«450 سال است كه شيعه منتظر ظهور او مى باشند و ادّعا مى كنند كه وى داخل سرداب خانه پدرش شد و مادرش به او نگاه مى كرد، و هنوز از آنجا بيرون نيامده است. او وارد سرداب شد و در آنجا معدوم گرديد و در آن وقت 9 ساله بود».

و در ضمن شرح حال حضرت امام حسن عسكرى عليه السلام نيز پس از اين كه مى گويد: وى پدر حجّت است، مى نويسد:

«رافضيان ادّعا مى كنند كه او 450 سال است كه در سرداب به سر مى برد! او صاحب الزمان و زنده است و دانش اوّلين و آخرين را مى داند، و اعتراف مى كنند كه هيچ كس او را نديده است»(1).

در سخنان ذهبى نكات چندى وجود دارد كه خلاف حقيقت است، و ما ناگزيريم در همين جا به پاسخ برخى از آنها اشاره كنيم.

1) هرگز شيعه عقيده ندارد كه امام زمان عليه السلام در سرداب سامرّا بسر مى برد، و در هيچ جا و هيچ تاريخى هم نداريم كه او داخل سرداب شده و مادرش به وى نگاه مى كرد، مگر در گفتار كسانى چون ذهبى و هم مسلكان او.

2) طبق عقيده شيعه، حضرت مهدى عليه السلام از سرداب سامرّا بيرون نمى آيد، بلكه ظهور مبارك او از مكّه مكرّمه و در كنار خانه خدا خواهد بود، و خانه پدرش تنها محلّ غيبت آن بزرگوار است.

3) هيچ كس و هيچ يك از مورّخان نامى در آثار قلمى خود نگفته و ننوشته اند كه مهدى موعود شيعه در سرداب سامرّا معدوم شد; بلكه شيعيان به حيات او عقيده دارند و مى گويند: او زنده است و زمانى كه خدا به وى اجازه دهد، ظهور مى نمايد.

بنابراين، كسى جز علاء الدوله سمنانى و ذهبى و ابن حجر و افراد متعصّب و عنود، قايل به وفات آن حضرت نيست.

4) حضرتش به هنگام غيبت 5 ساله بود نه 9 ساله، چنان كه اكثر دانشمندان بزرگ و منصف اهل سنّت به اين موضوع تصريح كرده اند.

5) ذهبى كه مانند ساير علماى اهل سنّت عقيده دارد حضرت عيسى، خضر، الياس و دجّال و شيطان زنده هستند و تا پايان روزگار هم زنده خواهند بود، چرا از اعتقاد شيعه نسبت به زنده بودن آخرين امام معصوم از دودمان پيامبر اكرم ترديد مى كند، يا آن را مورد طعن و استهزا قرار مى دهد؟

6) طبق عقيده شيعه و نصّ قرآن كريم، امامت عهد و پيمان الهى است و امام خليفه خدا و جانشين خدا و برگزيده خداوند است(2). از اين رو، امام عليه السلام علم اوّلين و آخرين را مى داند، و حضرت مهدى عليه السلام نيز ـ به شهادت ساير علماى سنّى چنان كه گذشت و خواهد آمد ـ مانند حضرت عيسى و يحيى(عليهما السلام) كه خداوند در كودكى به آنها حكمت آموخت و به مقام نبوّت برگزيد، برگزيده خداوند است كه در كودكى به او علم و حكمت آموخته و عالم بما كان و ما يكون است».

7) هرگز و هيچ گاه و هيچ زمان شيعه اعتراف نكرده و نمى كند كه كسى حضرت مهدى(عليه السلام)را نديده است، بلكه قبل از غيبت در دوران طفوليّت و در زمان پدر بزرگوارش امام حسن عسكرى عليه السلام حدود 50 نفر او را ديده اند، و در مجلسى كه مركب از چهل تن از خواص شيعه امام حسن عسكرى عليه السلام بوده، امام فرزند برومندش را به آنها نشان داده و بر امامت او تأكيد نموده است(3)، و همچنين در دوران غيبت كوتاه مدّت و طولانى هم صدها نفر او را ديده اند كه داستانهاى آنها در كتابهاى شيعه از جمله در جلد سيزدهم كتاب شريف «بحار الانوار» و ترجمه آن به نام «مهدى موعود»، آمده است(4).

