|
ناتواني قدرت ها از اداره کشورها
پيش از ظهور امام زمان (عجل الله
فرجه) حکومت هاي ستمگر به ضعف مي گرايند واين زمينه اي مي شود تا
حکومت جهاني حضرت مهدي را بپذيرند. امام سجاد (عليه السلام) درباره
آيه شريفه (حتى إذا رأوا ما يوعدون فسيعلمون
من أضعف ناصراً وأقلّ عدداً)؛
تا آن گاه که ببينند، آن چه وعده داده شده است وبه زودي خواهند
دانست چه کسي ياوران کم تري دارد وناتوان تر است).، فرمود: (وعده
اي که در اين آيه داده شده است، مربوط به حضرت قائم (عليه السلام)
واصحاب وياوران ودشمنانش است. آن گاه که امام زمان (عليه السلام)
قيام کند، دشمنانش ناتوان ترين دشمنان خواهند بود وکم ترين نيروها
وتجهيزات را خواهند داشت).
اخلاق پيش از ظهور
سست شدن بنيان خانواده، خويشاوندي، دوستي، وسردي عواطف انساني وبي
مهري از ويژگي هاي بارز آخرالزمان است.
سردي عواطف انساني
رسول گرامي اسلام (صلى الله عليه
وآله وسلم) وضعيت آن روزگار را از نظر عاطفي چنين بيان مي دارد:
(در آن روزگار، بزرگ تران به زيردستان وکوچک تران رحم نمي کنند
وقوي بر ضعيف ترحم نمي نمايد. در آن هنگام، خداوند به او (مهدي)
اذن قيام وظهور مي دهد). نيز آ ن حضرت مي فرمايد: (قيامت برپا نمي
شود تا آن که زماني فرا رسد که مردي (از شدت فقر) به اقوام وبستگان
خود مراجعه کند وآنان را به خويشاوندي سوگند دهد تا بلکه به او کمک
کنند؛ ولي چيزي به او نمي دهند. همسايه از همسايه خود کمک مي طلبد
واو را به حقّ همسايگي سوگند مي دهد؛ ولي همسايه کمکش نمي کند).
نيز آن حضرت مي فرمايد: (از نشانه
هاي قيامت، بدرفتاري با همسايه وگسستن پيوندهاي خويشاوندي است).
از آن جا که در برخي از روايات (الساعه)
به ظهور حضرت تأويل شده است
روايات (اَشراط الساعه) را به نشانه هاي ظهور تفسير کرديم.
فساد اخلاقي
هرگونه انحراف وفسادي ممکن است به گونه اي قابل تحمّل باشد، جز
فساد جنسي که براي انسان هاي غيرتمند وشرافتمند، بسيار ناگوار
وغيرقابل تحمّل است. از انحراف هاي بسيار زشت وخطرناکي که جامعه پيش
از ظهور امام زمان (عجل الله فرجه) به آن گرفتار مي شود، بي امنيتي
خانوادگي وناموسي است.
در آن روزگار، فساد وبي بند وباري اخلاقي، به طور گسترده اي گسترش
مي يابد. قبح وزشتي کردارهاي حيواني گروهي انسان نما، بر اثر گسترش
فساد وتکرار آن از بين مي رود وحالت عادي وطبيعي به خود مي گيرد.
فساد چنان فراگير مي شود که کم تر کسي مي تواند ويا مي خواهد از آن
جلوگيري کند.
جشن هاي دو هزار وپانصد ساله سلطنتي در سال 1350 شمسي ودر زمان
سلطنت محمدرضا پهلوي، با عنوان جشن هنر شيراز که در آن صحنه هاي
بسيار زشتي از زندگي حيواني نمايش داده شد، اعتراض وخشم جامعه
اسلامي ايران را برانگيخت؛ ولي در روزگار پيش از ظهور، خبري از اين
اعترض ها نيست وتنها اعتراض، اين است که چرا در وسط چهارراه ها
چنين اعمال زشتي صورت مي گيرد. اين بالاترين نهي از منکري است که
انجام مي شود وچنين شخصي، عابدترين فرد زمان خود است.
