«حضرت مهدى عليه السلام از فرزندان امام حسن عسكرى(عليه السلام)است و او موجود و حاضر است تا روزى كه خداوند اذن ظهورش دهد و زمين را پر از عدل و داد كند همان گونه كه از ظلم و ستم پر شده باشد».

شمس الدين قرطبى مى گويد:

«إنّ جميع ملوك الدنيا كلّها أربعة: مؤمنان و كافران، فالمؤمنان سليمان بن داوود والإسكندر، و الكافران نمرود و بخت النصر، و سيملكها من هذه الاُمّة خامسٌ و هو المهدي عجّل اللّه تعالى فرجه»(1).

«پادشاهانى كه بر سراسر دنيا حكومت نمودند چهار نفرند; دو نفر مؤمن و دو نفر كافر. دو نفر مؤمن حضرت سليمان عليه السلام و اسكندر (ذوالقرنين) بودند و دو نفر كافر نمرود و بخت النصر، و در آينده نفر پنجمى هم از اين امّت تمام جهان را مالك خواهد شد و او حضرت مهدى عليه السلام است».

مقدّسى شافعى ـ كه از علماى قرن هفتم هجرى است ـ در ديباچه كتاب «عقد الدرر في اخبار المنتظر» پس از آن كه مقدارى از دست زمانه و كثرت فتنه ها شكايت مى كند، مى گويد:

«برخى به قرينه ظاهر بعضى از اخبار، گمان كرده اند كه حال روزگار پيوسته به همين وضع باقى خواهد ماند. من گفتم: ما صحّت اين احاديث را قبول داريم، و آنها را به گوش جان مى شنويم و به چشم اطاعت مى نگريم، ولى در اخبار دليلى وجود ندارد كه آن فتنه ها تا قيام قيامت دوام داشته باشد. شايد آن فتنه ها در موقع ظهور حضرت مهدى عليه السلام از بين بروند، و نابودى آنها منوط به ظهور حضرت مهدى(عليه السلام)باشد; زيرا احاديث زيادى كه علماى اين امّت آنها را در كتاب هاى خود نوشته اند به ظهور حضرت مهدى عليه السلام بشارت مى دهند، و مژده مى دهند كه خداوند شخصى را بر مى انگيزد كه زمينه حكومت او را آماده مى نمايد كه كوههاى بلند در برابر او خراب خواهد شد، از دور و نزديك او را يارى مى دهند، و او مالك كوه و دشت و تمام كره زمين مى گردد، و سراسر زمين را پر از عدل و داد مى كند»(2).

بخارى (معروف به خواجه پارساى) مى گويد:

«ومناقب المهدي ـ رضي اللّه عنه ـ صاحب الزمان، الغائب عن الأعيان، الموجود في كلّ زمان، كثيرة. و قد تظاهرت الأخبار على ظهوره و إشراق نوره، يجدّد الشريعة المحمّديّة، و يجاهد في اللّه حقّ جهاده، و يطهّر من الأدناس أقطار بلاده، زمانه زمان المتّقين، و أصحابه خلصوا من الريب، وسلموا من العيب، وأخذوا بهديه وطريقه واهتدوا من الحقّ إلى تحقيقه، به ختمت الخلافة والإمامة، وهو الإمام من لدن مات أبوه إلى يوم القيامة، وعيسى عليه السلام يصلّي خلفه، ويصدّقه على دعواه ويدعو إلى ملّته الّتي هو عليها، والنبي صلى الله عليه وآله وسلم صاحب الملّة»(3).

«مناقب حضرت مهدى صاحب الزمان عليه السلام كه از ديده ها پنهان و در هر زمانى حاضر است، فراوان است. احاديث بسيار زيادى رسيده است كه مهدى عليه السلام ظاهر مى شود و نور وجودش همه جا را روشن مى كند، و دين اسلام و شريعت محمّدى صلى الله عليه وآله وسلم را تجديد مى نمايد، و آن گونه كه بايد، در راه خدا جهاد مى كند، و سراسر مملكت اسلامى را در زمان خود از آلودگيها پاك مى سازد. روزگار او روزگار پرهيزكاران است. كسانى كه به امامت او معتقدند از هر نكوهش و سرزنشى پيراسته اند كه راه حقّ را پيموده اند و به روش او گام برداشته اند و به راهنمايى او به شاهراه هدايت رسيده اند. امامت و پيشوايى اُمّت اسلامى به وسيله او پايان مى يابد. او از روز وفات پدر بزرگوارش تا روز رستاخيز امام است. حضرت عيسى عليه السلام پشت سر او نماز مى گزارد، و او را در امامتش تصديق مى نمايد و مردمان را به دين و شريعت او كه همان شريعت پاك محمّدى است دعوت مى كند».

