امنيت وصلح جهاني

امنيت وصلح واقعي وآرامش - که گوهر ناياب زندگي انسان ها است - از ويژگي هاي جهاني وفراگير امام زمان (عجل الله فرجه) است. در آن عصر، خوف ها زايل مي شود وجان ومال وآبروي اشخاص در امان قرار مي گيرد ودر سراسر جهان امنيت عمومي حاکم مي شود واختناق، استبداد، استکبار واستضعاف - که همه از آثار حکومت هاي غير الهي است - از جهان ريشه کن مي گردد وحکومت هاي طاغوتيان - به هر شکل وهر عنوان - برچيده مي شود. از اخبار روايات استفاده مي شود که:

1. (به واسطه حضرت ولي عصر (عجل الله فرجه) راه ها آن قدر امن مي شود که شخصي - حتي ضعيف ترين مردم - از مشرق به مغرب سفر مي کند، از احدي به او آزار واذيت نمي رسد).(1)

2. امير مؤمنان درباره رفع کينه ها ودشمني ها از جهان مي فرمايد: (اگر قائم ما قيام کند، آسمان باران خود را فرو مي ريزد وزمين نباتات خود را بيرون مي افکند وکينه ها وناراحتي ها، از دل بندگان خدا، زايل مي گردد).(2)

3. ونيز فرمود: (هرگاه قائم ما قيام کند، کينه توزي از دل هاي همه مردم، رخت برمي بندد وچهار پايان رام مي گردند تا آن جا که زني از عراق تا شام، مسير را مي پيمايد، در حالي که هيچ درنده اي او را نمي آزارد..)..(3)

4. امام باقر (عليه السّلام): (مهدي آن چنان رفع ستم از ستمديدگان مي کند که اگر حق شخصي، زير دندان کسي باشد، آن را باز مي ستاند وبه صاحب حق بر مي گرداند).(4)

ملت واحد جهاني

ايجاد همبستگي ويکپارچگي در ميان انسان ها ونزديک کردن ديدگاه ها، افکار وآمال آنها به يکديگر، خواسته وآرزوي دست نيافتني در وضعيت کنوني جهان است. اما با ظهور مصلح کل وبالا رفتن بينش وآگاهي مردم واز بين رفتن منيت ها وخودخواهي ها، همبستگي واتحاد شگرفي در ميان انسان ها به وجود خواهد آمد. وقتي که امت واحد جهاني، شکل بگيرد، تمامي اختلاف ها، کينه ها، ستيزه جويي ها، تجاوزها و... از بين خواهد رفت وهمگان يکدل ويکرنگ، اطاعت از آن حضرت را پيشه خود خواهند ساخت.

1. امام باقر (عليه السّلام): (تمام جهان، ملت واحد مي شوند وآن ملت اسلام است وهرچه معبود غيرخدا در زمين باشد، به آتش فرود آينده ازآسمان، خواهد سوخت).(5)

2. (به هنگام خروج حضرت مهدي (عجل الله فرجه)، خطاب ونداي عامي به همه مردم جهان مي شود وآنها به اطاعت از او فرا خوانده مي شوند).

پيشرفت ورفاه جهاني

در دولت کريمه مهدي موعود (عجل الله فرجه)، وضع اقتصاد ومعيشت عمومي، خيلي خوب خواهد شد واوضاع اقتصادي ومالي مردم، سامان خواهد يافت. در آن عصر، نعمت هاي الهي افزون، آب ها مهار، زمين ها حاصل خيز ومعادن ظاهر خواهد شد. هيچ فقيري باقي نخواهد ماند تا از بيت المال، کمک مالي دريافت کند. رونق وشکوفايي اقتصادي، باعث خواهد شد که همگان از برکات وآثار دولت او، برخوردار شوند وچهره کريه فقر، نابرابري، فساد مالي و... از جهان رخت برخواهد بست.

1. پيامبر (صلّي اللّهُ عليه وآله وسلّم): (خداوند به وسيله مهدي، از امت رفع گرفتاري مي کند).(6)

2. (امت من در دوران مهدي، چنان متنعم شود که بسان آن، بهره وري را نديده باشد. آسمان پيوسته باران (رحمت) خود را بر ايشان فرو مي فرستد وزمين روييدني هاي خود را بيرون مي ريزد. ثروت در آن روز بر روي هم انباشته مي شود.(وقتي) مردي برپاخيزد وبگويد: اي مهدي! بر من عطانما؛ گويد: بگير).(7)

3. امام باقر (عليه السّلام): (مهدي (عجل الله فرجه)، اموال را ميان مردم چنان به مساوات تقسيم مي کند که ديگر محتاجي ديده نمي شود تا به او زکات دهند).(8)

