نا اميدي جهانيان از نجات

رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) مي فرمود: (اي علي! ظهور مهدي در هنگامي است که شهرها دگرگون شده، بندگان خدا ضعيف مي شوند واز فَرَج وظهور مهدي مأيوس مي گردند. در اين هنگام مهدي قائم از فرزندان من ظاهر مي گردد).(1)

ابوحمزه ثمالي مي گويد: امام باقر (عليه السلام) فرمود: (قيام وظهور مهدي (عجل الله فرجه) به هنگام نااميدي ويأس مردم از گشايش در کارها وفرج حضرتش مي باشد).(2)

علي (عليه السلام) در اين باره مي فرمايد: (به يقين از اهل بيت من، کسي به جانشيني من خواهد نشست وجانشيني او پس از دوراني سخت ومصيبت بار خواهد بود؛ دوراني که بلا وگرفتاري در آن شدّت مي يابد واميدها از بين مي رود).(3)

نداشتن داد رس وپناه

پيامبر اکرم (صلى الله عليه وآله وسلم) مي فرمايد: (بلا وگرفتاري چنان بر اين امّت فرود مي آيد که انسان هيچ پناهگاهي که از ظلم به آن پناه برد، نمي يابد).(4)

نيز مي فرمايد: (در آخرالزمان بلاي شديدي بر امّت من از سوي حکومت هاي شان نازل مي شود؛ به گونه اي که مؤمن پناهي نمي يابد که از ستم به آن پناه آورد).(5)

در روايت ديگري مي فرمايد: (بر شما بشارت باد به مهدي از فرزندان فاطمه. وي ازجانب مغرب ظاهر مي شود وزمين را از عدل پر مي کند). گفته شد: اي رسول خدا! (اين ظهور) در چه زماني خواهد بود؟ حضرت فرمود: (هنگامي که قاضيان رشوه گير ومردم فاجر شوند). عرض شد: مهدي چگونه خواهد بود؟ فرمود: (از اهل وخاندان خود (جدا شده) تنهايي اختيار مي کند واز وطن خود دور مي باشد ودر غربت زندگي مي کند).(6)

امام باقر (عليه السلام) مي فرمايد: (آن چه که به انتظارش هستيد، نخواهيد ديد، مگر زماني که چون (ماده) بُز مرده اي شويد که در زير چنگال هاي درنده اي قرار گرفته است که برايش فرق نمي کند بر کجا دست گذارد. در آن هنگام نه محلّي دوردست از تجاوز داريد که به سوي آن بالا رويد ونه پناهي داريد که به آن تکيه دهيد).(7)

جنگ، کشتار وفتنه ها

از روايات استفاده مي شود که پيش از قيام حضرت مهدي (عجل الله فرجه) جنگ وکشتار همه جا را فرا مي گيرد. برخي از روايات سخن از فتنه ها دارد، تعدادي از روايات، از جنگ هاي پياپي خبر مي دهد ورواياتي درباره کشتار انسان ها به وسيله جنگ وبيماري هاي ناشي از آن چون طاعون، سخن به ميان مي آورد.

رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) مي فرمايد: (پس از من چهار فتنه به شما خواهد رسيد: در فتنه اوّل، خون ها مباح شمرده مي شود وکشتار زياد مي گردد. در فتنه دوم، خون ها واموال حلال مي شود وقتل وغارت اموال بسيار مي گردد. در فتنه سوم، خون ها ومال ها ونواميس مردم مباح شمرده مي شود وعلاوه بر قتل وغارت، ناموس انسان ها نيز در امان نمي ماند. در فتنه چهارم، - که فتنه اي است کر وکور وبسيار سخت وچون کشتي متلاطم ومضطرب در دريا - هيچ کس از آن فتنه پناهي نمي يابد. فتنه از شام به پرواز درمي آيد وعراق را فرا مي گيرد ودست وپاي جزيره - حجاز - به آن آغشته مي شود. گرفتاري ها مردم را از پاي درمي آورد وچنان مي شود که کسي توانايي چون وچرا ندارد واز هر سويي که فروکش مي کند از سوي ديگر شعله ور مي گردد).(8)

