|
سپاهيان محبوب
امام باقر (عليه السلام) مي
فرمايد: (گويا ياران مهدي (عجل الله فرجه) را مي بينم که سراسر
زمين وآسمان را احاطه کرده اند وهيچ چيز در جهان نيست که
فرمانبردار وتسليم محض آنان نباشد. درندگان زمين وپرندگان شکاري
نيز در پي خشنودي آنان هستند. آنان به قدري محبوبيت دارند که جايي
از زمين بر جاي ديگر فخر ومباهات مي کند ومي گويد: امروز يکي از
ياران مهدي (عجل الله فرجه) بر من گام نهاد واز اين جا گذشت).
عاشقان شهادت
امام صادق (عليه السلام) درباره
ويژگي هاي ياران حضرت قائم (عجل الله فرجه) مي فرمايد: (آنان از
ترس خدا، بيمناکند وآرزوي شهادت دارند. خواسته شان اين است که در
راه خدإ؛غ غ کشته شوند. شعارشان اي خونخواهان حسين (عليه السلام)
است. چون حرکت مي کنند ورعب وترس از آنان در دل دشمن به فاصله يک
ماه در حرکت است).
جنگ هاي حضرت
از آن جا که هدف از قيام حضرت مهدي (عجل الله فرجه) برپايي حکومت
الهي در سراسر جهان ونابودي ستم وستمگر در جهان است، طبعاً حضرت
براي دستيابي به اين هدف، بادشواري ها وموانعي رو به رو خواهد شد
که بايد با انجام عمليات نظامي آن موانع را ازسرراه بردارد وکشورها
را يکي پس از ديگري بگشايد تا بر شرق وغرب جهان چيره گرددو حکومت
عدل الهي را در زمين پي ريزد. در اين فصل رواياتي در اين باره را
به نظر شما مي رسانيم.
پاداش مجاهدان وشهيدان
چون هدف از جنگ ها در زمان حضرت مهدي (عجل الله فرجه) نابودي
مفسدان وستمگران براي تشکيل حکومت اسلامي در جهان مي باشد، شرکت در
جنگ در رکاب حضرت قائم (عجل الله فرجه) نيز از پاداشي چند برابر
برخوردار است؛ به گونه اي که اگر رزمنده اي يک نفر از دشمن را
نابود سازد، پاداش بيست ويا بيست وپنج شهيد را دارد. اگر خود به
فيض شهادت دست يابد، پاداش دو شهيد نصيب او مي گردد. هم چنين
جانبازان وزخميان آن افزون بر مقامات معنوي از ارزش ويژه اي در
دولت امام زمان (عجل الله فرجه) برخوردارند وخانواده شهيدان نيز
ارزش ويژه اي دارند.
امام باقر (عليه السلام) خطاب به
شيعيان مي فرمايد: (اگر شما چنان باشيد که ما سفارش کرده ايم واز
امر ما سرپيچي نکنيد، اگر در آن حال کسي از شما پيش از ظهور قائم
ما بميرد، شهيد خواهد بود واگر حضرت را درک کند ودر رکاب او به
شهادت برسد، پاداش دو شهيد را دارد واگر يکي از دشمنان ما را بکشد،
پاداش بيست شهيد را خواهد داشت).
در اين روايت، ارزش نابودي دشمن را به مراتب از شهيد شدن بالاتر مي
داند؛ زيرا کشتن دشمنان، خشنودي خدا، آسايش بندگان وعزّت اسلام را
در پي دارد؛ ولي رسيدن به فيض شهادت، شهيد را به کمال مي رساند. از
اين رو، رزمندگان در جبهه بايد بيش تر در انديشه دشمن باشند، تا به
شهادت رسيدن.
امام باقر (عليه السلام) مي
فرمايد: (شهادت در رکاب امام زمان (عجل الله فرجه) پاداش دو شهيد
را دارد).
در کافي چنين آمده است: (رزمنده
امام، اگر دشمن ما را بکشد، پاداش بيست شهيد را دارد وکسي که همراه
قائم ما به شهادت برسد، پاداش بيست وپنج شهيد براي اوست).
