|
شايد امام در جمع شما باشد
برادران يوسف (عليه السلام) به او رشک بردند، ووي را به بهاي ناچيزي
فروختند. پنداشتند که آينده درخشان او را ناچيز کرده اند، وخودشان
عزيز شده اند. سال ها گذشت ويوسف از دست گرگ حسد وچاه بدانديشي
برادران رست وعزيز کشور بزرگ مصر گشت.
کنعان شهر برادران يوسف، خشکسالي شد وآنها براي خريد گندم وارد مصر
شدند. نمي دانستند که عزيز مصر برادرشان يوسف است. فکر نمي کردند
از روي خاک هاي ته چاه، به فراز کرسي سلطنت رسيده باشد، ولي يوسف
آنها را شناخت. روزي يوسف به آنها گفت: مي دانيد، با يوسفتان چه کرديد؟
آنها دريافتند، وگفتند آيا تو يوسفي؟!
امام صادق (عليه السلام) فرمود: چه مانعي دارد خدا درباره حجتش
چنين کند واو را مانند يوسف، ناشناس نگهدارد. در بازار مسلمانان
راه رود، ودر محافلشان بنشيند، ولي مردم او را نشناسند تا آنگاه که
به فرمان خدا، خود را بشناساند.
حکومت او تا روز قيامت است
از امام صادق (عليه السلام) پرسيدند: پيشواي دادگر کيست؟
امام فرمود: آنکه خدا اطاعت او را پس از پيامبر بر همگان واجب کرده
است. پيشوايان دادگر، يکي پس از ديگري مي آيند تا سرانجام نوبت به
پيشواي دوازدهم خواهد رسيد.
مردي از ياران آن حضرت پرسيد: اي فرزند رسول خدا! روشن تر بيان
فرما.
امام فرمود: اين آيت از قرآن
کريم، آنان را معرفي مي کند: از خدا وپيامبر وفرمانروايانتان - پيشوايان
معصوم - اطاعت کنيد.
که آخرينشان از آسمان فرود آيد وپشت سر او نماز گزارد. او دجال را
مي کشد وبه ياري خداوند، سر تا سر دنيا را مي گشايد، وحکومت او تا
انجام جهان پايدار خواهد بود.
وآخرينشان قائم است
صورتي زيبا، موهاي شانه کرده، دندانهاي درخشان، لباس وبدني تميز
وعطرآگين، واز همه باشکوه تر، درخشش سيمايي که تماميت انسانست
وکمال را مي نماياند؛ چهره پيامبري است که در مسجد نشسته وبراي
مردم سخن مي گويد. آري پيامبر عزيز اسلام است که به مسلمانان درس
زندگي مي دهد. شنوندگان نيز سراپا گوشند وبه سخنان جذاب وپر مغز
حضرت گوش فرا داده اند.
سلمان پارسي: پير مرد روشن ضمير ايراني در جمع حاضران بود وسخنان
رسول الله را براي ما چنين بازگو مي کند:
پيامبر فرمود:
اي مردم! من در اين زودي ها شما را وداع خواهم گفت. شما را اي مردم
درباره فرزندانم (عترت) سفارش مي کنم تا بدانها نيکي کنيد وبزرگشان
داريد از بدعت (پديد آوردن کژي هايي که از دين نيست) دوري کنيد،
زيرا هر گونه بدعتي گمراهي است وگمراهان در آتشند. آنکه از ديدار
خورشيد محروم است بايد از ماه بهره گيرد وآنکه ماه را نمي بيند،
بايد از نور فرقدان (دو ستاره نزديک قطب شمال) روشني گيرد واگر آن
دو هم نبوند، از ديگر ستارگان فروزان. . .
سلمان مي گويد: پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) از منبر به زير
آمد وبه خانه رفت. من نيز آن حضرت را همراه بودم، پرسيدم يا رسول
الله! پدر ومادرم فدايت. منظورت از خورشيد وماه وفرقدان چيست که
فرموديد هر کدام را از دست داديد، به ديگري پناه بريد؟آن گرامي
فرمود: من بسان خورشيدم وعلي (عليه السلام) چونان ماه. در آن هنگام
که مرا از دست داديد، علي را پيشوا قرار دهيد.