در حديث ديگري مي فرمايد: (پس از من فتنه هايي پديد مي آيد که راه نجاتي از آن نخواهد بود. در آنها جنگ، فرار وآوارگي است. پس از آن فتنه هايي خواهد بود که از فتنه هاي پيشين شديدتر است. هنوز فتنه اي فروکش نکرده که فتنه ديگري شعله ور مي شود تا جايي که هيچ خانه اي از خانه عرب ها باقي نمي ماند که اين آتش در آن نرفته باشد وهيچ مسلماني نمي ماند که آن فتنه به او نرسيده باشد. آن گاه مردي از خاندان من ظهور مي کند).(9)

نيز مي فرمايد: (به زودي پس از من فتنه اي رخ خواهد داد که اگر از هر سو آرام گيرد، از دو سوي ديگر گسترش مي يابد تا اين که منادي از آسمان فرياد مي زند: امير وفرمانده شما حضرت مهدي است).(10)

در اين روايات سخن از فتنه اي است که پيش از ظهور حضرت مهدي (عجل الله فرجه) فراگير خواهد شد، ولي در روايات ديگر با صراحت از جنگ هاي خانمان سوز سخن به ميان آمده است که به ذکر آن مي پردازيم.

عمار ياسر مي گويد: پيام ودعوت اهل بيت پيامبرتان در آخرالزمان اين است که از هرگونه درگيري پرهيز کنيد تا زماني که رهبران از اهل بيت را ببينيد؛ آن گاه که تُرک ها با روميان مخالفت کنند وجنگ ها در زمين بسيار شود).(11)

تعدادي از روايات، از قتل وکشتاري سخن مي گويد که پيش از ظهور مهدي (عجل الله فرجه) به وقوع مي پيوندد. برخي از اين روايات، تنها کشتار را يادآور مي شود وبرخي وسعت کشتار را نيز مشخص مي کند.

امام رضا (عليه السلام) در اين باره مي فرمايد: (پيش از ظهور امام زمان (عجل الله فرجه) کشتارهاي پياپي وبي وقفه رخ خواهد داد).(12)

ابوهريره مي گويد: در شهر مدينه کشتاري خواهد شد که در آن، منطقه (احجار الزيت)(13) از هم مي پاشد وفاجعه (حَرّه)(14) در برابر آن، مانند ضربه تازيانه اي بيش نيست؛ آن گاه که - پس از کشتار - به اندازه دو فرسنگ از مدينه دور شوند، باحضرت مهدي (عجل الله فرجه) بيعت مي شود.(15)

ابوقبيل مي گويد: شخصي از بني هاشم زمام حکومت را به دست مي گيرد وتنها بني اميّه را قتل عام مي کند؛ به طوري که جز عده اندکي، کسي از آنان بر جاي نمي ماند. پس از آن، فردي از بني اميّه خروج مي کند ودر مقابل هر نفر، دو تن را مي کشد؛ چنان که جز زنان کسي باقي نمي ماند.(16)

رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) چنين مي فرمايد: (سوگند به خدايي که جانم در دست (قدرت) اوست، دنيا پايان نمي يابد تا اين که زماني فرا رسد که نه قاتل بداند براي چه دست به قتل زده است ونه علّت کشته شدن مقتول مشخص باشد وهرج ومرج همه جا را فرا مي گيرد؛ در چنان زماني، قاتل ومقتول به جهنم مي روند).(17)

امير مؤمنان (عليه السلام) مي فرمايد: (پيش از ظهور قائم (عجل الله فرجه) جهان دچار دو نوع مرگ مي شود: مرگ سفيد وسرخ. مرگ سرخ با شمشير (اسلحه) است ومرگ سفيد با طاعون است).(18)