8) از همه اينها گذشته، خود ذهبى پذيرفته است كه امام حسن عسكرى(عليه السلام)پسرى به نام «محمّد» داشته است، و همين پذيرش او منظور ما را تأمين مى كند كه او مهدى موعود عليه السلام است; زيرا طبق نصوص متواترى كه از پيامبر اكرم به ما رسيده و شيعه و سنّى روايت كرده اند، پيامبر فرموده است:

«اسمه اسمي و كنيته كنيتي»(5).

«نام او نام من و كنيه او كنيه من است».

16 ـ محمّد خواوند شاه، مشهور به ميرخواند:

(متوفّاى سال 903 هجرى قمرى) كه در مذهب تسنّن تعصب خاصّى دارد و حتّى از معاويه تعريف مى كند، در كتاب تاريخ «روضة الصفا» تحت عنوان «ذكر احوال محمّد بن الحسن بن على رضى اللّه عنهم» چنين مى نويسد:

«كنيت او ابوالقاسم است، و اماميّه وى را حجّت قائم و مهدى منتظر و صاحب الزمان گويند.

ولادت امام مهدى ـ رضى اللّه عنه ـ مسمّى به اسم رسول و مكنّى به كنيت آن حضرت در سرّ من رأى (يعنى در سامرّا) بود. در شب نصف شعبان سنه خمس و خمسين و مأتين (255) و در وقت وفات پدر پنج ساله بود، و حقّ سبحانه او را در صغر سن (در كودكى) حكمت داد، چنانچه يحياى پيغمبر را، و او را در حال طفوليّت امام گردانيد، چنان كه عيسى عليه السلام را در ايّام كودكى نبىّ مرسل گردانيد . . .»(6)

17_ ملا حسين كاشفي:

(متوفّاى سال 910هجرى) دانشمند مشهور، مؤلّف كتاب «جواهر التفسير» و داماد عبدالرحمان جامى، در آخر كتاب «روضة الشهداء»(7) درباره حضرت حجت بن الحسن عليه السلام مى نويسد:

«. . . در ذكر محمّد بن الحسن; وى امام دوازدهم است و كنيت وى ابوالقاسم ولقبش ـ به قول اماميّه ـ حجّت و قائم مهدى و منتظر و صاحب الزمان، و به مذهب ايشان خاتم ائمّه اثنى عشر است.

ولادت وى در سرّ من رأى (سامرّا) بوده، به سرداب در آمد و در سراى خود مخفى شد. در «شواهد» مذكور است كه چون متولّد شد بر ذراع ايمن وى (بازوى راست او) نوشته بود كه: «جاءَ الْحَقُّ وَزَهَقَ الْباطِلْ إِنَّ الْباطِلَ كَانَ زَهُوقاً»(8).(9)

18ـ خواند مير:

مورّخ مشهور، مؤلف تاريخ فارسى «حبيب السير» و متوفّاى سال 942 كه خود دختر زاده «ميرخواند» مؤلّف كتاب «روضة الصفا» است، در جلد دوّم «حبيب السير» ضمن شرح حال ائمّه معصومين(عليهم السلام)چنين مى نويسد:

«ذكر امام مؤتمن ابوالقاسم محمّد بن الحسن(عليهما السلام); تولّد همايون آن دُر دُرج ولايت وجوهر معدن هدايت به قول اكثر اهل روايت، در منتصف شعبان سنه خمس و خمسين و مأتين (255) در سامرّا اتّفاق افتاد . . . و آن امام ذو الاحترام در كنيت و نام با حضرت خير الانام ـ عليه و آله تحف الصلاة والسلام إلى يوم القيام ـ موافقت دارد، و مهدى و منتظر و خلف صالح و صاحب الزمان و حجّت و قائم، از جمله القاب آن جناب است . . .

