|
تبيين موضوع، اهداف، قلمروها وويژگي هاي بحث
بسيار منطقي است که سؤال شود از اين عنوان ذکر شده براي بحث چه
منظوري داريد؟
آيا تاريخ يک فرد يا يک جامعه يا مجموعه اي از پديده هاي از پيش
تعيين شده مد نظر است؟
يا اين که تاريخ تمام پديده هاي اجتماعي وانساني در عصر غيبت کبرى
مورد بحث قرار خواهد گرفت؟
پر واضح است که اين عنوان در مجموعه ى عناوين ويژه ى تاريخ اسلام
مطرح مي شود. بنابراين، بايد به مقطعي ودوره اي از تاريخ اسلام
ناظر باشد، ونه به تمام پديده هاي اجتماعي وانساني در اين دوران.
ولي از آن جايي که دوران غيبت کبرى امام مهدي (عجل الله فرجه) مطرح
مي باشد وامام مهدي (عجل الله فرجه)، امام تمام بشريت است ونه فقط
مسلمين يا شيعيان ودر اين دوران، مقدمات ظهور او به عنوان مصلحي
جهاني فراهم مي گردد، ورسالت بررسي تاريخ اين دوران منهاي در نظر
گرفتن نهايت اين دوران واهداف مطرح شده براي امامت او - که امام جن
وانس است - امکان پذير نيست، بنابراين، چه بسا لازم باشد که تاريخ
جهان اسلام بلکه جهان بشريت در اين دوران مورد مطالعه ودقت قرار
گيرد، تا سير تحولات اجتماعي وسياسي وفرهنگي - که به سمت فراهم شدن
شرايط جهاني براي ظهور مصلح جهاني جهت مي يابد، با توجه به هدف
مندي وقانون مند بودن حرکت جهان وبشريت در اين جهان - مورد دقت
قرار گيرد، ومقدار تطابق پيش بيني هاي وحياني براي آينده ى بشريت
با حرکت ارادي بشر وقانون مند بودن اين حرکت روشن گردد. واز بحث
هاي تحليلي تاريخ به ويژه تاريخ دوران غيبت بتوانيم با هدف گيري
هاي قرآني براي بحث هاي تاريخي، هم سو شويم واز اين بحث هاي تحليلي
براي رسيدن به اهداف والاي تاريخ شناسي وتاريخ نگري بهره مند
گرديم.
بنابراين، جا دارد براي کساني که در بحث هاي تخصصي تاريخ وارد نشده
اند، اهداف ورسالت کلان بحث هاي تاريخي را روشن نماييم تا اين که
در چنين بحث هايي، بي راهه نرويم وحداکثر استفاده را از تحليل ونقد
در بحث هاي تاريخي داشته باشيم.
نتيجه ى اين مسير چنين خواهد بود:
1 - تبيين وتعيين موضع بحث به طور دقيق.
2 - ترسيم اهداف وانگيزه هاي بحث درباره تاريخ عصر غيبت کبرى .
3 - تبيين قلمروهاي بحث در تاريخ اين عصر.
چهارمين بحث مقدماتي براي اين سلسله بحث ها بايد پرداختن به ضرورت
بحث از تاريخ دوران غيبت کبرى در قلمروهاي ياد شده باشد؛ زيرا
دلايل نياز به اين مباحث، چراغ ما براي تعيين برد وافق بحث هاي اين
مجموعه خواهد بود، چون به اندازه ى نياز فعلي وآينده ى خود بايد
حرکت کنيم.
پنجمين بحث مقدماتي در اين مجموعه مشکلات وچالش هاي موجود در زمينه
ى بحث هاي تاريخي دوران غيبت کبرى مي باشد. وآخرين بحث مقدماتي
بايد تعيين سرفصل هاي مناسب در هر يک از قلمروهاي تعيين شده براي
بحث هاي تاريخي دوران غيبت کبرى باشد.
اهداف ورسالت بحث هاي تاريخي
دومين بخش را با تعيين اهداف تاريخ نگاري قرآن کريم؛ شروع مي کنيم
زيرا قرآن کريم، راهنما وهدايت گر ما در تمام مراحل وابعاد زندگي
بايد باشد.
براي رسيدن يک پژوهش گر به مجموعه ى اهدافي که قرآن کريم براي
تاريخ نگاري خود درنظر گرفته است، لازم است، دقتي ويژه در آيات
تاريخي قرآن بنمايد.