4. ونيز فرمود: (آن چنان ميان مردم، مساوات برقرار مي سازد که حتي نيازمند به زکات را هرگز نخواهي ديد).(9)

5. (امّت اسلامي در عهد او آن چنان از فراخي معيشت برخوردار مي شود که هرگز نظير چنين نعمت وآسايشي ديده نشده است).(10)

کمال علم وعقل

يکي ديگر از آرمان هاي بشري، رسيدن به قله هاي کمال علم وعقل است که اين مهم - جز در حکومت مهدوي - تحقق نخواهد يافت. دانش وعلم بشري، به حدّ نهايي وکامل خود خواهد رسيد ودريچه هاي حکمت ودانش ها به روي بشر گشوده خواهد شد. عالم انديشمند سيد جعفر کشفي مي نويسد: (بدان که زمان ظهور دولت آن جناب - که زمان ظاهر شدن دولت ثانيه حق است - زمان ظهور وغلبه عقل است از روي باطنيِ آن که مقام ولايت است وبه منزله روح است از براي روح ظاهري که آن مقام نبوّت است).(11)

در آن عصر هيچ نکته مجهول وغير قابل حلّي باقي نخواهد ماند وسطح آگاهي وعلم وانديشه مردم بالا رفته، قدرت عقل وخرد ورزي آنان فزوني خواهد يافت. اختراعات، اکتشافات، ارتباطات وفن آوري به نهايت کمال خود خواهد رسيد ومردم آن عصر، در بهترين ودلپسندترين برهه از زمان، زندگي خواهند کرد.

1. امام باقر (عليه السّلام): (هنگامي که قائم (عجل الله فرجه) قيام مي کند، دستش را بر سر بندگان مي گذارد وبدين وسيله، عقل هاي آنان را جمع وافکار آنها را کامل مي کند).(12)

2. حضرت علي (عليه السّلام) به نقل از پيامبر (صلّي اللّهُ عليه وآله وسلّم) مي فرمايد: (خداي عزّ وجل به وسيله او (قائم) زمين را از نور آکنده مي کند، پس از تاريکي آن واز داد پر مي کند پس از ستم آن وازدانش مالامال مي کند، پس از جهل آن).(13)

3. امام باقر (عليه السّلام): (در زمان آن حضرت، حکمت ودانش، بديشان ارزاني مي شود تا جايي که زنان در خانه خود، به کتاب خدا وسنت پيامبر حکم کنند).(14)

4. امام صادق (عليه السّلام): (علم ودانش 27 حرف است. تمام آنچه پيامبران الهي آوردند، دو حرف بيش نبود ومردم تا کنون جز دو حرف را نشناخته اند. اما هنگامي که قائم ما قيام کند، 25 حرف ديگر را آشکار مي سازد ودر ميان مردم منتشر مي کند ودو حرف ديگر را به آن ضميمه مي کند تا 27 حرف کامل ومنتشر شود).(15)

نوسازي واحياگري

يکي از نظريات قابل توجه در (علوم سياسي)، توسعه ونوسازي است. اين ديدگاه در صدد ارائه راه کارهاي توسعه وپيشرفت در کشورهاي عقب مانده وجهان سوّمي است که تا به حال نتايج وآثار قابل توجهي نداشته است. يکي از برنامه ها وراه کارهاي مهم حکومت جهاني مهدي (عجل الله فرجه)، احياگري، نوسازي ودگرگوني در بسياري از امور اقتصادي، فرهنگي وسياسي جهان است.

1. امام صادق (عليه السّلام): (إذا خَرَجَ (القائم) يقوم بأمرٍ جديد وکتاب جديد وسنّة جديدة وقضاء جديد..).؛ (هنگامي که قائم خروج کند، امر تازه، کتاب تازه، روشي تازه وداوري تازه با خود مي آورد..)..(16)

کتاب تازه به معناي آوردن قرآني ديگر نيست؛ بلکه آن حضرت اهداف وبرنامه هاي اصيل قرآن را پياده خواهد کرد وتفسير واقعي آيات آن را بيان خواهد نمود.

2. امام صادق (عليه السّلام) درپاسخ يکي از يارانش در باره سيره مهدي (عجل الله فرجه) مي فرمايد: (همان کاري که رسول خدا (صلّي اللّهُ عليه وآله وسلّم) انجام داد، انجام مي دهد. برنامه هاي (نادرست) پيشين را از بين مي برد؛ همان گونه که رسول خدا، امر جاهليت را از بين برد واسلام را نوسازي مي کند).