امير مؤمنان (عليه السلام) درباره
شيوه رفتار امام زمان (عجل الله فرجه) با شهيدان وخانواده آنان مي
فرمايد: ((حضرت قائم (عجل الله فرجه) پس از عمليات) روانه کوفه مي
شود ودر آن جا اقامت مي گزيند... وهيچ شهيدي نمي ماند مگر آن که
حضرت بدهي او را مي پردازد وبراي خانواده اش حقوق ومستمري قرار مي
دهد).
اين روايت نمايانگر رسيدگي حضرت به خانواده شهيدان است.
تجهيزات جنگي
به طور قطع نوع سلاحي که حضرت قائم (عجل الله فرجه) در نبردها به کار
مي گيرد با ديگر سلاح هاي آن روزگار تفاوت اساسي دارد وواژه سيف که
در روايات آمده است، شايد کنايه از اسلحه است نه اين که مراد خصوص
شمشير باشد؛ زيرا اسلحه امام به گونه اي است که با به کارگيري آن
ديوارهاي شهر فرومي ريزد يا شهر پودر شده، تبديل به دود مي گردد
ودشمن با يک ضربه، همانند نمک آب شده، چون سرب ذوب مي گردد.
طبق روايتي، سلاح سربازان حضرت از آهن است؛ ولي چنان است که اگر بر
کوه فرود آيد، آن را به دو نيم مي کند.
شايد دشمن نيز از اسلحه آتش زا استفاده کند؛ زيرا که امام (عليه
السلام) لباسي را مي پوشد که ضدّ گرماست وآن لباسي است که جبرئيل
(عليه السلام) آن را از آسمان براي ابراهيم (عليه السلام) آورد تا
از آتش نمرود رهايي يابد وآن لباس در اختيار حضرت بقية اللَّه است
واگر چنين نبود - يعني اسلحه وصنعت پيشرفته در اختيار دشمن نبود -
شايد ضرورتي براي پوشيدن آن لباس وجود نمي داشت. هر چند که شايد
جنبه اعجاز آن منظور باشد.
امام صادق (عليه السلام) مي
فرمايد: (هنگامي که قائم ما قيام کند، شمشيرهاي نبرد فرود مي آيد،
شمشيرهايي که بر هر کدام، نام ونام پدر يک رزمنده نوشته شده است).
حضرت صادق (عليه السلام) درباره گروهي
از ياران مهدي (عجل الله فرجه) مي فرمايد: (ياران مهدي (عليه
السلام) شمشيرهايي از آهن دارند؛ ولي جنس آن غير از آهن است. اگر
يکي از آنان با شمشير خود بر کوهي ضربه زند، آن را دو نيم مي کند.
حضرت قائم (عجل الله فرجه) با آن سپاهيان وتجهيزات به جنگ هند،
ديلم، کردها، روميان، بربر، فارس وبين جابرسا وجابلقا مي رود).
وسايل دفاعي نيروهاي مهدي (عجل
الله فرجه) به گونه اي است که اسلحه دشمن بر آنان کارگر نيست. امام
صادق (عليه السلام) در اين باره مي فرمايد: (ياران مهدي (عليه
السلام) اگر با سپاهياني که بين شرق وغرب را فرا گرفته اند، درگير
شوند، آنان را در لحظه اي نابود مي کنند وهرگز سلاح دشمن در آنان
تأثير نمي کند).
پيشگفتار
منطقه شوش دانيال تازه از چنگال کافران بعثي آزاد شده بود ومردم کم
کم به شهر باز مي گشتند. من که در آن زمان افتخار حضور در جمع
عزيزان رزمنده را داشتم، در آن فرصت در مسجد جامع آن شهر تاريخي،
درس هايي را درباره امام زمان (عجل الله فرجه) بر اساس کتاب بحار
الانوار علّامه مجلسي بيان کردم.
در آن هنگام بدين نکته توجّه کردم که درباره امام زمان (عجل الله
فرجه) گرچه مباحث گوناگوني، مانند: راز طول عمر، فلسفه غيبت، عوامل
ظهور و... مطرح شده است، ولي درباره چگونگي قيام، سيستم حکومتي
وشيوه زمامداري آن حضرت، آن چنان که شايسته است، تحقيق وپژوهشي به
عمل نيامده است. از اين رو، بر آن شدم تحقيقي در اين زمينه داشته
باشم؛ شايد بتوانم براي سؤالاتي که کم وبيش براي همگان مطرح است،
پاسخي بيابم.