واما فرقدان حسن وحسين هستند که پس از علي (عليه السلام) پيشواي
شما خواهند بود. اما ديگر ستارگان روشن پيشوايان نه گانه اي هستند
که از نسل حسين (عليه السلام) پديد مي آيند وآخرين آنها، مهدي
(عليه السلام) است. . .
سلمان نام امامان را پرسيد وآن حضرت چنين فرمود: نخستينشان علي بن
ابيطالب، پس از او حسن وحسين دو نواده ام، وپس از آنان زين
العابدين علي بن الحسين وبعد، محمد بن علي باقر وصادق جعفربن محمد
وفرزندش کاظم وفرزند او علي که در خراسان جام شهادت را مي نوشد،
سپس فرزندش محمد ودو راستگوي ديگر علي وحسن وحجه قائم آخرينشان که
درود خدا بر تمامي آنان باد اينان دودمان من واز من هستند، دانش
آنان، دانش من وفرمان آنان، فرمان من است آنکه آنان را بيازارد مرا
آزرده واز شفاعت من بهره مند نخواهد شد.
اينست دين راستين
مجلسي بود وگروهي از مردم خدمت امام باقر (عليه السلام) نشسته
بودند واز گفتار آن حضرت بهره مي بردند ومعنويت امام، چونان بال
فرشتگان بر مجلس سايه افکنده بود. روشن است در مجلسي که امام حضور
داشته باشد، سخن از حل مشکلات وشناساندن راه هاي صحيح زندگي
ودانستني هايي درباره تکامل معنوي وانساني است.
مجلس به پايان رسيد. همگان پراکنده شدند، ولي تنها ابو حمزه ثمالي
بر جاي ماند.
امام با وي گفتگو را ادامه مي دهد، مي گويد:
اي ابو حمزه! در قيام قائم ما شک وترديد راه ندارد وخداوند آن را
تغير نخواهد داد وقطعي است. آن کس که اين گفتار را نپذيرد، ايمان
به خدا ندارد.
در اين هنگام احساس ويژه يي به امام دست داد وچنين فرمود: پدر
ومادرم فداي آنکس که پس از من هفتمين است وزمين را از عدل وداد پر
مي کند همان گونه که از ظلم وجور پر شده باشد. . .
ابوحمزه مي گويد:
امام باقر (عليه السلام) پس از اين احساس وهيجان، لختي فرود آمد
ومتفکرانه به آيتي از قرآن اشاره کرد وگفت: روشن تر از اين سخن،
کلام خداست که مي فرمود: از آغاز آفرينش زمين وآسمان ها، شماره ماه
ها نزد خدا ودر کتاب خدا دوازده بوده است؛ چهار از آنها، ماه هاي
حرام است. اينست دين پابرجا وراستين خدا. درباره اين ها به خود ستم
نکنيد.
امام در اين آيه ادامه داد: شناختن ماه هاي محرم، صفر، ربيع. . . و
حرامهاي آن که: رجب، ذوالقعده، ذوالحجه ومحرم مي باشد. دين پابرجا
وراستين خدا نيست، زيرا يهود ومسيحيان ومجوس وديگر مردمان نيز اين
ماه ها را مي شناسند ونام آنها را مي دانند مقصود از آنها، امامان
دوازده گانه هستند، که دين خدا را بر پا مي دارد.
خانه علي پناهگاه شماست
پس از در گذشت رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) برخي از يهوديان
به مدينه مي آمدند وپرسش هايي مي کردند. مي خواستند بدانند نشانه
هايي که تورات درباره پيامبر اسلام وجانشينان داده است، بر چه کسي
راست مي آيد.
در زمان عمر، يک نفر يهودي نزد او آمد وپرسش هاي کرد. عمر نتوانست
پاسخ گويد، ولي چون مي دانست پاسخ پرسش نزد کيست، او را نزد علي
عليه السلام فرستاد.
مرد يهودي به آستان پيشوان مؤ منان شرفياب شد وسؤ الاتش را پرسيد.
يکي از پرسش هايش اين بود که: پيشوايان مسلمانان چند نفرند؟ اميرمؤ
منان علي (عليه السلام) فرمود: دوازده نفر.
مرد يهودي گفت: راست گفتي. به خدا سوگند اين گفته تو، درست همانند
نوشته تورات مي باشد.
امام قائم ومسأله طول عمر طي قرون واعصار
امام وامامت، وظيفه ساز ومسئوليت آفرين است وهدايت وغم مردم خوردن
وهدايتگر مردم، بايستي غم مردم را داشته، غمخوار آنان باشد.
