خدا شناسي وخدا پرستي

احاديثي است که دلالت مي کند بر اينکه شناختن حضرت بقية الله، ارواحنا فداه، راه معرفت وعبادت خداوند تبارک وتعالى است وبدون معرفت آن حضرت پروردگار عالم را نتوان شناخت واطاعت وبندگي حق سبحانه، ميسر نخواهد بود.

حديث اول:

رئيس المحدثين، مرحوم شيخ صدوق، اعلي الله مقامه، متوفاي 381، در صفحه ى نهم کتاب (علل الشرايع) به سندش از حضرت صادق عليه السلام نقل کرده که فرمودند:

(خرج الحسين بن علي عليهما السلام علي اصحابه فقال: ايها الناس، ان الله جل ذکره ما خلق العباد الا ليعرفواه، فاذا عرفوه عبدوه، فاذا عبدوه استغنوا بعبادته عن عبادة من سواه، فقال له رجل: يا ابن رسول الله بابي انت وامي فما معرفة الله؟ قال: معرفة اهل کل زمان امامهم الذي يجب عليهم طاعته).

ترجمه:

حضرت حسين بن علي عليهماالسلام، نزد يارانش بيرون آمد وفرمود: اي مردم، به تحقيق که خداوند، بندگان را نيافريده مگر براي آنکه او را بشناسند، پس زمانيکه خدا را شناختند، او را عبادت کنند ودر اثر بندگي پروردگار، از پرستش آنچه غير او است، بي نياز گردند، در اين هنگام، شخصي به آن حضرت عرض کرد، اي فرزند رسول خدا، پدر ومادرم به فدايت، معرفت وشناخت خداوند، چيست؟ امام حسين عليه السلام فرمودند: شناختن مردم هر عصري، امام زمان خود را، که اطاعتش بر آنان واجب است.

حديث دوم:

علامه ى محقق، مرحوم مجلسي، رضوان الله تعالى عليه، در جلد دوم کتاب (مرآة العقول) صفحه ى 121، حديث دهم، از (بريد عجلي) نقل کرده که گفت:

(سمعت ابا جعفر عليه السلام يقول: بنا عبد الله وبنا عرف الله وبنا وحد الله تبارک وتعالى ومحمد حجاب الله تبارک وتعالى).

ترجمه:

از امام باقر عليه السلام شنيدم که فرمود: خداوند تبارک وتعالى، به وسيله ى ما (اهل بيت) پرستش وعبادت شد وبه توسط ما، شناخته شد وبه وسيله ى ما، او را به يکتائي ووحدانيت شناختند ومحمد (صلي الله عليه وآله) حجاب خداوند تبارک وتعالى (يعني واسطه ى بين او ومخلوقات) است.

اکنون بلندي مقام وعظمت حضرت صاحب الزمان عليه السلام را بشناس ودر برابرش مخلصانه خضوع کن که معرفت آن حضرت، راه خداشناسي وخداپرستي است واو چنان شخصي است که هر کس، وي را به امامت نشناسد وولايت ومحبتش را نداشته باشد، خدا را نشناخته وحق تبارک وتعالى را بندگي نکرده، ودر نتيجه، غير خدا را پرستيده واز هدف اصلي خلقت وراز نهائي آفرينش منحرف شده، به شرک وکفر وبت پرستي دچار گرديده است. وبيانگر همين حقيقت است حديثي که خاصه وعامه از رسول گرامي اسلام صلي الله عليه وآله نقل کرده اند که فرمود:

(من مات ولم يعرف امام زمانه مات ميته جاهلية).(1)

هر که بميرد وامام زمانش را نشناخته باشد، به مرگ جاهليت مرده است. يعني در آخرت، همرديف کفار بوده ودر جهنم است.

ميثاق ولايت

اخباري است که دلالت مي کند بر آنکه حضرت رب العزة، جل جلاله، در عالم (اظله واشباح) از تمام مردم، بخصوص پيامبران وبالاخص انبياء واولوالعزم، بر ولايت ومحبت واطاعت امام عصر، عليه السلام، پيمان گرفته ونسبت به امامت ومقام با عظمت آن حضرت، با آنان ميثاق بسته است.

حديث اول:

محدث عاليمقام، مرحوم ثقة الاسلام (کليني) در کتاب شريف (اصول کافي) حديث مفصلي را از حضرت باقر عليه السلام نقل کرده که قسمتي از آن، چنين است:

(ثم قال: (الست بربکم قالوا بلي شهدنا ان تقولوا يوم القيامة انا کنا عن هذا غافلين) ثم اخذ الميثاق علي النبيين فقال: الست بربکم، وان هذا محمد رسولي، وان هذا علي اميرالمومنين؟ قالوا: بلي، فثبتت لهم النبوة، واخذ الميثاق علي اولي العزم، انني ربکم ومحمد رسولي، وعلي اميرالمومنين واوصياءه من بعده ولاة امري، وخزان علمي، وان المهدي انتصربه لديني واظهر به دولتي، وانتقم به من اعدائي، واعبديه طوعا وکرها، قالوا: اقررنا يا رب وشهدنا).

ترجمه:

آنگاه (خداوند) فرمود:(آيا من پروردگار شما نيستم؟ گفتند، چرا، گواهي دهيم، مبادا روز قيامت بگوئيد ما از آن بي خبر بوديم)، سپس از پيامبران پيمان گرفت وفرمود: مگر من پروردگارتان نيستم؟ واين محمد، رسول من نيست؟ واين علي، امير مومنان نمي باشد؟ گفتند: آري، آنگاه نبوتشان استوار گشت، واز پيغمبران اولوالعزم، ميثاق وپيمان گرفت که من پروردگار شما هستم ومحمد (صلي الله عليه وآله) رسول من است وعلي (عليه السلام) امير مومنان وجانشينان بعد از او، (عليهم السلام) واليان امر وخزانه داران دانش من هستند، واينکه مهدي (عليه السلام) کسي است که به وسيله ى او دينم را نصرت بخشم ودولتم را آشکار گردانم واز دشمنانم انتقام گيرم واز روي رغبت واکراه (خواهي نخواهي) عبادت شوم، گفتند: پروردگارا، اقرار واعتراف نموديم وشهادت داديم.