امام باقر (عليه السلام) مي فرمايد: (براي قائم آل محمد، دو غيبت است که يکي طولاني تر از ديگري است. در آن دوران، مردم را مرگ وکشتار فرا مي گيرد).(19) جابر مي گويد: از امام باقر (عليه السلام) پرسيدم: در چه زماني اين امر (قيام مهدي (عجل الله فرجه)) روي خواهد داد؟ امام در پاسخ فرمود: (اي جابر! چگونه اين امر تحقق يابد در حالي که هنوز بين حيره(20) وکوفه تعداد کشته ها زياد نشده است).(21)

امام صادق (عليه السلام) فرمود: (پيش از ظهور قائم (عجل الله فرجه) دو نوع مرگ پديدار مي گردد: مرگ سرخ ومرگ سفيد. به اندازه اي از انسان ها کشته مي شوند که از هر هفت نفر، پنج تن نابود مي گردند).(22)

امير مؤمنان (عليه السلام) فرمود: (حضرت مهدي (عجل الله فرجه) ظهور نمي کند، مگر اين که يک سوم مردم کشته شوند ويک سوم بميرند ويک سوم باقي بمانند).(23)

از امير المؤمنين (عليه السلام) پرسيدند: (آيا براي ظهور حضرت مهدي (عجل الله فرجه) علامت ونشانه اي است؟ فرمود: (نعم، قتل فظيع وموت سريع وطاعون شنيع).(24)

وبه نقل ارشاد القلوب:(25) (قتل ذريع) يعني با سرعت وعالمگير.

وبه نقل مدينة المعاجز:(26) (قتل رضيع) يعني لئيم وپست.

وبه نقل حلية الابرار:(27) قتل (فضيع) يعني ناگوار.

معناي روايت چنين است:

(آري، براي ظهور حضرت (عليه السلام) نشانه هايي است، از جمله کشتارهاي عالمگير وناگوار وپست ومرگ هايي سريع وپي در پي وشيوع طاعون).

محمد بن مسلم مي گويد: امام صادق (عليه السلام) فرمود: (امام زمان ظهور نمي کند، مگر اين که دو سوم مردم جهان از بين بروند). عرض شد: اگر دو سوم مردم کشته شوند، پس چه تعداد خواهند ماند؟ فرمود: (آيا راضي نيستيد (ودوست نداريد) از يک سوم باقي مانده باشيد؟).(28)

امام صادق (عليه السلام) فرموده است: (امر (ظهور) تحقق نمي يابد تا اين که نه دهم (910) مردم نابود شوند).(29)

علي (عليه السلام) مي فرمايد: (... در آن روزگار از مردم جز يک سوم (13)آنان، کسي بر جاي نمي ماند).(30)

پيامبر گرامي اسلام (صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود: (از هر ده هزار نفر، نه هزار ونه صد تن به قتل مي رسند وجز تعداد اندکي، جان سالم به در نمي برند).(31)

ابن سيرين مي گويد: حضرت مهدي (عجل الله فرجه) ظهور نمي کند تا اين که از هر نه نفر، هفت تن کشته شوند.(32)

از مجموع روايات نکات زير استفاده مي شود:

1. پيش از ظهور مهدي (عجل الله فرجه)، کشتارهايي رخ مي دهد وتعداد زيادي از انسان ها کشته مي شوند وافرادي که باقي مي مانند کمتر از کشته شدگان هستند.

2. تعدادي از کشته شدگان در جنگ کشته مي شوند وتعدادي ديگر به واسطه بيماري هاي مسري که به احتمال قوي از کشته هاي به جا مانده جنگ، توليد شده است، جان مي سپارند. هم چنين احتمال دارد که اين گروه به وسيله سلاح هاي شيميايي وميکربي که بيماري توليد مي کنند، جان دهند.