در حالي که حوادث وجريانات تاريخي که همراه با تحليل ونتيجه گيري
مي باشد، در حدود ثلث مساحت آيات قرآن را فرا گرفته است، بسيار بجا
است که به چند مجموعه از آيات قرآن در اين زمينه مراجعه نماييم.
مجموعه ى اول:
آياتي که مخاطبان قرآن به ويژه مخاطبان قصص قرآني را ذکر نموده
وطبقات گوناگوني را اشاره کرده است.
اين مخاطبان عبارتند از: عموم مردم، جهانيان، پرسشگران، شنوندگان،
دانايان وکساني که مي خواهند بدانند، يا کساني که مي خواهند ايمان
بياورند، سپاسگزار باشند، يا بفهمند، يا تعقّل کنند، يا يادآوري
شوند، يا به يقين برسند، يا به يقين رسيده باشند، يا در حال برگشت
به خدا باشند، يا با فراست وزيرک باشند، يا دانا وبينا باشند.
مجموعه ى دوم:
آياتي که مردم را به نظر ومطالعه ودقت در حال گذشتگان يا سير در
زمين يا عبرت گرفتن از سرگذشت ديگران دعوت مي نمايد، که نشان دهنده
ى جهت گيري قرآن به سمت تفکر وتحقيق ونتيجه گيري مي باشد.
مجموعه ى سوم:
آياتي که حوادث تاريخي را آيه خوانده باشد. آيه، نشانه است وآيه
هاي تاريخي گويا مطالبي است که چون آينه، حقايق را به خوبي نشان مي
دهد يا کُد مي دهد وانسان را به صاحب نشانه مي رساند.
مجموعه ى چهارم:
آياتي که به طور صريح وروشن، اهداف تاريخ نگاري وبيان قصص انبياء
وامت ها را ذکر کرده باشد. مانند: آيه ى 120 سوره ى هود وآيه ى 111
سوره ى يوسف که در بيان حق دادن وموعظه ويادآوري وتقويت قلب (تثبيت
فؤاد) وعبرت گرفتن خلاصه مي شوند.
بدين سان مي توانيم مجموعه ى اهدافي را که براي تاريخ نگاري در
قرآن کريم آمده است، در شش امر خلاصه مي کنيم:
1 - فراهم نمودن زمينه ى تفکر وايجاد انگيزه براي پرسش وتحقيق که
انسان را به گونه اي بهتر وسريع تر به حقيقت مي رساند وعطش ونياز
انسان حقيقت جو را با رساندن او به حقايق تأمين مي نمايد.
2 - تاريخ نمايان گر تجربيات بسيار با ارزش گذشتگان است که در
اختيار آيندگان قرار مي گيرد وخردمندان وافراد بينا وتيزبين وعاقبت
انديش وفهيم از? اين تجربيات توشه برمي دارند وتحولات آينده ى خود
وجهان بشريت را مي بينند ومي سازند، وبر آن چه مي سازند آگاهي
دارند، وبا تحقيق وتفکّر هم به يقين مي رسند وهم سپاسگزار مي شوند
وراه صحيح ومسير مطلوب براي بازگشت به حق را پيدا مي کنند وطي مي
نمايند.
3 - با تذکر ويادآوري حوادث تاريخي، حجاب غفلت وفراموشي دريده مي
شود وانسان، موجودي هشيار وبيدار مي گردد، وبه گونه اي مطلوب به
سوي اهدافِ تعيين شده براي او حرکت مي کند وبا اين بيداري از خاک
ريزهاي دشمن به خوبي عبور مي کند وتمام موانع سر راه خود را برمي
دارد، واجازه نمي دهد که کسي او را فريب دهد، يا تجربيات گران بهاي
ديگران را به قيمتي گران تر تکرار کند.
4 - ودر نهايت، آرامش واطمينان خاطر وقوت قلب پيدا مي کند وبا صبر
ومقاومت وپايداري واميدواري به سرنوشت روشن خود، مسير صحيح زندگي
را طي مي کند واز هيچ دشمني وخطري در هراس نخواهد بود.
5 - آيات الهي در تاريخ هم چون آيات الهي در طبيعت، هميشه پرفروغ
بوده وانسان را با دلايل متقن به علم نامحدود وقدرت لايزال الهي
آشنا نموده واو را به خداي خود ربط مي دهد، تا وجود کوچک خود را در
پرتو اين وجود لايزال ونامحدود ببيند وهيچ گاه خود را بي نياز
ومستقل وافسار گسيخته نبيند.