حديث دوم:

در باب پنجم کتاب (منتخب الاثر) صفحه ى 64، از حضرت صادق عليه السلام روايت شده که فرمودند:

(قال النبي (صلي الله عليه وآله وسلم) ان الله تعالى اخذ ميثاقي وميثاق اثني عشر اماما بعدي وهم حجج الله على خلقه، الثاني عشر منهم القائم الذي يملاء به الارض قسطا وعدلا کما ملئت ظلما وجورا).

ترجمه:

نبي اکرم صلي الله عليه وآله وسلم فرمودند: خداوند متعال، براي من ودوازده امام بعد از من، پيمان گرفت وآنها حجتهاي خدا بر خلق هستند، دوازدهمي ايشان، (قائم) (عليه السلام) است که خداوند به وسيله ى او، زمين را سرشار از قسط وعدالت مي سازد، چنانکه پر از ظلم وجور شده باشد.

حال به دقت درباره ى علو مقام حضرت صاحب الزمان عليه السلام انديشه کن، که او چه وجودي است وعظمتش تا چه پايه است، وجوب اطاعت ومحبت آن حضرت، حرف تازه اي نيست که امروز پديد آمده باشد، امامت وولايت آن بزرگوار، چيزي نيست که فقط در اين دنيا وتنها به وسيله ى پيامبر وائمه ى اطهار، عليهم الصلوة والسلام با مردم عهد شده باشد، بلکه از آغاز آفرينش، در جهان ارواح وعالم ذر، ذات اقدس رب العزة، جل جلاله، بر محبت وولايت او ميثاق گرفته واطاعت ودوستي آن بزرگوار، قانون خلقت وآميخته با فطرت است، يعني هر کس از قبول امامت وپذيرش ولايت آن ذات با عظمت سر بتابد، از قانون آفرينش سرپيچي کرده واز فطرت پاک خويش رو گردان شده است.

در اوائل کتاب، برخي از آيات وروايات وارده در اين زمينه خاطرنشان گرديد، نيز در زيارت شريفه ى (آل ياسين) که از ناحيه ى مقدسه ى امام عصر عليه السلام رسيده ودر مداومت به خواندن آن تاکيد فراوان شده، خطاب به آن بزرگوار مي خوانيم:

(السلام عليک يا ميثاق الله الذي اخذه ووکده)

سلام ودرود ما بر تو اي ميثاق الهي که خدا بر ولايت واطاعتت پيمان گرفت وآن را محکم وموکد فرمود.

امامت بر عيسى

روايات فراواني است از طريق شيعه واهل خلاف، که دلالت مي کند بر آنکه هنگام ظهور پر سرور حضرت بقية الله، صلوات الله وسلامه عليه، پيامبر عظيم الشأن ووالا مقام، حضرت عيسي بن مريم، عليه السلام، از آسمان فرود مي آيد. جان جانان وروح عالميان، امام زمان، ارواحناه فداه، را بر خويش مقدم داشته، پشت سر آن حضرت، به نماز مي ايستد وسپس در رکابش جهاد مي کند وبه حمايت وياري از آن بزرگوار، عليه دشمنانش مي جنگد.

حديث اول:

فقيه عاليمقام، شيخ الطائفة (ابو جعفر طوسي) در صفحه ى 116 (کتاب الغيبة) حديث مفصلي را از حضرت رسول اکرم صلي الله عليه وآله وسلم، خطاب به دخت گرامي وبزرگوارشان حضرت صديقه ى کبري، فاطمه ى زهرا، سلام الله عليها، نقل کرده، که قسمتي از آن چنين است:

(ومنا والله الذي لا اله الا هو، مهدي هذه الامة الذي يصلي خلفه عيسي بن مريم).

ترجمه:

سوگند به خدائي مه معبود بحقي جز او نيست، از ما (خاندان) است مهدي اين امت، که پشت سرش به نماز مي ايستد عيسي بن مريم.

حديث دوم:

در کتاب (منتخب الاثر) صفحه ى 316 (فصل دوم، باب چهل وهشتم) وصفحه ى 479 (فصل هفتم، باب هشتم) روايات فراواني از طريق عامه، در اين زمينه وارد شده، من جمله از (تذکرة الخواص) اين حديث را نقل مي کند:

(يجتمع المهدي وعيسي بن مريم فيجيي ء وقت الصلوة، فيقول المهدي لعيسي: تقدم، فيقول عيسي: انت اولي بالصلوة، فيصلي عيسي ورائه مأموما).

عيسي بن مريم عليه السلام در محضر حضرت مهدي، صلوات الله وسلامه عليه است که وقت نماز فرا رسد، آنگاه حضرت مهدي عليه السلام به عيسي مي فرمايند: مقدم شو، عيسي عرض مي کند: شما سزاوارتر هستيد براي امامت نماز جماعت، پس عيسي پشت سر آن حضرت مي ايستد ودر نماز، به آن بزرگوار، اقتدا مي کند.

