|
مشخصات بدني
ابوبصير مي گويد: به امام صادق
(عليه السلام) گفتم: از پدر شما شنيده ام که امام زمان (عجل الله
فرجه) سينه اي گشاده وکتف هايي باز وعريض دارد. حضرت فرمود: (اي
ابا محمد! پدرم زره پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) را پوشيد؛
ولي برايش بلند بود؛ به طوري که بر زمين مي رسيد. من نيز آن را پوشيدم؛
ولي بر قامتم بلند بود؛ ولي آن زره بر قامت حضرت قائم چنان مناسب
واندازه است که بر بدن رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) اندازه
بود وقسمت پايين آن زره کوتاه است؛ به طوري که هر بيننده گمان مي
کند اطراف آن را گره زده اند).
ريان پسر صلت مي گويد: به امام رضا (عليه السلام) عرض کردم: آيا
شما صاحب اين امر هستيد؟
فرمود: (من امام وصاحب امر هستم؛
ولي نه آن صاحب امري که زمين را از عدل وداد پرمي کند؛ آن گاه که
از ستم وبيداد پر شده باشد. چگونه مي توانم صاحب آن امر باشم،
درحالي که ناتواني جسمي مرا مي بيني؟ حضرت قائم کسي است که وقتي
ظهور مي کند، در سن پيران است؛ ولي به نظر جوان مي آيد. اندامي قوي
وتنومند دارد؛ به طوري که اگر دست را به سوي بزرگ ترين درخت دراز
کند، آن را از ريشه بيرون مي آورد واگر ميان کوه ها فرياد برآورد،
صخره ها مي شکند واز جا کنده مي شود. عصاي موسي وانگشتر سليمان
همراه اوست).
کمالات اخلاقي
حضرت مهدي (عجل الله فرجه) مانند پيشوايان معصوم ديگر داراي کمالات
اخلاقي ويژه اي است. از آن جا که معصومين (عليهم السلام) انسان هاي
کاملي هستند واز هر جهت اسوه والگوي بشريت هستند، اخلاق نيکو را
نيز در بالاترين حد دارا مي باشند.
حضرت رضا (عليه السلام) مي فرمايد:
(مهدي (عجل الله فرجه) داناترين، بردبارترين وپرهيزگارترين مردمان
است. او از همه انسان ها بخشنده تر، شجاع تر وعابدتر است).
ترس از خدا
کعب مي گويد: خشوع وترس حضرت مهدي
(عجل الله فرجه) در برابر خداوند، مانند خشوع عقاب در برابر دو
بالش است.
شايد مقصود کعب اين باشد که هر چند عقاب پرنده اي قدرتمند است،
امّا اين نيرو بستگي تمام به ميزان ياري بال هايش دارد؛ اگر بال ها
لحظه اي او را ياري نکنند، از آسمان به زمين سقوط مي کند. حضرت
مهدي نيز هر چند قدرتمندترين رهبران الهي است، ولي اين قدرت از ذات
حق تعالي است. اگر خداوند، لحظه اي حضرتش را ياري نکند، توان ادامه
فعّاليت را ندارد. از اين رو، حضرتش در برابر ذات الهي، کمال خشوع
وخضوع وترس را دارد.
طبق نقل ابن طاووس
خشوع حضرت در برابر خداوند به خشوع دو طرف انتهاي نيزه تشبيه شده
است. سرعت عمل ودقت نشانه گيري در کار نيزه بستگي به دو سر آن که
همانند دو بال هستند، دارد واگر يک سرش کج باشد، نيزه به خطا مي
رود.
شايد منظور اين است که قدرت مهدي (عجل الله فرجه) از خداوند است
وبستگي تمام به ياري حق دارد.
زهد
امام صادق (عليه السلام) مي
فرمايد: (چرا در ظهور حضرت مهدي تعجيل مي کنيد؟ خدا مي داند که پوشاک
او سخت وخشن، خوراکش نان جو وحکومتش، حکومت شمشير است ومرگ در سايه
شمشير).
عثمان بن حمّاد مي گويد: در مجلس
امام صادق (عليه السلام) حاضر بودم که شخصي به حضرتش عرض کرد: علي
بن ابي طالب لباسي سخت مي پوشيد که ارزش آن چهار درهم بود؛ امّا
شما لباس ارزشمندي بر تن داريد! حضرت در پاسخ فرمود: (علي (عليه
السلام) در زماني آن لباس را مي پوشيد که مورد انکار واعتراض قرار
نمي گرفت. بهترين لباس هر زمان، لباس مردم آن دوران است. هنگامي که
قائم ما قيام کند، نظير لباس علي (عليه السلام) را مي پوشد واز
سياست وخط مشي آن حضرت پيروي مي کند).