اينک نظري به روايات مي افکنيم تا
عمق فاجعه از بين رفتن ارزش هاي اسلامي وگسترش فساد در آن روزگار
را درک کنيم. رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) مي فرمايد: (قيامت
بر پا نمي شود تا آن که زني را در روز روشن وبه طور آشکار (ودر پيش
روي همگان از چنگ صاحبش) گرفته، در وسط راه به او تعدّي کنند؛ ولي
احدي اين کار را نکوهش نکند واز آن جلوگيري ننمايد. بهترين آن مردم،
کسي است که مي گويد: اي کاش کمي از وسط راه کنار مي رفتي وکارت را
انجام مي دادي).
هم چنين حضرت مي فرمايد: (سوگند
به آن که جان محمد (صلى الله عليه وآله وسلم) در دست اوست، اين
امّت از بين نمي روند تا آن که مرد بر سر راه زنان مي ايستد (وچون
شير درنده) به آن تجاوز مي کند. بهترين آن مردم، کسي است که مي
گويد: اي کاش او را پشت اين ديوار پنهان مي کردي ودر ملأ عام، اين
عمل را انجام نمي دادي).
در بياني ديگر مي فرمايد: (آن
مردمان چون حيوانات، در وسط راه بر هم مي شورند وبا هم مي ستيزند
وآن گاه يکي از آنان به مادر، خواهر ودختر او در وسط راه ودر حضور
همگان تجاوز مي کند، سپس آنان را در معرض تعدّي ديگران قرار مي دهد
ويکي پس از ديگري عمل زشت را انجام مي دهند؛ ولي کسي اين کردار زشت
را نکوهش نمي کند وتغيير نمي دهد. بهترين آنان کسي است که مي گويد:
اگر از جاده واز نظر مردم دور مي شديد، بهتر بود).
گسترش اعمال منافي عفت
محمد بن مسلم مي گويد: به امام
باقر (عليه السلام) عرض کردم: اي فرزند رسول خدا! قائم شما چه وقت
ظهور خواهد کرد؟ امام فرمود: (هنگامي که مردها خود را شبيه زنان
کنند وزنان شبيه مردان شوند. آن گاه که مردان به مردان اکتفا کنند
يعني لواط کنند وزنان به زنان).
روايت ديگري به همين مضمون از
امام صادق (عليه السلام) نقل شده است.
ابوهريره نيز از پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) نقل مي کند: (قيامت
برپا نمي گردد تا آن که مردان براي انجام عمل زشت بر يک ديگر سبقت
بگيرند؛ چنان که نسبت به زنان چنين مي کنند).
روايات ديگري نيز به همين مضمون
آمده است.
آرزوي کمي تعداد فرزند
پيامبر اسلام (صلى الله عليه وآله
وسلم) مي فرمايد: (رستاخيز بر پا نمي شود، تا آن که کسي که پنج
فرزند دارد، آرزوي چهار فرزند کند وآن که چهار فرزند دارد، مي
گويد: کاش سه فرزند داشتم وصاحب سه فرزند آرزوي دو فرزند دارد وآن
که دو فرزند دارد، آرزوي يک فرزند نمايد وکسي که يک فرزند دارد،
آرزو کند که: کاش فرزندي نداشت).
در روايت ديگري مي فرمايد: (روزگاري
خواهد آمد که غبطه مرد کم فرزند را بخوريد، چنان که امروز غبطه
فرزند وثروت زيادتر را مي خوريد؛ تا آن جا که يکي از شما، از کنار
قبر برادرش مي گذرد وخود را بر قبر او مي غلطاند؛ آن گونه که
حيوانات خود را بر خاک چراگاه مي غلطانند ومي گويد: اي کاش من به
جاي او بودم واين سخن نه به سبب شوق ديدار خداوند ويا به دليل
اعمال نيکي است که از پيش فرستاده است؛ بلکه به جهت بلاها وگرفتاري
هايي است که بر او فرود مي آيد).
نيز آن حضرت مي فرمايد: (قيامت بر
پا نمي شود، مگر آن که فرزند کم گردد).