اين گروه از اخبار، به دلالت مطابقي اش، افضليت حضرت صاحب الزمان، سلام الله عليه را از عيسي بن مريم عليه السلام وبه دلالت التزامي اش، حقانيت خلافت بلافصل علي بن ابي طالب عليه السلام وبطلان حکومت غاصبان خلافت را اثبات مي کند.

برتر از عيسي عليه السلام

حضرت عيسي، علي نبينا وآله وعليه السلام، داراي مقام عصمت واز پيامبران اولوالعزم است. حضرت عيسي، علي نبينا وآله وعليه السلام، عظمتش بحدي است که وقتي هنوز طفل است ودر گهواره آرميده، باذن خداوند تبارک وتعالى، لب به سخن گشوده ومي گويد:

(اني عبد الله اتاني الکتاب وجعلني نبيا وجعلني مبارکا اين ما کنت).(2)

به حقيقت که من بنده ى خدا هستم، به من کتاب داد وپيامبرم گردانيد ومرا با برکت قرارداد هر جا که باشم.

حضرت عيسي، علي نبينا وآله وعليه السلام، کمال جسماني ومعنوي اش به پايه اي است که از نعمت بزرگ سلامت ولادت وسلامت ايمان ودين به هنگام مرگ وسلامت برانگيخته شدن در روز قيامت برخوردار است ومي گويد:

(والسلام علي يوم ولدت ويوم اموت ويوم ابعث حيا).(3)

سلامتي بر من در روز ولادتم وروز مرگم وروز مبعوث شدنم در حالي که زنده ام.

اينک ژرف بنگر وبه تعمق بيانديش که امام عصر، ارواحنا فداه، چه شخصيتي است ومقام والايش تا چه پايه است که عيسي عليه السلام با آن عظمتش، پشت سر آن حضرت به نماز مي ايستد وشانش دون آن مقام رفيع است.

با آنکه حضرت عيسي عليه السلام، پيامبر اولوالعزم است، داراي عصمت است، پايگاه وحي الهي بوده است، ذاتي برکت داده شده از جانب خداوند عالم است، داراي سلامت ولادت ومرگ وصاحب سلامت بعث روز قيامت است، با اين همه، مأموم امام زمان، ارواحنا فداه، مي باشد، شاگرد مکتب آن حضرت است، خاضع در برابر آن بزرگوار است، ودر رکاب مقدسش، جانفشاني نموده، فرمانبر آن سرور است.

مهدي است آنکه وقت نماز جماعتش

 

عيسى به صد نياز به او اقتدا کند

برتري حضرت مهدي عليه السلام بر عيسي، چيزي نيست که فقط اعتقاد شيعه باشد، بلکه مورد تصديق واعتراف جميع فرق اسلامي است وبه دلالت اخبار متواتره واحاديث صحيحه، در اين زمينه، شيعه واهل خلاف، همه بر اين مسئله، اتفاق نظر واجماع دارند.

(کنجي شافعي) در صفحه ى 144 کتاب (البيان في اخبار صاحب الزمان عليه السلام) پس از نقل روايات داله بر نمازگزاردن حضرت عيسي، پشت سر امام زمان سلام الله عليه، ومجاهدت وپيکارش در رکاب آن حضرت، وتصديق صحت اين اخبار، مي نويسد:

(انهما قدوتان نبي وامام وان کان احدهما قدوة لصاحبه في حال اجتماعهما وهو الامام، يکون قدوه للنبي في تلک الحال، وليس فيهما من تأخذه في الله لومة لاثم وهما ايضا معصومان من ارتکماب القبايح کافة والمداهنة والرياء والنفاق، ولا يدعوا الداعي لاحدهما الي فعل ما يکون خارجا عن حکم الشريعة ولا مخالفا لمراد الله تعالى ورسوله واذا کمان الامر کذلک فالامام افضل من المأموم لموضع ورود الشريعة المحمدية بذلک بدليل قوله صلي الله عليه وآله (يوم القوم اقرؤهم لکتاب الله، فان استووا فاعلمهم فان استووا فافقههم فان استووا فاقدمهم هجرة فان استووا فاصبحهم وجها) فلوعلم الامام ان عيسي افضل منه لما جازله ان يتقدم عليه لاحکامه علم الشريعة ولموضع تنزيه الله تعالى له من ارتکاب کل مکروه، وکذلک لو علم عيسي انه افضل منه لما جاز ان يقتدي به لموضع تنزيه الله تعالى له من الرياء والنفاق والمحاباة، بل لما تحقق الامام انه اعلم منه جاز له ان يتقدم عليه، وکذلک قد تحقق عيسي ان الامام اعلم منه فلذلک قدمه وصلي خلفه، ولولا ذلک لم يسعه الاقتداء بالامام فهذه درجة الفضل في الصلاة، ثم الجهاد هو بذل النفس بين يدي من يرغب الي الله تعالى بذلک ولو لا ذلک لم يصح لاحد جهاد بين يدي رسول الله صلي الله عليه وآله ولا بين يدي غيره، والدليل علي صحة ما ذهبنا اليه قول الله سبحانه:(ان الله اشتري من المؤمنين انفسهم واموالهم بان لهم الجنة يقاتلون في سبيل الله فيقتلون ويقتلون وعدا عليه حقا في التوراة ولانجيل والقرآن ومن اوفي بعهده من الله فاستبشروا ببيعکم الذي بايعتم به وذلک هو الفوز العظيم)(4) ولان الامام نائب الرسول صلي الله عليه واله في امته ولا يسوغ لعيسي عليه السلام ان يتقدم علي الرسول فکذلک علي نائبه).