3. (به خدا سوگند! گويي او را در ميان رکن ومقام با چشم خود مي بينم که از مردم براي امري تازه، کتابي تازه وحکومت آسماني تازه، بيعت مي گيرد).(17)

رضايت وخشنودي جهاني

يکي از ويژگي هاي مهم حکومت مهدوي، تأمين خشنودي ورضايت همه ساکنان زمين وآسمان است. از آن جايي که دولت او، دولت عدالت گستر، فقير ستيز، دانش گستر، رفاه آور، ظلم ستيز ومردم دوست است، همگان از آن راضي خواهند بود ودر آرامش وشادي زندگي خواهند کرد. در روايات آمده است:

1. (زمين را پر از عدالت مي کند، آن چنان که پر از ستم شده است. در خلافت او اهل آسمان وزمين، حتي پرندگان آسمان خشنود مي شوند).(18)

2. (اهل آسمان وساکنان آن براي ظهور او خوشحال مي شوند؛ او زمين را پر از عدالت مي کند، آن سان که پر از جور وستم شده باشد).(19)

3. رسول خدا (صلّي اللّهُ عليه وآله وسلّم): (شما را به مهدي، مردي از قريش بشارت مي دهم که ساکنان آسمان وزمين را از خلافت وفرمانروايي او خشنودند).(20)

4. (ساکنان زمين وآسمان به او عشق مي ورزند).(21)

مقايسه ونتيجه

امروزه پديده (جهاني شدن)، امري فراگير، گسترش يابنده، پيچيده وداراي آثار وپيامدهاي گوناگون در زندگي بشري است؛ به طوري که شرايط زندگي انسان ها را در بيشتر جنبه هاي آن، دستخوش دگرگوني هاي ژرف کرده است. از اين رو نمي توان گسترش نوآوري هاي اقتصادي در سرتاسر جهان، انطباق هاي فرهنگي وسياسي ملازم اين گسترش، تغيير وتحوّلات ارتباطاتي وتکنولوژيکي، در هم تنيدگي روابط، افکار وانديشه هاي بشري، پيچيدگي انگاره هاي اقتصادي، مالي واعتباري و... را ناديده گرفت ونسبت به آن بي تفاوت بود.

از طرفي به علت تنوّع، پيچيدگي ونو بودن مباحث وموضوعات آن، نمي توان موضع گيري مثبت يا منفي قاطعي در مورد آن داشت؛ هر چند جنبه ها وپيامدهاي منفي وآثار نگران کننده آن، رو به فزوني است. همچنين به علّت اين که در پس پرده اين روند، عوامل وکارگزاران متعدّد سياسي، اقتصادي، فرهنگي ونظامي قرار دارند؛ بايد به دقت وهوشمندانه آن را مورد بررسي وتحليل قرار داد.

به هر حال روشن است که: مباني، اهداف، ويژگي ها، آثار وپيامدهاي (جهاني کردن) و(جهاني سازي) وحتّي (جهاني شدن)، تفاوت وتباين اساسي با مباني، اهداف، ويژگي ها وخصوصيات (حکومت جهاني حضرت مهدي (عجل الله فرجه)) دارد. هدف ومبناي اصلي اين (جهان گستري) سودجويي وتأمين منفعت بيشتر براي دولت هاي بزرگ، شرکت ها ونهادهاي فرا ملّي و... ونيز برتري طلبي وسلطه جويي قدرت هايي چون ايالات متحده است.

حتي مي توان قائل شد که (جهاني شدن) - به رغم مباني قابل توجّه آن - به نوعي با سرمايه داري جهاني پيوند خورده است. به هر حال در اين دو پروژه، شاهد گسترش وهژموني سياسي وفرهنگي غرب وايالات متحده هستيم که نکته تلاقي ونزديکي آنها نيز به شمار مي رود. گفتني است که آنچه در اين دو وجود ندارد، تلاش براي تأمين نيازهاي اساسي جهانيان، چون برابري، عدالت، معنويت، اخلاق، رفاه همه جانبه و... است؛ برعکس در سايه آنها جهان اينک با اباحي گري وبحران معنويت، هويت واخلاق رو به رو است؛ بلکه بحران ناامني، فقر، بهره کشي ونابرابري نيز به طور فزاينده اي گسترش مي يابد.