6 - مسير حق، مسيري روشن وپويا وتکامل بخش است که انسان هاي مؤمن،
خود را به اهداف نهايي شان نزديک مي بينند وهيچ گاه يأس ونااميدي،
آنان را از پا در نمي آورد. بلکه براي خود وجودي مستمر وريشه دار
در عمق تاريخ احساس مي کنند وبا برنامه اي حساب شده ودقيق مي
توانند آينده ى روشني براي خود ترسيم نمايند ورسيدن خود را به آن
اهداف تضمين کنند.
نتيجه
بنابراين، بحث هاي تاريخي بايد بحث هايي تحليلي ومفيد باشند، تا
تمام اهداف ياد شده تأمين گردد. صرف اطلاع از حوادث تاريخ، يا صرف
رسيدن به يک تحليل، به تنهايي براي انسان مفيد فايده نخواهد بود يا
لااقل، فايده اي اندک خواهد داشت.
البته قرآن کريم در تاريخ نگاري خود به قلمروهاي گوناگون ومقاطع
مختلف حيات بشر پرداخته وبراي خود، روشي ويژه ومنحصر به فرد انتخاب
کرده است، وانسان را از گم شدن در مسيرهاي انحرافي وپر پيچ وخم
مباحث علمي تاريخي وغير تاريخي برحذر نموده، وروش صحيح سلوک راه را
در تاريخ نگاري بيان کرده است.
در بحث هاي ويژه ى تاريخ دوران غيبت کبرى نيز نبايد از اين اهداف
وروش قرآني فاصله بگيريم وتاريخ اين دوران را براي محض اطلاع فرا
نگيريم، بلکه براي رسيدن به مقاصدي مهم وهدف هايي بزرگ، به آشنايي
با حوادث تاريخي اين دوران وتحليل صحيح اين رويدادهاي تاريخي بپردازيم.
قلمروهاي بحث هاي تاريخي عصر غيبت کبرى
سومين بحث مقدماتي، تبيين قلمروهاي بحث هاي تاريخي دوران غيبت کبرى
امام مهدي (عجل الله فرجه) مي باشد.
بسيار طبيعي است که اولين قلمرو اين بحث همان تاريخ شخص امام مهدي
(عجل الله فرجه) مي باشد. در اين قلمرو شايسته است - علي رغم
محدوديت منابع گويا وروشن در اين زمينه - حوادث زندگاني ويژه ى آن
حضرت پس از انقضاي دوران غيبت صغرى ، وسيره ى حضرت مهدي (عجل الله
فرجه) در دوران غيبت کبرى ، وهم چنين ملاقات هاي حضرت مهدي (عجل
الله فرجه) با طبقات مختلف در طول دوران غيبت کبرى مورد بحث وبررسي
قرار گيرد.
2 - از آن جا که حضرت مهدي (عجل الله فرجه) براي رسيدگي به شؤون
ديني، فرهنگي وسياسي شيعيان خود، فقهاي جامع الشرايط را به عنوان
نايبان عام خود ومراجع تقليد مسلمين منصوب نموده است، تاريخ مرجعيت
ومراجع تقليد، بايد دومين قلمروي بحث هاي ويژه عصر غيبت کبرى باشد.
3 - حوزه هاي علميه به عنوان نهاد ريشه داري که پيامبرصلي الله
عليه وآله واهل بيت عليهم السلام، آن را تأسيس کرده اند تا در آن
نهاد، متخصصاني در شناخت دين، تربيت يافته ونيازهاي فرهنگي جامعه
اسلامي را در دوران غيبت تأمين کنند ووظيفه ى پاسداري از فرهنگ
اسلامي را بر دوش بگيرند. بنابراين، تاريخ اين نهاد بسيار مهم که پرتويي
از نهاد امامت است، بايد به گونه اي تحليلي، ونقش آن در ترويج
فرهنگ اسلامي وفرهنگ امامت ومهدويّت در طول دوران غيبت کبرى ، در
کنار نقش سياسي آن، مورد مطالعه وتحقيق قرار گيرد.
4 - شيعه وتشيّع وفرهنگ شيعي، جنبش ها ودولت هاي شيعي در دوران
غيبت کبرى به عنوان چهارمين قلمرو نيز بايد مورد مطالعه قرار گيرد.
5 - با توجه به اين که تاريخ دوران غيبت کبرى ، مقطعي از تاريخ
اسلام وتاريخ جهان اسلام بوده، ودر فضاي عام وگستره ى جهان اسلام،
تمام تحولات مربوط به شيعه وتشيّع وحوزه هاي علميه ومرجعيت وغيبت
شخص امام مهدي (عجل الله فرجه) انجام گرفته، وبحث هاي ويژه ى هر
قلمرو با قلمروهاي ديگر بي ارتباط نبوده است، بنابراين در يک نگاه
تاريخي - تحليلي، تمام اين قلمروها بايد با هم ديده شوند.