يکي از پرسش هايي که ذهن بيش تر انسان ها را به خود مشغول داشته،
آن است که امام (عجل الله فرجه) چگونه نظام هاي سياسي گوناگون را -
که داراي افکار وتوانايي هاي مختلفي هستند - از ميان برمي دارد
ونظام واحد جهاني تشکيل مي دهد؟
سيستم وبرنامه حکومتي آن حضرت چگونه است که در آن ظلم وستمي در
جهان نخواهدبود؛ فسادي صورت نمي گيرد وگرسنه اي يافت نمي شود؟
اين انديشه چهار سال مرا به تحقيق وپژوهش در موضوع ياد شده واداشت،
ونتيجه آن، کتابي شد که در پيش روي داريد.
در بخش نخست اين کتاب، اوضاع جهان پيش از ظهور امام (عجل الله
فرجه) - که آکنده از جنگ وکشتار، ويراني وقحطي، مرگ وبيماري، ظلم
وستم وناامني وتجاوز است - مورد بررسي قرار گرفته، نتيجه گيري مي
شود که مردم در آن هنگام از مرام ها، مکتب ها وحکومت هاي گوناگون -
که هرکدام ادّعاي رعايت حقوق بشر، سعادت انسان ونجات آنان را داشته
اند - مأيوس شده، از بهبود اوضاع نابسامان جهان نااميد گشته اند
ودر انتظار ظهور مصلحي به سر مي برند تا نجات بخش آنان باشد.
بخش دوم کتاب، به چگونگي قيام وانقلاب جهاني حضرت مهدي (عجل الله
فرجه) مي پردازد؛ نهضتي که از کنار کعبه با اعلام آن حضرت آغاز مي
گردد. ياران وپيروان حقيقي از سراسر جهان به او مي پيوندند. ستاد
فرماندهي شکل مي گيرد، سپاهيان منظم شده، فرماندهان منصوب مي شوند
وعمليات در سطح وسيعي آغاز مي گردد.
امام مهدي (عجل الله فرجه) ظهور مي کند وبه ريشه کن کردن ستم وستمگر
از جامعه مي پردازد. اين جامعه، محدود به سرزمين حجاز، خاورميانه
وآسيا نيست؛ بلکه به وسعت کره زمين است.
اصلاح چنين جامعه اي که پر از ظلم وفساد است، کاري بس دشوار ومدّعي
- آن در حقيقت - ادّعاي معجزه اي بزرگ دارد واين معجزه به دست او
تحقّق مي يابد.
سومين بخش کتاب، به حکومت آخرين امام (عليه السلام) اشاره دارد. آن
حضرت براي اداره جهاني رهيده از ستم وفساد ونيز تحقق حاکميت اسلام،
دولتي قوي وکارآمد، از ياران توانمند زمان خويش وبزرگاني چون حضرت
عيسي (عليه السلام)، سلمان فارسي، مالک اشتر، صالح و... از سَلَف
صالح تشکيل مي دهد. هر چند نقش آنان را در براندازي حکومت هاي جور
نمي توان ناديده گرفت، ولي نقش اصلي آنان در سازندگي واصلاح جهان
در حکومت جهاني حضرت مهدي (عجل الله فرجه) است.
آن چه در اين پيش گفتار به اختصار ذکر شد، با بهره گيري از ده ها
کتاب از - شيعه وسنّي- وبررسي صدها روايت، به صورت مبسوط ومستدل در
کتابي که در پيش رو داريد، آمده است.
اميد است اين کتاب که دورنمايي - هر چند نارسا - از جامعه اسلامي
پس از ظهور عدالت گستر آل محمد (صلى الله عليه وآله وسلم) را ترسيم
کرده است، مقبول امام زمان (عجل الله فرجه) ومورد استفاده مسلمانان
ايران ومنتظران واقعي امام زمان (عجل الله فرجه) قرار گيرد وآنان
را براي فراهم کردن زمينه ظهور آن حضرت آماده سازد.
