|
3-
قالوا يا أبانا استغفر لنا ذنوبنا إنّا كنّا خاطئين قال سوف استغفر
لكم ربّي انّه هو الغفور الرحيم(1)
برادران يوسف گفتند: اى پدر! از خدا آمرزش گناهان ما را بخواه كه
ما خطاكار بوديم! يعقوب در پاسخ آنها فرمود: به زودى براى شما از
خداوند طلب آمرزش خواهم كرد، همانا او آمرزنده ومهربان است».
و
همچنين از دقت در مدلول و مضمون رواياتى نظير:
1-
روايت ابوالوفاى شيرازى كه بر طبق آن رسول اكرمصلّى اللّه عليه و
آله فرمودند:
«چون
درمانده و گرفتار شدى پس به حجّت استغاثه كن كه او تو را در
مىيابد، و حجّت براى كسى كه از او استغاثه كند پناه و فرياد رس
است»(2).
2- مرد
نابينايى تقاضاى دعا از پيامبرصلّى اللّه عليه و آله براى شفاى
بيمارىاش كرد، پيغمبرصلّى اللّه عليه و آله به او دستور دادند كه
چنين دعا كند:
«اللّهم
إنّي أسئلك وأتوجه إليك بنبيّك محمّد نبيّ الرحمة، يا محمّد إنّي
توجّهت بِك إلى ربّي في حاجتي لتقضي لي اللّهم شفّعه فيّ»(3)
خداوندا! من از تو به خاطر پيامبرت كه پيامبر رحمت است تقاضا
مىكنم وبه تو روى مىآورم. اى محمّد! به وسيله تو به سوى
پروردگارم براى انجام حاجتم توجه پيدا مىكنم، اى خداى من! او را
شفيع من قرار بده».
3 -
آنگاه كه مادر گرامىحضرت علىعليه السلام رخت از جهان بربست،
پيغمبر اكرمعليهم السّلام به او چنين دعا فرمود:
«اغفر
لأمّي فاطمة بنت أسد و وسّع عليها مدخلها بحقّ نبيّك والأنبياء
الذين من قبلي»(4)
«خداوندا! مادرم فاطمه دختر اسد را بيامرز، و قبر را براى او وسيع
گردان؛ بحقّ پيغمبرت وپيغمبرانى كه قبل از من بودهاند».
4- از
امام رضاعليه السلام نقل شده است كه آن حضرت فرمودند:
هر گاه
سختى و گرفتارى به شما روى آورد به وسيله ما از خداى عزّوجلّ كمك
بخواهيد و اين است معنى كلام خداوند متعال در قرآن كريم: «و للّه
الاسماء الحُسنى فادعوه بها»(5)
و
دعاهاى زيادى در توسل به خداى متعال بوسيله امامانعليهم السّلام
در متون روايى وارد شده است از جمله در زمينه توسل به امام
زمانعليه السلام چنين آمده است:
اللّهم
انّى اسألك بحقّ وليّك و حجّتك صاحب الزّمان اِلاّ اغتنى به جميع
امورى و كفيتنى به موتة كل موذٍ و طاغٍ و باغٍ و اغتنى به فقد بلغ
محمودى و كفيتنى كل عددٍ و همٍّ و غم و دين و وُلدى و جميع اهلى و
اخوانى و من يعنينى امرُه و خاصّتى آمين يا ربّ العالمين(6).
بار
خدايا من از تو مىخواهم به حقّ ولىّ و حجّتت صاحب الزمانعليه
السلام كه مرا بر تمام امور ياريم كنى و به او شرّ هر گونه موذى و
سركش و ستمگرى را از من دور گردانى و به آن حضرت مرا يارى كنى كه
تلاشم به آخر رسيده و هر گونه دشمنى و همّ و غم و اندوه و قرض را
از من و فرزندانم و تمام خاندانم و برادرانم و هر كس كه كارش به من
مربوط مىشود و بستگان نزديكم، كفايت كنى، اى پروردگار عالميان!