ترجمه:

آن دو نفر (حضرت مهدي سلام الله عليه وعيسي عليه السلام) هر دو پيشوا هستند يکي پيغمبر وديگري امام، اگر آن دو نزد هم باشند وامام بر ديگري پيشوا گردد، قهرا نبست به پيغمبر در آن حال، امام ومقتدا خواهد بود، ومسلم است که پيغمبر وامام در راه خدا، از سرزنش هيچ ملامت کننده اي اثر نمي پذيرند وآن دو داراي مقام عصمت هستند واز تمام زشتيها پيراسته اند وسازشکاري وخودنمائي ودوروئي در آنان راه ندارد وبراي هيچکدام انگيزه ى انجام کاري که خارج از قانون دين ومخالف با اراده ى خداي تعالى ورسول او باشد وجود ندارد، وچون چنين است، بنابراين امام، برتر از ماموم است به خاطر ورود دين پيامبر اکرم صلي الله عليه وآله مبني بر افضليت امام برماموم، به دليل سخن رسول خدا صلي الله عليه وآله که فرمود:(امامت جماعت واگذار مي شود به کسي که بهتر قرآن مي خواند، اگر در قرائت قرآن، يکسان بودند، بايد آنکه داناتر است مقدم شود، اگر در دانش نيز مساوي بودند آنکه فقيه تر است امامت نمايد، اگر در فقه هم برابر بودند، آنکه سابقه ى ديني اش بيشتر است، جلو بايستد، اگر در آن هم يکسان بودند، آنکه چهره اش نيکوتر است امام جماعت شود).

پس اگر امام زمان عليه السلام بداند که عيسي از او برتر است، بر او روا نيست که از وي پيشي گيرد وخود را مقدم بدارد، زيرا امام در علم دين، استوار است وخداي تعالى او را از انجام هر کار مکروهي، منزه وپيراسته گردانيده است، نيز اگر عيسي بداند که او برتر ووالاتر از امام زمان عليه السلام است، روا نيست که به آن حضرت اقتداء کند، زيرا خداوند متعال، وي را از هر گونه خودنمائي ودوروئي ونيرنگ، منزه ساخته است.

بنابراين چون امام زمان عليه السلام مي داند که از عيسي داناتر وبرتر است، بر او امامت مي کند ونيز به خاطر آنکه عيسي مي داند امام زمان عليه السلام، داناتر وعاليتر از او مي باشد، آن حضرت را بر خويش مقدم داشته وپشت سرش به نماز مي ايستد، چه در غير اين صورت، بر او روا نبود کمه به امام اقتداء کند، پس اين درجه ى فضيلت وبرتري (امام زمان عليه السلام بر حضرت عيسي) در مسئله ى نماز است.

اما مسئله ى جهاد (حضرت عيسي عليه السلام در رکاب امام زمان، سلام الله عليه) که جهاد عبارت است از جانفشاني در حضور کسي که بدان ترغيب مي کند به سوي خدا، واگر جهاد غير از اين بود براي هيچکس روا نبود که در حضور رسول خدا صلي الله عليه وآله ويا غير آن حضرت، جهاد کند، دليل بر صحت اين مطلب، سخن خداوند سبحان است که مي فرمايد:(به درستي که خداوند از اهل ايمان، جانها ومالهايشان را خريد به اينکه براي آنان بهشت باشد، در راه خدا پيکار مي کنند، پس مي کشند وکشته مي شوند، اين وعده ى حق خداوند است در تورات وانجيل وقرآن، وکيست که بهتر از خداوند به عهدش وفا کند، پس شادمان شويد به فروشتان که به آن معامله نموديد واين است کاميابي بزرگ).

ونيز بدان جهت که امام (عليه السلام)، نايب وجانشين رسول اکرم صلي الله عليه وآله است در ميان امتش، پس چنانکه براي عيسي عليه السلام روا نيست که بر رسول (مکرم اسلام صلي الله عليه وآله) مقدم شود، همچنين بر او جايز نيست که بر نايب ونماينده ى آن حضرت، پيشي گيرد.

جانشين راستين پيامبر صلي الله عليه وآله

وقتي بالمطابقه، ثابت شد که حضرت بقية الله، ارواحنا فداه، از عيسي وساير انبياء اولوالعزم، برتر وعاليتر است، بالالتزام ثابت مي گردد که جانشين راستين رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم، امير مومنان حضرت علي بن ابي طالب عليه الصلوة والسلام است وحکوت غاصبان خلافت، بنا حق وباطل بوده است.

زيرا قطعا مقام حضرت امير عليه السلام، که ابوالائمة ونفس رسول الله است از فرزندش مهدي عليه السلام، کمتر نيست، پس افضليت ولي عصر عليه السلام از انبياء، به معناي امامت وپيشوائي علي بن ابي طالب عليه السلام بر آنها است، ومسلم است که تا وقتي ميان امت بعد از نبي اکرم، کسي باشد که برتر از تمام پيامبران اولوالعزم است خلافت بلافصل رسول الله (صلي الله عليه وآله) وپيشوائي خلق، حق مسلم او بوده ونوبت به ديگري نمي رسد، بنابراين، خانه نشين ساختن علي عليه السلام، غصب مقام آن حضرت است وتصرف در امور، حکومتي ظالمانه وبر باطل.

از اين رو بايد گفت مدلول التزامي اين اخبار مکه در کتب خود عامه فراوان ومورد تصديق همه ى آنان مي باشد بطلان مذهب اهل خلاف وحقانيت تشيع است.

بنابراين مدلول مطابقي اين روايات، افضليت امام زمان عليه السلام از عيسي بن مريم است وامامت بر حضرت عيسي، به معناي برتري وتقدم بر تمام انبياء اولوالعزم عليهم السلام، غير از رسول اکرم، صلي الله عليه وآله، مي باشد.