وآنگاه که قرنهامي پايد وغيبت استوار مي گردد. چونان زمان حضور، گرماي
وجود مبارک امام، راهگشا واميد آفرين است.
دانستيم که تولد قائم آل پيامبر در سال 255 هجري بوده است. از اين
رو هزار واندي از عمر آن حضرت مي گذرد. و اين پرسشي است، که چگونه
يک انسان بدين درازي، عمر مي کند؟
اين مساءله از نظر ما خدا پرستان، بسيار ساده است، زيرا قدرت ودانش
خدا، اندازه وبن بست ندارد، واو مي تواند حجت وامامي را، مدتي
دراز، زنده نگه دارد، اصل آفرينش انسان، با صدها ريزه کاريها ودقت،
بسي شگفت آورتر از طول عمر است.
ساده ترين عضو بدن ما از نظر ساختمان وطرز کار، به اندازه اي مهم
واسرارآميز است که نوبت به مساءله اي طول عمر نمي رسد. آيا تا کنون
فکر کرده ايد غذا خوردن چگونه انجام مي شود؟ چشمه بزاق يا پل معلق
مري چه کارهايي را انجام مي دهند؟ خوابيدن چيست؟ آنگاه که مي
خوابيم، آيا واقعا مي ميريم وبعد، دوباره زنده مي شويم؟! چگونه سخن
مي گويم؟ پاره گوشتي به چين وشکن هاي دهان ودندان مي خورد، صدا پديد
مي آيد وترجمان خواسته هاي ونظرات ما مي گردد، ودر طي زمانها تمدن
ها را به وجود مي آورد. آيا اين شگفت انگيز نيست؟
چگونه عمر دراز پديد مي آيد؟
اگر دستگاه تنفس، اعصاب، گوارش، قلب، مغز، اعضا وکالبدها ظاهري
انسان، سالم باشد، ومواد غذايي سالم ولازم نيز به او برسد، به
علاوه از آب وهواي تميز وسلامت هم برخوردار باشد عمر، طولاني خواهد
گشت.
مردمي که بهداشت را بيشتر مراعات مي کنند ورازهايي از سلامت را مي
دانند وبه کار مي بندند عمر طولاني تر خواهند کرد. بيشتر مردم در
اثر کمبود مواد غذايي، مصرف غذاهاي فاسد وتقلبي، ندانستن ومراعات
نکردن اصول بهداشت، آلودگي آب وهوا بيمار مي شوند. و بسياري از
بيماران در اثر نارسايي دانش پزشکي يا اشتباه هاي پزشکان وندانستن
امکانات مي ميرند.
72000 سال
برناردشاو نظريه وايزمن دانشمند آلماني را چنين شرح مي دهد: مرگ
لازمه قوانين طبيعي نيست. ودر علم طبيعت، از عمر جاودان تا عمر يک
لحظه اي وجود دارد. آنچه طبيعي وفطري است، عمر جاوداني وهميشگي است.
دانشمندان علوم طبيعي ثابت کرده
اند برخي از حيوانات، مي توانند نهصد برابر عمر طبيعي خود، زندگي
کنند. بدون ترديد انسان در اين راه استعداد وتوانايي بيشتري دارد.
بنابراين اگر عمر طبيعي انسان را هشتاد سال فرض کنيم، ممکن است که
72000 سال عمر کند.
دکتر فوردنوف مي گويد: قرن بيستم
تمام نمي شود مگر اينکه بشر بر پيري پيروز مي شود.
اينکه مي گويند: بدن آدمي بيش از شش برابر دوره رشد خود نمي تواند
زنده بماند، يعني نهايت عمر انسان صد وبيست سال است، درست نيست،
زيرا در ميان ملت ها واقوام وحشي ومتمدن، افراديکه از صد وپنجاه
سال بيشتر دارند، فراوان به چشم مي خورند.
بيشتر دانشمندان پزشکي معتقدند که
انسان نمي ميرد، بلکه خود را مي کشد.
تورات وانجيل، وعمر طولاني
تورات وانجيل عمر برخي از پيامبران را بدين گونه ثبت کرده است:
1) آدم، 930 سال.
2) نوح، 950 سال.
3) متوشالح، 969 سال.
4) شيث، 912 سال.
