دستيابي به ملاقات امام زمان در پيام آن حضرت

هر چيزي را علتي است وتاخير ظهور حضرت ولي عصر عجل الله تعالي فرجه الشريف نيز عللي دارد که يکي از آنها تفرقه قلوب مسلمين است واتحاد مسلمين از آرزوهاي ديرينه ما است که متاسفانه خلافش را مشاهده مي کنيم. در پيامي از پيامهاي حضرت آمده است که اگر مسلمين باهم هماهنگ بودند وبه وعده ها وفا مي کردند زودتر به هدف مي رسيدند، اينک متن پيام حضرت را مي خوانيد.

متن پيام

لو ان اشياعنا وفقهم الله لطاعته على اجتماع من القلوب في الوفاء بالعهد عليهم لما تاخر عنهم اليمن بلقائنا ولتعجلت لهم السعاده بمشاهدتنا علي حق المعرفه وصدقها منهم بنا. فما يحبسنا عنهم الا ما يتصل بنا مما نکرهه ولا نوثره منهم.(1) شيعيان ما که خداوند آنها را به طاعت خويش توفيقشان دهد اگر در راه ايفاي پيماني که بر دوش دارند همدل مي شدند ميمنت ديدار ما از ايشان به تاخير نمي افتاد وسعادت ديدن ما زودتر نصيبشان مي شد. ديداري بر مبناي شناختي درست وصداقتي از آنان نسبت به ما وما را از شيعيان دور نگه نمي دارد مگر کردارهاي آنان که به ما مي رسد وبراي ما ناخوش آيند ودور از انتظار است.

مدعيان ديدار در پيام امام زمان

شايان ذکر است که حضرت ولي عصر عجل الله تعالي فرجه دو غيبت دارد.

1 - غيبت صغري (کوتاه مدت).

2 - غيبت کبري (دراز مدت). غيبت صغراي حضرت 69 سال به طول انجاميد، ولي انقضاي مدت غيبت کبري را جز خداوند متعال کسي نمي داند. در زمان غيبت صغري علاوه بر نواب اربعه افراد ديگري نيز خدمت حضرت شرفياب شدند که اسامي شريفشان در عداد مشرفين خدمت حضرت در کتابهائي از قبيل نجم الثاقب ويا جلد سيزدهم بحار علامه مجلسي عطر الله مرقده آمده است.

ولي در زمان غيبت کبري با حديثي که در پيام امام زمان عليه السلام مي خوانيم ديدار حضرتش ميسر نيست، اما شخصيت هائي از قبيل علي بن مهزيار وسيد بحرالعلوم رضوان الله تعالي عليهما خدمت حضرتش شرفياب شده اند. براي توجيه مطلب لازم است اول از بيان وپيام حضرت ولي عصر عجل الله تعالي فرجه الشريف استفاده نموده وسپس به توجيه مطلب بپردازيم.

متن پيام

سيأتي (الى) شيعتي من يدعي المشاهده الا فمن ادعي المشاهده قبل خروج السفياني والصيحه فهو کاذب مفتر.(2) بعضي نزد شيعيان من آمده ديدار مرا ادعا مي کنند، بدانيد هر کس پيش از خروج سفياني ونداي آسماني ادعاي ديدار نمايد او دروغگو است وافتراء مي بندد. توجيه مطلب از دو طريق ممکن است.

1 - حضرت با اين بيان مي خواهد از دغل بازي دغل بازان جلوگيري نمايد، زيرا در هر عصر وزمانه بعضي ها در گوشه وکنار خود را وابسته به امام زمان عليه السلام وانمود کرده ودر زير چنين چتري افرادي را در دام فريب خود گرفتار مي نمايند.

2 - ممکن است منظور اين باشد که هيچ کس در عصر غيبت کبري ادعاي نيابت خاصه نکند (والله اعلم).

نگارنده گويد: بيان آقا امام زمان عليه السلام هيچ منافاتي با بعضي از حکايات از قبيل حکايت تشرف سيد بحرالعلوم ندارد، زيرا آن دو توجيه بالا در اين گونه افراد متصور نيست.

حوادث غم بار در پيام امام زمان

هيچ کس نمي تواند از آينده خبر دهد، زيرا بين ما وآينده حجابي است به نام حجاب زمان. کساني مي توانند از آينده خبر دهند که در مقابلشان حجاب نباشد وآنها پيامبران وامامان شيعه هستند که هر خبري از آينده دادند مطابق با واقع بود. حضرت ولي عصر عليه السلام از آشوب مشرق زمين خبر داد وسپس پيامي فرستاد که در ذيل مي خوانيد.

