مطابق بسيارى از آيات قرآن كريم و روايات فراوانى كه از ائمه معصومين(عليهم السلام)رسيده است بشر در طول دوران زندگى فردى و اجتماعى خود، مرهون نعمت انتظار است، و اگر از حالت انتظار خارج شود واميدى به آينده نداشته باشد، زندگى برايش مفهومى نخواهد داشت. آنچه انسان را به زندگى اميدوار مى سازد و نگرانى ها و ناراحتى ها را براى او آسان مى نمايد، انتظار و اميد به آينده است. آدمى در پرتو همين انتظار، رنجها و گرفتاريها را تحمّل مى كند وبا كشتى اميد وآرزو در درياى متلاطم وطوفان زاى زندگى به سير خود ادامه مى دهد.

اگر آرزو نبود، هيچ مادرى فرزند خود را شير نمى داد و هيچ باغبانى درختى در زمين نمى كاشت و هيچ صاحب خانه اى تشكيل خانواده نمى داد و هيچ پدرى به تربيت فرزندان خود همّت نمى گماشت و هيچ كشاورزى بيل نمى زد و هيچ تاجرى تجارت نمى كرد و هيچ زمامدارى اداره اُمور كشورى را به دست نمى گرفت. بنابراين، اگر آرزو از انسان گرفته شود و انتظار از ميان جامعه رخت بربندد، ادامه حيات و زندگى براى بشر بى روح و بى لذّت وبى معنا خواهد بود. اين انتظار است كه به زندگى صفا و جلا مى بخشد و زندگى را براى آدمى لذتبخش مى كند و او را به حركت و جنبش وامى دارد و دلش را به ادامه زندگى، علاقه مند مى سازد.

1 ـ  علّت پى جويى مفاهيم اسلامى:

در اين روزگار آشفته و بى سامان كه تمام امكانات مادّى جهان در دست ابرقدرتها و زمامداران خودسر و سياستمداران فريب كار و مسئولان بى اعتقاد تمركز يافته است، و عقايد، آرا و انديشه هاى غلط و ضدّ مذهبى آنها به عناوين مختلف، به زور تبليغات عمومى و به وسيله ارتباطات جمعى جهان، بر پيروان مكاتب و مذاهب دنيا تحميل مى گردد بر هر فرد مسلمان و هركس كه بخواهد با روح تعاليم عاليه اسلام و حقيقت برنامه هاى تربيتى اين مكتب انسان ساز آشنا شود، قبل از هر چيز، درك صحيح و شناخت درست مفاهيم واقعى واژه ها و اصطلاحات اسلامى لازم و ضرورى است.

زيرا در اين دوران پرغوغاى مسلكها كه همه نظامها و گروه ها، در جهت ضدّيت با خدا و مذهب و بخصوص در جهت مخالفت با اسلام و تشيّع شكل گرفته است و باطل گرايان و نظام هاى فاسد و مفسد كنونى جهان نيز، با اِعمال رويّه هاى ضد انسانى به تبليغ افكار و انديشه هاى ضدّ دين پرداخته و سخت مى كوشند تا با انواع دسيسه ها، تحريف واقعيت ها و قلب مفاهيم واقعى اصطلاحات اسلامى، مرام هاى باطل خود را با طرح شعارهاى زيبا و دلپذير و الفاظ فريبنده، به عنوان تنها فلسفه علمى و جهان بينى مترقّى به خورد مردم دنيا بدهند و مسلمانان را از آگاهى هاى كافى درباره اصطلاحات و شعاير دينى محروم نمايند و آيين پاك محمّدى صلى الله عليه وآله وسلم را به سرنوشت آيين هاى وابسته به «تورات» و «انجيل» دچار سازند، اگر مفاهيم واقعى واژه هاى اسلامى و معانى حقيقى آنها به درستى درك شود، برداشت هاى غلط كه براى گروهى از ره گم گشتگان در شناخت واقعى دين و مذهب پيش آمده است، مرتفع مى گردد.

و اگر مفاهيم واقعى اصطلاحات اسلامى به گونه اى كه هست، معرفى نشود و سياست بازان كهنه كار، افراد مغرض و دزدان عقيده، آنها را به صورت ديگرى جلوه دهند، زيان و ضرر آن براى مسلمانان كمتر از گمراهى صريح، نخواهد بود.

بنابراين، در چنين هنگامه اى، بر يكايك ما مسلمانان واجب است كه براى حفظ آثار اصيل اسلامى، به پاسدارى از ميراث كهن اسلامى خود برخيزيم و در نگهدارى فرهنگ غنى اسلامى خويش، بيش از پيش ساعى و كوشا باشيم و نگذاريم كه هويّت تاريخى، و اصالت ملّى و ميراث فرهنگى مان دستخوش آفت تحريف، و مورد دست برد دزدان عقيده قرار گيرد.

