تا اينجا اشعار از مولوي است در شمس الحقايق واز اين به بعد مولف گفته است:

آن غائب عياني وآن حجت زمان

آن قاهري که جمله قوا تحت امر اوست

آن کو بود سپهبد منصور سرمدي

آن دست قدرت ازلي مظهر علي

آن يادگار حيدر وآن پور عسکري

اي صبح وصل يار کجائي که سالهاست

من دردمند هجر وتو خود عيسي زمان

(رباني) از ازل شده مجذوب عشق او

 

آن شاهد نهاني سبحانم آرزو است

فرمان رواي عالم امکانم آرزو است

يکتا ولي ايزد منانم آرزو است

آن شير حق به عرصه ي ميدانم آرزو است

مهدي عصر ومحيي قرآنم آرزو است

دوري ز صحبت شب هجرانم آرزو است

با يک کرشمه اي ز تو درمانم آرزو است

وصل وشهود طلعت جانانم آرزو است

بيان شمه اي از تکاليف عباد در دوران غيبت بالنسبه به امام زمان

بندگان خدا را در زمان غيبت ولي عصر مهدي آل محمد عليهم السلام تکاليف بسيار است که از آن جمله است انتظار فرج ان بزرگوار که در اخبار وروايات معتبره تاکيد بسيار شده است براي انتظار فرج آن حضرت بلکه خود آن بزرگوار دائما در انتظار فرج خود مي باشد وبه مستفاد از آيه مبارکه 20 سوره يونس خدا خود را در شمار انتظار برندگان آورده لقوله (فانتظروا اني معکم من المنتظرين).

واز حضرت رضا عليه السلام روايت شده که حضرت رسول اکرم صلي الله عليه وآله وسلم فرموده افضل اعمال امت من انتظار فرج است از خداوند عزوجل.

واز جمله ي تکاليف بندگان است در ايام غيبت آن حضرت دعا کردن از براي حفظ وجود مبارک آن بزرگوار از شر اشرار ودرخواست تعجيل در ظهور ونصرت وظفر وغلبه او بر کفار وملحدين ومنافقين ودشمنان دين.

ونيز مداومت بر خواندن اين دعاي شريف از جمله ي تکاليف ماست در زمان غيبت حضرت ولي عصر ارواحنا له الفداء:

(اللهم کن لوليک الحجة بن الحسن صلواتک عليه وعلي آبائه في هذه الساعه وفي کل الساعه وليا وحافظا وقائدا وناصرا ودليلا وعينا حتي تسکنه ارضک طوعا وتمتعه فيها طويلا)

گفتيم از جمله تکاليف ما در زمان غيبت حضرت ولي عصر عجل الله فرجه الشريف منتظر بودن فرج دولت وتجلي وظهور آن بزرگوار است حال ببينيم انتظار ظهور آن حضرت را داشتن به صرف حرف ولغلغه ي زبان که ما بگوئيم (يا صاحب الزمان عجل علي ظهورک) کافي است وبدون پاک سازي ما خودمان را اين دعا وتقاضا مورد اجابت واقع مي شود وواقعا ما منتظر الظهور آن حضرت هستيم يا نه چنين نيست بلکه به صرف حرف انتظار تجلي وظهور آن بزرگوار را داريم.

آيا ما در همين حالي که هستيم بدون پاک سازي واصلاح اعتقادات واخلاقيات وافعال واعمال خود مي توانيم چنين انتظاري را داشته باشيم که با آن حضرت روبرو شويم ودر عداد انصار وياران آن بزرگوار قرار بگيريم (زهي تصور باطل زهي خيال محال).