واينک اي شيعه، بنگر که امام تو، همان کسي است که بر عيسي بن مريم امام است، پيشواي تو، وجودي است که از همه ى فرشتگان، بلکه از تمام پيامبران، والاتر وبرتر است، به او معرفت پيدا کن، به اطاعت ودوستي اش همت گمار ولطف بيکرانش را به خود جلب کن که هر چه هست درب خانه ى او است وراه نجات ورستگاري، تنها در گرو محبت وولايت آن حضرت است.

احياء کننده ى آرمان پيامبران وامامان

احاديثي است که دلالت مي کند بر آنکه وجود عظيم الشان امام زمان عليه السلام، احياء کننده ى آرمان پيامبران وامامان وبه ثمر رساننده ى زحمات انبياء وائمه ى اطهار عليهم السلام است.

زيرا تمام پيشواياني که از جانب حضرت رب العزه، جل جلاله، برانگيخته شده اند دو هدف اصلي داشته اند، يکي برچيدن شرک وبت پرستي وبه وجود آوردن (توحيد) ويکتاپرستي، دوم برانداختن ظلم وتعدي، از اجتماع بشري، وايجاد (عدالت) وپاکدامني. اما هنوز هيچيک از اين دو آرمان اساسي، با آن همه زحمات طاقت فرسا ورنجهاي پيوسته ى رهبران الهي به طور کامل ودر همه ى گيتي، تحقق نيافته است، واين هر دو هدف اساسي، تنها با ظهور حضرت ولي عصر، ارواحنا فداه، وهنگام قيام جهاني آن حضرت، محقق مي شود وبه دست پربرکت آن بزرگوار، هم کفر وشرک از صفحه ى زمين برچيده مي شود وهم دوران ظلم وستم به پايان مي رسد، هم پهناي گيتي را دين حق و(توحيد) مي گيرد وهم تمام جهان، سرشار از (عدالت) وفضيلت مي گردد.

حديث اول:

در باب سي وچهارم فصل دوم کتاب (منتخب الاثر) صفحه ى 290، از (محمد بن مسلم) روايت شده که گفت:

(قلت للباقر (عليه السلام) ما تاويل قوله تعالى في الانفال: (وقاتلوهم حتي لا تکون فتنة ويکون الذين کله لله

فان: لم يجي ء تاويل هذه الاية، فاذا جاء تاويلها يقتل المشرکون حتي يوحدوا لله عزوجل، وحتي لا يکون شرک، وذلک في قيام قائمنا).

ترجمه:

به امام باقر عليه السلام عرض کردم تاويل اين سخن پروردگار متعال چيست که در سوره ى انفال مي فرمايد: (وبجنگيد با آنها تا فسادي نماند وتمام دين، براي خدا باشد) حضرت فرمودند: هنوز تاويل اين آيه نيامده است، پس زماني که تاويل اين آيه فرا رسد با کافران پيکار شود ومشرکان کشته شوند تا به توحيد وخداي يگانه ايمان آورند وشرکي باقي نماند، واين به هنگام ظهور (قائم) ما اهل بيت است.

در ذيل آيه ى سي ونهم سوره ى انفال که مي فرمايد:

(وقاتلوهم حتي لا تکون فتنة ويکون الذين کله لله)

وآيه ى هشتاد وسوم سوره ى آل عمران که مي فرمايد:

(وله اسلم من في السموات والارض طوعا وکرها)

وآيه ى نهم سوره ى صف که مي فرمايد:

(ليظهره علي الدين کله ولوکره المشرکون)

روايات واخبار فراواني از طريق خاصه وعامه رسيده دال بر اينکه در زمان ظهور حضرت مولي صاحب الزمان، ارواحنا فداه، هر کس در آسمانها وزمين است خواهي نخواهي، مطيع ومنقاد خداوند تبارک وتعالى گردد، شرک وکفر از زمين برچيده شود، دين حق که مذهب شيعه ى اثني عشري است، همه جا را فراگيردو تمام اديان باطله وعقايد فاسده به نابودي گرايد.

مهدي است آنکه پرتو توحيد پاک را

 

در قلبهاي تيره وآلوده جا کند

در جلد دوم تفسير (برهان)، ذيل آيه ى سي ونهم سوره ى (انفال) احاديث نقل شده در اينکه هنوز تاويل اين آيه نيامده است، زيرا پيامبر اکرم صلي الله عليه وآله، به کفار اجازه زندگي داده بود واز آنها جزيه مي گرفت، اما آنگاه که مفاد وتاويل اين آيه فرا رسد، جزيه قبول نمي شود وبا مشرکان، کارزار وستيز آشتي ناپذيري خواهد شد تا همه به توحيد ويکتاپرستي روي آورند وشرک وبت پرستي از جهان برچيده شود.

مهدي است آنکه پرچم اسلام راستين

 

بر قلعه هاي محکم دشمن بپا کند

حديث دوم:

فقيه عاليقدر شيعه، مرحوم شيعه صدوق، رضوان الله تعالى عليه، در جلد اول کتاب (کمال الدين)، باب بيست وچهارم، صفحه ى 285، حديثي را از امير مومنان علي بن ابي طالب عليه السلام، خطاب به (سلم بن قيس هلالي) نقل کرده که ضمن آن فرمودند:

(يک يک از امامان واوصياء را پيامبر اکرم صلي الله عليه وآله وسلم براي من نام برد).

سپس حضرت امير، سلام الله عليه فرمودند:

(فيهم والله يا اخابني هلال، مهدي امتي محمد الذي يملاء الارض قسطا وعدلا کما ملئت ظلما وجورا).

اي برادرم، سليم بن هلالي، به خدا سوگند که در بين (اسامي امامان) مهدي امت من (محمد) بود که زمين را مملو از قسط وعدالت سازد، چنانکه پر از ظلم وجور شده باشد.

