|
و حضرت شيخ سعد الدين حموى درباره امام مهدى(عليه
السلام)يك كتاب تصنيف و ديگر چيزهاى بسيار با او همراه نموده است
كه ديگر هيچ آفريده اى را در آن اقوال و تصرّفات ممكن نيست، و در
آن كتاب آورده است كه چون مهدى(عليه السلام)ظاهر شود ولايت مطلقه
آشكار گردد و ظلم و ستم برچيده شود و اختلاف مذاهب از بين برود،
چنان كه اوصاف حميده او در احاديث نبوى وارد شده است كه مهدى(عليه
السلام)در آخر زمان آشكار گردد و تمام ربع مسكون در روى زمين را از
ظلم و جور پاك سازد و يك مذهب پديد آيد»(1).
10
ـ شيخ سعد الدين حموى:
(متوفّاى سال 650 هجرى قمرى) دانشمند مشهور و
عارف معروف و جانشين شيخ نجم الدين كبرى، كتاب مستقلّى در حالات و
صفات حضرت صاحب الزمان(عليه السلام)نگاشته، و آن حضرت را چنان كه
عبدالرحمان صوفى در كتاب «مرآت الاسرار» نقل كرده است، مطابق عقيده
شيعه، «صاحب الزمان» دانسته است.
شيخ عزيز الدين نسفى ـ بنا به گفته صاحب ينابيع
المودّه ـ در رساله اى كه به فارسى درباره نبوّت و ولايت نوشته است
مى گويد: شيخ الشيوخ، سعد الدين حموى ـ قدّس اللّه سرّه ـ مى
فرمايد:
«پيش از
پيغمبر ما محمّد صلى الله عليه وآله وسلم در اديان سابق اسم ولىّ
نبود و اسم نبىّ بود; و مقرّبان حضرت خداى سبحان را كه وارثان صاحب
شريعت اند، جمله را انبيا مى گفتند و در هر دينى از يك صاحب شريعت
زياده نبود.
پس در دين آدم عليه السلام چندين پيغمبر بودند كه
وارثان او بودند، خلق را به دين او و شريعت او دعوت مى كردند، و
همچنين در دين نوح و در دين ابراهيم و در دين موسى و در دين
عيسى(عليهم السلام).
و چون دين جديد و شريعت جديده محمّد صلى الله عليه
وآله وسلم نازل شد از جانب خداى تعالى، اسم ولىّ در دين محمّد صلى
الله عليه وآله وسلم پيدا آمد. حقّ تعالى دوازده كس از اهل بيت
محمّد صلى الله عليه وآله وسلم را برگزيده و وارثان او گردانيد و
مقرّب حضرت خود كرد و به ولايت خود مخصوص گردانيد و ايشان را
نايبان محمّد صلى الله عليه وآله وسلم و وارثان او گردانيد، كه
حديث «العلماء ورثة الأنبياء» در حقّ اين دوازده كس فرمود و حديث
«علماء اُمّتي كأنبياء بني اسرائيل» در حقّ ايشان فرمود; امّا ولىّ
آخرين كه نايب آخرين است ولىّ دوازدهم و نايب دوازدهم مى باشد.
خاتم اوليا و مهدى صاحب الزمان اوست و شيخ مى فرمايد كه: اولياء در
عالم بيش از دوازده نفر نيستند»(2).
11
ـ كمال الدين محمّد بن طلحه شافعى:
(متوفّاى سال 650 هجرى) كه از
اجلّه علما و فقهاى معروف و مشهور أهل سنّت به شمار مى آيد، در
كتاب «مطالب السؤول في مناقب آل الرسول» باب دوازدهم درباره حجّت
بن الحسن حضرت مهدى(عليه السلام)مى نويسد:
«ابو محمّد
حسن عسكرى متولّد در سال 231 . . . منقبت و مزيّت بسيار بزرگى كه
خداوند به وى اختصاص داده . . . اين است كه مهدى عليه السلام از
نسل او و فرزند اوست»(3).
«ابوالقاسم
محمّد بن الحسن الخالص بن على المتوكّل بن محمّد القانع بن علي
الرضا بن موسى الكاظم بن جعفر الصادق بن محمّد الباقر بن على زين
العابدين بن الحسين الزكىّ بن علي المرتضى أميرالمؤمنين بن أبي
طالب(عليهم السلام)، المهديّ، الحجّة، الخلف الصالح المنتظر عليهم
السلام ورحمة اللّه وبركاته»(4).