همه اين درخواستهاى مرا اجابت فرما.
باز در
اين باره حضرت امام حسن عسكرىعليه السلام مىفرمايند:
روزى
سلمان فارسى؛ به گروهى از يهوديان برخورد كرد كه در محلى نشسته
بودند وقتى چشم آنها به سلمان افتاد از او خواستند كه هر چيزى را
كه همان روز از پيامبر اكرمصلّى اللّه عليه و آله شنيده است براى
آنها تعريف كند. از آنجا كه سلمان؛ به اسلام آوردن آنها علاقه داشت
خواهش آنها را اجابت كرد و نزد آنها رفته، چنين گفت: شنيدم حضرت
محمدصلّى اللّه عليه و آله مىفرمودند: خداوند عزّوجلّ مىفرمايد:
اى بندگان من! آيا چنين نيست كه هر كس حاجتهاى بزرگى از شما
بخواهد آنها را بر آورده نمىسازيد مگر آنكه محبوبترين افراد را
نزد شما واسطه بياورد، آنگاه آن حاجت را به احترام آن شفاعت كننده
بر ايشان برمىآوريد؟
الا!
فاعلموا ان اكرم الخلق علىّ وافضلهم لوىّ محمّد و اخوه علىّ و من
بعده من الائمة الذين هم الوسائل الىّ الا فليدعنى من همّته حاجة
يريد نفعها او دهمته داهية يريد كف ضررها تستشفعون اليه باعزّ
الخلق عليه....
توجه
كنيد و بدانيد كه گرامىترين و برترين مخلوق در نزد من محمّدصلّى
اللّه عليه و آله و برادر او علىعليه السلام و بعد از او ساير
امامانى هستند كه آنها وسيله به سوى من مىباشند. همانا هر كس
حاجتى برايش اهميت دارد و نفع آن را خواستار است، يا حادثه بزرگى
براى او پيش آمده است كه مىخواهد ضرر آن را دفع كند مرا به وسيله
محمّدصلّى اللّه عليه و آله و خاندان او بخواند؛ من حاجت چنين كسى
را به بهترين شكل بر طرف خواهم ساخت. همانگونه كه اگر عزيزترين كس
را نزد فردى شفيع ببريد او نياز شما را به جهت شفاعت آن عزيزش به
نحو احسن بر مىآورد(7).
حكايات
زيادى كه در اين زمينه در تاريخ وارد شده است، نظير آنچه كه «ابن
حجر» در كتاب «صواعق» از امام شافعى پيشواى معروف اهل تسنّن نقل
مىكند كه وى در مواقعى كه به ياد سختىهاى روز قيامت و رسيدگى به
نامه اعمال و... مىافتاد به اهلبيت پيامبرعليهم السّلام توسّل
مىجست و چنين مىسرود:
آل
النبي ذريعتي وهم إليه وسيلتي
ارجو
بهم اُعطى غدا بيد اليمينِ صحيفتي
«خاندان
پيامبر وسيله من هستند؛ آنها در پيشگاه خداوند وسيله تقرّب من
هستند؛ اميدوارم به سبب عنايت آنها در فرداى قيامت نامه عمل من به
دست راست من داده شود»(8).
همچنين
بر طبق نقل بيهقى، يك سالى در زمان خلافت عمربن خطاب در مدينه و
ساير سرزمينهاى اسلامى خشكسالى رخ داد. بلال حبشى به همراه عدهاى
از صحابه، سرقبر پيامبر اكرمصلّى اللّه عليه و آله آمد وخطاب به
آن حضرت چنين گفت:
«يا
رسول اللّه استسقِ لأمّتك... فإنّهم قد هلكوا...»(9)
اى
رسول خدا! از خداوند تبارك وتعالى براى امّتت باران رحمت درخواست
كن؛ بدرستى كه آنها در آستانه نابودى واقع شدهاند».