از خداوند بزرگ خواهانيم که مرجع بزرگوار امام خميني (ره) را که
جلوه اي از حکومت مهدي (عجل الله فرجه) را در ايران به ما نشان داد
با انبيا ومعصومين محشور فرمايد وخادمان به اهل بيت ومملکت اهل بيت
را موفق ودر حراست از اين امّ القراي اسلام مؤيّد بدارد. در اين جا
تذکر چند نکته ضروري است:
1. ما مدّعي آن نيستيم که در اين کتاب مطلب تازه اي ارائه کرده ايم؛
زيرا روايات آن را عالمان گذشته جمع آوري نموده، در برخي موارد،
نتيجه گيري نيز کرده اند؛ امّا ويژگي اين کتاب، در اين است که سعي
شده به دور از اصطلاحات خاص ونزاع هاي ديني، مطالب را در قالبي نو،
ساده ودر خور فهم عموم ارائه کند.
2. برداشت هايي که از روايات صورت گرفته وبه جايي استناد داده نشده
است، نظر شخصي نويسنده مي باشد. از اين رو، ممکن است که با دقت
وتحقيق بيش تر ومقايسه روايات با يک ديگر، مطالب ديگري برداشت شود.
3. هم چنين مدّعي نيستيم که تمامي روايات مورد استناد در اين کتاب،
صحيح وغير قابل خدشه است؛ بلکه سعي بر اين بوده است که آن چه
محدّثان ومؤلفّان معتبر در کتاب هاي شان آورده اند، نقل شود. هم
چنين جز در پاره اي از موارد، از سند روايات بحثي به ميان نيامده
است؛ زيرا در مقام اثبات يا نفي آن نبوده ايم. علاوه بر آن که در
بسياري از موارد، با تواتر اجمالي به صدور روايت قطع پيدا مي کنيم؛
به ويژه در رواياتي که از طريق اهل بيت (عليهم السلام) رسيده است.
4. روايات اين کتاب پيش از تأليف
وتدوين کتاب معجم احاديث
الامام المهدي (عليه السلام) جمع آوري شده است. از اين رو، مشتاقان
به تحقيق بيش تر در اين زمينه را به آن کتاب که بحمداللّه پس از
اين کتاب موفق به جمع آوري وتأليف ونشر آن شدم ارجاع مي دهيم.
5. در بسياري از روايات کلمه الساعه والقيامه به ظهور حضرت مهدي
(عجل الله فرجه) تفسير شده است. ازاين رو، رواياتي که به عنوان
شرايط يا علائم الساعه والقيامه آمده، در اين کتاب به عنوان علائم
ظهور آورده شده است.
6. برخي از مطالب کتاب نياز به تحقيق بيش تري دارد؛ هر چند سعي شده
درباره آنها توضيح داده شود. اميد است با عنايات الهي کتاب را در
چاپ هاي بعدي با تحقيق بيش تري منتشر نماييم.
در خاتمه به مصداق من لم يشکر المخلوق لم يشکر الخالق، لازم است از
برادران ودوستان به ويژه از دو برادر بزرگوارم، حجج اسلام محمد
جواد ومحمد جعفر طبسي براي رهنمودهاي شان واز حجج اسلام علي رفيعي
وسيدمحمد حسيني شاهرودي براي بازنويسي وتنظيم مطالب کتاب، تشکر
وقدرداني کنم.
قم - نجم الدين طبسي
1373 ه.ش
دورنمايي از جهان پيش از ظهور
آن گاه که در روشنايي قرار داريم، از ارزش آن کم تر آگاه مي گرديم
وزماني به ارزش واقعي آن پي مي بريم که در ظلمت وتاريکي قرار گرفته
باشيم.
هنگامي که خورشيد جهان افروز در پهنه آسمان مي درخشد، کم تر بدان
توجّه داريم، ولي آن گاه که در پس ابرها قرار گيرد وبراي مدتي نور
وگرما را از موجودات دريغ ورزد، به ارزش آن، آگاه مي گرديم.
