلام نام مى برد، بعد از شرح
حال امام حسن عسكرى عليه السلام مى نويسد:
باقى نگذاشت مگر پسرش «ابوالقاسم محمّد الحجّه» و
سنّ او هنگام وفات پدرش پنج سال بود و در اين سنّ، خداوند به او
حكمت بخشيد، و او «قائم منتظر» ناميده مى شود.
با اين حال در دنباله سخنان خود در همان كتاب مى
گويد: گفته شده كه وى در مدينه پنهان شد و از نظرها غايب گرديد و
معلوم نشد به كجا رفت!(6)
رسوائى تا كجا؟
رسوايى اين گروه به جايى رسيده است كه محدّث بزرگ
اهل سنّت «ملاّ على قارى» كتاب ويژه اى در ردّ آنها نوشته است، و
كتابش را «الردّ على من حكم و قضى بأنّ المهدي الموعود جاء ومضى»(7)
ناميده است.
اى كاش اين متعصّبان گرفتار و عنودهاى لجوج، اندكى
مى انديشيدند و لااقل به رواياتى كه درباره مهدى موعود(عليه
السلام)، در كتب معتبر اهل سنّت وارد شده و ظهور مهدى موعود
منتظر(عليه السلام)را در آخر الزمان دانسته است و نظريات گروهى از
مشاهير دانشمندانشان كه در كتاب هاى خود از شخص محمّد بن الحسن
العسكرى عليه السلام به عنوان حجّت قائم و مهدى نام برده و به وجود
مقدّس امام زمان شيعه اعتراف نموده اند، مراجعه مى كردند تا اين كه
در برابر محكمه تاريخ و وجدان هاى بيدار، و آزاد انديشان منصف
جهان، تا اين اندازه سرافكنده و شرمسار و بى حيثيّت نمى شدند.
بخش پنجم:
مهدى موعود عليه السلام در گفتار دانشمندان بزرگ
اهل سنّت
شامل:
1
ـ كسانى كه مهدى
عليه السلام را پسر امام حسن عسكرى عليه السلام مى دانند
2
ـ افسانه سرداب
گفته آمد كه يكى از مسايل مورد اتفاق شيعه و سنّى
مسأله مهدويت و عقيده به ظهور حضرت مهدى عليه السلام است. همچنين
اعتراف جمعى از علماى اهل سنت به صحت و تواتر احاديث راجع به حضرت
مهدى(عليه السلام)گذشت. در اين بخش، آراى گروهى از علماى ايشان را
درباره آن حضرت مى آوريم تا اتفاق مسلمانان در اين قضيّه، روشن تر
شود.
ابن ابى الحديد معتزلى مى گويد:
«وقد وقع اتّفاق
الفِرَق من المسلمين أجمعين على أنّ الدنيا والتكليف لاينقضي إلاّ
عليه»(8)
«تمام فرقه هاى
مسلمانان اتفاق دارند كه دنيا و تكليف به پايان نمى رسد مگر اين كه
مهدى عليه السلام ظهور نمايد».
محمّد امين سويدى مى گويد:
«الّذي اتّفق عليه
العلماء أنّ المهديّ هو القائم في آخر الوقت، وأنّه يملأ الأرض
عدلاً، والأحاديث فيه وفي ظهوره كثيرة»(9).
«آنچه مورد اتّفاق
همه دانشمندان است اين است كه مهدى عليه السلام كسى است كه در آخر
الزمان قيام مى كند، و زمين را از عدل پر مى نمايد، و روايات
درباره مهدى عليه السلام و ظهور او فراوان است».
ابن منظور، نويسنده كتاب «لسان العرب» مى گويد:
«المهدي الّذي قد
هداه اللّه الى الحقّ، وقد استعمل في الأسماء حتّى صار كالأسماء
الغالبة، وبه سُمّي المهديّ الذي بشّر به النبي ـ صلّى اللّه عليه
)وآله (وسلّم ـ أنّه يجيء في آخر الزمان»(10).