لباس
در روايات از لباس مخصوصي براي حضرت قائم (عجل الله فرجه) به هنگام
ظهور ياد شده است؛ گاهي از پيراهن رسول خدا (صلى الله عليه وآله
وسلم) سخن گفته شده وگاه از پيراهن يوسف (عليه السلام) به عنوان
لباس حضرت به هنگام ظهور نام برده شده است.
يعقوب پسر شعيب مي گويد: امام صادق (عليه السلام) فرمود: (آيا نمي
خواهي پيراهني را که حضرت قائم به هنگام ظهور، بر تن دارد به تو
نشان دهم؟) عرض کردم: البته مايلم آن را ببينم. حضرت، صندوقچه اي
را خواست وآن را گشود واز آن پيراهن کرباسي بيرون آورد وآن را باز
کرد ودر گوشه آستين چپ آن لکه خوني بود.
امام (عليه السلام) فرمود: (اين
پيراهن پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) است ودر روزي که چهار
دندان پيشين حضرت را (در جنگ احد) شکستند، آن را بر تن داشت وحضرت
قائم (عجل الله فرجه) در حالي که اين پيراهن را بر تن دارد، قيام
مي کند. من آن خون را بوسيدم وبر ديده خود نهادم. آن گاه حضرت لباس
را پيچيده وبرداشت).
مفضل بن عمر مي گويد: امام صادق
(عليه السلام) فرمود: (مي داني پيراهن يوسف چه بود؟) گفتم: خير،
فرمود: (چون براي ابراهيم (عليه السلام) آتش افروختند، جبرئيل براي
او پيراهني آورد وبر تن او پوشاند تا گرما وسرما به او آسيب نرساند
وچون وفات او فرا رسيد، آن را در جلد دعايي نهاد وبه بازوي فرزندش
اسحاق آويخت. او نيز آن را به يعقوب داد. آن گاه که يوسف متولد شد،
يعقوب آن را در بازوي يوسف قرار داد. بر يوسف نيز حوادثي گذشت تا
اين که عزيز مصر شد. چون يوسف آن را در آن جا از جلد بيرون آورد،
يعقوب (عليه السلام) بوي آن را شنيد واين سخن خداوند در قرآن است
که در حکايت يوسف از قول يعقوب مي فرمايد: (ومن بوي يوسف را
استشمام مي کنم، اگر مرا به خطا نسبت ندهيد)
وآن همان پيراهني است که از بهشت فرود آمده است).
عرض کردم: قربانت گردم؛ آن پيراهن
به دست چه کسي رسيده است؟ فرمود: (به دست اهل آن است؛ پيراهن همراه
قائم ماست؛ آن گاه که ظهور کند). سپس فرمود: (هر پيامبري که دانش
يا چيز ديگري را به ارث برده است، همه آنها به محمد (صلى الله عليه
وآله وسلم) رسيده است).
اسلحه
رسول خدا (صلى الله عليه وآله
وسلم) به علي (عليه السلام) فرمود: (هنگامي که قائم ما قيام مي کند
وزماني که مأموريت ظهورش فرا مي رسد، شمشيري همراه دارد که به وي
ندا مي دهد: اي وليّ خدا! قيام کن ودشمنان خود را بکش).
امام صادق (عليه السلام) مي
فرمايد: (حضرت مهدي (عجل الله فرجه) به هنگام ظهور، پيراهن پيامبر
(صلى الله عليه وآله وسلم) را که در جنگ احد پوشيده بود وعمامه
وزره آن حضرت را که بر قامت او آراسته است، مي پوشد وذوالفقار (شمشير)
پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) را در دست مي گيرد وشمشير مي کشد
ودر مدّت هشت ماه از کشته بي دينان، پشته ها مي سازد).
جابر جعفي مي گويد، امام باقر
(عليه السلام) فرمود: (امام مهدي (عجل الله فرجه) از مکه بين رکن
ومقام به همراه وزير وسي صد واندي (سيزده) نفر از يارانش ظهور مي
کند؛ در حالي که عهد ودستور العمل پيامبر (صلى الله عليه وآله
وسلم) وپرچم واسلحه آن حضرت با اوست. آن گاه ندا کننده اي از آسمان
مکه به نام وولايت حضرتش ندا مي دهد؛ به طوري که تمامي اهل زمين آن
نام را مي شنوند واسم حضرت، اسم پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم)
است).
چهره شناسي امام
يکي از ويژگي هاي حضرت مهدي (عجل الله فرجه) اين است که شخصيت
دروني انسان ها را از چهره شان مي شناسد وافراد صالح را از ناصالح
تشخيص مي دهد ومفسدان را با همان شناخت به سزاي اعمالشان مي رساند.
امام صادق (عليه السلام) مي
فرمايد: (هنگامي که حضرت قائم، قيام مي کند، احدي نمي ماند، مگر آن
که حضرت او را مي شناسد: که فردي صالح ونيک است يا منحرف وفاسد).