تاريخ جهان اسلام در ابعاد مختلف (فرهنگي، ديني، اجتماعي، سياسي،
اقتصادي، نظامي ودر تمام ابعاد جغرافيايي) بايد ملاحظه گردد.
بنابراين، شرق جهان اسلام وشمال وجنوب خاورميانه وغرب آن، همگي به
هم پيوسته است وبايد مورد توجه قرار گيرد.
6 - ودر صورت لزوم، سير تحولات عمده در جهان بشريت نيز نبايد از
چشم يک مورّخ محقّق به دور باشد؛ زيرا رسالت امام مهدي (عجل الله
فرجه)، رسالتي جهاني است وجهان در انتظار اين مصلح الهي به سر مي
برد. پس تمام تحولات جهاني که جهان را به سمت آن روز موعود حرکت مي
دهند، بايد مورد مطالعه ى جدّي قرار گيرند.
ضرورت بحث واهميت تاريخ عصر غيبت کبرى
چهارمين بحث مقدماتي، تبيين ضرورت هاي بحث از تاريخ دوران غيبت
کبرى مي باشد.
با توجه به اين که، گذشته چراغ راه آينده است، ضرورت بحث از تاريخ
وسير تحولات عصر غيبت کبرى ، روشن خواهد بود.
تاريخ نگري - البته آن طور که قرآن کريم آن را مطرح کرده است -
انسان را چشمي بينا ودرکي عميق مي بخشد وبر خلاف آن چه برخي تصور
مي کنند، انسان در زندان گذشته ها، زنداني نمي شود، بلکه وضعيت
فعلي خود را با توجه به گذشته بهتر درک مي کند وخود را براي آينده
اي قابل پيش بيني وقابل تحقق آماده مي سازد؛ به گونه اي که مي
توانيم بگوييم: يک انسان تاريخ نگر، يک انسان آينده نگر مي باشد.
با آگاهي ويژه اي به سوي آينده حرکت مي کند وچنان چه لازم ببيند،
مي تواند در ساختن آينده ى خود، نقش به سزايي داشته باشد.
بنابراين، دانستن تاريخ صدر اسلام وپيچيدگي هاي دوران امامان معصوم
پس از پيامبرصلي الله عليه وآله وسپس دوران غيبت تا حال حاضر، به
ما امکان برنامه ريزي بهتري براي آينده مي دهد.
از اين گذشته، براي رشته ى تخصصي تاريخ ورشته هاي تخصصي فقه وحديث
وتفسير، آگاهي از دوران غيبت کبرى تا حال حاضر، امري حياتي وضروري
است؛ زيرا بدون دانستن اين تحولات، بسياري از مسايل تخصصي اين رشته
ها، قابل درک وفهم علمي نخواهد بود، تا جايي که مي توان گفت: چنان
چه کسي در تاريخ اسلام ومسلمين، آن هم در تمام دوران هاي گذشته،
سير تاريخي نداشته باشد وصاحب تحقيق نباشد، نمي تواند به تمام
منابع استنباط وتفقه در دين، اشراف داشته باشد ودعوي اجتهاد مطلق
کند. هر چند افراد غير مطلع از تاريخ، چنين ادعايي را سنگين مي
دانند وشايد چنين مطلبي را مبالغه اي بيش ندانند، اما در حدّ اشاره
بايد گفت: حديث ورجال ما، که بخش عمده اي از منابع واطلاعات مهم
اين رشته را تشکيل مي دهند، بدون آگاهي از تحولات دوران غيبت کبرى
، ناقص وناتمام بوده، ونظرات اجتهادي ما قابل اعتماد نخواهد بود.
چالش هاي بحث در تاريخ عصر غيبت کبرى
پنجمين بحث مقدماتي، چالش ها ومشکلات ويژه ى تاريخ عصر غيبت کبرى
مي باشد.