و صاحب الزمان ـ عليه سلام اللّه المنّان ـ در زمان معتمد خليفه ـ عبّاسى ـ در سنه خمس و ستين و مأتين (265) در سردابه سرّ من رأى (سامرّا) از نظر فرق برايا غايب شده . . . و بنابر زعم شيعه اثنى عشريّه، كالشمس في وسط السماء ظاهر و هويدا مى گردد كه مهدى از اولاد امجاد امام حسين(عليه السلام)خواهد بود، بلكه به ثبوت مى پيوندد كه صاحب الزمان حضرت محمّد بن الحسن عسكرى عليه السلام است.

و بعد از انقضاى زمان غيبت طولانى ظهور خواهد نمود و عيسى بن مريم(عليهما السلام) چون از آسمان فرود آيد، در نماز به آن جناب اقتدا خواهد كرد، و لوازم اطاعت و شرايط متابعتش به جاى خواهد آورد . . .»(10)

19ـ شمس الدين محمّد بن طولون دمشقى:

(متوفّاى سال 953 هجرى قمرى) در كتاب «الائمّة الاثنى عشر» در شرح حال حضرت مهدى(عليه السلام)چنين مى نويسد:

«الحجّة المهدى: ابوالقاسم محمّد بن الحسن بن على الهادى بن محمّد الجواد بن على الرضا بن موسى الكاظم بن جعفر الصادق بن محمّد الباقر بن على زين العابدين بن الحسين بن على بن ابى طالب ـ رضى اللّه عنهم ـ امام دوازدهم به عقيده شيعه و معروف به حجّت است. شيعه او را امام منتظر و قائم و مهدى مى داند.

ولادت او ـ رضى اللّه عنه ـ روز جمعه نيمه شعبان سال 255 هجرى قمرى بوده است. سنّش بعد از پدر پنج سال بود»(11).

20ـ شيخ عبداللّه شبراوى شافعى:

(متوفّاى سال 1172 هجرى) كه يكى از بزرگترين علما و دانشمندان بنام مصر بوده و در نزد عوام، خواص، رجال دولت و فرمانروايان آن ديار، با مهابت و مقام عالى مى زيسته و در سال 1137 به رياست جامع «الازهر» رسيده است، در كتاب معروف خود «الاتحاف بحبّ الاشراف» درباره مهدى موعود عليه السلام چنين مى نويسد:

«دوازدهمين امام از امامان، ابوالقاسم محمّد حجّت است. گويند: مهدى منتظر اوست. امام محمّد حجّت بن الحسن در نيمه شعبان سال 255 متولّد گرديد و هم اوست كه ملقّب به مهدى و قائم و منتظر و خلف صالح و صاحب الزمان است و مشهورترين لقب او همان مهدى(عليه السلام)است»(12).

21ـ قاضى جواد ساباطى حنفى بصرى:

(متوفّاى سال حدود 1250 هجرى) كه نصرانى بوده و اسلام اختيار نموده و مسلمان سنّى شده و از اهل بحرين و در بصره مى زيسته است، در كتاب «براهين ساباطيه» پس از آن كه عبارتى را از كتاب اشعياى نبى به زبان عبرى نقل كرده و آن را به عربى ترجمه نموده است، در ردّ گفتار علماى يهود و نصارى در تأويل آن عبارت چنين مى نويسد:

«اين عبارت نصّ صريح در وجود حضرت مهدى ـ رضى اللّه عنه ـ است; زيرا مسلمانان اتّفاق دارند كه مهدى ـ رضى اللّه عنه ـ نگاه به باطن افراد مى كند و حكم را صادر مى نمايد و به مجرّد اظهار شاهد و ظاهر امر، حكم صادر نمى كند.

سپس مى گويد: مسلمانان درباره وجود حضرت مهدى(عليه السلام)اختلاف نظر دارند. اصحاب ما ـ اهل سنّت و جماعت ـ عقيده دارند كه او مردى از فرزندان فاطمه(عليها السلام)است. نام او محمّد و نام پدرش عبداللّه است(13) و نام مادرش آمنه(14) مى باشد.