«مهدى يعنى كسى كه
خدا او را به سوى حقّ هدايت كرده باشد. كلمه مهدى به قدرى در نام
گذارى اشخاص به كار رفته است كه به صورت اسم در آمده است. و مهدى
كه پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله وسلم ظهور او را در آخر الزمان،
بشارت داده است، به همين نام، ناميده شده است».
ابن اثير مى گويد:
«المهدي الّذي بشّر
به رسول اللّه ـ صلّى اللّه و عليه )وآله(و سلّم ـ إنّه يجيء في
آخر الزمان»(11).
«آن مهدى موعود عليه
السلام كه رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم ظهور او را بشارت داده
است، در آخر الزمان خواهد آمد».
زبيدى نويسنده كتاب «تاج العروس» مى گويد:
«المهدي الّذي بُشّر
به، إنّه يجيء في آخر الزمان، جعلنا اللّه من أنصاره»(12).
«مهدى موعودى كه
بشارت ظهور او را داده اند، در آخرالزمان مى آيد. خداوند ما را از
جمله يارانش قرار دهد».
ابن حجر مكّى مى گويد:
«وقد ظهرت بركة دعائه
ـ صلّى اللّه عليه )وآله( وسلّم ـ في نسلهما (يعني عليّاً و
فاطمة(عليهما السلام)) فكان منه من مضى و من يأتي، و لو لم يكن في
الآتين إلاّ الإمام المهديّ عليه السلام لكفى»(13).
«بركت دعاى رسول خدا
صلى الله عليه وآله وسلم در موقع ازدواج على عليه السلام و فاطمه(عليها
السلام)در نسل آن دو بزرگوار ظاهر شد و از نسل على و فاطمه(عليهما
السلام)، عدّه اى آمدند كه از اين دنيا رفتند و عدّه اى هم خواهند
آمد كه اگر در ميان آيندگان از نسل على و فاطمه(عليهما السلام)كسى
جز مهدى موعود عليه السلام نبود، براى ظهور بركت دعاى پيامبر بس
بود».
همين ابن حجر در جاى ديگر مى گويد:
«مهدى منتظر عليه
السلام يك تن بيشتر نيست و هرگز تعددى در آن وجود ندارد»(14).
شمس الدين ذهبى مى گويد:
«إنّ
الإمام المهدي من أولاد الإمام الحسن العسكري عليه السلام و هو باق
إلى أن يأذن اللّه له بالخروج، فيملأ الأرض قسطاً و عدلاً كما ملئت
ظلماً و جوراً»(15).
يار صفحه:
(1)
ينابيع المودة، ج 3، ص 139، و در چاپ ديگر، ص 472.
(2)
نور الابصار، ص 185، طبع اجنو، دار الفكر، 1399 و
ص 342، طبع دار الجيل بيروت.
(3)
اين جمله را فقط در اينجا مى بينيم، در صورتى كه
اكثر اهل سنّت نوشته اند كه امام عصر(عليه السلام)وقتى به
سن پنج سالگى رسيد، پدرش وفات يافت، و او در همان سال
(260هجرى) در خانه اش غايب شد، و او به هنگام وفات پدرش
پنج ساله بود.
(4)
امامت و مهدويّت، ج 2، ص 298، پاورقى.
(5)
دانشمندان عامّه و مهدى موعود، ص 158.
(7)
كشف الاستار، ص 43 و در چاپ ديگر، ص 75 ـ 76.
(8)
تتمة المنتهى، جلد سوّم منتهى الآمال، ص 368 ـ 369.
(9)
كشف الاستار، ص 43، و در چاپ ديگر، ص 76.
(10)
روزگار رهايى، ج 1، ص 287 ـ 288.
(11)
كشف الاستار، ص 212، ط 3.
(12)
المهدى، ص 162 ـ 163.
(13)
حلّه، يكى از شهرهاى بزرگ عراق است كه ميان بغداد
و كوفه واقع شده است، (لغتنامه دهخدا).
(14)
مقدمه ابن خلدون، ج 1، ص 249، فصل 27، چاپ دار
الفكر بيروت.
(15)
الغدير، ج 3، ص 308 و 309.
|