(جهاني شدن) با داشتن ابعاد واشکال مختلف ومبهم وپيامدهاي سوء، نمي تواند وجه مشترکي با (حکومت جهاني حضرت مهدي (عجل الله فرجه)) داشته باشد؛ هر چند پاره اي از ويژگي ها ونشانه هاي آن، با بعضي از ويژگي هاي حکومت آن حضرت مشابهت دارد وبه خوبي مي تواند نشانگر اين باشد که زمينه تشکيل حکومت جهاني فراهم شده وسطح آگاهي، علم، پيشرفت وبالندگي جوامع به حدي رسيده است که بتوان به طور علمي واستدلالي، صحبت از آن حکومت جهاني وقريب الوقوع بودن آن نمود وويژگي هاي والا وبرتري هاي بي بديل آن را مطرح کرد. (جهاني شدن)، به روشني نياز انسان ها را به نزديکي واتحاد با هم وتشکيل (جامعه جهاني واحد) آشکار مي سازد وراه کارهاي سياسي، اقتصادي وفرهنگي آن را به گونه اي مدرن نمايان مي کند. گسترش سريع ارتباطات ونزديکي جوامع به يکديگر، امکان گفت وگو وتبادل آرا وافکار، استفاده مردم جهان از آخرين اخبار ويافته هاي علمي وپزشکي، تعامل وهمفکري در مورد مسائل سياسي (جنگ، صلح و..). جهان، بالا رفتن سطح سواد ومعلومات، جهاني شدن فنّ آوري وصنعت و... برخي از وجوه مثبت وقابل قبول جهاني شدن است که مدل کامل ومطلوب آنها در حکومت جهاني حضرت مهدي (عجل الله فرجه) وجود خواهد داشت.

وقتي جامع بشري به مرحله اي از رشد وشکوفايي علمي، صنعتي وفکري مي رسد که در آن نياز شديدي به اتحاد ونزديکي احساس شده وبشر در بيشتر جنبه هاي زندگي، رفتارها وگفتارهاي فرا ملّي وجهاني از خود بروز مي دهد؛ در اين صورت مي توان تئوري (تشکيل دولت کريمه جهاني) را به جهانيان ارائه داد ونکات مثبت وارزنده آن را بيان نمود. از آنجايي که انسان ها نمي توانند موانع، کاستي ها وکمبودهاي حرکت رو به رشد خود را، به طور کامل از بين ببرند؛ در اين صورت نياز به قدرتي برتر وفوق بشري بيشتر احساس مي شود وقلب ها وافکار بدان سو متمايل مي گردد. البته حکومت حضرت ولي عصر (عجل الله فرجه) نه تنها حکومتي آرماني والهي است؛ بلکه حکومتي کاملاً عقلاني وعلم گرا است وبا وضعيت پيشرفته جهان، سازگار ومتناسب است.

به هر حال شيعه با ديدگاهي روشن نسبت به آينده تاريخ بشري، همواره منادي وبشارت دهنده (زندگي مطلوب جمعي) وتشکيل (حکومت صلح وعدل جهاني) بوده است وبا اتکا به همين اعتقاد، خود را در تمامي سختي ها وبحران ها حفظ کرده ومنتظر پايان خوش تاريخ بوده است.

مدعاي اصلي ما در اين نوشتار اين است که (جهاني کردن) و(جهاني سازي) دنيا را در ورطه انحراف، جنگ، ناکامي واباحي گري قرار داده است وپيامدها وآثار نامطلوب وناگواري با خود به همراه دارد که هيچ يک در حکومت جهاني حضرت مهدي (عجل الله فرجه) وجود نخواهد داشت. با توجّه به انحرافات به وجود آمده، مي توان گفت که (جهاني شدن) نيز لزوماً پيشرفت طبيعي زندگي بشري نيست واکنون يک سير طبيعي را طي نمي کند. به گفته پروفسور مولانا: (اين چه جهاني سازي است که 14 مردم دنيا گرسنه به خواب مي روند؟! 25% مردم افريقا زير محور فقر زندگي مي کنند؟! 1% مردم دنيا، 95% تسليحات جهان را در دست دارد؟! عدالت اجتماعي هنوز در تئورهاي روابط بين الملل مطرح نشده است؟ جهاني سازي، جهان را به نفع عده اي تغيير مي دهد و...؟)

بر اين اساس الان جهان - به خصوص دنياي غرب ومدرن - از چند بحران بزرگ، رنج مي برد: 1. بحران مشروعيت 2. بحران فساد 3. بحران اخلاق 4. بحران هويت 5. بحران مشارکت 6. بحران اشتغال وصادرات و... غرب تلاش مي کند با انتقال اين بحران به خارج از مرزهاي خود، کمي از آثار ونتايج سهمگين آن بکاهد وبه عبارت روشن تر، درصدد جهاني کردن اين مشکلات وبحران ها آمده است. بر اين اساس جهاني کردن، جهاني سازي وحتّي جهاني شدن - در بعضي از وجوه آن - داراي اختلافات وتفاوت هاي اساسي با حکومت جهاني حضرت مهدي (عجل الله فرجه) است.