مهدي است آنکه کاخ عظيم ستمگري

مهدي است آنکه دادسراي نهانيش

 

با يک نهيب خويش دچار فنا کند

بر پايه هاي عدل خدائي بنا کند

حال به خوبي تدبر کن وبفهم که امام زمانت در چه پايه اي است وقدر ومنزلتش چيست، تنها او است که زحمات تمام پيامبران وامامان عليهم السلام را به ثمر مي رساند، آرمان همه ى رهبران آسماني را تحقق مي بخشد، جنگ وقتل وغارت وستمگري را از جهان برمي چيند، به حيات ننگين دولتهاي ضد انساني خاتمه مي دهد، حکومتهاي فاسد وباطل در قالب صلاح وحق را واژگون مي سازد، قدرتهاي سفاک وظالم در لباس عدل وخيرخواهي را درهم مي شکند، وخلاصه نشاني از غير خدا باقي نگذاشته، جهان را از قلمرو حکومت الله وسرشار از عدالت وپاکي مي گرداند وچه پر معني وزيبا سروده:

مهدي امام منتظر، نوباوه خير البشر

مهر از ضيائش ذره، بدر از عطايش بدره

امرش قضا حکمش قدر حبش جنان بغضش سفر

دانند قرآن سربسر بابي زمدحش مختصر

نوح وخليل وبوالبشر، ادريس وداود وپسر

موسي بکف دارد عصا، دربانيش را منتظر

ايزد بنامش زد رقم، منشور ختم الاوصياء

ظاهر شود آن شه اگر شمشير حيدر بر کمر

دياري از اين ملحدان، باقي نماند در جهان

 

خلق دو عالم سربسر، بر خوان احسانش مکين

دريا زجودش قطره، گردون زکشتش خوشه چين

خاک رهش زيبد اگر برطره ساييد حور عين

اصحاب علم ومعرفت، ارباب ايمان ويقين

از ابر فيضش مستمد، از کمان علمش مستعين

آماده بهر اقتدا، عيسي بچرخ چارمين

چونانکه جد امجدش گرديد ختم المرسلين

دستار پيغمبر بسر، دست خدا در آستين

ايمن شود روي زمين، از جور وظلم ظالمين(5)

از حضرت باقر عليه السلام نقل شده که در ذيل آيه ى شريفه ى (جاء الحق وزهق الباطل).(6)

فرمود: (اذا قام القائم ذهب دولة الباطل).(7)

زماني که حضرت (قائم) عليه السلام قيام کند، دولت باطل فرو ريزد.

تکريم وتعظيم پيامبر وائمه ى اطهار از (قائم آل محمد)

احاديثي است که از رسول گرامي اسلام صلي الله عليه وآله وسلم وساير ائمه ى اطهار عليهم السلام در تجليل وتعظيم مقام واالي امام عصر، ارواحنا فداه، رسيده ودلالت مي کند بر آنکه عظمت آن بزرگوار، به گونه اي است که حضرات معصومين، سلام الله عليهم اجمعين، بارها از او به بزرگي ياد کرده اند، مقام حضرتش را ستوده اند ورفعت شأن وعلو درجه اش را خاطرنشان ساخته اند.

حديث اول:

فقيه متبحر، مرحوم شيخ صدوق، قدس سره، در جلد دوم کتاب (کمال الدين) صفحه ى 372، به سندش از (عبدالسلام بن صالح هروي) نقل کرده که گفت:

(سمعت دعبل ابن علي الخزاعي، يقول: انشدت مولاي الرضا علي بن موسي عليهماالسلام قصيدتي التي اولها:

مدارس آيات خلت من تلاوة

 

ومنزل وحي مقفر العرصات

فلما انتهيت الي قولي:

خروج امام لا محالة خارج

يميز فينا کل حق وباطل

 

يقوم على اسم الله والبرکات

ويجزي على النعماء والنقمات

بکي الرضا عليه السلام بکاء شديدا ثم رفع راسه الي فقال لي: يا خزاعي، نطق روح القدس علي لسانک بهذين البيتين، فهل تدري من هذا الامام ومتي يقوم؟

فقلت: لا يا مولاي، الا اني سمعت بخروج امام منکم يطهر الارض من الفساد ويملاها عدلا (کما ملئت جورا).

فقال: يا دعبل، الامام بعدي محمد ابني وبعد محمد ابنه علي وبعد علي ابنه الحسن وبعد الحسن ابنه الحجة القائم المنتظر في غيبته، المطاع في ظهوره، لو لم يبق من الدنيا الا يوم واحد لطول الله عزوجل ذلک اليوم حتي يخرج فيملأ الارض عدلا کما ملئت جورا.

واما متي، فاخبار عن الوقت، فقد حدثني ابي عن ابيه عن آبائه عليهم السلام، ان النبي صلي الله عليه وآله قيل له: يا رسول الله، متي يخرج القائم من ذريتک؟ فقال: (مثله مثل الساعة التي لا يجليها لوقتها الا هو ثقلت في السموات والارض لا ياتيکم الا بغتة).(8)

ترجمه:

از دعبل خزاعي شنيدم که مي گفت:

در محضر مولايم حضرت رضا عليه السلام، قصيده اي را که سروده بودم خواندم، قصيده اي که مطلعش چنين بود:

محل هاي درسي که در آن آيات الهي خوانده مي شد، اينک (در اثر ظلم مخالفان) از آهنگ تلاوت خالي شده وجايگاه وحي خدا، همچون بيابان، ويران وهموار گرديده است.