3. در ميان اقليّتي که باقي مي مانند، شيعيان ودوست داران امام زمان (عجل الله فرجه) هستند؛ زيرا آنان هستند که با مهدي (عجل الله فرجه) بيعت مي کنند. نيز در سخن امام صادق (عليه السلام) آمده بود که آيا راضي نيستيد از يک سوم باقي مانده باشيد؟

وضعيت اقتصادي جهان در عصر ظهور

از روايات اين فصل استفاده مي شود، که بر اثر گسترش فساد وتباهي ها واز بين رفتن رحم وعاطفه وايجاد جنگ، جهان از نظر اقتصادي در وضعيت بدي به سر خواهد برد؛ به طوري که آسمان نيز بر آنان رحم نمي کند ونزول باران که رحمت الهي است نيز براي آنان به غضب تبديل شده، ويرانگر مي شود.

آري، در آخر الزمان باران کم مي شود ويا در غير موسم فرود مي آيد وباعث نابودي کشاورزي مي گردد. درياچه ها ورودخانه ها خشک مي گردد وزراعت ها به بار نمي نشيند وتجارت از رونق مي افتد.فقر وگرسنگي گسترش مي يابد تا آن جا که افراد براي سيرکردن شکم خود، دختران وزنانشان را به بازار مي آورند وآنان را با کمي غذا عوض مي کنند.

کمبود باران وباريدن باران هاي بي موقع

پيامبر گرامي اسلام (صلى الله عليه وآله وسلم) مي فرمايد: (زماني بر مردم فرا رسد که خداوند باران را درفصل وموسمش حرام مي گرداند وباران نازل نمي شود وآن را در غير موسمش فرومي فرستد).

امير مؤمنان (عليه السلام) مي فرمايد: (... باران در فصل گرما وتابستان مي بارد).(33)

امام صادق (عليه السلام) در اين باره مي فرمايد: (پيش از ظهور حضرت قائم (عجل الله فرجه) سالي خواهدبود که باران هاي بسياري مي بارد وميوه ها را از بين مي برد وخرماها را بر نخل ها فاسد مي کند؛ پس در آن دوران دچار شک وشبهه نشويد).(34)

امير مؤمنان (عليه السلام) مي فرمايد: (... باران ها کم مي شود تا جايي که نه زمين بذري را مي روياند ونه آسمان باراني مي بارد؛ در اين هنگام مهدي (عجل الله فرجه) ظهور مي کند).(35)

عطاء بن يسار مي گويد: (از نشانه هاي قيامت اين است که باران مي بارد، ولي زراعتي نخواهد روييد).(36)

امام صادق (عليه السلام) مي فرمايد: (... زماني که حضرت قائم (عجل الله فرجه) واصحابش قيام کنند، آب بر روي زمين ناياب است ومؤمنان با ناله وزاري از درگاه الهي، آب طلب مي کنند تا آن که خداوند بر آنان آب نازل مي کند وآنان مي نوشند).(37)

خشک شدن درياچه ها ورودها

پيامبر اکرم (صلى الله عليه وآله وسلم) مي فرمايد: (شهرهاي مصر در اثر خشکي رود نيل، ويران مي شوند).(38)

ارطات مي گويد: (در آن هنگام، فرات، رودخانه ها وچشمه ها خشک مي شوند).(39)

نيز آمده است: (آب درياچه طبرستان خشک مي شود ونخل هاي خرما ثمر نمي دهد وآب چشمه (زعر) - که در شام است - به زمين فرو مي رود).(40)

هم چنين آمده است: (... رودخانه ها خشک مي شوند وگراني وقحطي سه سال، به درازا مي کشد).(41)

شيوع گراني، گرسنگي، فقر وکساد تجارت

مردي از پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) پرسيد: اي رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم)! قيامت چه وقت بر پا خواهد شد؟ فرمود: (کسي که مورد سؤال قرار گرفته (خود پيامبر) از سؤال کننده (آن مرد) در اين زمينه آگاه تر نيست، ولي قيامت داراي نشانه هايي است: يکي از آنها تقارب بازارهاست). پرسيد: تقارب بازارها چيست؟ فرمود: (کساد بازارها وتجارت وبارش باران بدون آن که گياهان ومحصولاتي برويد).(42)