تفاوت ها وبرتري ها

در اين قسمت به طور مختصر، بعضي از ويژگي ها، چالش ها وکاستي هاي فراروي جهاني شدن - در هر سه چشم انداز پيشين - ذکر وتفاوت آن با حکومت جهاني حضرت مهدي (عليه السّلام) روشن وآشکار مي گردد.

1. اين پديده جهاني، هر چند به سرعت در حال گسترش وپيشروي در عرصه هاي مختلف جهاني است ونظرات وديدگاه هاي بسيار زيادي درباره آن ارائه مي شود؛ اما در عين حال امري مبهم، نارسا وپيچيده است. ژان ماري گينو در اين باره مي نويسد: (وضعيت اجتماعات انساني در تجربه جهاني شدن، با وضعيت شخص نابينايي قابل مقايسه است که ناگهان بينايي اش را به دست مي آورد وفقط يک اسطوره از عهده شرح هيجاناتي برمي آيد که اين دگر ديسي برخواهد انگيخت... رويارويي بي واسطه فرد با جهاني شدن دنيا (سکر آور) است؛ منتها شرايط دموکراسي را از ريشه دگرگون مي کند..)..(22)

در حالي که تصوير حکومت جهاني حضرت مهدي (عجل الله فرجه) به روشني در روايات واحاديث بيان شده وويژگي ها وساختار کارآمد وجامع نگر اين حکومت، با دقّت هر چه تمام تر، ترسيم وتبيين گشته است وهيچ گونه ابهام وکاستي در آن وجود ندارد. در عين حال، وي به دنبال (حکومت خوب) مي گردد وآرمان دروني خود را در نوشته اش به اين شکل ابراز مي دارد: (راهي که اين کتاب نشان مي دهد باريک است. سيّال بودن جهاني شدن را مي پذيرد. حتّي از نوع دموکراتيک آن قداست زدايي مي کند وبا اين وصف از تقليل دادن نهادهاي سياسي به جريان هاي ساده کارکردي امتناع مي ورزد. راهي که ترسيم مي کند، متواضعانه است: جلوس (حکومت خوب) - خوب به اين سبب که بيان عقلايي اجتماع انساني، خواهد بود که آرزوي تشکيل دادن آن را داريم. اجتماعي از انسان هاي آگاه وخردورز - بلکه خيلي ساده تر، توزيع محتاطانه قدرت که با تقسيم آن، امکان سوء استفاده از آن را محدود مي کند... اجتماعات دموکراتيک آينده، اجتماعاتي در عين حال خردورز وتاريخي خواهند بود، دستاوردهاي بلند پرواز آزادي ما وميراث پيوسته ناپايدار تاريخ ما).(23) ما نيز معتقديم که (حکومت خوب) در تمامي عرصه ها وجنبه ها فقط حکومت کامل وبي بديل حضرت وليّ عصر (عجل الله فرجه) است که همه بشر، بايد منتظر چنين روزي باشند. اين حکومت، هم آسماني والهي است وهم علم دوست وافرادي خردورز وآگاه، عالم، متعهد وموحّد زمام آن را در دست دارند.

2. جهاني شدن در عرصه اقتصادي، در صدد رفع موانع وکاستي هاي پيشرفت وتوسعه اقتصادي، اتکا به بازار وتجارت آزاد ورفع بي کاري وبحران هاي اقتصادي است؛ اما با اين حال مشکلات جهان (فقر، نابرابري، بهره کشي، استثمار، بي کاري و..). همچنان پا برجا است. جهان شمولي اقتصاد، به معناي جهاني شدن مشکلات ونارسايي هاي برخاسته از ليبرال - دموکراسي واقتصاد گرايي غربي است. چون سرمايه داري غربي با طرح مسأله (جهاني شدن)، سعي در انتقال مشکلات وبحران هاي اقتصادي ومالي به خارج دارد که اين امر تبعات سختي براي کشورهاي جهان سوّم در پي دارد. در حالي که برنامه واستراتژي اصلي حکومت جهاني حضرت مهدي (عجل الله فرجه)، رفع فقر، نابرابري، کاستي ها ومشکلات از سراسر جهان واز بين بردن ظلم، احجاف، تبعيض وحق کشي است. از آن جايي که مواهب ومنابع طبيعي جهان، به طور عادلانه مورد استفاده همگان قرار خواهد گرفت وعلم وتکنولوژي بشر نيز رشد فراواني خواهد يافت، مشکلات ونگراني هاي بشر برطرف گشته ومدينه فاضله موعود تحقّق خواهد يافت.