نيز مي فرمايد: (هنگامي که قائم
ما قيام کند، دشمنان ما را از چهره هاي شان مي شناسد. آن گاه آنان
را از پيشاني (سر) وپاهاي شان مي گيرد (ودستگير مي کند) وخود با
يارانش، آنان را با شمشير به قتل مي رسانند).
هم چنين مي فرمايد: (هنگامي که قائم آل محمد (صلى الله عليه وآله
وسلم) قيام کند، دوستانش را به کمک قدرت تشخيصي که دارد، از
دشمنانش مي شناسد).
معاويه دهني مي گويد: امام صادق
(عليه السلام) در رابطه با آيه مجرمين از چهره هاي شان شناخته مي
شوند، آن گاه از سر وقدم هاي شان گرفته مي شوند،
فرمود: (اي معاويه! ديگران درباره آن چه مي گويند؟) عرض کردم: مي پندارند
که خداوند، روز قيامت، گناهکاران را از قيافه شان مي شناسند واز
موهاي جلوي سر وپاهاي شان مي گيرند وآنان را در آتش مي اندازد.
امام فرمود: (خداوند چه نيازي دارد که مجرمان را از چهره شان
بشناسد وحال آن که آنان را آفريده است). عرض کردم: پس معناي آيه چيست؟
فرمود: (هنگامي که حضرت قائم قيام کند، خداوند به او علم سيماشناسي
عطا مي کند وحضرت دستور مي دهد، کافران را از سرو پا گرفته وبا
شمشير ضربات سختي بر آنان بزنند).
کرامات
در آخرالزمان هر چند مردم براي روي کارآمدن دولتي قدرتمند ودر عين
حال پشتيبان ستمديدگان، لحظه شماري مي کنند، ولي به بسياري از دولت
هايي که روي کار مي آيند، خوش بين نيستند وسخن هر حزب وگروهي را
نمي پذيرند واصولاً کسي را قادر نمي دانند که بتواند نظم را به
جامعه جهاني بازگرداند ودنياي پرآشوب را سامان بخشد.
از اين رو، مدّعي بازگشت نظم به جامعه وگسترش امنيّت در جهان، بايد
داراي تواني فوق توان ديگر انسان ها باشد واثبات اين مطلب نياز به
نشان دادن کرامات وکارهاي خارق العاده دارد وشايد براي اين است که
حضرت مهدي (عجل الله فرجه) در آغاز ظهور، دست به يک سلسله کرامات
ومعجزات مي زند؛ به پرنده در حال پرواز اشاره مي کند واو فوراً
فرودمي آيد ودر دست حضرت قرار مي گيرد. چوب خشک را در زمين باير
فرومي برد وآن چوب بي درنگ سبز مي شود وشاخ وبرگ مي دهد.
با اين کارها به مردم ثابت مي شود که سرو کار آنان با شخصيتي است
که آسمان وزمين به امر خداوند در اختيار وتحت فرمان اوست. اين کرامات
نويدي براي مردمي است که سال ها وبلکه قرن ها خود را زير فشار وقهر
آسمان وزمين مي ديدند. مردمي که از بالاي سر، مورد تهاجم هواپيماها
وموشک ها قرار گرفته، ميليون ها قرباني داده اند وقدرتي را نمي
يافتند که مانع آن همه تجاوزات گردد؛ ولي اينک خود را در برابر
شخصيتي مي بينند که آسمان وزمين وآن چه در آنهاست در اختيار اويند.
مردمي که تا ديروز، چنان در قحطي به سر مي بردند که حتى براي تهيه
نيازهاي اوّليه زندگي، رنج ها ومشکلاتي را متحمّل مي شدند ودر اثر
خشکسالي وکمبود زراعت، در محاصره اقتصادي شديدي قرار گرفته بودند،
امروز در برابر شخصيتي قرار گرفته اند که با اشاره اي زمين را سبز
وخرّم مي کند وآب وباران را جاري مي سازد.
مردمي که دچار بيماري هاي بي درمان شده اند، با کسي رو به رو مي
شوند که حتى بيماري هاي غير قابل درمان را نيز علاج مي کند ومردگان
را زندگي مي بخشد. اين ها معجزات وکراماتي هستند که حکايت از
توانايي، صداقت وحق بودن گفته هاي اين رهبر آسماني دارد. کوتاه سخن
آن که جهانيان باور مي کنند که اين نويد دهنده با هيچ يک از
مدّعيان پيشين شباهتي ندارد واو همان رهايي بخش واقعي وذخيره الهي
ومهدي موعود است.
کرامات مهدي (عجل الله فرجه) گاهي براي رزمندگانش روي مي دهد که بر
ايمانشان مي افزايد واعتقادشان را استوارتر مي گرداند وگاه براي
دشمنان ويا ترديد کنندگان است که سبب ايمان واعتقاد آنان به حضرت
مي شود.