پس اي کسي که انتظار ظهور آن جناب را داري لازم است که تهياء وآماده بودن براي ظهور او داشته باشي وآن آمادگي براي ظهور عبارت از اين است که خود را بسازي از هر جهت وهر بابت (ساختن در تمام شئون) اعتقادا، افعالا، اخلاقا، يعني خود ساختن از نظر ايمان واعتقاد به مبدا ومعاد ونبوت خود ساختن از نظر ايمان واعتقاد به امامت وولايت خود ساختن از نظر علم کردن به احکام قرآن وسنت وشريعت وآئين اسلام خود ساختن از نظر عمل کردن به احکام قرآن وسنت وشريعت وآئين اسلام خود ساختن از نظر اتيان واجبات وترک محرمات پاک سازي از نظر تزکيه نفس وزدودن اخلاق رذيله، خود ساختن از نظر تخلق با خلاق الله وصفات جميله در اين صورت است که قابليت وآمادگي براي ظهور آن حضرت در انتظار برندگان ظهور آن بزرگوار متحقق گرديده است وگرنه دروغ مي گوئيم ما منتظر ظهور آن حضرت نمي باشيم.

ولايت ولي فقيه در عصر غيبت ولي عصر

ونيز از تکاليف واجبه است که مردم در عصر غيبت حجه الله ولي عصر ارواحنا له الفداء نسبت به آنچه در نظام تشريع اتيان آن بر خلق مسلمان وبا ايمان فرض شده است اعم از احکام شرعيه وعباديه وسياسيه در تمام شئون ديني به فقهاي جامع الشرايط در اسلام که سمت نيابت عام از جانب امام عليه السلام را دارند مراجعه نمايند زيرا فقهاي اسلاميه حجت از جانب امام بر خلق هستند چنانکه خود شخص شخيص آن حضرت حجة الله من جانب الله است کما صرح في التوقيع المبارک (فانهم حجتي عليکم وانا حجه الله) ودر اين صورت است که اطاعت از ولي فقيه اطاعت از ولي عصر عليه السلام است.

تصرفات واختياراتي که در امور مربوط به نظام تشريع از جانب ولي فقيه چه در امور شرعيه وچه در تشکيل حکومت وچه نسبت به اوامر ونواهي در اسلام انجام مي شود همه حق اوست ووظيفه ي اوست چه او نائب الامام است (فاذا حکم بحکم فبحکم الله حکم والراد عليه فيما قضي وحکم کالراد علي الامام عليه السلام) ولايت ولي فقيه در طول ولايت ولي عصر است نه در عرض او واين ولايت انتصابي است نه انتخابي يعني نصب او من جانب الامام است به عنوان نيابت نه از جانب مردم زيرا مردم را در نصب ولي چنين اختياري نيست.

خداوند سايه ي ولي عصر امام زمان را بر سر قاطبه مسلمين واهل ايمان مستدام بدارد وفقهاي عاليمقام اسلام را در ظل توجهات وعنايات آن حضرت نصرت واز امدادهاي غيبي حضرت بقيه الله برخوردار ونظام اسلام را از شر بيگانگان واستکبار جهاني مصون ومحفوظ بدارد وهرچه زودتر به ظهور وتجلي آن حضرت تحقق بخشيده چشمان ما را به جمال آن ولي ذي الجلال روشن وحکومت عدل مطلق را در صفحه ي جهان وسيله آن قطب عالم امکان جاري وساري سازد. آمين يا رب العالمين.

بيان خبر دادن حضرت رسول خاتم به علامات ظهور ولي عصر واشراط

شيخ جليل القدر وعظيم الشان علي بن ابراهيم قمي در تفسير خود از ابن عباس روايت کرده که گفت در حجه الوداع بمعيت حضرت رسول الله حج کرديم پس گرفت حلقه در کعبه را وروي مبارک را متوجه نمود به ما وفرمود آيا خبر ندهم شما را با شراط الساعه وبود نزديکترين مردم در آن روز به آن حضرت سلمان رضي الله عنه.