3. جهاني سازي، باعث تسلّط ويکّه تازي آمريکا در عرصه هاي سياسي واقتصادي مي گردد وبه دنبال خود ناامني ورفتارهاي خصمانه به همراه دارد. چيزي که هيچ دولت وکشوري حاضر به پذيرش آن نيست.آلن دوبنوآ مي نويسد: (سده بيست ويکم، سده افول آمريکا وقدرت يابي کشورهايي نو خواهد بود: چين، روسيه، هند، ايران ومصر. اروپا که در شرايط دشواري به سر مي برد، بار ديگر ناگزير است با سرنوشت خود روبه رو شود وجنگ هايي روي خواهد داد که تاکنون مانندشان ديده نشده است. هيچ کس را از رويارويي جهاني - که فروکاستگي ادعاي (جهان شمولي) ارزش هاي غربي خواهد انجاميد - گريزي نيست).(24) در حالي که اساس وبرنامه اصلي حضرت مهدي (عجل الله فرجه) گسترش وبرقراري صلح وامنيت وآسايش وريشه کني ظلم وستم، جنگ وخونريزي از جهان است. در حکومت آن حضرت جايي براي گردن کشان وستمگران باقي نمانده، ريشه تمامي جنگ ها وستيزه جويي ها - که همان خواستارهاي فزون تر مادي واقتصادي است - از بين خواهد رفت وهمان طور که قرآن مي فرمايد، ترس مردم، به امنيّت وآسايش مبدّل خواهد شد (وليبدلنّهم مِن بعدِ خوفهم اَمناً).

4. جهاني شدن از نظر فرهنگي واجتماعي، ادعاي نزديکي، پيوند وجسماني فرهنگ ها وجوامع را دارد؛ اما روشن است که - بر خلاف نظر مدعيان غربي - در جهان آينده، يکپارچگي به وجود نخواهد آمد وپس از تقابلي بنيادين، تمدن ها وفرهنگ هايي نوين سر بر کشيده وچهره جهان را متحول خواهند ساخت. اروپا در اين شرايط مي تواند هويت جديدي يابد وسرنوشت خود را از ليبرال - دموکراسي جهان گراي آمريکايي جدا کند. آلن دوبنوآ مي نويسد: (ملّت ها وفرهنگ ها عوامل راستين تاريخ هستند. سرمايه داري دموکراتيک، اينک صاحب بلامنازع ميدان است. اما اشتباهي بزرگ است که فکر کنيم، براي هميشه مي تواند صحنه را کنترل کند وبا پيروزيش تاريخ متوقف خواهد شد).(25) اين برخورد وتضادّ تمدّن ها، جهان را آبستن التهاب، تنش وناامني مي کند؛ در حالي که در (عصر ظهور)، نشاني از اختلاف وکشمکش فرهنگي وسياسي وحتي سلطه جويي تمدّن ها وفرهنگ ها نخواهد بود ومردم با گزينش وانتخاب خود، آيين وفرهنگ واحدي را پذيرا خواهند شد ودر سايه آن با آرامش وآسودگي خيال، زندگي خواهند کرد.

5. از ديگر معايب ونقص هاي بزرگ جهاني شدن، عدم مديريت واحد در جهان، ظهور بلوک هاي قدرت وگسترش واحدهاي سياسي قدرتمند ومتنازع با هم است. اين مشکل اساسي، در حکومت جهاني حضرت مهدي (عجل الله فرجه) به خوبي حل شده وجهان در تحت فرمان ويد با کفايت آن حضرت قرار خواهد گرفت. کشورهاي جهان تحت رهبري واحد، اداره ومديريت خواهند شد وکارگزاران وياران نزديک ايشان، حکومت بر واحدهاي سياسي را برعهده خواهند گرفت. چنان که امام صادق عليه السّلام مي فرمايد: (مهدي، اصحاب خويش را به تمامي شهرها وبلاد اعزام مي کند وآنان را به عدالت واحسان فرمان مي دهد).(26)