متن پيام

ويحدث في ارض المشرق ما يحزن ويقلق ويغلب من بعد علي العراق طوائف عن الاسلام. مراق تضيق بسوء فعالهم علي اهله الارزاق. ثم تنفرج الغمه من بعد ببوار طاغوت من الاشرار، ثم يسر بهلاکه المتقون الاخيار ويتفق لمريدي الحج من الافاق ما يوملونه منه علي توفير عليه منهم واتفاق ولنا في تيسير حجهم علي الاختيار منهم والوفاق، شان علي نظام واتساق. فليعمل کل امرء منکم بما يقرب به من محبينا ويتجنب ما يدنيه من کراهتنا وسخطنا. فان امرنا بغته وفجاه.(3)

در مشرق زمين حوادثي غم بار ووحشت زاي روي خواهد داد وبعد از آن گروههائي که از اسلام روي گردانيده اند وخروج نمودند بر عراق تسلط پيدا مي کنند وبر اثر بدکاري وسوء اعمال آنان اهل عراق دچار ضيق معيشت مي گردند وپس ازمدتي با هلاکت ونابودي وفرمانروائي بدکاران ناراحتي ها برطرف مي شود وپرهيزکاران ونيکوکاران از هلاکت ونابودي او شاد مي گردند. کساني که از گوشه وکنار دنيا به حج مي روند به تمام آرزوها واهداف خود مي رسند وهر چه مي خواهند در دسترس آنها وجود خواهد داشت وما را در آسان نمودن حج آنان بر طبق دلخواهشان جايگاه ومقامي است که با انسجام ونظم صادر مي گردد. بنابر اين هر يک از شما بايد کاري کند که وي را به محبت ودوستي ما نزديک نمايد واز آنچه که خوش آيند ما نباشد وباعث کراهت وخشم ما است دوري گزيند، زيرا فرمان ما ناگهان فرا مي رسد.

شناخت حق در پيام امام زمان

شناخت، يکي از مشکلات هر زماني بوده وهست، وهيچ اختصاص به يک چيز خاصي ندارد. مثلا در امور مادي، شناخت هنر از قبيل خط ونقاشي وغيره ويا شناخت روح وعقل وقلب ونفس در معنويات. در اين ميان يکي از مشکلات (شناخت حق وباطل) است که به آساني ميسر نيست.

توجيه مطلب

براي توجيه مطلب وروشن شدن آن جرياني از جنگ جمل را در اينجا مي آوريم تا بدانيم شناخت حق وباطل چه اندازه مشکل است. مردي از اصحاب حضرت اميرالمومنين علي عليه السلام در جريان جنگ جمل سخت در ترديد قرار گرفته بود که حق باکي است زيرا او دو طرف را مورد توجه خويش قرار مي داد، از يک طرف حضرت علي عليه السلام را مي ديد وشخصيتهاي بزرگ اسلامي را که در رکاب علي بن ابي طالب عليه السلام شرکت دارند وشمشير مي زنند ومي رزمند. واز طرف ديگر عايشه را مي بيند، که قرآن مجيد درباره زوجات آن حضرت مي فرمايد: وازواجه امهاتهم. همسران پيامبر مادران مومنينند. اينک مادر مومنين با حضرت علي عليه السلام مشغول به جنگ است. در رکاب عايشه هم (طلحه) را مي بيند که از پيشتازان اسلام ومرد خوش سابقه وتيرانداز ماهر در ميادين جنگهاي اسلامي ومردي که به اسلام خدمتهاي ارزنده اي کرده است. وهمچنين (زبير) را مي بيند که به اسلام خدمت کرده وخوش سابقه تر از طلحه مي باشد، واز جمله کساني است که در خانه حضرت علي عليه السلام متحصن شده که با ابا بکر بيعت نکند زيرا او علي را شايسته مي دانست. خلاصه اين مرد در حيرت وسرگرداني عجيبي قرار گرفت ونمي داند چه کند؟ زيرا حضرت علي وطلحه وزبير در راه اسلام فداکاري ها کرده اند ودر سخت ترين دژها باهم بودند ولي اکنون رو در روي هم قرار گرفته اند، کدام حق است وکدام باطل؟!! در اين گيرودار چه بايد کرد؟

شايان توجه

توجه داشته باشيد، نبايد آن مرد را در حيرت وسرگرداني ملامت کرد، زيرا شخصيت وسابقه (طلحه وزبير) خيره کننده بود، وما هم اگر در آن زمان بوديم سرنوشت ما مشخص نبود. ما الان در اين گونه امور مردد نمي شويم زيرا تاريخ خط مشي آنها را مشخص نموده است ولي در نظير اين مطلب ممکن است گرفتار سرگرداني شويم. در هر حال آن مرد نزد حضرت اميرالمومنين علي عليه السلام شرفياب شد وگفت: ا يمکن ان يجتمع زبير وطلحه وعايشه علي باطل؟!! آيا ممکن است: طلحه وزبير وعايشه بر باطل اجتماع کنند؟

قضاوت دکتر طه حسين

حضرت علي عليه السلام در جواب آن مرد سخني فرمود که (دکتر طه حسين) دانشمند ونويسنده مشهور مصري مي گويد: سخني محکمتر وبالاتر از اين نمي شود، بعد از آن که وحي خاموش گشت ونداي آسماني منقطع گرديد: سخني به اين بزرگي شنيده نشده است، وآن اين است: انک لملبوس عليک، ان الحق والباطل لا يعرفان باقدار الرجال. اعرف الحق بالحق تعرف اهله، واعرف الباطل تعرف اهله.

يعني: حقيقت بر تو مشتبه گرديده، حق وباطل را با ميزان قدر وشخصيت افراد نمي شود شناخت. اين صحيح نيست که تو اول شخصيتهائي را مقياس قرار دهي وبعد حق وباطل را با اين مقياس ها بسنجي. فلان چيز حق است چون فلان وفلان با آن موافق اند وفلان چيز باطل است چون فلان وفلان با آن مخالفند، نه، اشخاص نبايد مقياس حق وباطل قرار گيرند، اين حق وباطل است که بايد مقياس اشخاص وشخصيت آنان باشند.(4) حالا که دانستيم شناخت حق مشکل است واشخاص را نبايد ملاک قرار داد بلکه حق ملاک شخصيت است، چقدر زيبنده است از پيام حضرت ولي عصر عليه السلام استفاده کنيم.