محيى الدين عربى مى گويد:

«واعلموا أنّه لابدّ من خروج المهدى عليه السلام لكن لايخرج حتّى تمتلىء الأرض جوراً و ظلماً فيملأها قسطاً وعدلاً . . . وهو من عترة رسول اللّه صلى الله عليه وآله وسلم من ولد فاطمة ـ رضي اللّه تعالى عنها ـ جدّه الحسين بن علي بن أبي طالب ووالده الإمام حسن العسكرى(عليهم السلام)»(4).

«بدانيد و آگاه باشيد كه مهدى موعود عليه السلام قطعاً ظهور خواهد كرد، ولى او ظاهر نمى شود مگر اين كه زمين پر از ظلم و ستم شده باشد كه آنگاه او بيايد و آن را پر از عدل و داد كند. او از عترت رسول اكرم صلى الله عليه وآله وسلم از نسل حضرت فاطمه(عليها السلام)است. جدّش امام حسين عليه السلام و پدرش امام حسن عسكرى(عليه السلام)است».

نويسنده كتاب «ارشاد المستهدى» مى گويد:

«بپرهيز اى خردمند از هر شبهه و شكّى در ظهور حضرت مهدى(عليه السلام)، زيرا عقيده به ظهور آن حضرت، اتمام ايمان به خدا و رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم و آنچه پيغمبر خدا صلى الله عليه وآله وسلم آورده و از آن خبر داده است، مى باشد. و پيغمبر، صادق و مصدّق است.

همچنين شبهه اى نداشته باش در اين كه مهدى موعود(عليه السلام)تا حال ظاهر نشده و هركس اين ادّعا را كرد دروغگو و كذّاب است، به جهت اين كه علامات و نشانيهايى كه در روايات شريف ذكر شده در آن اشخاص موجود نيست، و ظهور مهدى(عليه السلام)و راه شناسايى او مشهور و روشن است، و ظهور او پيش از نزول حضرت عيسى(عليه السلام)خواهد بود و اجتماع او با حضرت عيسى عليه السلام بر حسب اخبار ثابت، امرى ضرورى و بديهى است. هركس بخواهد به طور مبسوط اطلاع پيدا كند به كتابهايى كه در اين موضوع تأليف شده رجوع نمايد، مقصود ما در اين كتاب (ارشاد المستهدى) اثبات تواتر روايات ظهور آن حضرت به اختصار است»(5).

و در جاى ديگر در رابطه با احاديث ظهور چنين مى گويد:

«اين احاديث و آثار را، عموم محدّثين و غير محدّثين در كتابهايشان نقل كرده اند، و ايمان به ظهور مهدى ـ رضى اللّه عنه ـ (اين تعبير از خود اوست) مشهور و شايع در بين صحابه بوده است و اصحاب، اين عقيده و ايمان را از پيغمبر صلى الله عليه وآله وسلم اخذ كرده اند، و همچنين است آثار و مراسيلى كه از تابعين رسيده; زيرا آنها در اين گونه از مسايل به رأى (خود) و از پيش خود چيزى نمى گفتند»(6).

  1 ـ كسانى كه مهدى عليه السلام را پسر امام حسن عسكرى(عليه السلام)مى دانند:

چنان كه پيش از اين اشاره كرديم، بيشتر دانشمندان بزرگ اهل سنّت وبلكه اكثريت قريب به اتّفاق آنان، عقيده دارند كه «مهدى موعود» واقعيّت دارد، ومى گويند: او از دودمان پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم وفاطمى و علوى و از نسل امام حسين(عليه السلام)است; ولى در آخر الزمان متولّد مى گردد و در سنين جوانى دنيا را پر از عدل و داد مى نمايد.

در ميان اين عدّه كه حضرت مهدى عليه السلام را از نسل امام حسين عليه السلام مى دانند، كسانى بوده و هستند كه با وجدانى پاك و بيدار يا به ملاحظه رعايت امانت در نقل حديث و تاريخ، در كمال صراحت گفته اند: اين مهدى موعودى كه از دودمان پاك پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم و از نسل امام حسين عليه السلام است، كسى جز فرزند برومند امام حسن عسكرى عليه السلام نيست.

اين عدّه، بدون توجّه به وابستگيهايى كه معمولاً علماى عامّه به حكومت هاى طاغوتى بنى اُميّه وبنى عباس داشته اند و به دور از هرگونه تعصّب، صريحاً اعلام داشته اند كه: ابوالقاسم، محمّد بن الحسن العسكرى عليه السلام همان كه در سال 255 هجرى (يا سنوات ديگر به قول آنها) در شهر «سامرا» و در خانه امام حسن عسكرى عليه السلام متولّد شد و به عقيده شيعه، امام دوازدهم است، همان «مهدى موعود» است; زيرا مجموع روايات صحيح و معتبرى كه بزرگان اهل سنّت درباره «مهدى منتظر» نقل كرده اند تنها با او قابل تطبيق است، ونمى تواند شخصى غير از او باشد.