در اين روايت (الولد غيضاً) آمده است که معناي آن سقط جنين وجلوگيري
از بارداري است؛ ولي کلمه (غيظاً) که در روايت ديگري آمده است به
معناي غم ومشقّت ومحنت وغضب است.
يعني مردم در آن دوران با سقط جنين وجلوگيري از افزايش فرزند، مانع
زيادشدن فرزندان مي شوند. يا فرزند داشتن موجب غم واندوه وخشم
خواهد بود وشايد اين به علت مشکلات سخت اقتصادي، گسترش بيماري ها
در کودکان ونبودن امکانات، تبليغ وتشويق به کنترل جمعيت ويا عامل
ديگر باشد.
افزايش خانواده هاي بي سرپرست
رسول خدا (صلى الله عليه وآله
وسلم) مي فرمايد: (از نشانه هاي قيامت اين است که مردان کم مي شوند
وزنان بسيار. تا آن جا که هر پنجاه زن يک سرپرست خواهند داشت).
شايد اين وضعيت بر اثر افزايش تلفات جاني مردان باشد که در جنگ هاي
پي در پي وطولاني صورت مي گيرد.
نيز آن حضرت مي فرمايد: (قيامت بر
پا نمي شود، مگر آن که روزگاري فرا رسد که به دنبال يک مرد، حدود
سي زن به راه افتد وهر کدام از او تقاضا کند که با او ازدواج نمايد).
حضرت در روايت ديگري مي فرمايد: (خداوند
دوستان وبرگزيدگان خود را از ديگران جدا مي کند تا اين که زمين از
منافقان وگمراهان وفرزندان آنان پاک شود. زماني فرا رسد که پنجاه
زن با يک مرد روبه رو شده، يکي مي گويد: اي بنده خدا! مرا بخر
وديگري مي گويد: به من پناه ده).
اَنس مي گويد: پيامبر (صلى الله
عليه وآله وسلم) فرمود: (قيامت برپا نمي شود، مگر آن که زماني فرا
رسد که (براثر تلفات مردان وکثرت زنان) زني کفشي را در راه بيابد
و(از روي دريغ وافسوس) گويد: اين کفش از آن مردي بوده است؛ در آن
روزگار، براي هر پنجاه زن، يک سرپرست خواهد بود).
اَنس مي گويد: آيا نمي خواهيد
حديثي را که از پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) شنيدم، نقل کنم؟
پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود: (مردان از بين خواهند رفت
وزنان باقي مي مانند).
هرج ومرج ونا امني
بر اثر تجاوز قدرت هاي بزرگ، امنيّت از ميان حکومت هاي کوچک وملّت
هاي ضعيف رخت بر خواهد بست وديگر آزادي وامنيّت مفهومي نخواهد داشت.
قدرت هاي حاکم بر جهان آن چنان عرصه را بر ملل ضعيف تنگ مي کنند
وتجاوز به حقوق ملّت ها را تا آن جا گسترش مي دهند که مردم اجازه
نفس کشيدن هم نمي يابند.
پيامبر اکرم (صلى الله عليه وآله وسلم) آن دوران را چنين ترسيم مي
کند: (به زودي امّت ها (پيروان ديگر آيين ها ومکاتب) بر ضد شما
وارد عمل خواهند شد؛ آن گونه که گرسنگان به ظروف غذا حمله ور مي
شوند). شخصي گفت: از آن جهت که در آن زمان در اقليّت به سر مي
بريم، اين گونه مورد هجوم قرار خواهيم گرفت؟ پيامبر فرمود: (تعداد
شما در آن زمان بسيار خواهد بود، ولي چون خس وخاشاک روي سيل خواهيد
بود. خداوند، مهابت وعظمت شما را از دل دشمنانتان خارج ساخته، بر
دل هاي تان سستي خواهد افکند). کسي پرسيد: اي رسول خدا! اين وهن
وسستي به علت چيست؟ فرمود: (دنيا دوستي وناخوش داشتن مرگ).
اين دو خصلت زشت که رسول مکرّم از آن ياد کرده است، کافي است که
ملتي را از رسيدن به آزادي ودفاع از ارزش هاي خود باز دارد وآنان
را به زندگي ذلت بار تحت هر شرايطي انس دهد؛ هر چند با از دست دادن
دين واصول مکتب باشد.