متن پيام

وليعلموا ان الحق معنا وفينا، لا يقول ذلک سوانا الا کذاب مفتر، ولا يدعيه غيرنا الا ضال غوي.(5) بايد بدانند که حق با ما ودر نزد ما است، واين سخن را کسي جز ما نمي گويد مگر دروغگوي تهمت زننده وجز ما کسي اين ادعا را ندارد مگر گمراه وگمراه کننده. از بيان وپيام حضرت، دو فايده بدست مي آيد، يکي در رابطه با حق، وديگر درباره مدعيان مهدويت که جملگي بر باطلند وگمراه کننده.

پيام امام زمان در ناپيدا بودن مسکن آن حضرت

بعد مکاني گاهي با مشکلات فراوان حل مي شود، مثلا شخصي در يکي از کشورهاي آسيائي زندگي مي کند وفرزندش در يکي از ممالک اروپائي مشغول به تحصيل است، بالاخره با پشت سر گذاشتن مشکلاتي ممکن است پدر به ملاقات فرزند خود برود وبر عکس. ولي وقتي که مکان نامعلوم باشد چه مي توان کرد؟ در پيامي که حضرت ولي عصر عليه السلام به وسيله نامه به جناب شيخ مفيد مي نويسد همين مطلب را ياداور شده وآن را مصلحت خدائي بحساب آورده است.

متن پيام

نحن وان کنا ثاوين بمکاننا النائي عن مساکن الظالمين. حسب الذي اراناه الله تعالي لنا من الصلاح ولشيعتنا المومنين في ذلک مادامت دوله الدنيا للفاسقين.(6) اگر چه در مکاني دور از جايگاه ستمگران ساکن شده ايم وتا پايان حکومت تبهکاران مصلحت ما وشيعيان با ايمان مادر دوري ما است واين هم بر اساس صلاح ديد خداوند متعال است.

دوري از جايگاه ظالمين همان شيوه حضرت رسول صلي الله عليه وآله است که برفراز کوه در غار حرا قرار مي گرفت تا از غوغاي ستم وستمگران دور باشد.

هماهنگي با امام زمان در پيام آن حضرت

تاريخ بهترين شاهد است که مردم در هيچ زماني با امامان ما همراه وهماهنگ نبودند وآنها از پشتيباني وحمايت مردم بي بهره بودند. مثلا حضرت اميرالمومنين علي عليه السلام که خليفه بلا فصل رسول خدا صلوات الله وسلامه عليه بود از حمايت مردم بهره اي نداشت وما در اين رابطه شواهد زيادي داريم. عمرو بن ثابت گفت: از امام صادق عليه السلام شنيدم مي فرمود: بعد از ارتحال حضرت رسول خدا صلوات الله وسلامه عليه مردم مرتد شدند مگر سه نفر:

1 - سلمان.

2- ابوذر.

3 - مقداد.

زيرا چهل نفر خدمت حضرت اميرالمومنين علي عليه السلام شرفياب شدند وگفتند: ما بعد از رسول خدا صلوات الله وسلامه عليه هيچ کس را قبول نداريم مگر شما را، حضرت فرمود: چرا؟ گفتند: براي آن که از رسول خدا صلوات الله وسلامه عليه شنيديم که شما را به عنوان جانشيني برگزيد ومعرفي کرد. حضرت فرمود: هر چه من بگويم مي پذيريد؟ گفتند: بلي، فرمود فردا سر تراشيده بيائيد. حضرت امام صادق عليه السلام در تتمه حديث فرمود: هيچ کس نيامد مگر همين سه نفر نام برده، آن گاه فرمود عمار ياسر بعد از ظهر آمد. حضرت فرمود: برگرديد من نيازي به شما ندارم زيرا شما در تراشيدن سر از من نشنيديد پس چگونه در جبهه هاي جنگ ونزاع با دشمن از من خواهيد شنيد؟!!.(7)

وهمچنين در عصر حضرت امام حسن مجتبي عليه آلاف التحيه والثناء بر اساس عدم همياري مردم جريان صلح با معاويه پيش آمد. ويا در زمان حضرت امام حسين عليه السلام که با نامه ها وعده ياري دادند وبا نائبش بيعت نمودند ولي بالاخره آن چنان قتال وکشتاري پيش آمد که تا آخر عمر دنيا شيعه عزادار خواهد بود. وساير امامان ما، که گرفتار تقيه وشکنجه وزندان بودند ومردم آنها را ياري نمي کردند. بنابر اين وظيفه ما در زمان غيبت حضرت ولي عصر عليه السلام چيست؟ ودر زمان ظهورش چه بايد کرد؟ بيان ذيل که از پيامهاي آن حضرت است مي خوانيد.