در سوّمين بحث مقدماتي روشن شد که اولين قلمرو براي بحث در تاريخ
دوران غيبت کبرى ، تاريخ شخص امام مهدي (عجل الله فرجه) است که مهم
ترين بحث ونزديک ترين موضوع نسبت به عنوان بحث مي باشد. ولي بحث در
اين قلمرو، بسيار محدود وفاقد منابع مناسب مي باشد؛ زيرا پيش فرض
ما در بحث، غيبت تام امام مهدي (عجل الله فرجه) مي باشد. وبا غيبت
تام، چه اطلاعي از او مي توانيم داشته باشيم؟
مکان زندگي وتحرکات امام مهدي (عجل الله فرجه)، نحوه ى زندگي او،
نحوه ى ارتباط با مردم وسيره ى عام وخاص او در اين دوران، زندگي
خصوصي او وبسياري از مسايل ويژه ى امام مهدي (عجل الله فرجه) که
براي يک بحث تاريخي مطرح مي باشند، شايد بدون جواب بمانند.
بنابراين مي توانيم بگوييم: اولين
چالش در بحث هاي تاريخ عصر غيبت کبرى ، مشخص نبودن قلمروهاي بحث در
اين برهه ى تاريخي است که به تناسب اهداف مورد نظر وافق هاي ديد
تاريخ نگاران، مي تواند بسيار متفاوت باشد. آن چه را در سومين بحث
مقدماتي بيان داشتيم، در حقيقت مي تواند يک نظر تأسيسي باشد؛ زيرا
آن چه تاکنون با اين عنوان آمده است؛ يا منهاي تاريخ شخص امام مهدي
(عجل الله فرجه) بوده
يا اين که فقط به تاريخ شخص امام مهدي (عجل الله فرجه) بسنده کرده
است.
دومين چالش، کمبود منابع در زمينه ى اولين قلمرو براي بحث هاي
دوران غيبت کبرى است.
چالش سوم، پراکنده بودن اطلاعات تاريخي است. آن هم در منابعي که هر
کدام با ديدگاه هاي ويژه اي به رشته ى تحرير درآمده است.
البته منابعي که توسط مستشرقين عرضه شده است، نمي تواند منابعي
مطمئن وگوياي واقعيت باشد.
براي منابع عمومي تاريخ اسلام نيز بايد بگوييم که تاريخ شيعه
وتشيّع وحوزه هاي علميه ومراجع بزرگ تقليد در اين منابع نيز کم رنگ
بوده يا اين که صددرصد مورد تجاهل قرار گرفته است.
بنابراين، بايد تلاشي اساسي وهمه جانبه، همراه با حساسيت هاي لازم
براي يک محقق، انجام پذيرد، تا اين که مجموعه اي منسجم وعلمي
وفراگير در مورد تاريخ عصر غيبت کبرى فراهم آيد. چنين کار بزرگي را
بايد يک گروه توانمند يا مؤسسه اي متخصص در تاريخ بر عهده گيرد، تا
تاريخي مستند وتحليلي، عرضه گردد ومورد استفاده ى رشته هاي تخصصي
وعمومي قرار گيرد.
تاريخ زندگاني امام مهدي در عصر غيبت کبرى
اولين قلمرو براي بحث درمقطع
تاريخي عصر غيبت کبرى
تاريخ زندگاني وسيره يگانه يادگار زهراي اطهر وعلي مرتضي، حضرت
خاتم الاوصياء، حجّة بن الحسن العسکري (عليه السلام) است؛ او که
وليّ خدا، صاحب عصر، امام زمان، فرمانرواي به حق وراستين وخليفه
خدا ورسول او بر جن وانس مي باشد.
با توجّه به چالش هاي ياد شده در پنجمين بحث مقدماتي وبا توجّه به
رسالت اين بحث تاريخي، ناگزير هستيم که زمينه سازي هاي قرآن، پيامبر
(صلى الله عليه وآله وسلم) واهل بيت (عليهم السلام) را براي ورود
مسلمين به عصر غيبت کبرى در نظر بگيريم تا بتوانيم زمينه هاي آن را
در دوران غيبت صغرى مورد مطالعه محققانه قرار دهيم.
اين زمينه سازي ها را با توجّه به مجموعه شرابط فرهنگي، اجتماعي،
سياسي وديني حاکم بر آن دوران ودر آستانه ورود به عصر غيبت کبرى،
وبا توجّه به اهداف کلان واساسي براي امامت حضرت مهدي (عليه
السلام)، بايد مطالعه وبررسي کرد.
از آن جايي که حلقه وصل اين امام با مسلمين وپايگاه اصلي آن حضرت،
شيعيان مي باشند؛ بايد با وضعيت آنان در آستانه ورود به عصر غيبت
کبرى، آشنا شويم تا به يک ارزيابي واقع گرايانه نائل گرديم.