به هر حال، در آيين مقدّس اسلام واژه هاى فراوانى چون قِسط، عدل، زهد، قناعت، توكّل، تسليم، خلافت، ولايت، امامت، مهدويّت، دعا و زيارت يافت مى شوند كه مفاهيمى مخصوص به خود دارند و انحراف از درك معانى حقيقى آنها، مساوى با گمراهى در اصل دين و يا يكى از رشته ها و پايه هاى اساسى دين است.

از جمله اين واژه ها، واژه «انتظار» است كه مربوط به ظهور آخرين حجّت خداوند و مصلح آخرالزمان حضرت مهدى عليه السلام است كه بيگانگان با تلقينات و تبليغات سوء و غرض آلود، كوشيده اند تا آن را عامل انحطاط و عقب ماندگى معرّفى نمايند; در حالى كه «انتظار ظهور حضرت مهدى(عليه السلام)» يكى از حساسّ ترين و تاريخ سازترين فرازهاى عقيدتى اسلام است.

اينك براى شناخت كامل انتظار، نخست در باره معنا و مفهوم كلمه «انتظار» از نظر لغت و مذهب بحث مى كنيم; سپس در باره انتظار فرج در اسلام و دلايل آن در قرآن و حديث، سخن مى گوييم; آنگاه در باره «انتظار فرج از ديدگاه نظامهاى سلطه گر» و برداشت هاى غلطى كه برخى از احزاب و مكاتب از اين عقيده اصيل كرده اند، به بحث و بررسى مى پردازيم و در پايان قسمتى از روايات مربوط به انتظار را ـ كه حاكى از سازندگى اين اصل حيات بخش و تلاش انگيز است ـ متذكر مى شويم.

چنان كه پيش تر روشن ساختيم، انتظار فرج از آمال و آرزوهاى ديرين بشر و همه ملّتها و مذاهب بزرگ جهان است كه خمير مايه اصلى آن در اعماق وجود همه انسانها و جوامع مختلف بشرى وجود دارد.

2 ـ انتظار از نظر لغت:

«انتظار» در لغت، به معناى چشم داشت و چشم به راه بودن و نوعى اميد به آينده داشتن است; آينده اى خوب يا بد، زشت يا زيبا، مطلوب يا منفور.

نتيجه اى كه از معناى لغوى «انتظار» به دست مى آيد اين است كه، كسى كه عمل زشت و ناهنجارى انجام داده، منتظر كيفر آن است. و كسى كه بذرى را در زمين پاشيده، منتظر است كه و بالاخره كسى كه كار خير و عمل شايسته اى انجام داده، منتظر است تا روزى فرا رسد و او پاداش كار خير و عمل شايسته خود را دريافت نمايد.

3 ـ انتظار در نگاه مذهب:

از نظر مذهب، «انتظار» حالتى است كه از تركيب ايمان به خدا و اعتقاد كامل و راسخ به مبانى دين و اشتياق و علاقه به ظهور رهبرى الهى و آسمانى ـ كه بتواند با مدد خداوند، مردمان جهان را تحت فرمان يك آيين در آورد و ستمگران را سر جاى خود بنشاند و آيين توحيد و يكتاپرستى را رواج دهد و حكومت قسط و عدل را در تمام زمين برقرار نمايد ـ به وجود مى آيد و در درون آدمى شعله مى كشد و آمال و آزروهاى انسانى و رفتار فردى و اجتماعى وى را دگرگون مى كند.

انتظار از نظر دين و مذهب، به معناى «اميد و آرزو» است; اميد به آينده اى نويد بخش و سعادت آفرين، اميد به آينده اى كه در آن جهانيان از مفاسد و بدبختيها رهايى يافته، و بشر راه خير و صلاح را در پيش گيرد و دنيا در پرتو تحقق عدل الهى، مدينه فاضله اى گردد.

اين معناى «انتظار فرج» از نظر دين است كه در حقيقت به معنى چشم به راهى براى تحقّق حقّ و عدل و پيروزى دين و برقرارى نظام عدل الهى، مى باشد.

بر اين اساس، شكى نيست كه انتظار فرج، حديث نفس همه انسانها و خواسته مشترك تمامى ملل دنياست و زمان و مكان نمى شناسد و به قوم و گروهى اختصاص ندارد.

به قول يكى از نويسندگان معروف:

«اعتقاد به وجود يك «قائم» كه در آخر دنيا بايد به نحوى خارق عادت و معجزه آسا ظهور كند و دنيا را پس از آن كه پر از ظلم و جور شده از عدل و داد پر نمايد و پايه ايمان را مستحكم سازد، در اغلب مذاهب، حتّى در مصر قديم نيز وجود داشته است.

اين عقيده، يكى از آرزوهاى مهم و ديرين بشر است. و عجبى نخواهد بود اگر مى بينيم در هر زمان، انسان اميدوار به آينده بهترى بوده است . . . عامل عمده اين عقيده ايمان است»(1).