و بنا به گفته شيخ سليمان حنفى در «ينابيع
المودّه»، ابن طلحه در كتاب «الدرّ المنظّم» نيز نوشته است:
«خداوند متعال
را خليفه اى است كه در آخر الزمان هنگامى كه سراسر روى زمين پر از
ظلم و ستم شده باشد، ظهور مى كند و آن را پر از عدل و داد مى نمايد
و اگر حتّى بيش از يك روز از عمر دنيا باقى نمانده باشد اين خليفه
زمام اُمور را به دست مى گيرد. او از فرزندان فاطمه زهرا ـ رضى
اللّه عنها ـ است كه داراى بينى كشيده و باريك، و ديدگانى سرمه
كشيده مى باشد، و برگونه راست او خالى جذّاب قرار دارد و نامش
محمّد است
. . .
اين خليفه همان امام به حقّ مهدى قائم عليه السلام
است كه به امر خدا قيام مى كند و همه مذاهب باطل را از ميان مى برد
و جز دين خالص كه اسلام باشد باقى نمى ماند . . .»(5)
12
ـ حافظ محمّد بن يوسف گنجى شافعى:
(متوفّاى سال 658 هجرى) ـ كه ابن
صبّاغ مالكى در كتاب «فصول المهمّه» از وى به «امام حافظ» تعبير مى
كند، و ابن حجر عسقلانى نيز در «فتح البارى في شرح صحيح البخارى»
به روايات او استناد مى جويد ـ در كتاب معروف «كفاية الطالب» در
مورد امام حسن عسكرى(عليه السلام)مى نويسد:
«ابو محمّد
حسن العسكرى . . . در خانه اش واقع در شهر سامرّا مدفون گرديد، يك
پسر از خود باقى گذاشت و او «امام منتظر» ـ صلوات اللّه عليه ـ
است، ما كتاب خود را با نام او به پايان مى بريم و جداگانه راجع به
وى بحث مى نماييم»(6).
سپس در كتاب معروف ديگرش به نام «البيان في اخبار
صاحب الزمان» به تفصيل درباره آن حضرت سخن مى گويد، و روايات وارده
در مورد حضرتش را تحت عناوين مختلفى دسته بندى كرده و در باب 25
تحت عنوان: «في الدلالة على جواز بقاء المهدي عليه السلام حيّاً
باقياً» مى نويسد:
«از هنگامى كه
غيبت نموده تا كنون زنده است و بقاى او از نظر عقلى مانعى ندارد»(7).
13
ـ جلال الدين رومى بلخى:
(متوفّاى سال 672 هجرى) سراينده
كتاب «مثنوى» ، در ديوان شمس تبريزى با همان شور و شوق مخصوص به
خود مى گويد:
اى سرور مردان على، مردان سلامت مى كنند***وى صفدر
مردان على، مردان سلامت مى كنند
با قاتل كفّار گو، با دين و با ديندار گو***با
حيدر كرّار گو، مستان سلامت مى كنند
با دُرج دو گوهر بگو، با بُرج دو اختر بگو***با
شبّر و شبير گو، مستان سلامت مى كنند
با زين دين عابد بگو، با نور دين باقر بگو***با
جعفر صادق بگو، مستان سلامت مى كنند
با موسى كاظم بگو، با طوسى عالم بگو***با تقى قائم
بگو، مستان سلامت مى كنند
با مير دين هادى بگو، با عسكرى مهدى بگو***با آن
ولىّ مهدى بگو، مستان سلامت مى كنند
با باد نوروزى بگو، با بخت فيروزى بگو***با شمس
تبريزى بگو، مستان سلامت مى كنند(8)
وابن خلكان اشعرى شافعى:
(متوفّاى سال 681 هجرى قمرى) دانشمند
مشهور و مورّخ نامى، معروف به «قاضى القضات» در تاريخ مشهورش
«وفيات الأعيان» در پايان شرح حال آن حضرت مى نويسد:
«. . .
ابوالقاسم محمّد بن الحسن العسكرى دوازدهمين امام ـ به اعتقاد
اماميّه ـ و معروف به «حجّت» است. او همان كسى است كه شيعه عقيده
دارد او «منتظر»، «قائم» و «مهدى» است. وى صاحب سرداب است! آراى
شيعه درباره او زياد است. شيعيان انتظار دارند كه او در آخر الزمان
از سرداب سامرّا بيرون آيد! ولادتش در سال 255 هجرى قمرى است.
هنگام وفات پدرش پنج ساله بود»(9).