رسول خدا (صلى الله عليه وآله
وسلم) مي فرمايد: (ظهور مهدي (عجل الله فرجه) هنگامي خواهد بود که
دنيا آشفته وپُراز هرج ومرج گردد وگروهي به گروه ديگر يورش برند
نه بزرگ به کوچک رحم کند ونه نيرومند بر ضعيف ترحّم نمايد. در چنين
هنگامي خداوند به او اجازه قيام مي دهد).
نا امني راه ها
دامنه هرج ومرج وناامني به راه ها نيز کشيده خواهد شد وبي رحمي
گسترش مي يابد. در اين زمان خداوند، مهدي را بر خواهد انگيخت ودژهاي
گمراهي را به دست توانمند او فتح مي کند. مهدي موعود (عجل الله
فرجه)، تنها به گشودن قلعه هاي استوار نمي پردازد؛ بلکه دل هاي
بسته به روي حقايق ومعنويت را نيز مي گشايد وبراي قبول حقايق آماده
مي سازد.
رسول خدا (صلى الله عليه وآله
وسلم) خطاب به دختر گران قدرش مي فرمايد: (سوگند به آن خدايي که
مرا به حق برانگيخت، به راستي مهدي اين امّت از نسل حسنين (عليهما
السلام) است. هنگامي که جهان را هرج ومرج ونابساماني فرا گيرد
وفتنه ها (يکي پس از ديگري) آشکار گردد. جاده ها وراه ها ناامن شود
وبرخي بر عده اي هجوم برند؛ نه بزرگ بر کوچک ترحّم کند ونه کوچک بر
بزرگ احترام گذارد؛ در چنين هنگامه اي خداوند، شخصي از نسل اين دو
(امام حسن وامام حسين (عليهما السلام)) را برمي انگيزد تا دژهاي گمراهي
را (درهم شکند و) فتح کند ودل هايي را که پرده جهل وناآگاهي آنها
را فرو پوشانده (واز درک حقايق محجوب ساخته است) بگشايد. او در
آخرالزمان به پا مي خيزد - همان گونه که من در اوّل زمان به پا
خاستم- ودنيا را پر از عدل وداد مي کند؛ همان گونه که از ظلم وجور
پر شده است).
جنايات هولناک
جنايات ستمگران وجلّادان در طول تاريخ بسيار سهمگين ووحشتناک بوده
است. صفحات تاريخ پر از ستم ها وظلم ها وجناياتي است که
فرمانروايان ستمگر وخون آشام بر ملّت هاي محروم روا داشته اند که
چنگيز، هيتلر وآتيلا نمونه هايي از آنان هستند.
امّا جناياتي که پيش از ظهور امام مهدي (عجل الله فرجه) در جهان رخ
مي دهد، از هولناک ترين جناياتي است که مي توان تصور کرد. اعدام
کودکان خردسال به وسيله چوبه هاي دار، سوزاندن کودکان وفروبردن
آنان در مايعات گداخته، قطعه قطعه کردن آدم ها با اره وميله هاي
آهني وآسياب ها، حوادث تلخي است که پيش از برپايي حکومت عدل جهاني،
به وسيله حکومت هايي که خود را مدافع حقوق بشر مي دانند، رخ مي دهد.
با بروز چنين وحشي گري هايي است که اهميّت حکومت حضرت مهدي (عجل
الله فرجه) - که به تعبير روايات، پناه محرومان است - آشکار مي
گردد.
علي (عليه السلام) حوادث تلخ آن
روزگار را چنين ترسيم مي کند: (همانا سفياني، گروهي را مأمور مي
کند تا کودکان را در محلّي جمع کنند؛ آن گاه روغن را براي سوزاندن
آنان داغ مي کند؛ کودکان مي گويند: اگر پدران ما با تو مخالفت کردند،
گناه ما چيست، که بايد سوزانده شويم؟ او دو تن به نام هاي حسن
وحسين را از ميان کودکان بيرون مي کشد وبه دار مي آويزد. پس از آن
به سوي کوفه مي رود وهمان رفتار (وحشتناک پيشين) را با کودکان آن
جا انجام مي دهد ودو کودک به همان نام ها را بر در مسجد کوفه به
دار مي زند واز آن جا بيرون مي رود وباز جنايت مي کند ودر حالي که
در دستش نيزه اي قرار دارد، زني باردار را دستگير مي کند وآن را به
يکي از يارانش مي سپارد وفرمان مي دهد که در وسط خيابان به او
تجاوز کند. او پس از تجاوز، شکم زن را مي درد وجنينش را بيرون مي
آورد وهيچ کس نمي تواند چنين وضعيت هولناکي را تغيير دهد).