مسائلى
چون شفاعت، توسل، واسطه قرار دادن اهلبيت اطهارعليهم السّلام و
برآورده شدن حاجتها، صورت منطقى و قابل دفاع برهانى دارد. زيرا
اين كار به دستور خداوند متعال باتوجه به منزلت ومقامىكه حضرات
معصومينعليهم السّلام دارند، انجام مىگيرد. به عنوان مثال دليل
بر صحت اين ادعا آن است كه در زيارت حضرت ولىّ عصرعليه السلام
تصريح شده كه واسطه قرارگرفتن آن حضرت در برآورده شدن نيازمنديها،
به خاطر جايگاه والايى است كه آن حضرت در پيشگاه خداوند دارند.
«فقد
توجّهت إليك بحاجتي لعلمي أنّ لك عند اللّه شفاعةً مقبولةً ومقاما
محمودا»(10)
به
اين خاطر براى بر آورده شدن حاجتم به تو روى آوردم كه مىدانستم در
پيشگاه خداوند متعال از چنان منزلتى بر خوردارى كه شفاعت تو قبول
مىشود».
از دقّت
در مفاد و مضمون اين گونه از تعابير كه در ادعيه و روايات به
نمونههاى زيادى از آنها بر مىخوريم، شبهاتى كه در زمينه مسأله
توسّل -كه از طرف افراد كنجكاو ولى كم اطلاع، يا مغرضان آگاه-، در
طول تاريخ مطرح شده است برطرف مىگردد. چرا كه بر طبق رهنمودهاى
موجود در منابع اصيل اسلامى، قدرت تصرّف انبياء الهى واهل بيت
عصمتعليهم السّلام در امور تكوينى عالم، در طول اراده وقدرت
خداوند متعال است كه به اذن واراده او انجام مىگيرد و گرنه هرگز
از يك نفر عالِم عاقل شنيده نشده است كه بگويد: قدرت آنها در عرض
ويا در مقابل اراده خداوند قرار دارد.
بر اين
اساس است كه در قرآن كريم، آنجا كه درباره ثبوت ولايت تكوينى براى
حضرت عيسىعليه السلام سخن گفته مىشود؛ تعبير اين است كه آن حضرت
با اذن واراده خداوند بود كه توانست كور مادرزاد را بينا، و
مردهاى را زنده نمايد:
...أنِّي أخْلُقُ لَكُمْ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ
فَأنْفُخُ فِيهِ فَيَكُونُ طَيْرَا بِإذْنِ اللّهِ وَأُبْرِئُ
الأكْمَهَ والأبْرَصَ وَأُحْيِ الْمَوْتَى بِإذْنِ اللّه...(11)
... من
از گل چيزى به شكل پرنده مىسازم سپس در آن مىدمم و به فرمان خدا
پرندهاى مىگردد و به اذن خدا كور مادر زاد و مبتلايان به برص
(پيسى) را بهبود مىبخشم و مردگان را به اذن خدا زنده مىكنم...»
بنابراين، اقتدار فوق العاده تصرّف در شئون هستى، كه در عرف عامه
مردم از آن به برخوردارى از توان انجام دادن كرامات و قدرت ارائه
معجزات تعبير مىشود در حقيقت يك نعمت بزرگ خدا دادى است كه در
نتيجه سير كمالات روحى و تحصيل اعلاى از قرب الهى به افرادى خاصّ
از انسانها اعطا مىشود، و آنها به بركت همان نعمت الهى مىتوانند
در جهان هستى تصرّفات فوق العادهاى بنمايند، و اين صفت كمالى از
نظر ضعف و قوّت داراى مراتبى است كه در اثر ميزان قرب و بُعد و
مقدار سير معنوى در افراد مختلف فرق مىكند.
نتيجه
آن كه اعتقاد به برخوردارى ائمه اطهارعليهم السّلام از چنين
موهبتى، نه شرك است ونه سبب انكار قدرت واراده مطلقه خداوند
مىشود.