پس بايد رهنمودها وزمينه سازي هاي حضرت مهدي (عليه السلام) وسپس
مطالعه برخوردها وعکس العمل هاي شيعيان وغير آنان در روزهاي اوليه
قطع ارتباط رسمي با آخرين امام معصوم (عليه السلام)، مورد بررسي
قرار گيرد.
بحث ياد شده در اين قلمرو، با زاويه ديدي که ويژه تاريخ امام مهدي
(عليه السلام) است، مطرح مي شود؛ هرچند که در ساير قلمروها، از
زواياي ديگر قابل مطالعه خواهد بود.
در اين قلمرو؛ مکان زندگي امام مهدي (عليه السلام) طبق اسناد
ومدارک موجود، سيره آن حضرت در اين عصر، امکان بهره مند شدن از آن
حضرت، وارتباط با ايشان، رؤيت وتشرّف به محضر صاحب الامر (عليه
السلام)، وميراث آن حضرت در اين عصر، بايد مورد مطالعه وبررسي قرار
گيرد.
در ابتدا لازم وضروري است که به پيش گويي ها وزمينه سازي هاي قرآن
وپيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) واهل بيت پيامبر (عليهم السلام)
براي عصر غيبت کبرى پرداخته شود. تا روشن شود که براي چنين دوران
پر مخاطره اي چه تمهيداتي انديشيده بودند؟
قرآن وآينده بشريت
براي بيان موضع اصولي ومنطقي قرآن نسبت به آينده بشر، نمي توان از
موضع گيري آن نسبت به اصول حاکم بر تاريخ وتحولات اجتماعي جهان چشم
پوشي کرد.
در عصر نزول قرآن، بحث از ظهور دين حق وگسترش وچيره شدن آن بر
تمامي دين ها، به حق راجع به آينده بوده. ونحوه تحقق اين پيشگويي،
با توجّه به منطق قرآن، يک بحث علمي وقابل فهم است.
مصداق واقعي آن، ظهورِ دين حق ورهبري اين حرکت جهاني وگسترده است
که پس از امتحان هاي فراوان وآمادگي هاي لازم، تحقق پذير مي باشد.
اين مسأله در قرآن مورد بحث واشاره يا تصريح قرار گرفته وبراي پذيرش
وهماهنگ شدن آن با شرايط لازم، زمينه سازي هاي فراوان شده است.
قرآن کريم براي روشن نمودن اين امر وجلب توجّه جهانيان به آينده
جهان وآينده دين حق، بر سه اصل متين وعلمي تأکيد کرده وآنها را به
گونه هاي مختلف، توضيح داده است:
اصل اول: قانون مندي حرکت تاريخ؛
اصل دوم: ضرورت شناخت قوانين حاکم بر حرکت تاريخ؛
اصل سوم: ضرورت ايمان به مهم ترين سنت هاي حاکم بر تاريخ ولزوم به
کارگيري سنت ها براي ايجاد تحوّلات اجتماعي.
قانونمندي تاريخ
قانونمند بودن يک پديده، به معناي اين است که آن پديده تابع يک
قانون کلي است.
اولين نتيجه قانون مندي، قابليت تکرار مي باشد؛ يعني، هر وقت علّت
يک پديده به وجود آيد، آن پديده نيز به وجود خواهد آمد.
دومين نتيجه قانون مندي يک پديده، امکان شناخت علت آن پديده وقانون
حاکم بر آن خواهد بود. به همين دليل انسانِ آگاه ودانا به علل
وقوانين حاکم بر حرکت جوامع بشري، شخصي آينده نگر وتوانمند خواهد
بود؛ زيرا پيش از تحقق يک حادثه، مي تواند از آن پيشگيري کند وبا
نفي علّت بروز يک حادثه، معلول را نفي خواهد کرد، وهمان طور که مي
تواند از حوادث ناگوار پيشگيري کند، مي تواند حوادث ناگواري را به
وجود آورد.
بنابراين ايجاد هر گونه تغيير وتحوّلي براي انسان ها، به دست
خودشان وبا اراده وخواست آنان امکان پذير خواهد بود، ويک انسان يا
يک جامعه، مي تواند آگاهانه شرايط مطلوب را فراهم کند ويا شرايط
نامطلوب را از ميان بردارد. دليل اصلي اين قانونمند بودن حرکت
تاريخ وجوامع بشري، همان اصل فراگير (علّيت) است.
به رغم (ضرورت) و(حتميّت) حاکم بر حرکت جهان - که در اصل عليت
نهفته - انسان ها با اختيار وآزادي خدادادي، مي توانند با بهره
برداري صحيح از اين اصل اجتناب ناپذير، بهترين بهره ها را ببرند
ومنشأ تحوّلات بنيادين در وجود خود وجوامع بشري گردند.