امام صادق (عليه السلام) در خبر
لوح مي فرمايد: (... خداوند رحمت خويش را به وسيله فرزند دختر پيامبر
(صلى الله عليه وآله وسلم) کامل مي گرداند؛ همان کسي که کمال موسي،
ابهت عيسي وصبر واستقامت ايوب پيامبر را داراست. دوستان من، در
دوران (پيش از ظهور) او خوار وذليل باشند وسرهاي شان، همانند سرهاي
اهالي ترک وديلم (براي حکام وظالمان) هديه برده مي شود. آنان کشته
شوند وسوزانده گردند وترسان، وحشت زده وهراسناک باشند. زمين از
خونشان رنگين شود وناله وفرياد در ميان زنانشان زياد گردد. آنان
دوستان واقعي من هستند. او به وسيله آنان هر فتنه کور وتاريکي را
دفع مي کند وزلزله ها (وناآرامي ها) را بر طرف مي سازد وزنجيرها
وبندهاي اسارت را از ايشان بر مي دارد. درود خداوند بر آنان باد که
ايشان همان هدايت شدگانند).
ابن عباس مي گويد: (سفياني وفلاني
خروج مي کنند وبا هم مي جنگند؛ به گونه اي که (سفياني) شکم زنان را
مي درد وکودکان را در ديگ هاي بزرگ مي گدازد ومي سوزاند).
ارطات مي گويد: سفياني هر کس را
که با او مخالفت کند، مي کشد. با اره ها مخالفانش را به دو نيم مي
کند وبا ديگ ها آنان را نابود مي سازد. اين ستم ها، شش ماه به طول
مي انجامد.
آرزوي مرگ زندگان
رسول خدا (صلى الله عليه وآله
وسلم) مي فرمايد: (سوگند به آن که جانم در دست اوست، دنيا به پايان
نمي رسد تا آن که زماني فرا رسد که مرد به هنگام عبور از گورستان،
خود را روي قبر انداخته، مي گويد: اي کاش من به جاي صاحب اين قبر
بودم. در حالي که مشکل او بدهکاري نيست؛ بلکه گرفتاري ها وفشار روزگار
وظلم وجور است).
از ذکر کلمه رجل در روايت، دو مطلب استفاده مي شود: يکي اين که گرفتاري
ها ومشکلات آن دوران وبه دنبال آن آرزوي مرگ، به طايفه، ملّت وگروه
خاصي اختصاص ندارد وهمه از حوادث ناگوار در رنج وعذاب خواهند بود.
دوم اين که تعبير مرد نشان دهنده شدت فشار وسختي آن روزگار است؛
زيرا غالباً مرد در برابر مشکلات ونابرابري ها بيش تر از زن مقاومت
مي کند واز اين که مردان تاب وتحمّل مشکلات ورنج هاي آن روزگار را
ندارند، استفاده مي شود که مشکل بسيار بزرگ وکمرشکن است.
ابوحمزه ثمالي مي گويد: امام باقر
(عليه السلام) فرمود: (اي ابا حمزه! حضرت قائم (عجل الله فرجه)
قيام نمي کند، مگر در دوراني که خوف وترس شديد ومصيبت ها وفتنه ها
(بر جامعه) حاکم باشد وگرفتاري وبلا دامنگير مردم شود وپيش از آن،
بيماري طاعون شيوع يابد، درگيري شديد ومهلکي ميان عرب اتفاق افتد،
اختلاف شديدي بين مردم حاکم شود، از هم گسيختگي در دين وآيين آنان
رخ دهد ووضعيت مردم تغيير کند تا جايي که هر آرزومندي هر شب وروز -
از آن چه که از درنده خويي مردم وتجاوز آنان به حقوق يک ديگر مي
بيند - آرزوي مرگ مي کند).