تا آنجا که به اين ابيات رسيدم:

اميدم ظهور وقيام امامي است که ناگزير خروج مي کند، او به نام خدا وبا برکتهاي فراوان قيام نمايد تا در ميان ما، هر حقي را از باطل جدا سازد ومردم را به نعمتها وعقوبتها، جزا دهد.

در اين هنگام، حضرت رضا عليه السلام به شدت گريستند، آنگاه سر مبارکشان را بلند کردند ورو به من فرمودند: اي خزاعي، روح القدس اين دو بيت را بر زبان تو جاري ساخت. آيا مي داني اين امام کيست وچه موقع قيام مي کند؟

عرض کردم: نه، مولايم، جز آنکه شنيده ام امامي از شما خاندان قيام مي کند، زمين را از هر فسادي پاک مي گرداند واز عدالت سرشار مي سازد، چنانکه از جور وستم، پر شده باشد.

سپس حضرت فرمودند: اي دعبل، بعد از من، پسرم (محمد) (عليه السلام) امام است وپس از او، فرزندش (علي) (عليه السلام) امام مي باشد وبعد از وي، پسرش (حسن) (عليه السلام) امام خواهد بود وپس از او، فرزندش (حجت قائم) (عليه السلام) امام است، که در دوران غيبتش، انتظارش را مي کشند ودر زمان ظهورش، اطاعتش مي نمايند.

اگر از عمر دنيا، تنها يک روز باقي مانده باشد، همان يکروز را خداوند آنقدر طولاني گرداند تا اينکه او قيام کند وزمين را مالامال از عدل نمايد چنانکه مملو از ستم شده باشد.

اما چه موقع ظهور خواهد کرد؟ پس اين خبر دادن از وقت است (در حاليکه نمي شود وقت آن را معين کرد) زيرا پدرم (موسي ابن جعفر عليه السلام) از پدرش وآن حضرت از پدرانش عليهم السلام برايم حديث کرد که از پيامبر اکرم، صلي الله عليه وآله، سوال شد، چه موقعي (قائم) از فرزندان شما قيام خواهد کرد؟ فرمود: مثل او همانند روز قيامت است (که کسي جز خدا وقتش را معلوم نمي کند و) ظاهر نمي سازد آن را در وقتش مگر خداوند، (اين مطلب) در آسمانها وزمين گران آمد، فرا رسيدن آن به سوي شما نمي باشد مگر ناگهاني.

حديث دوم:

محدث جليل القدر مرحوم شيخ محمد ابن ابراهيم نعماني، در صفحه ى 245 (کتاب الغيبة) از (خلاد) نقل کرده که گفت:

(سئل ابو عبد الله عليه السلام: هل ولد القائم عليه السلام؟ فقال: لا، ولو ادرکته لخدمته ايام حياتي).

ترجمه:

از امام صادق عليه السلام سوال شد:آيا حضرت قائم عليه السلام، متولد شده است؟

فرمودند: خير، واگر من به او برسم تمام عمر خدمتش خواهم کرد.

باز هم بنشين ودر اوج مقام معنوي امام زمانت بيانديش که او کيست وبزرگي کارش تا چه حد است.

گرچه حضرات معصومين، سلام الله عليهم اجمعين، همه يک نورند وائمه ى طاهرين، عليهم السلام، يک حقيقت اند وداراي يک سنخ ولايت، که فرموده اند:(کلهم نور واحد)

اما وجود قديس حضرت صاحب الزمان، ارواحنا فداه، داراي خصوصياتي است وبرنامه آن بزرگوار، ويژگيهائي دارد که باعث شده، چشم اميد همه، حتي پيامبر وائمه، به او دوخته شود واهميت کارش به قدري است که پيوسته دودمان امامت وولايت، در گفتار ورفتارشان، از آن حضرت به بزرگي ياد کرده وهمگان را به عظمت او توجه داده اند.

رسول اکرم صلي الله عليه وآله وسلم، به برتري واوج علمي (قائم) عليه السلام، تصريح فرموده.(9)

علي عليه السلام به اينکه (قائم) عليه السلام، همان کسي که در آخر الزمان ظهور مي کند وجهان را سرشار از عدالت مي سازد، از فرزندان او است، بشارت يافته.(10)

حضرت زهرا، سلام الله عليها، به اينکه (مهدي)امت (عليه سلام الله)، همان کسي که عيسي بن مريم پشت سرش نماز مي خواند، از اهل بيت است، تسلاي خاطر ودلداري پيدا کرده.(11)

امام رضا عليه السلام، با شنيدن وصف حضرت (حجت) ارواحنا فداه، اشک مي ريزد، به شدت مي گريد، وبه احترام نام مقدس (قائم) عليه السلام، از جاي برمي خيزد، مي ايستد ودستهاي مبارکش را روي سر مي گذارد.

حضرت صادق عليه السلام، آرزوي ديدار او را دارد، خدمتش را در تمام عمر، به جان مي خرد، در فراقش ناله مي کند، در غم هجرانش مي سوزد، از دوري رويش، استراحت وآسايش ندارد، در فراقش پريشان خاطر وافسرده است، لباس ساده ى بي آستين وبدون يقه اي پوشيده، روي خاک نشسته، بسان مادر فرزند مرده، ناله سر داده، سرشک از ديدگان مي بارد وبه آن محبوب غائب مي گويد:

(سيدي، غيبتک نفت رفادي وضيقت علي مهادي وابتزت مني راحة فؤادي)