ضرورت ظهور خورشيد ولايت را آن گاه احساس خواهيم کرد که از شرايط
واوضاع نابسامان پيش از ظهور آگاه شويم وشرايط سخت رواني آن دوران
را درک کنيم. ترسيمي کلّي از آن دوران - که برگرفته از روايات است
- به شرح زير مي باشد:
پيش از ظهور امام زمان (عجل الله فرجه) فتنه وآشوب، هرج ومرج،
نابساماني، ناامني وظلم وبيداد، نابرابري واجحاف، قتل وکشتار
وتجاوز، همه جا را فرا مي گيرد وزمين سرشار از ستم وبي عدالتي مي
شود.
جنگ هاي خونين ميان ملّت ها وکشورهاي جهان آغاز شده، زمين از کشته
ها انباشته مي گردد. کشتار ناحق به حدّي زياد است که هيچ خانه
وخانواده اي يافت نمي شود که يک يا چند عزيز خود را از دست ندهد.
مردان وجوانان بر اثر جنگ ها از بين مي روند، تا آن جا که هر سه
نفر، دو نفر کشته مي شوند.
امنيّت مالي وجاني از ميان ملّت ها رخت بر مي بندند، راه ها وجاده
ها ناامن مي گردد، ترس، وحشت وهراس بشر را فرا مي گيرد، مرگ هاي
زودرس وناگهاني فراوان مي شود. کودکان معصوم با بدترين شکنجه ها،
به دست فرمانروايان ستمگر کشته مي شوند، در خيابان ها ومعابر عمومي
به زنان باردار تجاوز مي گردد، بيماري هاي واگير ومرگ بار -شايد بر
اثر تعفّن پيکر کشته شدگان يا به کارگيري سلاح هاي ميکربي وشيمايي-
گسترش مي يابد. کمبود مواد غذايي، گراني وقحطي، زندگي مردم را فلج
مي کند وزمين از پذيرش بذر ورشد وشکوفايي سر باز مي زند. باران ها
قطع شده، يا بي هنگام فرومي آيد وزيان مي رساند. بر اثر قحطي،
زندگي چنان سخت مي شود که برخي از مردم براي تأمين قوت لايموت خود،
زنان ودختران خود را در برابر اندکي غذا واگذارمي کنند.
در آن شرايط دشوار، نااميدي، بشر را فرا مي گيرد ومرگ بهترين هديه
الهي به انسان ها تلقّي مي شود وتنها آرزوي مردم، پايان يافتن
زندگي است. در آن هنگام چون شخصي از ميان پيکر کشته شدگان واز کنار
گورستان ها بگذرد، آرزو مي کند: کاش يکي از آنان بود تا از زندگاني
ذلت بار آسوده مي گشت.
در آن هنگام هيچ قدرت وسازمان وتشکيلاتي وجود ندارد که بتواند آن
همه نابساماني، تجاوز وکشتار را مهار کند وستمکاران وقدرتمندان را
به سزاي کردار ننگينشان برساند. هيچ فريادي براي رهايي مردم به گوش
نمي رسد. همه مدّعيان نجات بشر، خائن ودروغ گو از کار در مي آيند
وانسان ها تنها ظهور مُصلحي الهي ومعجزه اي خدايي را انتظار مي کشند.
در آن هنگام که نااميدي همه را فرا گرفته است، لطف ورحمت الهي،
مهدي موعود را، پس از سال ها غيبت وانتظار، براي نجات انسانيت ظاهر
مي کند وسروش آسماني در همه جهان به گوش مي رسد که: (اي اهل عالم!
دوران فرمانروايي ستمگران به سرآمد وحکومت عدل الهي فرا رسيد ومهدي
ظهور کرد). اين نداي آسماني، روح اميد را در پيکره بي رمق انسان ها
مي دمد وبه محرومان وستمديدگان مژده رهايي مي دهد.
آري، با درک اين زمينه هاست که مي توان، به ضرورت ظهور مصلحِ الهي
پي برد، واهميّت وارزش حکومت عدالت گستر مهدي (عجل الله فرجه) را
درک کرد.
در اين جا اوضاع نابسامان پيش از ظهور امام (عليه السلام) را در
پنج فصل، از ديدگاه روايات بررسي مي کنيم.