اهريمنان، شيطان صفتان واستکبار جهاني نيز با بهره برداري منفي،
جامعه بشري را به سمت مقاصد شوم خود مي برند وبيشترين استفاده را
از اين قانون مندي مي کنند.
ضرورت شناخت سنت هاي حاکم بر تاريخ
پس از بيان معنا ونتايج اصل اول، ضرورت شناختِ دقيق وعميقِ قوانين
وسنّت هاي حاکم بر حرکت جوامع بشري امري روشن خواهد بود، واين
شناخت امري ممکن بوده وقابل بهره برداري است؛ زيرا انسان ها با
کمال اختيار وآزادي خدادادي، نحوه بهره برداري از اين قانون مندي
را در مي يابند.
قرآن کريم نيز انسان ها را به ضرورت اين شناخت، توجّه داده است
ومجموعه اي از اين قوانين را بيان نموده ونحوه بهره برداري از آنها
را روشن کرده است.
آيه شريفه
(إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ
حَتَّى يُغَيِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ)،
رساترين آيه در اين زمينه است که هر گونه دگرگوني اجتماعي را - هر
چند از سوي خدا باشد - به اراده وخواست مردم وابسته نموده وبراي
انتخاب انسان، حوزه اي بزرگ ومهم تعيين کرده است.
با شناخت اين سنت ها، بسياري از چالش هاي بحث هاي تاريخي ترميم مي
شود، وعدم شناخت برخي از واقعيت ها ويا تحريف بعضي ديگر در طول
تاريخ، مانع رسيدن به تحليل منطقي ودقيق نخواهد بود، زيرا که با
ديدي کلان وفراگير، حوادث را مي بينيم ومي سنجيم.
وبدين سان با اين شناختِ کلان تاريخ هر عصري را بهتر درک خواهيم
نمود، وبه تحليل وقايع وپديده هاي آن خواهيم رسيد.
ضرورت ايمان وبه کارگيري سنت هاي حاکم بر تاريخ
قرآن کريم، ضمن بيانات تفصيلي درباره قانونمند بودن تاريخ وتحقّق
سنّت هاي الهي درطول آن، وبيان امکان ويا ضرورت شناخت سنت هاي الهي
حاکم بر تاريخ، انواع سنّت هاي الهي را بيان کرده است.
شهيد صدر
در بياني روشن ودقيق تر، سنّت هاي الهي در قرآن را، به سنّت هاي
مطلق، مشروط وموضوعي تقسيم کرده وگرايش به دين را سنّتي الهي
دانسته است. اين گرايش در دراز مدت، قابل تخلّف نخواهد بود؛
بنابراين بشريت نمي تواند از دين داري سر باز زند وتا ابد به دين پشت
کند. کفر، شرک ونفاق نيز نمي تواند در دراز مدت بر جوامع بشري
حکومت کند.
البته اين سُنت الهي، جداي از سنت هاي مطلقِ (کمال خواهي، کمال
جويي وکمال يابي) وسنت هدايت الهي براي بشريت واستمرار اين هدايت
در تمام مقاطع حرکت انسان ها نخواهد بود، البته همراه با سنتِ
اختيار داشتن انسان ها، وضرورت تربيت بشريّت بر اساس خط هدايت
الهي... وجدا نشدن تربيت از راهنمايي مستمر وهمه جانبه، وانتخاب
وتعيين مربيان شايسته از سوي پروردگار دانا وحکيم. - با توجه به امکان
فساد وظلم انسان ها - در چنين شرايطي وهمراه با چنين سنّت هايي، به
انزوا کشاندن رهبران الهي وستم روا داشتن بر آنان ومحروم کردن
جامعه از برکات وجودي وهدايتهاي آنان؛ امري طبيعي وقابل پيش بيني
است.
مؤلّفه هاي (ختمِ وصايت) و(غيبت) و(ظهور)، بايد در اين زمينه وبا
توجّه به چنين شرايطي مطرح گردد ومورد فهم ومطالعه قرار گيرد.
قرآن کريم با آينده نگري خود، مسير پر فراز ونشيب بشريت را ترسيم
کرده وحوزه هاي تحوّلات اجتماعي آينده را توضيح داده است. برنامه
مناسب براي رسيدن بشريت به اهداف وآرمان هاي تعيين شده را در
اختيارش قرار داده واو را براي حرکتي پر شتاب، به سوي کمال دعوت
کرده است.