متن پيام

اتقوا الله جل جلاله، وظاهرونا علي انتياشکم من فتنه قد انافت عليکم، يهلک فيها من حم اجله، ويحمي عليه من من ادرک امله، وهي اماره لازف حرکتنا ومباثتکم بامرنا ونهينا، والله متم نوره ولو کره المشرکون.(8) تقواي خدا پيشه کنيد وما را ياري دهيد تا از فتنه اي که به شما روي آورده نجات بخشيم، فتنه وآشوبي که هر کس مرگش فرا رسيده باشد از آن هلاک مي گردد وآن کس که به آرزوي خود رسيده باشد از آن دور ماند وآن فتنه نشانه نزديک شدن وحرکت وجنبش ما وپخش نمودن خبر آن به وسيله شما بنا به دستورات واوامر ونواهي ما است وخداوند نور خودش را تمام خواهد کرد گر چه مشرکان را خوش نيايد.

پيام امام زمان در رابطه با حق

در يکي از بحثهاي قبل (صفحه 69) گفتيم که يکي از مشکلات دنيا شناخت حق است که حضرت امير المومنين علي عليه السلام فرمود: الحق اوسع الاشياء في التواصف واضيق الاشياء في التناصف.(9) حق در مقام گفتار وتوصيف ميدان وسيعي دارد، اما در مقام عمل مشکل مي شود وميدان وسيعش مبدل به دائره ضيق وتنگ مي گردد. بنابر اين اگر بخواهيم به مشکل بر نخوريم بايد به حقي که شناخته شده است به پيونديم.

متن پيام

والحق معنا فلن يوحشنا من قعد عنا ونحن صنائع ربنا والخلق بعد صنائعنا.(10) حق با ماست وهر کس از اطاعت ما سرپيچي کند ما را به وحشت نمي اندازد وما دست پرورده پروردگاريم وآفريده هاي بعد از ما دست پرورده ما هستند. شايان ذکر است که مشکل شناخت هر حقي با مراجعه به اهلش حل مي شود وچون ما هيچ گونه شک وترديدي در حقانيت حضرات معصومين عليهم السلام ندرايم پس چه بهتر حق را از طريق حق بشناسيم.

سرپرستي امام زمان در پيام آن حضرت

هر قوم وملتي نياز به زمامدار دارند واين يک امر اجتناب ناپذير است ملت ومردم بي سرپرست مانند رمه بي شبانند که هر آن خطر آنها را تهديد مي کند، ولي در مکتب اسلام سرپرستي با مکتبهاي ديگر فرق دارد. در جهان خارج از اسلام سرپرستي وزمامداري مختص به صاحبان زر وزور بوده وهست، ولي در اسلام سرپرستي جنبه انتصاب دارد که امام هر زمان عهده دار چنين منصبي خواهد بود. ودر عصر غيبت با توجه خاصي که آن حضرت به ما دارد افراد شايسته اي زمام امر مسلمين را به دست گرفته اند تا مسلمين از دين وايمان وامام زمان عليه السلام رو گردان نباشند. اينک متن پيام حضرت ولي عصر عليه السلام را در اين رابطه مي خوانيد:

متن پيام

انا غير مهملين لمراعاتکم، ولا ناسين لذکرکم، ولولا ذلک لنزل بکم اللاواء واصصلمکم الاعداء.(11) ما از رسيدگي وسرپرستي شما کوتاهي واهمال نکرده وياد شما را از خاطر نبرده ايم. که اگر جز اين بود دشواري ها ومصيبتها بر شما فرود مي آمد ودشمنان شما، شما را ريشه کن مي نمودند.

حجت روي زمين در پيام امام زمان

حجت از نظر معني به چند معني آمده که از جمله به معناي پيشوا است. انبياء وامامان هم به همين منظور از جانب خداوند متعال ماموريت پيدا کرده اند تا خلق را ارشاد نموده واز ضلالت وگمراهي نجاتشان دهند وروي همين اصل آنها را حجت نيز ناميده اند، چنانچه در سفارشات حضرت موسي بن جعفر عليه السلام به هشام بن حکم مي خوانيم: ان لله علي الناس حجتين: حجه ظاهره وحجه باطنه. فاما الظاهره فالرسل والانبياء والائمه عليهم السلام.

واما الباطنه فالعقول.(12) به راستي که براي خدا در ميان مردم دو پيشوا است، پيشواي ظاهر وپيشواي باطن ودرون. اما پيشواي ظاهري رسولان وپيامبرانند وامامان عليهم السلام. واما پيشواي باطني ودروني عقلهاي مردم است. ولي اين سوال پيش مي آيد: آيا ممکن است که زمين خالي از حجت خدا باشد؟ جواب اين سوال را در پيام امام زمان عليه السلام مي خوانيم.

متن پيام

ان الارض لا تخلو من حجه، ولا يبقي الناس في فتره.(13)

زمين هرگز از حجت وپيشوا خالي نمي ماند ومردم در وقفه وسرگرداني نخواهد بود. بنابر اين خدا را شکر مي کنيم از اينکه پيوسته حجت وراهنما براي ما مقرر فرموده ودر هر زمان مردم از وجود انبياء وپيامبران ويا جانشينشان بهره مند بوده اند، وما نيز از برکات وجود حضرت ولي عصر ارواحنا فداه بهره منديم.

نگارنده گويد: در بعضي از ادعيه آمده: بوجوده ثبتت الارض والسماء. برقراري زمين وآسمان وابسته به وجود آن حضرت است.(14)

تقوا وتسليم در پيام امام زمان

در پيام زير که از حضرت ولي عصر مي خوانيم سه مطلب مطرح است:

1 - تقوي.