پس سلمان عرض کرد آري بفرما يا رسول الله فقال ان من اشراطه الساعه اضاعه الصلوة واتباع الشهوات والميل مع الاهواء وتعظيم المال وبيع الدين بالدنيا فعندها يذوب قلب المومن في جوفه کما يذوب الملح في الماء مما يري من المنکر فلا يستطيع ان يغيرها قال سلمان وان هذا الکائن يا رسول الله (صلى الله عليه وآله) قال اي والذي نفسي بيده.

پس پيغمبر اکرم فرمود از علامات آن ضايع کردن نماز است وپيروي شهوات وميل به آراء باطله وتعظيم ارباب مال وفروختن دين به دنيا پس در آن وقت ذوب مي شود قلب مومن در جوفش چنانکه آب مي شود نمک در آب، از آنچه مي بيند از منکرات پس قدرت ندارد بر تغيير آن سلمان گفت به درستي اينها هر آينه خواهد شد يا رسول الله فرمود آري قسم به آنکه جانم در يد اوست.

يا سلمان ان عندها يليهم امراء جوره وزراء فسقه وعرفاء ظلمه وامناء خونه فقال سلمان وان هذا الکائن يا رسول الله قال اي والذي نفسي بيده.

فرمود پيغمبر اي سلمان امراء در آن زمان همه جوره ووزراء همه فسقه ومعروفين همه ظلمه وامناء همه خونه وخائن خواهند بود سلمان گفت اين چنين خواهد بود حضرت فرمود آري.

يا سلمان عندها يکون المنکر معروفا والمعروف منکرا وياتمن الخائن ويخون الامين ويصدق الکاذب ويکذب الصادق قال سلمان وان هذا الکائن يا رسول الله قال اي والذي نفسي بيده. اي سلمان در آن موقع منکر معروف مي شود ومعروف منکر وامين مي شود خائن وخيانت مي کند امين وتصديق کرده مي شود ودروغگو وتکذيب کرده مي شود صادق. سلمان گفت اينها خواهد شد يا رسول الله فرمود آري قسم به آنکه جانم در دست اوست. يا سلمان فعندها اماره النساء ومشاوره الاماء وقعود الصبيان علي المنابر ويکون الکذب ظرفا والزکاة مغرما ويجفوالرجل والديه ويبرء صديقه ويطلع الکواکب المذنبه قال سلمان وان هذا لکائن يا رسول الله قال اي والذي نفسي بيده.

اي سلمان در آن زمان امارت ومشاورت زنان ونشستن اطفال بر منابر قرار گيرد ودروغ را ظرافت وزکاة را غرامت دانند وجفا مي کند مرد پدر ومادر خود را وبيزاري مي جويد از صديق خود وطلوع مي کند ستاره دنباله دار، سلمان گفت اينها خواهد شد يا رسول الله فرمود آري قسم به آنکه جانم در دست اوست واين روايت مفصل است.

واز جمله چيزهائي که پيغمبر اکرم (صلى الله عليه وآله) خبر داد اين که فرمود يا سلمان وعندها يکتفي الرجال بالرجال والنساء بالنساء وشبه الرجال بالنساء والنساء بالرجال وترکبن ذوات الفروج السروج فعليهن من امتي لعنه الله قال سلمان وان هذا لکائن يا رسول الله قال اي والذي نفسي بيده. فرمود در آن دوران مردان به مردان وزنان به زنان اکتفا کنند ونيز مردان شبيه به زنان وزنان شبيه به مردان شوند وسوار شوند زنان برزين پس بر اين زنان از امت من باد لعنت خداوند. سلمان گفت اينها خواهد شد يا رسول الله فرمود آري قسم به آنکه جانم در دست اوست.