واينک که رسول اکرم صلي الله عليه وآله، مقام (مهدي) عليه السلام را مي ستايد، وعلي وزهرا، سلام الله عليهما، به وجود او تسلي وسرور مي يابند، وامام صادق عليه السلام به خدمتش مي ايستد ودر فراقش اشک مي ريزد وحضرت رضا عليه السلام به نامش از جاي برمي خيزد ودر يادش به شدت مي گريد، شايسته بلکه واجب است که ما شيعيان نيز به يادش باشيم، براي قرب ظهورش دعا کنيم، در پي جلب رضايش بکوشيم، خلق را به سويش بکشانيم، دلها را از محبتش لبريز گردانيم، خود را براي جانفشاني وجهاد در رکابش آماده سازيم، در زمان غيبتش، وظائف خود را بشناسيم وبه خوبي از عهده ى انجامش برآئيم، از طلب کردن وجستجويش خسته نشويم، در هجران رويش بناليم واشک بريزيم، تا انشاءالله، حضرتش را بجوئيم نور مقدسش را ببينيم وبه سعادت زيارتش نائل آئيم.

اي جان فداي آنکه او پيداي ناپيداستي

درياي لطفش بيکران امواج مهرش بي امان

غائب اگر شد از نظر دانم کجا دارد مقر

محبوب ذات کبرياء، فرزند پاک مصطفي

دنياي روح افزاي ما، وين عالم زيباي ما

تا بينم آن بدر دجي، روي آورم يا رب کجا

خلقي همه مهمان او، بر سفره ى احسان او

نور امام منتظر باشد زهر سو جلوه گر

اي دلبر دلدادگان وي حامي افتادگان

از شدت آه وفغان شد تيره روي آسمان

دل در هواي کوي تو، پرمي گشايد سوي تو

جانها فداي قائمي کوگر نتابد رو، دمي

 

بر گرد کويش هر دلي سرگشته وشيداستي

در ياد رويش ديدگان پرآب چون درياستي

جايش درون جان ما، در گوشه ى دلهاستي

نور دو چشم مرتضي، دلداده ى زهراستي

از غيبت ديدار او، زيباي نازيباستي

آيا برضوي جاي او، يا وادي سيناستي

از پرتو انوار او، افلاک پابرجاستي

هر کس نبيند روي او بيناي نابيناستي

باز آن که پهناي جهان جولانگه اعداستي

هر لحظه اي از زندگي، اينک شب يلداستي

از سوختن، پروانه را، کي وحشت وپرواستي

در هر دو عالم قائمي، بيچاره ورسواستي

اللهم ارني الطلعة الرشيدة والغرة الحميدة

آنچه گذشت، گروه بندي قسمت کمي از احاديث وارده درباره ى حضرت صاحب الزمان، ارواحنا فداه وعظمت مقام آن بزرگوار بود، اما استقصاء ودسته بندي تمام آيات وروايات، در اين موضوع، بسيار دامنه دار بوده، وطوائف کثيري از اخبار بايد گروه بندي شوند، ما به قدر ضرورت، وبه عنوان نمونه اي از آنها براي معرفت به مقام قديس حضرت حجت، سلام الله عليه، به همين اندازه بسنده مي کنيم.

اينک بار ديگر به خلاصه وچکيده ى اين دوازده گروه از آيات وروايات توجه کنيد ودر معرفت به مقام والاي (قائم منتظر) عليه السلام، گامي فراتر نهيد:

1- نور مقدس امام زمان عليه السلام، نخستين مخلوق خداوند سبحخان وهدف آفرينش است.

2- ولايت ومحبت امام زمان عليه السلام، شرط قبولي اعمال وعيادت است وهر که ناباور به او وبي ولاء مهرش باشد، همرديف کفار ومحکوم به آتش جهنم است.

3- ذات قديس امام زمان عليه السلام، واسطه ى فيض ورحمت براي عالميان است.

4- وجود شريف امام زمان عليه السلام، داراي کمالات همه ى پيامبران است.

5- دست مبارک امام زمان عليه السلام، به کمال رسان عقول وتعالى دهنده ى اخلاق مردم است.

6- زندگي ساده ى امام زمان عليه السلام، سمبل زهد وورع است.

7- دعاها وعبادات امام زمان عليه السلام، ستايش وپرستش خداوند تبارک وتعالى، به تمام کمالات وجلوات او است.

8- معرفت امام زمان عليه السلام، راه معرفت حضرت رب العزه جل جلاله مي باشد وهر که او را نشناسد، خداوند سبحان را نخواهد شناخت.

9- بر امامت وولايت امام زمان عليه السلام، در عالم ميثاق، از همه پيمان گرفته شده است.

10- مقام با عظمت امام زمان عليه السلام، از عيسي بن مريم برتر ودرجه اش از تمام پيامبران، جز رسول اکرم صلى الله عليه وآله، والاتر است.

11- برنامه ى امام زمان عليه السلام، احياء کننده ى آرمان پيامبران وامامان عليهم الصلوة والسلام است.

12- بزرگواري وعظمت امام زمان عليه السلام، پيوسته در گفتار ورفتار اهل بيت عصمت وطهارت عليهم السلام خاطرنشان گرديده است.


 

 

 

پاورقى:


(1) الغدير - جلد دهم - صفحه ى 360.

(2) سوره ى مريم آيه ى 30.

(3) سوره ى مريم آيه 33.

(4) سوره ى توبه آيه 111.

(5) تفسير روان جاويد - جلد اول - صفحه ى 162.

(6) سوره ى اسراء، آيه ى 81.

(7) منتخب الأثر، صفحه ى 471.

(8) سوره ى اعراف آيه ى 187.

(9) نشريه ى انتظار شماره ى 6 صفحه ى 83 و84.

(10) نشريه ى انتظار شماره ى 6 صفحه ى 83 و84.

(11) نشريه ى انتظار شماره 6 صفحه ى 83 و84.