حکومت
قوانين اديان ومکتب ها، هنگامي در جامعه اجرا مي شود که حکومتي از
آن پشتيباني کند. از اين رو، هر گروهي در پي به دست آوردن حکومت،
براي اجراي اهداف خويش است. اسلام نيز - که برترين آيين آسماني است
- در پي تشکيل حکومت اسلامي بوده، پيدايش وحفظ حکومت حق را از بزرگ
ترين فرايض مي داند.
پيامبر گرامي اسلام (صلى الله عليه وآله وسلم) همه کوشش هاي خويش
را براي تشکيل حکومت اسلامي به کار گرفت ودر شهر مدينه به پايه
ريزي آن پرداخت. پس از رحلت آن حضرت - هر چند امامان معصوم (عليهم
السلام) وعالمان، آرزوي تشکيل حکومت اسلامي را داشته اند - جز در
موارد انگشت شماري، حکومت ها الهي نبوده است وتا زمان ظهور حضرت
مهدي (عليه السلام) نيز بيش تر حکومت ها بر باطل خواهند بود.
در رواياتي که از پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) وائمه (عليهم
السلام) به ما رسيده است، چشم انداز عمومي حکومت ها، پيش از قيام
مهدي (عجل الله فرجه) ترسم شده است که به مواردي از آن اشاره مي
کنيم:
استبداد حکومت ها
يکي از مسائلي که جامعه بشري پيش از ظهور امام (عليه السلام) از آن
رنج مي برد، بيدادگري وستمي است که به وسيله حکومت ها بر مردم مي
رود. رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) در اين باره مي فرمايد: (زمين
از ستم وبيداد پُر مي شود؛ تا جايي که در هر خانه اي ترس وجنگ وارد
مي گردد).
حضرت علي (عليه السلام) مي فرمايد:
(زمين پر از ستم وبيداد مي گردد؛ تا آن که ترس واندوه در هر خانه
اي وارد شود).
امام باقر (عليه السلام) مي
فرمايد: (حضرت قائم (عليه السلام) قيام نمي کند، مگر در دوراني پر
از بيم وهراس).
اين بيم وترس چيزي است که غالباً از حکومت زمامداران ستمگر وخودسر
جهان سرچشمه مي گيرد؛ زيرا پيش از ظهور آن حضرت، ستمگران بر جهان
فرمانروايي مي کنند.
امام باقر (عليه السلام) در اين
باره مي فرمايد: (مهدي (عليه السلام) هنگامي قيام مي کند که زمام کارهاي
جامعه در دست ستمکاران باشد).
ابن عمر مي گويد: مرد شرافتمند
وداراي مال وفرزند (در آخر الزمان) به سبب رنج ها وگرفتاري هايي که
از سوي فرمانروايان مي بيند، آرزوي مرگ مي کند.
نکته قابل توجّه اين است که پيروان پيامبر (صلى الله عليه وآله
وسلم) تنها از تجاوز وهجوم قدرت هاي بيگانه رنج نمي برند، بلکه از
سوي حکومت هاي خودکامه ومستبد خودشان نيز در فشار ورنجند؛ آن چنان
که زمين با همه گستردگي اش بر آنان تنگ مي شود وبه جاي احساس آزادي،
خود را در زنداني بزرگ احساس مي کنند. هم اکنون در جهان اسلام جز
ايران - که با عنايت خداوند وامام زمان (عجل الله فرجه) در آن فقيه
عادل حکومت مي کند - باقي رهبران کشورهاي اسلامي با اسلام
ومسلمانان ميانه خوبي ندارند وبا آنان بيگانه اند.
در روايات، در اين زمينه چنين آمده است:
رسول گرامي اسلام (صلى الله عليه
وآله وسلم) مي فرمايد: (در آخر الزمان بلاي شديدي - که سخت تر از
آن شنيده نشده باشد - از سوي فرمانروايان اسلامي بر امّت من وارد
خواهد شد؛ به گونه اي که فراخناي زمين بر آنان تنگ خواهد گشت وزمين
از بيداد وستم لبريز گردد؛ آن چنان که مؤمن براي رهايي از ستم،
پناهگاهي که بدان پناهنده شود، نمي يابد).