در اين گفتار، هرچند كه خود ابن خلكان نمى گويد كه
اين ابوالقاسم محمّد بن الحسن العسكرى همان مهدى موعود است، و مى
گويد: «دوازدهمين امام به اعتقاد اماميه و معروف به «حجّت» است»;
ولى جاى آن دارد كه بپرسيم؟ اين ابو القاسم محمّد بن الحسن العسكرى
عليه السلام كه هم نام و هم كنيه رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم
و نهمين فرزند برگزيده حسين بن على عليه السلام است، و خود قاضى
القضات هم تاريخ ولادت او را نقل كرده و مى گويد: شيعه عقيده دارد
كه او «منتظر، قائم و مهدى» است، چه كسى است؟
چرا قاضى القضات از سرنوشت او چيزى نمى گويد؟ و
چرا به مهدى موعود بودنش اعتراف نمى كند؟
مگر پيامبر اكرم نفرموده است: «مهدى» از فرزندان
من، از فرزندان على و زهرا(عليهما السلام)، و از فرزندان امام حسين
عليه السلام است؟ مگر خود علماى اهل سنّت پدرانش را تا امام حسن
عسكرى(عليه السلام)نام نبرده اند؟ و مگر هركدام از آنان را بهترين
فرد عصر خويش و شاخه زيباى درخت نبوّت ندانسته اند؟
بنابراين محمّد بن الحسن، به اعتراف كسانى كه نام
او را ذكر نموده و تولّدش را پذيرفته و او را پسر امام حسن عسكرى
عليه السلام معرفى كرده اند، چه كسى است؟
14
ـ حمد اللّه مستوفى قزوينى:
(متوفّاى سال 730 هجرى قمرى) نويسنده
كتاب «نزهة القلوب» در جغرافى و صاحب كتاب «تاريخ گزيده» كه هر دو
كتاب را به زبان فارسى سليس نگاشته است و خود او از منشيان و
نويسندگان بنام اهل سنّت است، در كتاب اخيرش، يعنى «تاريخ گزيده»
ضمن شرح تاريخ زندگانى ائمّه معصومين(عليهم السلام)درباره امام
دوازدهم مى نويسد:
«المهدى محمّد
بن حسن العسكرى . . . بن على المرتضى، دوازدهمين امام است و خاتم
معصومين، چهار سال و نيم امام بود، و شب پنجشنبه منتصَفِ شعبان سنه
خمس و خمسين ومأتين 255 به سامرّه متولّد شد، چون 9 سال گذشت در
رمضان اربع و ستين و مأتين (264) غايب شد(10)»(11).
15
ـ حافظ شمس الدين محمّد ذهبى:
(متوفّاى سال 748هجرى قمرى) مورّخ
مشهور و دانشمند متعصّب معروف در كتاب «دول الاسلام» مى نويسد:
«در اين سال
(يعنى سال 260 هجرى)، وفات يافت حسن بن على بن الجواد بن رضا علوى،
يكى از امامان اثنا عشر كه رافضيان عقيده به عصمت آنها دارند، و او
پدر منتظر ايشان محمّد بن الحسن است»(12).
و در كتاب «العبر في خبر من غبر» نيز در ذيل حوادث
سال 260 هجرى مى نويسد:
«در اين سال،
حسن بن على بن محمّد بن . . . جعفر الصادق، يكى از ائمّه اثنى عشر
كه رافضيان آنها را معصوم مى دانند وفات يافت، و او پدر «محمّد
منتظر» صاحب سرداب است»(13).
علاوه بر اينها، ذهبى در كتاب «تاريخ الاسلام» مى
نويسد:
«محمّد بن
الحسن العسكرى . . . ابوالقاسم علوى حسينى، آخرين امام شيعه و
منتظر آنهاست كه عقيده دارند مهدى و صاحب الزمان و خلف حجّت و صاحب
سرداب سامرّا است».
سپس ذهبى به طعنه مى گويد:
يار صفحه:
(1)
كشف الاستار، ص 49 و در چاپ ديگر، ص 81 ـ 83; و
المهدى الموعود المنتظر، ج 1، ص 205.
(2)
ينابيع المودّه، ج 3، ص 353، باب 87، چاپ اسوه، قم.
(3)
مطالب السؤول، ص 309 ـ 311.
(5)
ينابيع الموده، ج 3، ص 214، باب 68.
(7)
استدلال هاى مشروح و مفصّل و منطقى اين دانشمند را
در باب 25 كتاب «البيان في أخبار صاحب الزمان» بخوانيد تا
به حقيقت عقيده شيعه درباره مهدى موعود(عليه السلام) به
خوبى آگاه شويد.
(8)
ينابيع الموده، ج 3، ص 351، صاحب ينابيع المودّه
شيخ سليمان قندوزى حنفى مى گويد: اين ابيات را ملاّى رومى
در ديوان بزرگش كه به ترتيب حروف هجا سروده، آورده است.
(9)
وفيات الاعيان، ج 4، ص 176، ش 562.
(10)
قول صحيح و مشهور اين است كه حضرت بقية اللّه(عليه
السلام) در شب جمعه نيمه ماه شعبان متولّد شده و در سال
260 هجرى هنگام رحلت پدر بزرگوارش امام حسن عسكرى(عليه
السلام) پس از آخرين ديدار عمومى كه بر جنازه پدرش نماز
خواند، ناپديد و غايب شد.
(12)
تاريخ الاسلام، ج 19، ص 113، حوادث 51 ـ 60.
(13)
العبر في خبر من غبر، ج 1، ص 373.
|