يا سلمان ان عندها يزخرف المساجد کما يزخرف الکنايس ويحلي المصاحف ويطول المنارات ويکثر الصفوف قلوب متباغضه والسن مختلفه. فرمود اي سلمان در آن وقت مساجد را بيارايند وتذهيب کنند مانند معبد يهود ونصاري وزينت وزيور داده مي شود قرآنها ودراز مي شود منارها وبسيار مي شود صفها که دلشان با يکديگر کينه وعداوت دارد وزبانهايشان مختلف است سلمان گفت اينها خواهد شد يا رسول اله فرمود آري قسم به آنکه جانم در دست اوست يا سلمان فعندها يکثر الطلاق فلايقام لله حد ولن يضر الله شيئا قال سلمان وان هذا الکائن يا رسول الله قال اي والذي نفسي بيده.

اي سلمان در آن وقت طلاق زياد شود وجاري نشود حدي براي خداوند وهرگز ضرري نرسانند به خداي متعال.

يا سلمان عندها يظهر المغنيات يعني زنان خواننده وظاهر خواهد شد آلات لهو مانند ساز وطنبور وغيرها وبسيار شود اولاد زنا واينها هم در وقتي است انتهکت المحارم واکتسبت الماثم وسلط الاشرار علي الاخيار يعني دريده شود حرمتها وکسب کرده شود معاصي ومسلط شوند بدان بر خوبان. الحديث نقل از کتاب علم اليقين علامه رباني ملامحسن ملقب به فيض کاشاني رضوان الله تعالي عليه.

واز علامات ظهور ولي عصر ارواحنا له الفدا ءظاهر شدن زنان بي حجاب بود که به عنوان اخبار به غيب از ناحيه ي مقام عصمت ومعدن علم وحکمت ولي الله اعظم علي عليه السلام خبر داده شده بود وما در دوران وعصر خود شهود آن را نموديم لقوله (عليه السلام) يظهر في آخر الزمان واقتراب الساعه وهو شر الازمنه نسوه کاسيات عاريات مايلات الي الشهوات مسرعات الي اللذات خارجات من الدين في جهنم خالدات.

مخصوصا در ايران اين گسسته مهاري در زنان نامبرده وقتي ظهور نمود که آن زنديق بي دين فرمان کشف حجاب داد وبر اثر اين دستور شرم چه هنگامه اي برپا شد يادم نمي رود مردم غيور ايران به هيچوجه حاضر نبودند زير بار اين حکم خلاف قرآن واسلام بروند اما آن مرد پليد که يزيد زمان خود بود با اتباعش پرده عفت وناموس را دريد.

بيان خبر دادن حضرت رسول خاتم وحضرت علي از قيام رضا پهلوي

مگر ما در عصر وزمان خود مانند يزيد واتباعش را نديديم

آري ما در زمان خود مانند يزيد را در بيديني وکردار ورفتارش به اهل دين وشيعيان ايران شهود نموديم در دوران ما يکنفر همنام پسر پيغمبر به نام (رضا) که از قيامش از قزوين پيغمبر اسلام واميرالمومنين علي صلوات الله عليهما خبر داده بودند هرچند او مولدش (آلاشت) از نواحي سود کوه مازندران است ولي قيام وخروجش از قزوين بود.