البته در ميان اين عدّه، كسانى هم پيدا مى شوند كه فقط از پسر امام حسن عسكرى عليه السلام نام برده، و يا از ولادت او خبر داده اند، ولى نگفته اند كه او «مهدى موعود» است.

شگفت آور اينجاست كه حتّى آن عدّه معدود و تعداد انگشت شمارى هم كه گفته اند: «مهدى، پس از ولادت وفات يافت» مانند علاء الدوله سمنانى، حافظ ذهبى و ابن حجر مكّى نيز، در شمار كسانى هستند كه حضرت مهدى عليه السلام را، پسر امام حسن عسكرى عليه السلام مى دانند!

زيرا اغلب كسانى كه از ولادت محمّد بن الحسن العسكرى عليه السلام خبر داده اند نگفته اند كه: او ديگر چه شد؟ و به كجا رفت؟ وچه سرنوشتى پيدا كرد؟ ولى اين چند نفر متعصب عنود، براى انحراف افكار شيعيان از پيش خود گفته اند كه «مهدى عليه السلام وفات يافت» تا به خيال خام آنها، ديگر شيعيان در انتظار نمانند و مسأله مهدويّت وانتظار ظهور حضرت مهدى عليه السلام در بين شيعيان، فراموش گردد.

به هر حال، عدّه زيادى از دانشمندان بزرگ اهل سنّت، از مورّخان، محدّثان و حافظان حديث، به وجود مقدّس مهدى موعود كه فرزند امام حسن عسكرى(عليه السلام)است اعتراف نموده اند كه براى نمونه فشرده گفتار برخى از آنان را در اينجا مى آوريم.

1 ـ ابن ابى ثلج بغدادى:

(متوفاى سال 326 هجرى) كه در بغداد مى زيسته و معاصر نوّاب حضرت ولىّ عصر عليه السلام بوده و به گفته خطيب بغدادى در «تاريخ بغداد»، استادِ ابوالحسن دار قطنى معروف بوده است، در كتاب «مواليد ووفيات الائمّة»(7) آنجا كه از فرزندان ابو محمّد امام حسن عسكرى عليه السلام نام مى برد، چنين مى نويسد:

«فرزندان او محمّد، موسى، فاطمه و عايشه است(8) . . . هنگام ولادت محمّد بن ـ حضرت حجّت عليه السلام ـ امام حسن عسكرى عليه السلام سخنان بسيارى فرمود از آن جمله: ستمگران گمان كردند كه مرا به قتل مى رسانند تا اين دودمان را ريشه كن سازند; ولى آنها قدرت خداوند را ديدند. و او را ـ حضرت مهدى عليه السلام ـ مؤمّل خواند (يعنى كسى كه مورد اميد آينده و آرزوى مردم است). و در باب مادران ائمّه(عليهم السلام)مى نويسد:

«مادر امام قائم عليه السلام نامش حكيمه است، و گويند: نرجس، و هم گويند: سوسن».

سپس مى گويد: «محمّد بن همام گفت كه حكيمه، عمّه حضرت امام حسن عسكرى عليه السلام است و اوست كه حديث ولادت حضرت صاحب الزمان عليه السلام را نقل كرده و گفته است كه نام مادرش نرجس مى باشد»(9).

2 ـ على بن حسين مسعودى:

(متوفاى سال 346 هجرى) مورخ نامى و جغرافى دان مشهور كه اهل سنّت به طور قطع او را از دانشمندان بنام خود مى دانند، در جزء چهارم تاريخ خود «مروج الذهب» ـ كه در سال 336 هجرى از تأليف آن فراغت يافته ـ درباره حضرت مهدى عليه السلام چنين مى نويسد:

«در سال 260 هجرى ابو محمد حسن بن على . . . ابن حسين بن على بن ابى طالب عليهم السلام در زمان خلافت معتمد عبّاسى به سنّ 29 سالگى وفات يافت و او پدر حضرت مهدى منتظر، امام دوازدهم شيعه اماميّه، است»(10).

 

 

 

 

 


يار صفحه:


(1) دانشمندان عامّه و مهدى موعود(عليه السلام)، ص 39.

(2) روزگار رهايى، ج 1، ص 288.

(3) ديباچه اى بر رهبرى، ص 200 .

(4) همان، ص 201.

(5) ديباچه اى بر رهبرى، ص 202 و 203.

(6) ديباچه اى بر رهبرى، ص 91 ـ 92 .

(7) انتظار بذر انقلاب، ص 170 ـ 172، به نقل از مجله قانون، سال 1331 سرى مقالات عبدالهادى حائرى.

(8) او خواهد آمد، ص 43 ـ 44، به نقل از مهدى، دار مستتر، ترجمه محسن جهانسوز، ص 3 ـ 4.

(9) مقدمه كتاب مهدى موعود، ص 178.

(10) مفاتيح الجنان، باب زيارات، ذكر صلوات بر آن حضرت.