امير مؤمنان (عليه السلام) به ابن عباس فرمود: (تجارت ومعاملات زياد مي شود، ولي بهره اي اندک نصيب مردم مي گردد وپس از آن قحطي سختي رخ مي دهد).(43)

محمد بن مسلم مي گويد: از امام صادق (عليه السلام) شنيدم که فرمود: (پيش از ظهور حضرت قائم (عجل الله فرجه) از سوي خداوند براي مؤمنان نشانه هايي است). گفتم: خدا مرا فداي تو گرداند؛ آن نشانه ها کدام است؟ فرمود: (آنها همان گفته خداوند است که فرمود: ((ولنبلونّکم بشيء من الخوف والجوع ونقص من الأموال والأنفس والثمرات وبشّر الصابرين)(44)؛ وشما (مؤمنان) را (پيش از ظهور قائم (عجل الله فرجه)) به چيزي از ترس وگرسنگي وکمي دارايي ها وجان ها وميوه ها مي آزماييم؛ پس صابران را مژده ده)) آن گاه فرمود: (خداوند مؤمنان را به سبب ترس از پادشاهان بني فلان در دوران پاياني حکومت شان مي آزمايد ومراد از گرسنگي، گراني قيمت هاست ومنظور از کمي دارايي ها، کساد تجارت وکمبود درآمد است ومقصود از نقصان جان ها، مرگ هاي فراوان وسريع وپي در پي است ومراد از کمبود ميوه ها، کمبود عايدات ومحصولات کشاورزي است. پس صابران را بشارت باد به تعجيل ظهور قائم (عجل الله فرجه) در آن هنگام).(45)

وبه نقل از اعلام الوري، قلّة المعاملات به معناي کساد بازار وکمي داد وستد است.(46)

امام صادق (عليه السلام) مي فرمايد: (... در آن هنگام که سفياني خروج مي کند، مواد غذايي کم شده، قطحي به مردم مي آورد وباران کم مي بارد).(47)

ابن مسعود مي گويد: هنگامي که تجارت ها از بين برود وراه ها ويران گردد، مهدي (عجل الله فرجه) ظهور مي کند.(48)

شايد وضعيت بد بازار در آن زمان، معلول ويراني مراکز توليد وصنعت، کم شدن نيروي انساني، کاهش قدرت خريد، قحطي، ناامني راه ها و... است.

در مسند احمد آمده است: پيش از ظهور مهدي (عجل الله فرجه) سه سال مردم دچار گرسنگي شديد مي شوند.(49)

ابوهريره مي گويد: واي بر اعراب از شرّي که به آنان نزديک مي شود؛ گرسنگي شديدي رخ مي دهد ومادران از گرسنگي فرزندان خود، به گريه مي افتند.(50)

مبادله زنان در مقابل مواد غذايي

عمق فاجعه قحطي وگرسنگي پيش از ظهور به اندازه اي است که گروهي مجبور مي شوند دختران خود را براي خوراک اندکي معامله کنند.

ابومحمد از مردي از اهل مغرب روايت مي کند: مهدي ظهور نمي کند تا آن که شخص (از شدت فقر وتنگ دستي) دختر يا کنيز زيباي خود را به بازار مي آورد ومي گويد: کيست که اين دختر را از من بخرد ودر برابر آن خوراک بدهد؟ در اين شرايط است که مهدي (عجل الله فرجه) ظهور مي کند.(51)

روزنه هاي اميد

در بحث هاي گذشته با بخشي از روايات درباره وضعيت جهاني پيش از ظهور امام عصر (عليه السلام) آشنا شديم. هر چند در اين روايات سخن از نابساماني ها ومشکلات است -به حدي که شايد انسان هايي را به يأس بکشاند - امّا روايات ديگري نيز وجود دارد که به نکات روشن وروزنه هاي اميد براي شيعيان وانسان هاي مؤمن ومتعهد اشاره دارد.