در پاره اي از روايات به ابتلاي مسلمانان به رهبران خودکامه تصريح
گشته، در پي حکمراني آن فرمانروايان ستمگر، ظهور مصلح کلّ، نويد
داده شده است. در اين دسته از روايات، از سه گونه حکومت - که پس از
رسول گرامي اسلام بر سر کار مي آيند - سخن به ميان آمده است. اين
سه گونه حکومت عبارتند از: خلافت، امارت وملوک وپس از آن، جباران
حاکم مي شوند.
پيامبر اکرم (صلى الله عليه وآله
وسلم) فرمود: (پس از من خلفايي بر سر کار خواهند آمد؛ بعد از خلفا،
امرايي وپس از امرا، پادشاهان وپس از آنان جباران وستمگران؛ سپس
مهدي (عجل الله فرجه) ظهور مي کند).
ترکيب دولت ها
هنگامي مردم در آسايش وراحتى به سر مي برند که کارگزاران حکومت،
افرادي صالح وکاردان باشند؛ ولي وقتي که افراد ناشايست بر مردم
فرمانروا شدند، طبيعي است که انسان ها از رنج وعذاب به ستوه آيند؛
درست همان وضعيتي که پيش از ظهور حضرت مهدي (عجل الله فرجه) پيش مي
آيد. در اين هنگام، دولت ها را افرادي خيانتکار، فاسق وستمکار
تشکيل مي دهند.
پيامبر گرامي اسلام مي فرمايد:
(زماني خواهد آمد که فرمانروايان، ستم پيشه؛ فرماندهان، خيانتکار؛
قاضيان، فاسق ووزيران، ستمگر مي گردند).
نفوذ زنان بر حکومت ها
يکي ديگر از مسائلي که در حکومت
هاي آخرالزمان مطرح است، سلطه ونفوذ زنان مي باشد که يا به گونه
مستقيم بر مردم فرمانروايي مي کنند ويا فرمانروايان را به زير سلطه
خود مي برند. اين مطلب، پيامدهاي ناگواري را به دنبال دارد. حضرت
علي (عليه السلام) در اين باره مي فرمايد: (زماني خواهد رسيد که
افراد فاسد وزناکار به ناز ونعمت مي رسند وفرومايگان مقام وموقعيتي
پيدا مي کنند وانسان هاي با انصاف ضعيف مي شوند). سؤال شد: اين
دوره در چه وقت خواهد بود؟ فرمود: (هنگامي که زنان وکنيزان بر امور
مردم مسلّط گردند وخردسالان به فرمانروايي برسند).
فرمانروايي کودکان
حاکمان
بايد افرادي باتجربه ومدير باشند تا مردم در راحتى وآسايش قرار گيرند.
اگر به جاي آنان، کودکان يا کوته فکران، سرپرستي کارها را در دست گيرند،
بايد از شرّ فتنه اي که رخ مي دهد، به خدا پناه مي برد.
در اين باره به ذکر دو روايت بسنده مي کنيم:
پيامبر اکرم (صلى الله عليه وآله
وسلم) مي فرمايد: (از اوّلِ سال هفتاد وحکومت کودکان، به خدا پناه
ببريد).
سعيد بن مسيّب مي گويد: (فتنه اي
رخ مي دهد وابتداي آن بازي کودکان خواهد بود).
تزلزل حکومت ها
حکومتي قادر است به مردم کشورش خدمت کند که داراي ثبات سياسي باشد؛
زيرا در صورتي که در حال تغيير باشد، قادر به انجام کارهاي بزرگ در
کشور نيست.
حکومت ها در آخرالزمان در حال تزلزلند وگاهي حکومتي در آغازِ روز
بر سر کار مي آيد، ولي هنگام غروب از کار برکنار مي شود. امام صادق
(عليه السلام) در اين باره مي فرمايد: (چگونه خواهيد بود، هنگامي
که بدون امام هدايتگر وبدون علم ودانش بمانيد واز يک ديگر بيزاري
جوييد؟ واين 1 زماني باشد که آزمايش شويد وافراد خوب وبد شما از هم
جدا گردند وغربال وزير ورو شويد. آن وقت که شمشيرها در رفت وآمد
باشد وجنگ شعله ور. حکومتي در آغاز روز، روي کار مي آيد وبا کشتار
در آخر روز بر کنار وسرنگون مي شود).
|