وقتى
اصل مسأله توسّل به اهلبيتعليهم السّلام صورت قابل توجيه منطقى
و برهانى پيدا كرد، مطلب بعدى اين است كه توسّلات به چه شكل و يا
شيوهاى بايد انجام گيرند؟
در اين
باره باتوجه به شرايط مختلف كه پيش مىآيد دستور العملهاى متفاوتى
از ائمه اطهارعليهم السّلام نقل شده است كه از جمله آنها شيوه
عريضهنويسى است. در اينجا با هدف آشنائى بيشتر با كمّ و كيف اين
كار، نخست نمونههايى از عريضههاى موجود در كتابهاى مفصّل روايت و
ادعيه، ارائه گرديده، سپس تعدادى از حكايتهاى موجود در اين زمينه
كه مشتمل بر اطلاعات كاملترى هستند جهت استفاده بيشتر علاقمندان به
همراه توضيحات لازم تقديم خواهد شد.
دستور
نوشتن عريضه
همانطور
كه گفته شد در مآخذ ومنابع معتبر روايى و كتب ادعيه، به گونههاى
مختلفى از عريضهنويسى بر مىخوريم؛ بعضى از اين عرايض خطاب به ذات
پاك پروردگار عالم وبرخى ديگر خطاب به يكى از ائمه اطهارعليهم
السّلام است، توضيح آن كه گاهى به جهت برآورده شدن حاجت به مقام
معصومعليه السلام در پيشگاه خداوند توسل مىشود و گاهى از خود
معصومعليه السلام درخواست مىگردد بواسطه قدرتى كه خداوند به او
اعطا كرده است حاجت شخص را برآورده نمايد، در اينجا نمونههايى از
اين عرايض جهت آشنايى بيشتر علاقمندان ذكر مىشود:
عريضه
امام صادق عليه السلام :
در تحفة
الزائر نقل شده است كه امام صادقعليه السلام فرمودند: هرگاه كسى
حاجت ودرخواستى ازخداوند متعال داشت ويا از موضوعى در هراس بود، آن
را به اين ترتيب كه بيان مىشود بر روى كاغذى بنويسد:
«بسم
اللّه الرحمن الرحيم اللّهم إنّي أتوجه إليك بأحبِّ الأسماءِ إليك
وأعظمها لديك وأتقرب وأتوسل إليك بمن أوجبت حقّه عليك بمحمّدٍ وعلي
وفاطمة والحسن والحسين وعلي بن الحسين ومحمد بن علي وجعفر بن محمد
وموسى بن جعفر وعلي بن موسى ومحمد بن علي وعلي بن محمد والحسن بن
علي والحجّة المنتظر صلوات اللّه عليهم أجمعين، اكفني كذا وكذا...»
«به نام
خداوند بخشنده مهربان، پروردگارا! من با شفيع قرار دادن محبوبترين
اسماء و بزرگترين آنها در پيشگاه تو، رو به سوى تو مىآورم و به
وسيله كسانى كه رعات حقّ و احترامشان را بر خودت لازم دانستهاى به
درگاهت تقرّب جسته و به حضرتت توسل پيدا مىكنم؛ به حق محمّدصلّى
اللّه عليه و آله و علىعليه السلام و فاطمهعليها السلام و حسن
و حسين و علىبن الحسين و محمّدبن على و جعفربن محمّد وموسىبن
جعفر و علىبن موسى ومحمّدبن على و علىبن محمّد و حسنبن
علىعليهم السّلام و به حق حجت منتظر (كه درود تو بر همه اين بزرگواران
باد) حاجت مرا كه عبارت از... است برآورده ساز.
سپس آن
نوشته را در آب جارى يا در چاهى بيندازد انشاء اللّه خداوند متعال
حاجت و درخواست او را بر مىآورد»(12).