يادم نمي رود در حدود شصت سال اندي پيش که اين مرد پليد اسمش رضاخان به مصداق اين روايت معتبر تحقق پيدا نمود پدر بزرگوارم که شخصي بود مجتهد وجامع علوم منقول ومعقول به نام شيخ محمد کاظم مجتهد رباني وحاکم شرع در تربت حيدريه ديدم بسار محزون وافسرده است گفتم پدرجان شما را بسيار ناراحت واندوهگين مي بينم فرمود بلي پدر چنين است گفتم مگر چه شده است گفت اي فرزندم چه بگويم به تو اکنون کسي قيام کرد وزمام امور اين کشور را به دست گرفت که براي اسلام خطر دارد گفتم او کيست ونامش چيست دستور داد کتاب سيزدهم بحار الانوار علامه مجلسي را بياور چون کتاب نامبرده را جسته وآن را نزد پدرم آوردم وآنگاه در باب علامات ظهور ولي عصر ارواحنا له الفدا اين دو روايت را به اينجانب نشان داد وخواند وبرايم ترجمه ي فارسي نمود (چون در آن موقع عربي نمي دانستم) وگفت فرزندم ناراحتي من از اين است که اين رجل زنديق قيام کرد وما روز شوم بدي جلو داريم اين شخص را پيغمبر خاتم (صلى الله عليه وآله) از قيام وخروجش از قزوين به عنوان اخبار به غيب خبر داده وفرموده او هم نام ابن او است يعني رضا نام دارد وفرموده مردم سرعت وشتاب کنند به طاعت او وچنان مي ترسند از او که گوئي کوهي از ترس ووحشت در دل آنهاست ويا از ترس وخوف او آواره شده به کوهها فرار مي کنند در عين حال (من فر منه ادرکه) هر که از او فرار کند او را دستگير مي کند ونيز اميرالمومنين علي عليه السلام از قيامش خبر داده به اينکه او سلطان ظالم وستمکاري است وزنديق است يعني بي دين است وقيامش هم از قزوين است او پس از قيامش به محض اينکه براري که سلطنت نشيند پرده ي ناموش را بدرد (يعني کشف حجاب بانوان کند) وديگر آنکه شهرها را تغيير دهد وبه جهت وسرور از دلها ببرد وصدرنشينان وبزرگان را اعم از علما وغيره گمنام کند يا تبعيد کند ويا بکشد هر کس از او فرار کند او ر دريابد وهر کس با او بجنگد کشته شود وهر کس تابعش شود کافر است وهر کس گوشه نشين شود واعتزال گزيند فقير وبيچاره گردد مردم در زمان او دو فرقه شوند هر دو گريه کنند فرقه اي براي از دست رفتن دين وآئين گريان ودسته اي براي از دست دادن دنياشان. نگارنده اين رساله گويد اين جانب اين دو حديث شريف را که صادر از لسان مقام عصمت نبوت ختميه وولايت کليه مطلقه است معجزه مي دانم به لحاظ اينکه آنچه فرمودند من به چشم خود شهود نمودم صدق رسول الله وصدق ولي الله. (مصداق هر دو روايت همان رضاخان پهلوي است.) روايت بعين عبارت عربي در مجلد سيزده بحار الانوار علامه مجلسي اين است:

قال رسول الله يخرج رجل بقزوين اسمه اسم ابني يسرع الناس الي طاعته المومن والمشرک يملاء الجبال خوفا. وقال اميرالمومنين في جواب محمد حنفيه الي ان قال اني يکون ذالک ولم يظلم السطان اني يکون ذالک ولم يقم الزنديق من قزوين فيهتک ستورها ويغير سورها ويذهب ببهجتها ويکفر صدورها من فرمنه ادرکه. ومن حاربه قتله ومن تابعه کفر ومن اعتزله افتقر حتي يقوم باکيان باک يبکي علي دينه وباک يبکي علي دنياه. اکنون کيست که بتواند منکر اين حقايق شود؟