6. يکي از مباحث جهاني شدن، کم اهميت شمردن مرزها وترغيب کردن مردم به ابراز هرگونه موضعي وتوليد هرگونه محصولي است که بازار بتواند آن را جذب کند وبه عبارتي ترويج اباحي گري وبي مبالاتي است. انفجار بازي هاي ويديويي وبازي هاي مهمل در اينترنت و... ترويج گر فروترين کارهاي رايج وبدترين نوع ميانه مايگي است.(27) اينترنت، با هجمه وسيعي از اطلاعات ودنيايي از اطلاعات که بر سر ما مي ريزد، امکان اين را مي گيرد که به عمق پناه ببريم وبا حقايق وواقعيات به طور جدي آشنا شويم و.... رسانه هاي صوتي وتصويري، فيلم ها، عکس ها و... نيز عامل مخرّبي بر زندگي معنوي بشر بوده واخلاق ورفتار او را به شدّت در جهت ترويج مفاسد وناهنجاري ها سوق داده است. اما عصر ظهور، عصر حاکميت فضيلت، اخلاق، علم، دانش وانسانيت خواهد بود. مردم به کرامت ذاتي خود پي برده، از رفتارها وگفتارهاي پوچ وپليد، دوري خواهند گزيد. امام باقر عليه السّلام مي فرمايد: (هنگامي که قائم ما قيام کند، خداوند دستش را بر سر بندگان مي نهد وعقول آنان را با آن جمع مي کند وافکار آنها با آن تکميل مي شود).(28)

7. از نظر برخي، جهاني شدن باعث ايجاد تعامل وبرابري فرهنگي، اقتصادي وسياسي جوامع مي شود وهمگان از محصولات فرهنگي وارتباطات استفاده کرده ودر نتيجه تفاوت ها ونابرابري ها از بين مي رود. اما از نظر ديويد هلد، رشد ارتباطات جهاني يا افزايش جريان هاي فرهنگي، ارتباط چنداني با هموارسازي زمينه فعاليت ها وکاهش نابرابري هاي جهاني ندارد؛ بلکه اين امر - برخلاف آنچه معمولاً تبليغ مي شود - باعث تشديد نابرابري ها در عرضه توليد وتوزيع کالاها، خدمات وامتيازات شده است وبه نوبه خود، ميان کساني که از مجموعه رو به تزايدي از منابع ووسايل ارتباطي برخوردار هستند وآنان که فاقد الکتريسيته، فناوري ارتباطات ويا قدرت دسترسي به اطلاعات هستند، فاصله وشکافي ايجاد کرده است که به طور روز افزون در حال گسترش است. دار ندورف نيز ادعا مي کند: تعداد فزاينده اي از مردم - به ويژه نسل جوان تر - از بازار کار طرد خواهند شد.(29)

همان گونه که پيش تر گذشت، رکن اساسي حکومت حضرت مهدي (عجل الله فرجه) رفع نابرابري وتبعيض واستفاده کامل وبهينه از منابع طبيعي جهان خواهد بود. او اموال را ميان مردم چنان به مساوات تقسيم خواهد کرد که ديگر محتاجي ديده نخواهد شد تا زکات بگيرد. همگان به طور برابر از نعمت هاي الهي برخوردار شده وبيکاري وفقر ريشه کن خواهد شد. امام باقر (عليه السّلام) مي فرمايد: (... در روي زمين خرابي باقي نمي ماند، مگر آن که (پس از پيروزي قائم ما) آباد شود).(30)

8. جهاني شدن در عين حال که خدمات مثبت ومفيدي براي جوامع انساني دارد؛ اما آلودگي هاي سياسي واخلاقي، گسترش تروريسم وسوء استفاده از آن، فزونيِ قاچاق مواد مخدر وکلاهبرداري هاي مالي، مشکلات زيست محيطي، گسترش بيماري هاي جمعي، سوء استفاده هاي جنسي، فروش کودکان وزنان و... نيز جنبه جهاني پيدا کرده است. اين مسائل ومشکلات، به علّت باز شدن مرز کشورها بر روي يکديگر، گسترش مبادلات بين المللي و... به مشکلات وجرايم فرامرزي وجهاني تبديل شده است؛ يعني، با گسترش (جهاني شدن)، اين مشکلات نيز فراگير وگسترده مي شود.(31)

در حالي که در حکومت جهاني حضرت مهدي (عجل الله فرجه)، مجال وامکاني براي بروز اين گونه مشکلات نخواهد بود. افراد فاسد وتباهگر از بين خواهند رفت وافراد صالح، جانشين آنان بر روي زمين خواهند شد. زمينه هاي فکري واعتقادي مردم تغيير خواهد يافت ورذايل اخلاقي وآلودگي هاي جنسي، ريشه کن خواهد شد. مردم به نحو شايسته وبه اندازه نياز از طبيعت بهره خواهند برد وامنيت رواني بر جامعه حاکم خواهد شد.