عريضه
به امام زمان عليه السلام :
الف -
مرحوم محدّث قمى در كتاب منتهى الآمال به نقل از تحفة الزائر علامه
مجلسى ومفاتيح النجاة سبزوارى مىنويسد: هركس حاجتى دارد، آنچه را
كه ذكر مىشود در يك قطعه كاغذى بنويسد ودر ضريح يكى از ائمهعليه
السلام بيندازد، يا كاغذ را ببندد ومهر كند وخاك پاكى را گِل سازد،
وآن را در ميان گِل بگذارد ودر نهر يا چاه آب يا بركهاى بيندازد،
با اين نيت كه انشاء اللّه به خدمت حضرت صاحب الزمان صلوات اللّه
وسلامه عليه برسد، و آن بزرگوار عهدهدار برآورده شدن حاجت وى مىشود؛
عريضه اينچنين نوشته مىشود:
«بسم
اللّه الرحمن الرحيم»
«كتبت
يا مولاى صلوات اللّه عليك مستغيثا وشكوتُ ما نزل بي مستجيرا
باللّه عزّوجلّ ثمّ بِك من أمرٍ قد دهمني واشغلَ قلبي وأطال فكري
وسلبني بعض لُبّي وغيّر خطير نعمة اللّه عندي واسلمني عند تخيّل
وروده الخليل وتبرء منّي عند ترائي إقباله إليّ الحميم وعجزتْ عن
دفاعه حيلتي وخانني في تحمله صبري وقوّتي فلجأت فيه إليك وتوكلت في
المسألةِ للّه جلّ ثناؤه عليه وعليك في دفاعه عنّي علما بمكانك من
اللّه ربّ العالمين، وليّ التدبير ومالك الاُمور واثقا بك في
المسارعة في الشفاعة إليه جلّ ثنائه في امري متيقّنا لإجابته تبارك
وتعالى إياك باعطائي سؤلي وأنت يامولاي جدير بتحقيق ظنّي وتصديق
أملي فيك في أمر كذا وكذا (وبه جاى كذا وكذا حاجات خود را ذكر
نمايد) فيما لا طاقة لي بحمله ولاصبر لي عليه وان كنت مستحقا له
ولاضعافه بقبيح افعالي وتفريطي في الواجبات التي للّه عزّوجلّ
فأغثني يامولاي صلوات اللّه عليك عند اللّهف وقدّم المسألة للّه
عزّوجلّ في أمري قبل حلول التلف وشماتة الأعداء فبك بسطت النعمة
عليّ وأسئل اللّه جلّ جلاله لي نصرا عزيزا وفتحا قريبا فيه بلوغ
الآمال وخير المبادي وخواتيم الأعمال والأمن من المخاوفِ كلّها في
كل حال إنّه جلّ ثنائه لما يشاء فعّال وهو حسبي ونعم الوكيل في
المبدء والمآل».
آنگاه
در كنار نهر يا چاه يا بركه آب بايستد ويكى از وكلاى آن حضرت در
دوره غيبت صغرى را در نظر بياورد (عثمان بن سعيد عمروى، يا پسر او
محمد بن عثمان، ياحسين بن روح يا على بن محمد سمرى) و با نام او را
بخواند:
«يا
فلان بن فلان - مثلا عثمان بن سعيد سپس اين چنين ادامه دهد:- سلام
عليك أشهد أنّ وفاتك في سبيل اللّه وأنّك حيٌّ عند اللّه مرزوق وقد
خاطبتك في حياتك التي لك عند اللّه عزّوجلّ وهذه رقعتي وحاجتي الى
مولانا عليه السلام فسلّمها إليه وأنت الثقة الأمين».
سپس
نوشته را در همان نهر يا چاه يا بركه آب بيندازد، انشاء اللّه حاجت
او برآورده خواهد شد(13).
ب - و همچنين در اين زمينه مرحوم محدّث نورى در كتاب نجم الثاقب
عريضهاى را خطاب به امام زمانعليه السلام از كتاب سعادات به اين
صورت نقل كرده است.
|