برخي از اين روايات درباره مؤمناني است که هيچ گاه زمين از آنان خالي نمي شود وآنان در شرايط سختِ پيش از ظهور نيز در سراسر جهان حضور دارند.

تعدادي از روايات به نقش دانشمندان اسلامي وعالمان در زمان غيبت اشاره مي کند که هر چندگاه باعث دگرگوني در جامعه مي شوند وآنان را به عنوان حافظان دين معرفي مي کند. در بعضي از سخنان معصومين (عليهم السلام) از نقش ويژه شهر قم پيش از ظهور امام زمان (عجل الله فرجه) ياد شده است ورواياتي نيز از حضور فعال ايرانيان، پيش وپس از ظهور امام سخن مي گويد.

مؤمنان حقيقي

گاهي با رواياتي رو به رو مي شويم که در پاسخ کساني آمده است که گمان مي کرده اند، روزگاري پيش خواهد آمد که جامعه از وجود انسان هاي مؤمن تهي مي شود. امام (عليه السلام) اين گمان را نفي کرده، از وجود مؤمنان در هر روزگاري خبر داده است.

زيد زراء مي گويد: به امام صادق (عليه السلام) عرض کردم: مي ترسم ما از مؤمنان نباشيم. امام فرمود: (چرا چنين فکر مي کنيد؟) گفتم: زيرا مي بينم در ميان ما کسي نيست که برادرش را بر درهم ودينار مقدم دارد؛ ولي اين را مي بينم که درهم ودينار را بر برادر ديني- که ولايت امير مؤمنان (عليه السلام) ما را دور يک ديگر گرد آورده - ترجيح مي دهيم. امام صادق (عليه السلام) فرمود: (اين چنين نيست که مي گويي، شما اهل ايمان هستيد؛ امّا ايمان شما کامل نمي شود مگر هنگامي که قائم آل محمد (عجل الله فرجه) قيام کند؛ در آن هنگام خداوند خِرَد شما را کامل مي کند وشما مؤمنان کامل مي شويد.

سوگند به آن خدايي که جانم در دست قدرت اوست، در سراسر جهان، انسان هايي هستند که همه دنيا در نظرشان با پر پشه اي برابري نمي کند).

 


 

 

 

پاورقى:


(1) بحار الانوار، ج 52، ص 348.

(2) ينابيع المودّه، ص 440؛ احقاق الحق، ج 13، ص 125.

(3) بحار الانوار، ج 52، ص 348.

(4) ابن المنادي، ملاحم، ص 64؛ ابن ابي الحديد، شرح نهج البلاغه، ج 1، ص 276؛ المسترشد، ص 75؛ مفيد، ارشاد، ص 128؛ کنز العمّال، ج 14، ص 592؛ غاية المرام، ص 208؛ بحار الانوار، ج 32، ص 9؛ احقاق الحق، ج 13، ص 314؛ منتخب کنز العمّال، ج 6، ص 35.

(5) شافعي، بيان، ص 108.

(6) عقد الدرر، ص 43.

(7) احقاق الحق، ج 19، ص 679.

(8) کافي، ج 8، ص 213؛ بحار الانوار، ج 52، ص 246.

(9) ابن طاووس، ملاحم، ص 21؛ کمال الدين، ج 2، ص 371.

(10) عقد الدرر، ص 50.

(11) احقاق الحق، ج 13، ص 295؛ احمد، مسند، ج 2، ص 371.

(12) طوسي، غيبة، چاپ جديد، ص 441؛ بحار الانوار، ج 52، ص 212.

(13) قرب الاسناد، ص 170؛ نعماني، غيبة، ص 271.

(14) محلّه اي در شهر مدينه که محلّ اقامه نماز استسقا (باران) بود؛ معجم البلدان، ج 1، ص 109.