مشکلات وناگواري هاي زيادي که اينک گريبانگير جوامع جهاني است ودر آينده نيز بشر از آن رهايي نخواهد يافت؛ در حکومت جهاني حضرت مهدي (عجل الله فرجه) وجود نخواهد داشت وهمه مردم در امنيت، رفاه، آسايش وراحتي جمعي خواهند بود وهمگان از ثروت، عدل، برابري، علم ودانش جهاني بهره مند خواهند شد. اين وعده حتمي خداوند به همه مستضعفان ويکتاپرستان جهان ونقطه اوج ومتعالي تاريخ بشري خواهد بود. اصولاً حکومت جهاني امام مهدي (عجل الله فرجه)، براي رفع وريشه کني مشکلات، ناهنجاري ها، کاستي ها، نابرابري ها، فسادها وانحراف ها تشکيل خواهد يافت وجنگ وستيزه جويي، ناامني، ظلم وبرتري طلبي و... ريشه کن خواهد شد. در اين صورت امنيت يک تن، امنيت همه ورفاه يک تن، رفاه همه خواهد بود. رفاه وتنعّم بدان سان خواهد بود که ديگر نيازمند وصاحب حاجتي در سطح جامعه پيدا نمي شود؛ زيرا ثروت ومنابع عادلانه در ميان مردم تقسيم خواهد شد. حکومت حضرت مهدي (عجل الله فرجه) براي مردم وبه جهت هدايت ونجات آنان است؛ از اين رو نويد بخش دوستي، يکرنگي، يکدلي ونوع دوستي در ميان همگان خواهد بود.

جهاني شدن اين حکومت، به معناي جهاني شدن فضليت ها، عدالت ها، نيکي ها، برابري ها ومعنويت ها خواهد بود ومردم فرصتي خواهند يافت که خوب بينديشند؛ خوب زندگي کنند؛ حکمت ودانش واقعي بياموزند؛ يکديگر را دوست بدارند؛ به حق همديگر تجاوز نکنند؛ توحيد محور واخلاق گرا باشند؛ جامعه اي عاري از فساد وتباهي تشکيل دهند و.... در مدينه فاضله مهدوي، همه جا سخن از عدالت وقسط است ومردم شاهد لبريز شدن زمين از عدل وداد خواهند بود. دامنه عدالت او، تا اقصا نقاط منازل وزواياي ناپيداي جامعه گسترده خواهد شد؛ حتّي عدالت ودادگري، همچون گرما وسرما در درون خانه هاي مردمان نفوذ کرده ومأمن ومسکن وجود آنان را سامان خواهد بخشيد.


 

 

 

پاورقى:


(1) منتخب الأثر، 308 (امامت ومهدويت، بخش آخر، ص 43).

(2) بحارالأنوار، ج 52، ص 316.

(3) همان، ج 10، ص 104.

(4) منتخب الأثر، ص 308.

(5) منتخب الأثر، ص 436.

(6) بحارالأنوار، ج 51، ص 75؛ غيبت شيخ طوسي، ص 114.

(7) عقدالدرر، ص 170.

(8) بحارالأنوار، ج 51، ص 84.

(9) اعلام الوري طبرسي، ص 432.

(10) بحارالأنوار، ج 51، ص 104؛ منتخب الأثر، ص 473.

(11) تحفةالملوک، ج 1، ص 78.

(12) منتخب الأثر، ص 483؛ اصول کافي، ج 1، ص 19؛ بحارالأنوار، ج 52، ص 328.

(13) بحارالأنوار، ج 36، ص 253.

(14) همان، ج 52، ص 352؛ غيبت نعماني، ص 239.

(15) موسوعة احاديث المهدي، ج 4، ص 53.

(16) اثبات الهداة، ج 7، ص 83؛ غيبت نعماني، ص 253.

(17) بحارالأنوار، ج 52، ص 95.

(18) لوائح الأنوار، ج 2، ص 70.

(19) غيبت شيخ طوسي، ص 116.

(20) اثبات الهداة، ج 3، ص 524.

(21) بحارالأنوار، ج 51، ص 104.

(22) ژان ماري گنو، آينده آزادي، چالش هاي جهاني شدن دموکراسي، مرکز چاپ وانتشارات وزارت خارجه، ص 17 مقدمه.

(23) همان، ص 150.

(24) فرهنگ گرايي، جهاني شدن وحقوق بشر، ص 125.

(25) همان، ص 126.

(26) يوم الخلاص، ص 395.

(27) ر.ک: پديده جهاني شدن، ص 153.

(28) بحارالأنوار، ج 12، 182.

(29) روزنامه جام جم، شماره 754، ص 8.

(30) منهاج البراعة، ج 8، ص 353.

(31) فصلنامه پژوهش وسنجش، شماره 25، ص 210.