و اماميّه مى گويند: وى محمّد بن الحسن العسكرى(عليه السلام)است كه در سال 255 هجرى از كنيزى به نام «نرجس» در سامرّا در زمان خلافت معتمد عبّاسى متولّد شده است; سپس غايب گرديد، بعد آشكار شد و دوباره غايب گرديد، و اين غيبت، غيبت كبرى است و تا روزى كه خدا بخواهد ظهور مى كند.

از آنجا كه نظر شيعه اماميّه به نصّ صريح پيامبر نزديكتر است و منظور من نيز دفاع از ملّت محمّد صلى الله عليه وآله وسلم بدون تعصّب مى باشد، لذا آن را براى شما خوانندگان نقل نمودم، تا بدانيد كه آنچه شيعه اماميّه راجع به حضرت مهدى(عليه السلام)مى گويند، با گفتار پيامبر مطابقت دارد»(15).

22_ شيخ سليمان قندوزى حنفى بلخى:

(متوفّاى سال 1294 هجرى) از دانشمندان بزرگ و عرفاى نامى اهل سنّت و صاحب كتاب پر ارزش «ينابيع المودّة» كه مشتمل بر فضايل و مناقب اهل بيت عصمت و طهارت است، در چندين باب راجع به مهدى موعود اسلام(عليه السلام)، به عنوان امام دوازدهم و پسر امام حسن عسكرى(عليه السلام)سخن گفته است، در پايان باب 79 در رابطه با ولادت حضرت مهدى عليه السلام چنين مى نويسد:

 

 

 

 

 


يار صفحه:


(1) دانشمندان عامّه و مهدى موعود، ص 80; تاريخ الاسلام، ج 19، ص 113، حوادث 51 ـ 60.

(2) چنان كه در مورد حضرت ابراهيم(عليه السلام) مى فرمايد: (وَإذْ ابْتَلى إِبْراهيم رَبّهُ بِكَلِمات فَأَتَمَّهنّ قالَ إِنّي جاعِلُكَ لِلنّاسِ إِماماً قالَ وَمْنِ ذُرِّيَتي قالَ لايَنالُ عَهْدي الظالِمينَ) سوره بقره، آيه 124.

(3) ينابيع المودّه، ج 3، ص 323 ـ 328، باب 82 و بحار الانوار، ج 52، ص 26، ح 19.

(4) بحار الانوار، ج 52، ص 1 ـ 77; مهدى موعود، ص 719 ـ 841.

(5) تذكرة الخواص، ص 363; كفاية الاثر، ص 67; منتخب الاثر، ص 182; ينابيع المودّه، ج 3، ص 395، باب 94.

(6) تاريخ روضة الصفا، ج 3، ص 59.

(7) با وجود اين كه معروف است كه ملا حسين كاشفى يك فرد سنّى است، و از آثار قلمى او نيز چنين پيداست. با اين حال، نخستين كتابى كه راجع به مصايب شهداى كربلا به زبان فارسى نگاشته شده، همين كتاب روضة الشهداء است كه كلمه «روضه خوان» هم از آن گرفته شده است.

(8) سوره اسراء (بنى اسرائيل)، آيه 81.

(9) روضة الشهداء، ص 519.

(10) حبيب السير، ج 2، ص 100 ـ 113.

(11) الائمة الاثنى عشر، ص 117.

(12) الاتحاف بحبّ الاشراف، ص 179، نقل به اختصار.

(13) اين كه نام پدر بزرگوار امام زمان(عليه السلام) عبداللّه است در حديث صحيح و معتبر نيامده است، و نگارنده در اين باره توضيحى دارد كه در پايان بيانيه معروف علماى حجاز آمده است. جهت اطلاع به آنجا مراجعه فرماييد.

(14) طبق روايات شيعه، همان گونه كه در متن نيز آمده نام مادر آن حضرت «نرجس خاتون» است.

(15) به كشف الاستار، ص 52، و در چاپ ديگر به ص 84 ـ 85 مراجعه فرماييد.