2 - تسليم.

3 - تفويض.

ولي قبل از بيان پيام امام زمان عليه السلام لازم است يکايک مطالب نامبرده را معنا کنيم: اما تقوي: به معناي قدرت باز دارنده است که شخص با تقوي در مواقع لزوم خود را از گناه بازدارد وتنها راه رسيدن به چنين قدرتي ترس از مقام دادستاني خدا است. واما تسليم: به اين معنا است که انسان بعد از شناخت خدا ورسول وائمه اطهار خود را تسليم خدا بداند وبدون چون وچرا از او ونمايندگانش بشنود، بهمان نحوه اي که بيمار از پزشک معالج مي شنود ودواي تلخ را مي خورد وچاقوي جراحي وپانسمان ودردهاي سخت را تحمل مي کند. واما تفويض: به اين معنا است که انسان تمام کارهاي خود را واگذار به خدا کند، مثل شخصي که در دادگستري پرونده دارد وخودش نمي تواند از عهده دفاع بر آيد، لذا متوسل به وکيل مي شود وپرونده قضائي خود را به وکيل واگذار مي نمايد تا در محکمه قضا، مقابل قاضي سخن بگويد واز موکل خود دفاع کند. اين وکيل گرفتن به معناي واگذار کردن کارهاي قضائي است به وکيل که در صورت محکوم شدن، موکل حق اعتراض ندارد. با توجه به سه مطلب مطرح شده به پيام حضرت ولي عصر عجل الله تعالي فرجه الشريف مي پردازيم.

متن پيام

فاتقوا الله وسلموا لنا وردوا الامر الينا، فعينا الاصدار کما کان منا الايراد ولا تحاولوا کشف ما غطي عنکم.(15) از خدا بترسيد وتسليم ما شويد وکارها را به ما بسپريد، پس بر ماست که شما را از سرچشمه سيراب برگردانيم، همان گونه که بردن شما به سوي چشمه به وسيله ما بوده است ودر پي آنچه که از شما پوشيده شده نرويد.

نگارنده گويد: ما از راهنمائي آقا امام زمان عليه السلام سپاسگزاريم، ودر ضمن از حضرتش مي خواهيم که توفيق رسيدن به اين سه مقام شامخ را از خداي متعال براي ما بخواهد.

پيام امام زمان به کساني که درباره آن حضرت شک دارند

کساني که درباره امام زمان شک دارند در هر عر وزماني بوده اند وهنوز هم هستند. در اين رابطه گروهي به حضرت ولي عصر عجل الله تعالي فرجه الشريف نامه نوشتند واختلاف مردم را به عرض رساندند. جوابي از ناحيه مقدسه رسيد که نويسندگان نامه را مخاطب قرار داده ودر واقع پيامي است براي شاکين.

متن پيام

بسم الله الرحمن الرحيم: عافانا الله واياکم من الفتن ووهب لنا ولکم روح اليقين واجارنا واياکم من سوء المنقلب. انه انهي الي ارتياب جماعه منکم في الدين وما دخلهم من الشک والحيره في ولاه امرهم. فغمنا ذلک لکم لا لنا وسائنا فيکم لا فينا لان الله معنا فلا فاقه بنا الي غيره.(16) خداوند ما وشما را از فتنه ها محفوظ دارد وبه ما وشما روح يقين عنايت فرمايد واز فرجام زشت پناه دهد وحفظ نمايد. از ترديدي که درباره اولياء امرشان به دل آنان راه پيدا کرده خبردار شديم واز اين جهت به خاطر شما نه بخاطر خودمان اندوهگين گشتيم ودرباره شما نه درباره خودمان بدحال شديم، زيرا که خدا با ما است وبا بودن او نيازي به ديگري نداريم.

نجات از سرگرداني در پيام امام زمان

کساني که درباره امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف دچار شک وترديد وسرگرداني شده اند، در حقيقت مي توان آنها را بر دو قسم تقسيم کرد.

1 - بر اساس بي اعتقادي.

2 - بر پايه دير کرد ظهور آن حضرت.

که اين دو مطلب را مي توان پايه هاي اساسي شک وترديد وحيرت قرار داد، لذا حضرت ولي عصر عليه السلام در اين رابطه به بعضي از علماء چنين پيام فرستاده است.

متن پيام

يا هولاء ما لکم في الريب تترددون وفي الحيره تنعکسون؟ او ما سمعتم الله يقول. (يا ايها الذين آمنوا اطيعوا الله واطيعوا الرسول واولي الامر منکم). او ما علمتم ما جائت به الاثار مما يکون ويحدث في ائمتکم علي الماضين والباقين منهم عليهم السلام.(17) اي مردم چرا دچار شک وترديد شده ودر وادي حيرت وسرگرداني گيج مي خوريد؟ آيا نشنيده ايد که خداوند مي فرمايد:

اي کساني که ايمان آورده ايد خدا را اطاعت کنيد ورسول خدا صلي الله عليه وآله وصاحبان امر خود را اطاعت نمائيد. آيا آنچه که در اخبار وروايات درباره رويدادهائي که در زندگي پيشوايان شما بر گذشتگان وآيندگانشان بوده رخ داده ومي دهد نمي دانيد؟

نگارنده گويد: اشاره حضرت به گذشتگان روشن است، زيرا حاکمان بني اميه وبني عباس صفحات تاريخ را لکه دار کردند. واما کلمه باقين يک خبر غيبي است زيرا بعد از گذشت حکومت امويين وعباسيين افرادي بر مسلمين حکومت کردند که از آنها جز ظلم وستم چيزي ديده نشد، مثل خاندان پهلوي.