حذيفه صحابي، از پيامبر (صلى الله
عليه وآله وسلم) نقل مي کند: (به يقين زماني بر شما فرا مي رسد که
انسان در آن روزگار، آرزوي مرگ مي کند؛ بدون آن که از جهت فقر وتنگ
دستي در فشار باشد).
ابن عمر مي گويد: به يقين زماني
بر مردم بيايد که مؤمن در اثر شدّت گرفتاري ها وبلاهاي روي زمين،
آرزو کند که اي کاش که خود وخانواده اش بر کشتي سوار مي شدند ودر
دريا به سر مي بردند.
به اسارت رفتن مسلمانان
حذيفة بن اليمان مي گويد: پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) ضمن بر
شمردن مشکلاتي که مسلمانان با آن رو به رو خواهند شد، فرمود: (در
اثر فشارهايي که بر آنان وارد مي شود، آزاده ها را مي فروشند وزنان
ومردان به بردگي اقرار مي کنند. مشرکان، مسلمانان را به استخدام
ومزدوري خود درمي آورند وآنان را در شهرها مي فروشند وکسي بر اين
امر دل گير نمي شود؛ نه نيکان ونه بدان وفاجران.
اي حذيفه! گرفتاري بر اهل آن
دوران ادامه مي يابد؛ به گونه اي که مأيوس مي شوند وبه فَرَج وگشايش
گمان بد مي برند. در اين موقع خداوند، مردي از پاکان عترت من ونيکان
فرزندانم را که عادل، مبارک وپاک مي باشد، مي فرستد واز ذرّه اي
چشم پوشي واغماض نمي کند. خداوند دين، قرآن، اسلام واهل آن را به
کمک او، عزيز وشرک را ذليل مي کند. او همواره از خداوند بيمناک است
وهرگز به خويشاوندي خود با من 1 مغرور نمي شود؛ سنگي را روي سنگ
نمي گذارد واحدي را شلّاق نمي زند، مگر به حق وبراي اجراي حد.
خداوند به سبب او، بدعت ها را محو وفتنه ها را نابود مي کند ودرِ
حق را باز ودرهاي باطل را مي بندد واسيران مسلمان را - در هر نقطه
اي که هستند - به وطن خودشان بازمي گرداند).
فرو رفتن در زمين
رسول خدا (صلى الله عليه وآله
وسلم) مي فرمايد: (به يقين، بر اين امّت، روزگاري فرا رسد که روز
را به شب رسانند، در حالي که از يک ديگر بپرسند، زمين امشب چه کساني
را فرو برد، هم چنان که از يک ديگر مي پرسند از فلان قبيله چه کساني
زنده مانده اند وآيا از فلان خاندان کسي زنده مانده است؟).
شايد اين سخنان کنايه از جنگ وکشتار در آخرزمان باشد که با استفاده
از سلاح هاي پيشرفته وکشتار جمعي، هر روز تعداد زيادي کشته مي شوند
وشايد بر اثر کثرت گناه، زمين اهلش را فرو مي برد.
افزايش مرگ هاي ناگهاني
پيامبر اکرم (صلى الله عليه وآله
وسلم) مي فرمايد: (از نشانه هاي رستاخيز، بيماري فلج ومرگ ناگهاني
است).
نيز مي فرمايد: (قيامت بر پا نمي گردد، تا اين که مرگ سفيد ظاهر
شود). گفتند: يارسول اللَّه! مرگ سفيد چيست؟ فرمود: (مرگ ناگهاني).
امير مؤمنان (عليه السلام) مي
فرمايد: (پيش از ظهور قائم (عجل الله فرجه) مرگ سرخ وسفيد وجود
دارد... مرگ سفيد طاعون است).
امام
محمد باقر (عليه السلام) مي فرمايد: (قائم (عجل الله فرجه) قيام
نمي کند، مگر در روزگاري که ترس شديد حاکم باشد وپيش از آن نيز
طاعون شيوع يابد).
|