آرى خواننده گرامى! عامل اصلى عقيده به ظهور حضرت مهدى عليه السلام و انتظار فرج آخرين حجّت خدا، ايمان است. ايمان عامل بسيار قوى و نيرومندى است كه با وجود آن، پيوسته آدمى خود را خوشبخت و كامروا مى بيند و هرگز با فشار روزگار و تراكم ناملايمات و گرفتاريهاى زندگى، روحيّه خود را نمى بازد و اميد نجات و رستگارى را از دست نمى دهد. پيوسته مى كوشد و مى جوشد و مى خروشد و از خداى خود اميد پاداش دارد، و از او درخواست مى كند كه:

«خدايا! بر امام ما «مهدى(عليه السلام)» درود فرست و دوريش را نزديك گردان . . . و به وسيله ظهور او دلها را پايدار ساز و پيكار سرنوشت ساز را برپا دار»(2).

اينك براى اين كه اين موضوع كاملاً روشن شود به بحث و بررسى انتظار فرج و دلايل آن در قرآن و حديث، مى پردازيم.

4 ـ انتظار فرج در اسلام

انتظار فرج در اسلام و به ويژه در مذهب حقّه تشيّع، عبارت از ايمان استوار به امامت و ولايت حضرت ولىّ عصر عليه السلام و اميد به ظهور مبارك آن واپسين حجّت خداوند، و آرزوى فرا رسيدن روزگار رهايى مستضعفان از چنگال مستكبران، و تمام شدن دوران داعيه «لمن الملكى» طاغوتيان، و فتح و پيروزى نهايى مؤمنان، و آغاز حكومت صالحان، تا پايان جهان است كه همه اعتقادهاى اساسى اسلام را ـ از يكتايى خدا و رسالت پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم و امامت امامان معصوم عليهم السلام و تحقّق وعده تخلّف ناپذير خداوند ـ در بر دارد.

انتظار فرج در اسلام، در واقع نوعى آمادگى است. آمادگى براى پاك شدن، پاك زيستن، و دور ماندن از زشتيها و وصول به تزكيه نفس. آمادگى براى حركتى مستمرّ و دائم، با تلاش و كوشش پى گير و خستگى ناپذير توأم با خودسازى و دگرسازى و زمينه سازى. و سرانجام آمادگى براى تهيّه قوا براى شركت در نهضت عظيم آسمانى حضرت مهدى(عليه السلام)كه آغاز آن، ظهور مبارك حضرت ولى عصر عليه السلام و فرجام آن، شكست تاريكيها، ظلمها، فسادها، جهلها، جنايتها، قدرت طاغوتها، و نتيجه آن، برپايى حكومت عدل «اللّه» و تحقّق قول و پيمان خداوند به عزّت بخشى مؤمنان است.

پس از روشن شدن اهميّت انتظار درزندگى بشر، به بررسى انتظار فرج در اسلام مى پردازيم تا مفهوم صحيح آن را دريابيم.

اينك براى روشن شدن مطلب به سراغ متون اصيل اسلامى و روايات پيشوايان معصوم عليهم السلام مى رويم، و لحن گوناگون آيات و رواياتى كه از ائمّه معصومين(عليهم السلام)در باره مسأله انتظار و ارزش و اهميّت اين عقيده اصيل رسيده است، مورد بررسى قرار مى دهيم.

الف) انتظار فرج در قرآن:

مسأله مهمّى كه هميشه در طول تاريخ پر افتخار اسلام مايه اميد مسلمانان و به ويژه «شيعيان» منتظر بوده است، وعده هاى تخلّف ناپذير الهى در مورد آينده اسلام و پيروزى نهايى مؤمنان و مستضعفان و محرومان مى باشد.

آيين مبين اسلام از همان آغاز پيدايش خود و حتّى از همان نخستين سال هاى ظهور پيامبر گرامى صلى الله عليه وآله وسلم پيوسته مسلمانان را به آينده اى درخشان اميدوار ساخته است.

مسلمانان و به خصوص شيعيان نيز از همان روزگار بعثت رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم تا به امروز بر اثر همان وعده هايى كه پيامبر بزرگوار اسلام به وسيله آيات روحبخش و دلنواز قرآن كريم بدانها داده است، با اعتقادى عميق و راسخ تمامى آن وعده ها را جدّى گرفته، و على رغم همه مشكلات و مصايبى كه در دوران هاى مختلف تاريخ اسلام ديده اند، هرگز اميد خويش را از دست نداده و همواره اين اعتقاد اصيل اسلامى را نصب العين خود قرار داده اند.

 

 

 

 

 


يار صفحه:


(1) مقدمه كتاب مهدى موعود، ص 178.

(2) مفاتيح الجنان، باب زيارات، ذكر صلوات بر آن حضرت.