امتحان الهي در پيام امام زمان

يکي از مطالب اجتناب ناپذير امتحان خداوند متعال است که هر فرد مسلمان در جريان اين امر قرار مي گيرد ودر حديث شريف از بيان حضرت خاتم الانبياء صلوات الله وسلامه عليه آمده که چند دعا مستجاب نمي شود. از جمله دعاي کسي است که از خداوند متعال بخواهد امتحانش نکند. شايان ذکر است که امتحان خداوندي براي آن نيست که خدا شخص امين وخائن را بشناسد، بلکه براي اتمام حجت بندگان است. مثل محصلي که امتحان مي شود وچنين امتحاني در پرونده اش منعکس مي گردد تا در صورت عدم قبولي حق اعتراض نداشته باشد.

وچون چنين است حضرت ولي عصر عليه السلام در اين رابطه پيامي دارد که آميخته با نگراني است.

متن پيام

وانا اعوذ بالله من العمي بعد الجلاء، ومن الضلاله بعد الهدي ومن موبقات الاعمال ومرديات الفتن، فانه عز وجل يقول: (الم، احسب الناس ان يترکوا ان يقولوا آمنا وهم لا يفتنون).(18) من از کوري بعد از بينائي واز گمراهي، پس از هدايت ورفتار هلاکت بار وفتنه هاي خطرناک به خدا پناه مي برم. خداوند متعال مي فرمايد: آيا مردم پنداشته اند که رها شده اند، همين که بگويند ايمان آورده ايم، آيا امتحان نمي شوند.

هدف گرايي در پيام امام زمان

از جناب آقاي فلسفي واعظ مشهور شنيدم که مي فرمود: در پاريس برف سنگيني باريده بود، در نتيجه مدارس بدون اطلاعيه دولت تعطيل شد. در يکي از مدارس چند دانش آموز ويکي از اساتيد آمده بودند، هنگام خروج از محيط مدرسه که مي بايد از روي برف راه بروند، استاد شاگردان را مخاطب قرار داد وگفت: کداميک از شماها مي توانيد روي برف آن چنان برويد که جاي پاي شما يک خط مستقيم وبدون اعوجاج نشان بدهد؟ يکي از شاگردان اعلام آمادگي کرد وسر به زير افکند وبا توجه به قدمهاي خود با کمال دقت خود را به ديوار روبروي مدرسه رسانيد اما آثار قدمهاي او مار پيچ به نظر مي آمد. نفر دوم اعلام آمادگي کرد، با دقت کامل مي رفت تا بلکه بتواند نتيجه مثبت بگيرد ولي جاي پاي او هم تشکيل خط مستقيم نداد. نفر سوم اعلام آمادگي کرد وخيلي سريع رفت ونتيجه مثبت گرفت وهيچ گونه کجي در جاي پاي وي مشاهده نشد!! وقتي که پرسيدند شما چه کرديد که موفق شديد؟ جواب داد هنگام حرکت هدف گيري کردم وبا توجه به همان هدف رفتم، توجيه بيشتري خواستند، گفت حبابي که بر ديوار است نگاه کردم وبدون نگاه به راست وچپ به سوي هدفم راه افتادم ودر نتيجه موفق شدم. بنابر اين زندگي بدون تعيين هدف انحراف انگيز است وتعيين هدف براي هر کسي لازم به نظر مي رسد. حضرت ولي عصر عليه السلام در اين رابطه پيامي دارد که در ذيل مي خوانيد.

متن پيام

ولا تميلوا عن اليمين وتعدلوا الي اليسار، واجعلوا قصدکم الينا بالموده علي السنه الواضحه.(19) از راه راست به راه چپ منحرف نشويد ومقصد خود را با دوستي ما بر اساس راهي که روشن است به طرف ما قرار دهيد. شايان ذکر است که اين توقيع شريف در رابطه با مشاجره ونزاع عقيدتي است که بين (ابي غانم قزويني) وگروهي از شيعه پيش آمد ونزاعشان درباره حضرت مهدي عليه السلام بود. ابوغانم قزويني مي گفت حضرت ابامحمد (حسن عسکري) عليه السلام داراي فرزند نبوده است، لذا حضرات شيعه نامه اي به حضرت نوشتند وخدمتش ارسال داشتند، حضرت جواب نامه آنها را مشروحا مرقوم فرمودند که فرازي از آن را به عنوان پيام امام زمان عليه السلام خوانديد.(20)

نگارنده گويد: نظير اين مطلب در رابطه با حضرت موسي بن جعفر عليه السلام آمده که وقتي نماينده نيشابور با وجوهاتي که مردم داده بودند وارد مدينه شد که خدمت امام صادق عليه السلام بدهد ومعلوم شد که حضرت وفات نموده ودرباره امامت اختلاف است. در حرم نبوي متوسل شد ناگاه دستي به شانه اش رسيد ديد غلام سياهي است از طرف حضرت موسي بن جعفر آمده ومي گويد آقا مي فرمايد: اين طرف وآن طرف نرود به نزد ما بيا.(21)

مطرودين خدا در پيام امام زمان

در اعصار وقرون گذشته کساني بودند که بر اساس انجام اعمال ناپسند از نظر خاندان پيغمبر وحضرات معصومين عليهم السلام مطرود به حساب امده وحتي در بعضي از موارد امامان ما آنها را لعن هم مي کردند. مثلا مرحوم مامقاني در رجال (تنقيح المقال) بمناسبت کلمه (بسر) ومرحوم حاج شيخ عباس قمي محدث بزرگ در کتاب شريف سفينه البحار به مناسبت کلمه (لعن) آورده اند. کان علي عليه السلام يقنت في الفجر والمغرب ويلعن......