حال کيست که از جريان کشتار اين زنديق مردم بي گناه خراسان را در مسجد گوهرشاد به جرم اينکه آنها مي گفتند ما نمي خواهيم برخلاف نص قرآن عمل کنيم وآيات حجاب را صرف نظر کرده دستور تو زنديق بي دين را نسبت به کشف حجاب عمل نمائيم دستور ظالمانه شاه بي دين صادر شد که آنها را به مسلسل ببنديد آنقدر مردم را کشتند وآنقدر خون در مسجد گوهرشاد جريان پيدا کرد که خون شهيدان به روضه منوره رضويه سيلان پيدا کرد وروان گرديد تنها اين يک جزئي از جرايم وبزهکاري ها ورفتار ظالمانه اين زنديق است ديگر از بين بردن مردم وعلماء بزرگ دين وتبعيد کردن مرحوم آيه الله حاج حسين آقا قمي ونيز آيه الله آقازاده خراساني ميرزا محمد وکشتن آن بزرگوار وهمچنين کشتن آية الله مرحوم سيد حسن مدرس وتبعيد نمودن رجال بزرگ از هر گروه وطايفه اي مضافا بغصب مال وملک مردم که اگر به فهرست آن اشاره شود باز از وسع اين رساله مختصره خارج است واي کاش مردم با ايمان ايران به همان ستم رضاخان پهلوي مبتلا مي شدند متاسفانه پسر بي دين زنديق ابن زنديق به نام محمد رضا پهلوي بيشتر از پدرش ظلم وستم به ملت غيور شريف با ايمان ايران نمود ويکي از آن ستمها کشتار جمعيت کذائي بالغ بر پانزده هزار در دم بازار تهران به نام سبزه ميدان در پانزدهم خرداد سنه 1342 شمسي بود که مردم را به جرم طرف داري از رهبر بزرگوارشان حضرت امام خميني (رضوان الله تعالي عليه) اين ملت با ايمان غيور را به رگبار مسلسل وتوب وتفنگ بست اين يزيد زمان حال اگر چند روز ديگر بر آن تخت سلطنت ننگين باقي مي بود چه مي کرد با ان افکار شوم با آن جشن مفتضحانه براي تاجگذاريش در شيراز وآرزويش اين بود که به جان وناموس مردم افتاده نه دين بگذارد ونه حيا ونه شرم واين کشور را دروازه ي تمدن بزرگ بزعم خود کند.

بيان خبر دادن حضرت امام کاظم از قيام امام خميني از قم ودعوت

روايت وخبر معجز اثر از قيام حضرت رهبر امام خميني صادر از لسان مقام عصمت

در کتاب سفينة البحار محدث عاليقدر مرحوم حاج شيخ عباس قمي که بسيار کتاب نفيسي است ومورد توجه علماي اعلام است در مجلد دوم اين کتاب مستطاب در حرف قاف وميم مربوط به قم به اين روايت معتبر نوراني که صادر از لسان مقام عصمت حضرت امام موسي کاظم عليه الصلوة والسلام است نيک توجه وعنايت فرمائيد وببيند مصداق آن رجل نابغه دهر که از قم قيام مي کند ومردم به حق (يعني به اسلام دين حق وآئين قسط وعدالت) دعوت مي کند وبا آن بزرگوار جماعتي هستند مانند زبرحديد وآهن فشرده که در اطاعت وتبعيت وپيروي از نهضت وقيام آن حضرت جان بر کف به جبهه جنگ ومحاربه ي با دشمن دين مي روند بدون اينکه از جنگ خسته شوند در عين حال توکل تام به خدا دارند وعاقبت پيروزي با اين گروه متقي است.

آيا از زماني که اين کلام معجز نظام از لسان امام همام عليه السلام شرف صدور يافته تا اين عصر ودوران انطباق ومصداق آن جز بر قيام رهبر عالي مقام بنيان گذار جمهوري اسلامي حضرت امام خميني واتباع وجماعت پيروان صادق از جان گذشته شجاع وبا شهامت وثابت واستوار آن بزرگوار در شخص ديگر سراغ دارم نه به خدا قسم، من که غير از آن رجل عارف شجاع هيچ کس ديگر سراغ ندارم بلکه منحصرا مصداق اين روايت معجز اثر را همين رهبر عظيم الشان مي دانم وبس. عين حديث بعين عبارت اين است عن ابي الحسن الاول عليه السلام: قال رجل من اهل قم يدعو الناس الي الخلق يجتمع معه قوم کزبر الحديد لاتلزلهم الرايح العواصف ولايملون من الحب ولا يجبنون وعلي الله يتوکلون والعاقبه للمتقين.

اين روايت در حقيقت معجزه است به لحاظ اينکه حضرت امام موسي کاظم عليه السلام قيام امام رهبر عظيم الشان ونهضت او را واينکه از قم قيام مي نمايد به ما خبر داد صدق ولي الله.