تمام آيات قرآن که درباره حضرت مهدي (عليه السلام) وياران باوفايش
در روايات مطرح شده ومورد تطبيق يا تأويل يا تفسير قرار گرفته است؛
بهترين شاهد بر آينده نگري وآينده شناسي قرآن کريم است.
وراثت
زمين؛
فراگير شدن حق واز ميان رفتن باطل؛
شايستگي نيکان وسرسپردگان براي حق؛
سپري شدن دوران ترس وتقيه واز ميان رفتن تمام گونه هاي شرک؛
تلاش بي وقفه کافران براي خاموش کردن چراغ پر فروغ خدا در شرايطي
نابرابر؛ چيره شدن دين خدا ودين حق بر اديان ديگر وتحقّق اراده ذات
حق، وروشن نمودن تمام زمين به نور هدايت خود،
مفاهيمي است که قرآن کريم در سوره هاي مکي ومدني آنها را مورد توجه
قرار داده وپيامبر خاتم (صلى الله عليه وآله وسلم) در پرتو اين
رهنمودهاي الهي، مصاديق روشن ودقيق آنها را بيان فرموده است.
آن حضرت، رسالتِ اهل بيت خود را،
در اين زمينه، ورسالت خاتم اوصياء خود را پس از زمينه سازي هاي
جانکاه فرزندان خود براي تحقق اين آرمان بزرگ الهي در قالب حديث،
که طبق برخي منابع حداقل 550
حديث از شخص پيامبر خاتم (صلى الله عليه وآله وسلم) و742 حديث از
يازده امام معصوم
رسيده است.
ودر حدود 504 حديث درباره ئ 274
آيه، ويژه حضرت مهدي (عليه السلام) وظهور آن حضرت رسيده است.
علاوه بر اين اهداف ظهور امام مهدي (عليه السلام)، شرايط ونحوه
ظهور نيز در آياتي چند مورد اشاره قرار گرفته است، وبا توجّه به
احاديث اهل بيت (عليهم السلام)، بسياري از حقايق در طي دو قرن ونيم
(250 سال) در اختيار جامعه مسلمين قرار داده شده است. اين احاديث
(1292 حديث)، در منابع شيعه وغير شيعه مطرح بوده ودر اختيار علماي
مسلمين نيز قرار گرفته است. بدين ترتيب نمي توانيم از آثار رواني
واجتماعي اين احاديث، چشم پوشي کنيم. ودر بررسي تاريخ عصر غيبت از
آنها صرف نظر کنيم، وزمينه هاي فراهم شده براي ورود به عصر غيبت
کبرى را ناديده بگيريم.
خلاصه فصل قرآن وآينده بشريت
روشن بودن آينده بشريت، بر اساس قانون مندي حرکت جوامع است وبا
توجّه به هدف دار بودن آفرينشِ انسان، اختيار وکمال جوييِ او؛
وفطري بودن دين حق؛ وتجسّم دين کامل در اسلام؛ بطلان پذيري باطل
وتمام جلوه هاي آن - به رغم تمام جذابيت هاي کاذب ودروغين آن، -
وهدايت هاي مستمرّ الهي براي بشريّت بشريّت بايد در انتظار روزي
باشد که با اختيار وآگاهي به آن برسد.
اصلِ (هدايت) و(وصايت) با توجّه به تحوّلات اجتماعي، مستلزم غيبتي
است هر چند طولاني؛ اما براي تربيت انسان ها وجوامع بشري - که فقط
با تجربيات عيني وحسّي زندگي راه را از چاه تشخيص مي دهند - بسيار
ضروري است.
خداي متعال با رحمت فراگير خود، همه را مورد لطف خود قرار داده،
وزمين را با گوهرهاي گران بهايش، شاهد روزهاي تجلّي ذات حق، در
صحنه جهاني وبراي تمام بشريت قرار خواهد داد.
پس غيبت کبرى وطولاني را بايد با چنين رويکردي قرآني مورد مطالعه
قرار داده، وزمينه سازي هاي مستقيم وغير مستقيم آياتِ الهي را
نبايد ناديده انگاشت. واز ديد علمي نيز بايد آيات مربوط به اين
احاديث را مطرح وبررسي کرده، بازتاب اجتماعي وفرهنگي آن را مورد
بررسي قرار دهيم. در اين صورت است که روشن مي شود مسلمين وجامعه
شيعي واهل بيت پيامبر (عليهم السلام)، با چه زمينه هايي به عصر
غيبت کبرى منتقل شده اند.
|