يعني حضرت اميرالمومنين علي عليه السلام در قنوت نماز صبح ومغرب ده نفر را لعن مي کرد. وما با مطالعه در کتب نتيجه مي گيريم که هر کدام از اين ده نفر به انحاء مختلفه با اسلام بازي کردند لذا بايد از نظر حضرت علي عليه السلام مطرود باشند، پيام امام زمان عليه السلام هم ناظر به چنين مطلبي است که مطالعه وملاحظه مي فرمائيد.

متن پيام امام زمان عليه السلام

کل من نبرا منه فان الله يبرا منه وملائکته ورسله واوليائه.(22) هر کسي که ما از او بيزاري جوئيم، خدا وفرشتگان وپيامبران واوليائش نيز از او بيزاري مي جويند.

بنابر اين چقدر شايسته است که ما در گفتار وکردار ان چنان باشيم تا هر چه بيشتر تقرب حاصل کنيم واگر نتوانستيم به مقام قرب برسيم موجب دوري وبيزاري هم نگرديم.

آرزو دارم که گر گل نيستم خاري نباشم

گر نگشتم دوست با صاحب دلي دشمن نگردم

نيست گر در آستينم دست بهر دستگيري

راهم ار روزي به خلوتخانه اسرار دادند

 

بار بردار از دوشي نيستم باري نباشم

بوستان بهر خليل ار نيستم ناري نباشم

باري اندر آستين اين وآن ماري نباشم

از جهالت مايه افشاي اسراري نباشم(23)

خواست خدا در پيام امام زمان

خواسته هاي مردم متوت است وهر کسي مسئلتي دارد وچيزي را طلب مي کند ولي وقتي که به خواسته خود نمي رسد از خداوند متعال شکايت دارد وهيچ توجه به اين آيه شريفه ندارد: (عسي ان تکرهوا شيئا وهو خير لکم، وعسي ان تحبوا شيئا وهو شرا لکم والله يعلم وانتم لا تعلمون).(24) چه بسا چيزي را دوست نداريد ولي براي شما خير است وبسا چيزي را دوست داريد اما برايتان شر است، آن نيک وبد (خير وشر) را فقط خدا مي داند وبس. بنابر اين خواست خداوند متعال براي ما خير است، روي همين اصل مردان خدا فقط به خواست خداي بزرگ توجه دارند وجز اين نمي خواهند، وزندگاني حضرات معصومين سلام الله عليهم اجمعين روي همين پايه بنيانگذاري شده، چنانچه در پيام حضرت ولي عصر عجل الله تعالي فرجه الشريف مي خوانيم.

متن پيام

قلوبنا اوعيه لمشية الله فاذا شاء شئنا.(25) دلهاي ما ظرف اراده ومشيت خداست، پس هر گاه او چيزي را اراده کند ما نيز همان چيز را اراده مي کنيم.

پيام امام زمان در رابطه با گمراهي پس از هدايت

مردم از نظر هدايت وگمراهي چند دسته اند:

1 - جاهل قاصر (کسي که از هر گونه وسائل ارشادي دور بوده وهيچ گونه هدايتي را درنيافته است).

2 - جاهل مقصر (کسي که وسائل هدايت در اختيارش بوده ولي بر اساس بي اعتنائي وعدم توجه همچنان جاهل مانده است).

3 - کسي که در کانال هدايت قرار گرفته واز برنامه ها ومقدسات مذهبي بهره مند شده است اما سپس بر اساس تبليغات سوء اجابت از صراط مستقيم به ضلالت وگمراهي گرويده.

4 - کسي که در حيرت وسرگرداني بسر مي برد وحال آنکه راه حق وباطل را تميز مي دهد. اينکه فرازي از پيام حضرت ولي عصر عجل الله تعالي فرجه الشريف را در رابطه با دو دسته اخير مي خوانيد که در نامه شريف آن حضرت به عثمان بن سعيد عمروي وفرزندش آمده است:

متن پيام

کيف يتساقطون في الفتنه، ويترددون ي الحيره وياخذون يمينا وشما، فارقوا دينهم ام ارتابوا، ام عاندوا الحق ام جهلوا ما جائت به الروايات الصادقه والاخبار الصحيحه واعلموا ذلک فتناسوا!!(26) چگونه اين مردم در فتنه افتاده ودر وادي سرگرداني گام مي زنند وبه چپ وراست مي روند. از دينشان دست برداشته اند ويا دچار شک وترديد گشته اند ويا با حق عناد ودشمني مي ورزند ويا آنچه را که در روايات واخبار صحيحه آمده است نفهميده اند ويا مي دانند وخود را به فراموشي مي زنند؟!