عظمت شخصيت حضرت امام خميني

(لمولفه)

خميني کيست باشد مظهر حق

دهد برهان بر اين واقع گواهي

بد او اسلام نابش فطرت او

تمام دعوتش بر طبق فطرت

بدي خالص بدي مخلص بدي حق

خميني آن ابر مرد حقيقت

خميني آن ابر مرد شهامت

خميني آن ابر مرد سياست

فقيه وفيلسوف ومرد عارف

خميني عارف حق عاشق حق

خميني مظهر عدل الهي

خميني دست حق او را مدد بود

خميني خصم طاغوت جهان بود

رژيم پهلوي زنديق دوران

رژيم ظلم وعدوان را برانداخت

نظام عدل را بنياد بنهاد

نه ايران بلکه در کل ممالک

تو گوئي نفخه ي پير جماران

چو روح الله عالم را ندا داد

همه مستضعفان از نفخه ي او

شنيدي جمله گيتي دعوتش را

جهاني باشد اندر جستجويش

شود روزي جهان زين نفخه هوشيار

خميني جامع اضداد بودي

خميني جلوه ي حق در تجلي

قيامش از قم آمد در روايت

امام کاظم آن موسي بن جعفر (عليهما السلام)

خبر دادي قيام رهبر حق

گروه پيروش فولاد مشرب

همه جان بر کف خود در قيامش

نمي ترسند از خصم ستمکار

ندارند خستگي از جبهه وجنگ

درود حق بر آن عشاق آگاه

خدايا اي خدايا اي خدا را

ز لطف تو شدي رهبر خميني

براه او روان گردان تو ما را

که ما ثابت براه او بمانيم

چه راه او صراط مستقيم است

خميني دعوتش اسلام نابست

شراب وحدت وعشق وولايت

مي وحدت مي توحيد سبحان

خميني راه آن را بر تو بگشود

مسير وخط او راه سعادت

ره او را بجو در دين وآئين

نمود اتمام حجت رهبر ما

درود حق بر آن پير دل آگاه

درود از حق درود از جمله ياران

درود سرمدي بر مظهر حق

همه عشاق او نالند از غم

جهان از مرگ او ماتم سرا شد

دريغا اي دريغا اي دريغا

غلط گفتم که او ظل الله آمد

بود شخص خميني راي وفکرش

کجا يادش رود از خاطر ما

خميني را به ما حق حياتست

اگر خواهي شرافت عزت دين

اگر خواهي کند قرآن حکومت

يقين دان که بقاي دين وقرآن

تو را تا آن وصيت نغمه در گوش

سعادتمند باشي اي برادر

هر آن کس را که ايمان است کامل

هر آنکس در دلش مهر حسيني است

حسيني ام حسيني ام حسيني

مزارش کعبه ي عشاق باشد

زيارتگاه جمله اهل ايران

نه ايران بلکه از کل ممالک

روانه عاشقانه سوي کويش

همه اهل جهان مجذوب او شد

چو (هل من ناصر) شاه شهيدان

باستنصار او پاسخ بدادند

همه محشور فردا با حسينند

درود دائمي بر جمله آنها

درود سرمدي بر آن شهيدان

چو کردي دعوت خود را به اسلام

خطاب (ارجعي) از صقع جانان

به بزم سرمدي در جنت يار

دل آرام خميني چون خدا بود

بمقصودش رسيدي رهبر ما

خوشا بر حالت اي پير جماران

قفس بشکسته خوش از دار ناسوت

خوش آنروزي که من از شوق جانان

تو (رباني)، شکن خود اين قفس را

نصيبم وصل خود گردان خدا را

که از روز ازل وصل تو جويم

 