(15) پس از شهادت امام حسين عليه السلام وقيام مردم مدينه عليه يزيد، اهل مدينه به دستور يزيد قتل عام شدند ودر آن واقعه بيش از ده هزار نفر کشته شدند واين محل همان (حرّة واقم) است؛ معجم البلدان، ج 2، ص 249.

(16) ابن طاووس، ملاحم، ص 58.

(17) همان، ص 59.

(18) فردوس الاخبار، ج 5، ص 91.

(19) نعماني، غيبة، ص 277؛ مفيد، ارشاد، ص 359؛ طوسي، غيبة، ص 267. صراط المستقيم، ج 2، ص 249؛ بحار الانوار، ج 52، ص 211.

(20) نعماني، غيبة، ص 173؛ دلائل الامامه، ص 293؛ تقريب المعارف، ص 187؛ بحار الانوار، ج 52، ص 156.

(21) شهري در سه ميلي (شش کيلومتري) کوفه است؛ معجم البلدان، ج 2، ص 328.

(22) طوسي، غيبة، چاپ جديد، ص 446؛ اثبات الهداة، ج 3، ص 728؛ بحار الانوار، ج 52، ص 209.

(23) کمال الدين، ج 2، ص 665؛ العدد القويه، ص 66؛ بحار الانوار، ج 52، ص 207.

(24) ابن طاووس، ملاحم، ص 58؛ احقاق الحق، ج 13، ص 29.

(25) حصيني، هدايه، ص 31.

(26) ارشاد القلوب، ص 286.

(27) مدينة المعاجز، ص 133.

(28) حلية الابرار، ص 601.

(29) طوسي، غيبة، چاپ جديد، ص 339؛ کمال الدين، ج 2، ص 655؛ اثبات الهداة، ج 3، ص 510؛ بحار الانوار، ج 52، ص 207؛ الزام الناصب، ج 2، ص 136؛ ابن حمّاد، فتن، ص 91؛ کنز العمّال، ج 14، ص 587؛ متقي هندي، برهان، ص 111.

(30) الزام الناصب، ج 2، ص 136، 187؛ عقد الدرر، ص 54، 59، 63 - 65، 237؛ نعماني، غيبة، ص 274؛ بحار الانوار، ج 52، ص 242.

(31) حصيني، هدايه، ص 31؛ ارشاد القلوب، ص 286.

(32) مجمع الزوائد، ج 5، ص 188.

(33) جامع الاخبار، ص 150؛ مستدرک الوسائل، ج 11 ص 375.

(34) دوحة الانوار، ص 150؛ الشيعة والرجعه، ج 1، ص 151؛ کنز العمّال، ج 14، ص 241.

(35) مفيد، ارشاد، ص 361؛ طوسي، غيبة، ص 272؛ اعلام الوري، ص 428؛ خرائج، ج 3، ص 1164؛ ابن طاووس، ملاحم، ص 125؛ بحار الانوار، ج 52، ص 214.

(36) ابن طاووس، ملاحم، ص 134.

(37) عبدالرزاق، مصنّف، ج 3، ص 155.

(38) دلائل الامامه، ص 245.

(39) بشارة الاسلام، ص 28.

(40) ابن حمّاد، فتن، ص 148.

(41) بشارة الاسلام، ص 191؛ الزام الناصب، ص 161.

(42) بشارة الاسلام، ص 98.

(43) الترغيب والترهيب، ج 3، ص 442.

(44) ابن طاووس، ملاحم، ص 125.

(45) بقره (2) آيه 155.

(46) کمال الدين، ج 2، ص 650؛ نعماني، غيبة، ص 250؛ مفيد، ارشاد، ص 361؛ اعلام الوري ، ص 456؛ عياشي، تفسير، ج 1، ص 68.

(47) اعلام الوري، ص 456.

(48) ابن طاووس، ملاحم، ص 133.

(49) الفتاوي الحديثيه، ص 30، متقي هندي، برهان، ص 142؛ عقد الدرر، ص 132.

(50) ابن ماجه، سنن، ج 2، ص 1363.

(51) کنز العمّال، ج 11، ص 249.