نگارنده گويد: خداوند متعال از دو راه ما را هدايت فرموده است، يکي از طريق تکوين وديگر از طريق تشريع، هر انساني در دوران خود بعضي از خوبيها وبديها را تميز مي دهد ولي براي تکميل هدايت انبياء وامامان را مبعوث ومنصوب داشته است، در چنين صورتي گمراه بودن تعجب وتاثر دارد.!!

مبارزه با شيطان در پيام امام زمان

در جاي خود ثابت شده که انسان اشرف مخلوقات است وخداوند متعال در رابطه با خلقت انسان به خود تبريک گفته: (فتبارک الله احسن الخالقين).(27) ويکي از خصوصيات انسان اين است که مي تواند فراتر از فرشتگان پرواز کند وآن در صورتي است که به اين حديث شريف عمل نمايد. قال رسول الله صلي الله عليه وآله: من غلب عقله علي شهوته فهو اعلي من الملائکه. حضرت رسول اکرم صلي الله عليه فرمود: هر کس عقلش بر شهوتش غلبه کند، او برتر از فرشتگان است. ولي انسان با داشتن اين همه فضائل ومناقب، گرفتار دشمناني است که بايد به مبارزه با آنها برخيزد وگر نه شهوت وغرائزش بر عقل وي غلبه مي کند وآن چنان در دره سقوط گرفتار مي شود که نجاتش مشکل خواهد بود واز حيوانات نيز پست تر مي گردد واز مراحل انسانيت دور مي شود. حضرت رسول اکرم صلوات الله وسلامه عليه در اين رابطه بياني دارد که ملاحظه مي فرمائيد: من غلب شهوته علي عقله فهو ادني من البهائم. هر کس شهوت وي بر عقلش چيره گردد او از حيوانات پست تر است واين همان سقوطي است که گروهي توجه به چنين ذلتي ندارند. بالاخره انسان داراي دشمناني است که بايد با آنها مبارزه کند. يکي از دشمنان انسان کافران هستند که خداوند متعال در قرآن مجيد فرموده:

(ان الکافرين کانوا لکم عدوا مبينا).(28) به راستي که کافران نسبت به شما دشمني آشکارند. دشمن ديگر انسان در قرآن مجيد منافقين معرفي شده اند که خداوند متعال فرمود: (هم العدو فاحذرهم قاتلهم الله اني يوفکون).(29) آنها (منافقين) دشمنند، از آنها بر حذر باشيد، خدا آنها را بکشد به کجا مي روند؟ يکي ديگر از دشمنان ما شيطان است که در قرآن مجيد آمده: (ولا تتبعوا خطوات الشيطان انه لکم عدو مبين).(30)

پيروي از برنامه هاي شيطان نکنيد زيرا او براي شما دشمني آشکار است. شايان ذکر است که براي مبارزه با هر کدام از نامبرده ها راهي است ومبارزه با شيطان نيز راهي دارد که از جمله آنها در پيام امام زمان عليه السلام آمده است.

متن پيام

فما ارغم انف الشيطان بشيء مثل الصلوه. فصلها فارغم انف الشيطان.(31) هيچ چيز مانند نماز بيني شيطان را به خاک نمي مالد، پس نماز بخوان تا بيني شيطان را به خاک بمالي.

 


 

 

 

پاورقی:


(1) بحار جلد 53 صفحه 177.

(2) کمال الدين: صفحه 516.

(3) بحار جلد 53: صفحه 175.

(4) جاذبه ودافعه علي عليه السلام با مقدار تحريف.

(5) کمال الدين: صفحه 511.

(6) کلمه الامام المهدي جلد 1 صفحه 190 نقل از بحار جلد 53.

(7) اختصاص شيخ مفيد چاپ مکتبه الصدوق: صفحه 6.

(8) بحار جلد 53 صفحه 175.

(9) غررالحکم.

(10) بحار جلد 53 صفحه 178.

(11) بحار جلد 53 صفحه 175.

(12) بحار جلد 1 صفحه 137.

(13) کمال الدين چاپ مطبعه الصدوق صفحه 445.

(14) مفاتيح الجنان، فرازي از دعاي عديله.

(15) بحار جلد 53 صفحه 179.

(16) کلمه الامام المهدي عليه السلام جلد 1 صفحه 300.

(17) کلمه الامام المهدي عليه السلام جلد 1 صفحه 302 نقل از غيبت شيخ طوسي وبحار جلد 53.

(18) کلمه الامام المهدي جلد 1 صفحه 312 نقل از بحار جلد 53.

(19) بحار جلد 53 صفحه 179.

(20) بحار جلد 53 صفحه 178.

(21) منتهي الامال با حذف تفصيل.

(22) احتجاج طبرسي جلد 2 صفحه 474.

(23) ديوان شمس واعظ لنگرودي.

(24) سوره بقره: آيه 216.

(25) بحار جلد 53 صفحه 51.

(26) کلمه الامام المهدي جلد 1 صفحه 312 نقل از بحار جلد 53.

(27) سوره مومنون: آيه 14.

(28) سوره نساء: آيه 101.

(29) سوره منافقون: آيه: 4.

(30) سوره بقره: آيه 168.

(31) بحار جلد 53 صفحه 182.