با اين مقدمه، نتيجه مي گيريم که نخست قدرت وتوانايي خداوند بالاتر
از همه مشکلات وموانع راه زندگي است. ديگر آنکه ديديم دانشمندان هم
مي گويند: امکان دارد يک موجود زنده، مدتي بس دراز زندگي کند. سه
ديگر، امام زمان (عليه السلام) هم که به اراده خدا زنده مانده، خود
نيز از دانش الهي بهره مند است وراه هاي سالم زيستن را به نيکي مي
داند.
از اين رهگذر است که در زنده بودن وعمر دراز حضرت قائم، شک وترديدي
راه ندارد.
البته در زمينه اي اين مساءله سخن بسيار است وبسيار سخن گفته اند،
ولي ما به خاطر کوته نگاري به اين کم بسنده کرديم.
وظيفه ما، در دوران غيبت امام قائم
سير تکاملي نظام آفرنيش ونقش انسان در سرنوشتش، چنين اقضا مي کند
که هر کس به تناسب رشد خود ودوره اي که در آن زيست مي کند با وظيفه
ومسؤ ليتي بر دوش کشد تا خود تکامل يابد وبه سعادت جامعه نيز ياري
رساند. . . وبدينسان است که دوراني که به تحقق عدالت سراسري ومطلق
منتهي مي شود؛ وظايفي سنگينتر ومسئوليتهاي سترگتر دارد
(وان هذا
صراطي مستقيما فاتبعوه، ولا تتبعوا السبل، فتفرق بکم عن سبيله.
ذلکم وصاکم به لعلکم تتقون):
اين راه راستين من است. از آن پيروي کنيد، وبه ديگر راه ها مرويد،
که شما را از راه به بيراهه مي افکند. اين سفارش خداست. باشد که پرهيزگار
شويد.
(يا ايها
الناس قد جاءکم الرسول بالحق من ربکم، فامنوا خيرا لکم):
اي مردم! پيامبر بر حق اسلام از سوي خدايتان آمده است، به او ايمان
آريد، که به سود شماست.
(يا ايها
الذين آمنوا، استجيبوالله والرسول، اذا دعاکم لما يحييکم):
اي گرويدگان! به نداي خدا وپيامبر، که شما را به سوي حيات وزنده
بودن مي خوانند پاسخ مثبت دهيد.
(ما آتاکم
الرسول فخذوه، وما نهاکم عنه فانتهوا):
آنچه پيامبر آورده است، بپذيريد وبه کار بنديد واز آنچه بازتان
داشته، دوري وخودداري کنيد.
حلال محمد حلال الي يوم القيامه،
وحرامه حرام الي يوم القيامه:
حلال وحرامي که پيامبر آورده است تا روز رستخيز بي تغيير است.
(وما کان
لمؤمن ولا مؤمنه، اذا قضي الله ورسوله امرا ان يکون لهم الخيره من
امرهم):
آنگاه که خدا وپيامبر، حکم وفرماني صادر کردند، هيچ مرد وزن
مسلمان، در آن ترديد نمي کند.
(اطيعوا
الله واطيعوا الرسول واولي الامر منکم):
از خدا وپيامبر وپيشوايان (معصومتان) اطاعت وپيروي کنيد.
از آيات بيشمار قرآن وگفتار پيشوايان دين، که بخش کوتاهي از آن در
ابتداي اين فصل آمده به روشني در مي يابيم که تعاليم اسلام، ويژه
زمان ومکان مخصوصي نيست، بلکه براي همه انسان ها در تمامي روزگاران
حامل پيام ورسالت است.
راهي که قرآن نشان مي دهد، نمايشگر راه راست ودرستي است، که کاوشگر
راه حق را گزيري نيست جز اينکه آن را بپويد. و بدون محدوديت زمان
ومکان پذيرا باشد.
زيرا پيامبر اسلام آمد تا مردم را به وسيله اي آيين پاک قرآن، به
سعادت برساند واز کژي وناراستي ها برهاند وروح انساني آنان را زنده
کند.
خاصيت زنده کننده وزندگي ساز از دستورات اسلام زدوده نخواهد شد ودر
همه زمان ها حتي دوران غيبت امام قائم (عليه السلام) هم، زنده بودن
انساني در پرتو قوانين اسلام خواهد بود. اين حکم خدا وپيامبر است
که جاودانگي آن را تضمين کرده است وعقلا نميتوان حکم خدا وپيامبر
را تغيير داده ومثلا گفته شود در دوران غيبت امام ما وظيفه نداريم
ونبايد در راه اصلاح خود وديگران بکوشيم.