ابر مرد جهان در کشور حق

که بود او خود ابر مرد الهي

بدين حق هميشه دعوت او

تمام گفته اش حق وحقيقت

سراسر دعوتش بر محور حق

خميني رهنما پير طريقت

خميني آن ابر مرد شجاعت

خميني آن ابر مرد کياست

ابر مرد جهان اندر معارف

خميني سالک حق واصل حق

شهودت مي دهد بر اين گواهي

خميني را نگهدارش صمد بود

خميني موسي عصر وزمان بود

نمودي ريشه کن پير جماران

به عدل وداد اسلامي بپرداخت

نمودي کشوري از عدل خود شاد

نداي عدل دادي پير سالک

دميدي روح اندر جمله ياران

نداي عدل را عالم صدا داد

سرافراز آمدند از نغمه ي او

نداي اتحاد ووحدتش را

که حکم عدل باشد آرزويش

همه از خواب غفلت گشته بيدار

ابرمردي چو او دوران نديدي

(فلا تکرار) آمد في التجلي

حديث معتبر نقل از امامت

خبر داد از قيام نيک رهبر

بدين مژده که او (يدعو الي الحق)

همه ثابت قدم اندر ره رب

همه سرمست از جام مدامش

شهادت تحفه ي ياران هشيار

ز شوق وصل حق گشته هم آهنگ

شهيد راه حق مشتاق (الله)

به رحمت غرق کن روح خدا را

خميني که بد مشرب حسيني

مبر از ياد ما آن جان ما را

سيادت بر همه عالم نمائيم

خلافش راه شيطان رجيم است

(سقاهم ربهم) طاهر شرابست

بود سرمستي آن تا قيامت

بجو خمخانه ي آن راز قرآن

رموز مستي حق بر تو بنمود

کجي از راه او راه شقاوت

که تضمين سعادت نيست جز اين

که رحمت تا ابد بر دلبر ما

بر آن رهبر بر آن فاني في الله

بر آن قائد بر آن پير جماران

خميني مرد حق آن رهبر حق

همه از داغ او در سوگ وماتم

تو گوئي اين جهان دار عزا شد

خميني سايه اش رفت از سر ما

کجا سايه اش برفتي از سر ما

نگردد محو هرکز نام وذکرش

ابر مردي که بودي رهبر ما

ره اسلام او راه نجاتست

اگر داري تو عشق دين وآئين

بگيرد دست تو قرآن وعترت

بود اندرز آن پير جماران

نخواهي کرد اندرزش فراموش

اگر ثابت بدي در راه رهبر

براه عشق حق گرديده مايل

زيارتگاه او قبر خميني است

مرا در دل بود مهر خميني

بر آن کس که او مشتاق باشد

شدي آن مرقد پير جماران

زيارت مي کنند آن پير سالک

ابر مردي که بد حق آرزويش

همه عشاق را محبوب او شد

بلبيک خميني جمله ياران

در اين دوران ورا ياري نمودند

چو آنها پيرو پير خمينند

بر آن ياران همه از پير وبرنا

بر آن رهبر بر آن اتباع وياران

نمودي خدمت خود را باتمام

نمودي جذب آن پير جماران

شدي نائل به وصل يار دلدار

مني ومقصد وصل ولقا بود

چو رفتي زين جهان آن دلبر ما

که گشتي متصل با جان جانان

زدي شهپر تو اندر بزم لاهوت

کنم پرواز اندر کوي جانان

نيرزد اين جهان يکدم نفس را

بخوان همچون خميني جان ما را

لقايت منتهاي آرزويم

(يا منى قلوب المشتاقين وصلک منى نفسي ولقائک قرة عيني)

از مناجات سيد سجاد زين العابدين والعارفين عليه الصلوة والسلام است (مفاتيح الجنان قمي)

اين اشعار را بعد از رحلت حضرت امام خميني رضوان الله تعالي عليه بالبداهه سرودم گوئي روح القدس مرا مدد کرد، التماس دعا دارم.

تهران – محمد رضا رباني