از حقايق بر شمرده بالا، نتيجه مي گيريم که: وظيفه ومسوؤ ليت
مسلمانان در زمان غيبت وحضور امام يکي است.
در اينجا به يک وظيفه مهم اجتماعي ديگر نيز اشاره مي شود.
نظارات عمومي
يکي از وظايف ودستورات ديني هر فرد مسلمان، پاسداري دين، وحفظ حقوق
مردم وسلامت ونظم جامعه اسلامي است. اين موضوع در متون ديني به نام
امر به معروف ونهي از منکر ياد شده است. در واقع خدا، به همه
مسلمانان از دانشمند - ماءموريت داده است که چونان ديدباني تيزبين
وموشکاف، نگهبان ومراقب اجراي احکام وحدود اسلامي مي باشند، تا
حيات اسلامي هميشه چون خون در قلب وديگر اعضاي جامعه اسلامي جاري
باشد.
امر به معروف ونهي از منکر، تعهد ومسوؤ ليتي است که اسلام به دوش پيروان
خود مي گذارد، تا نهال خوبي ها وراستي ها ريشه گيرد، وباور شود،
وعلف هاي هرزه کژي وناراستي بخشکد. انجام اين رسالت بزرگ، ضمانت
اجرايي بر قوانين دين خواهد بود، تا از گزند حوادث ودستبرد نااهلان
محفوظ بماند. و همين رمز گسترش وپيشرفت اسلام است.
کسي که به خدا وروز جزا ايمان دارد، ووعده هاي او را راست مي داند،
نبايد در راه انجام وظايف ديني سستي کند، وبه خاطر استفاده بيشتر -
از لذت هاي مادي - با گناه وظلم بسازد ودر برابر آنها بي تفاوت
بماند.
در قرآن کريم آمده است: اي
مسلمانان! شما بهترين ملت ها وجمعيت ها هستيد، اگر امر به معروف
ونهي از منکر کنيد وايمان به خدا آوريد.
امر به معروف ونهي از منکر، دستورهاي فراموش شده دين را، به ياد مي
آورد. زيرا انسان ها نيازمند تذکر ويادآوري اند، وآنها را که به
فرمان دين، پايبند نيستند، جهت مي دهد وآگاهي مي بخشد در نتيجه سير
اجتماع به سوي کمال متوقف نمي شود.
اگر امر به معروف ونهي از منکر تعطيل شود، مردم خوبي ها را فراموش
مي کنند، وبه بدي ها وپستي ها مي گرايند، از آن بدتر، خوبي ها، بد
وبدي ها خوب معرفي مي شوند. از اينجا است که اجتماع انساني سقوط
خواهد کرد واز آدميت جز لباس زيبا، چيزي نخواهد ماند.
امر به معروف ونهي از منکر، در رديف ديگر واجب ها، مثل نماز وروزه
نيست، بلکه نگهبان وپاسدار آنها است. چه آنکه اگر در جامعه اي گناه
وظلم پيدا شد، از هر سو به گناهکارء ظالم حمله مي شود وآنها نمي
توانند در جو ومحيط اسلامي، حدود ومرزهاي اسلام را بشکنند، وبرنامه
هاي آن را زير پانهند واحساسات پاک مردم را جريحه دار کنند، اين
محدوديت، رفته رفته آنها را تربيت خواهد کرد تا جايي که به حقيقت
رسند، ويا اگر سنگدلي وگمراهي آنها به اندازه اي قوي باشد که تربيت
اصيل وانسان پرور اسلام در آنها کارگر نشود، لااقل مزاحم ترقي وپيشرفت
ديگران نمي توان شد. و اين خود، بزرگترين فائده وتوفيق است.
امر به معروف در دو مرحله
دانستيم امر به معروف ونهي از منکر، وظيفه هر فرد مسلمان است،
واختصاص به گروه ويژه اي ندارد.
ولي با در نظر گرفتن ديگر آيات قرآن، معلوم مي شود که اين دو فريضه
بزرگ در دو مرحله بايد اجرا شود:
مرحله ابتدايي مرحله عالي
مرحله ابتدايي: نياز به تخصص وتبحر ندارد،. همه پس از دانستن شرايط
ساده آن: بايد به اين وظيفه اقدام کنند. همانطور که خواندن نماز
وانجام ساير عبادت ها ووظاءيف، چنين است. و براي همه در هر درجه
ومقامي که باشند: ضروري است. مثلا مي دانيم که شراب وقمار در اسلام
به شدت ممنوع وحرام است. اگر کسي آلوده به اين دو گناه شد، بايد
دوستانه به او تذکر داد واز رفتار ناشايست او اظهار ناراحتي وتنفر
کرد. و در صورت لزوم، ترک معاشرت ودوستي نمود.
اين
کار از عهده همه بر مي آيد، ونياز به دانستن زيانهاي الکل بر روي
اعضاء بدن، وتشريح پزشکي آن وضررهاي اقتصادي، اجتماعي، رواني قمار،
وبحث هاي فني وعلمي در اين زمينه ها نيست. و همچنين سخنوري وفن بحث
ومناظره نيز نمي خواهد. و يا اگر در ماه رمضان، روزه خوراي را
ديديم، بايد با دلسوزي وبدون هيچ گونه ترسي، نهي از منکر کنيم.
چنين نيست که بگذاريم وبگذريم هيچ مسوؤ ليتي نداشته باشيم وبگوييم
انشاءالله امام زمان تشريف مي آورد وکارها را درست مي کند!
البته
امام خواهد آمد، واصلاح جهاني خواهد کرد ولي از ما هم بازخواست مي
کند: چرا نهي از منکر نکردي، مگر قرآن براي تو وظيفه معلوم نکرده
بود؟ مرحله عالي: در اين مرحله بايد عده اي از مسلمانان که شعله
فروزان ايمان وعشق به خدا در سينه هاشان مي فروزد، به سلاح 9 دين
ودانش زمان مجهز شوند تا بتوانند در برابر مخالفين بايستند، واشکال
ها ومغالطه هاي آنها را پاسخ گويند.
بديهي است اين گروه، بايد اسلام را آن گونه که هست بشناسند ودر
متون دين صاحب نظر شوند واز روانشناسي وجامعه شناسي ودانستني هاي
لازم ديگر، به طور کافي بهره داشته باشند وداراي گفتاري شيرين وپر
شور باشند تا بتوانند مردم را به نيکي وانسانيت دعوت کنند.
امر
به معروف ونهي از منکر را، در مقياس جهاني وعلمي بگسترانند، واز
عهده بحث با مخالفت ودشمن بر آيند.
اين
معني را مي توان از آيه ديگر قرآن استفاده کرد: بايد از شما، گروهي
در کار دعوت مردم به سوي خوبي ها باشند؛ آنان را به کارهاي نيک
وشناخته شده فرمان دهند، واز کارهاي زشت وناپسند بازدارند اينان
رستگارند.
همين گروه بايد بهترين ومؤ ثرترين راه ها را براي امر به معروف
ونهي از منکر، بيابند وبا در نظر گرفتن شرايط زمان ومکان، نيازها
ومشکلات، طرح هاي اساسي ودقيق بريزند تا از نيروي کمتر، حداکثر
استفاده بشود.
ودر پايان به اين نکته بايد توجه کرد که مرحله دوم امر به معروف
ونهي از منکر، نياز به يک برنامه واحد پيش بيني شده دارد که افراد
گام به گام وظيفه خود را بدانند، وعلاوه در همه جا، يک روش ونظام
به کار رود تا کوششها يکديگر را خنثي نکنند وزودتر به نتيجه برسند.
اينک دريافتيم که واژه انتظار را نمي توان بهانه سستي وخمودي خويش
قرار داد، ووجدان مذهبي خود را با نام آن آرام، واز کوشش وپيکار در
راه دين شانه خالي کرد.
امام صادق (عليه السلام) منتظر راستين را همچون پيکار کننده در راه
خدا مي داند که در خون خويش غوطه ور باشد.
بديهي است، آن کس در رکاب امام قائم (عليه السلام) پيکار تواند کرد
که هر روز در راه پيشرفت اسلام وبه ثمر رساندن هدف ها وبرنامه هاي
آن، پيکار ومجاهدت کرده باشد.
(والذين جاهدوا فينا لنهدينهم سبلنا).
|