اينک به بخشي از آن معجزات وکرامات اشاره مي کنيم:
سخن گفتن پرنده
امير مؤمنان (عليه السلام) مي فرمايد: (حضرت مهدي (عجل الله فرجه)
در مسير حرکت خود به يکي از سادات حسني که دوزاده هزار نفر رزمنده
را به همراه دارد، برخورد مي کند؛ حسني در مقام احتجاج برمي آيد
وخود را سزاوارتر به رهبري مي داند. حضرت در پاسخ او مي گويد: (من
مهدي هستم). حسني مي پرسد: آيا دليل ونشانه اي داري تا با تو بيعت
کنم؟ حضرت به پرنده اي که در آسمان در حال پرواز است، اشاره مي کند
وآن پرنده فرود مي آيد ودر دستان حضرت قرار مي گيرد. آن گاه به
قدرت خداوند لب به سخن مي گشايد وبر امامت حضرت مهدي (عجل الله
فرجه) گواهي مي دهد.
براي اطمينان بيشتر سيّد حسني، امام (عليه السلام) چوب خشکي را به
زمين فرو مي برد؛ آن چوب سبز مي شود وشاخ وبرگ مي دهد. بار ديگر، پاره
سنگي را از زمين بر مي دارد وبا يک فشار آن را خرد کرده، همانند
خمير نرم مي کند.
سيّد حسني با ديدن آن کرامات به
حضرت ايمان مي آورد. خود وهمه نيروهايش تسليم امام (عليه السلام)
مي شوند وحضرت او را به عنوان فرمانده نيروي خط مقدّم مي گمارد).
جوشش آب وآذوقه از زمين
امام صادق (عليه السلام) مي فرمايد: (هنگامي که امام (عليه السلام)
در شهر مکه ظهور مي کند وقصد حرکت به کوفه را دارد، به نيروهايش
اعلام مي کند که کسي آب وغذا وتوشه راه با خود برندارد. حضرت (عليه
السلام) سنگ موسي (عليه السلام) را که به وسيله آن دوازده چشمه آب
زلال از زمين جوشاند، همراه دارد. در مسير راه هر جا توقف مي کنند،
آن سنگ را نصب مي کند واز زمين چشمه هاي آب مي جوشد. هر کس گرسنه
باشد با نوشيدن آن سير مي گردد وهر کس تشنه باشد، سيراب مي شود.
تهيه آذوقه وآب بين راه سپاهيان
به همين ترتيب است تا هنگامي که به شهر نجف برسند؛ در آن جا با نصب
آن سنگ، براي هميشه از زمين آب وشير مي جوشد که گرسنه وتشنه اي را
سير مي کند).
امام باقر (عليه السلام) مي
فرمايد: (هنگامي که حضرت قائم (عليه السلام) ظهور مي کند، پرچم پيامبر
(صلى الله عليه وآله وسلم) وانگشتر سليمان وسنگ وعصاي موسي همراه
او خواهد بود. پس به امر حضرت در بين سپاهيان اعلام مي شود که کسي
زاد وتوشه براي خود وعلوفه براي چهارپايان بر ندارد. برخي از
همراهان مي گويند: او مي خواهد ما را به هلاکت بيندازد ومرکب هاي
مان را از گرسنگي وتشنگي نابود کند. اصحاب با حضرت حرکت مي کنند.
به اوّلين جايي که مي رسند، حضرت سنگ را بر زمين مي کوبد وآب وغذا
براي نيروها وعلوفه براي حيوانات بيرون مي آيد واز آن استفاده مي
کنند تا به شهر نجف مي رسند).
طي الارض ونداشتن سايه
امام رضا (عليه السلام) مي فرمايد:
(هنگامي که حضرت مهدي (عجل الله فرجه) ظهور مي کند، زمين از نور
خداوند روشن مي شود وزمين زيرپاي مهدي به سرعت حرکت مي کند (واو با
سرعت، مسيرها را مي پيمايد) واوست که سايه نخواهد داشت).
وسيله انتقال
امام باقر (عليه السلام) به شخصي به نام سوره فرمود: (ذوالقرنين
مخيّر گرديد که يکي از دوابرسخت ورام را برگزيند. او ابر رام
برگزيد وابر سخت براي حضرت صاحب (عليه السلام) ذخيره شد).
سوره پرسيد: ابر سخت چيست؟ حضرت
فرمود: (ابرهايي که در آن رعد وبرق وآذرخش وصاعقه باشد. هرگاه ابري
چنين بود، صاحب شما بر آن سوار است. بي شک او سوار بر ابر مي شود
وبا آن به سوي آسمان بالا مي رود وآسمان ها وزمين هاي هفت گانه را
مي پيمايد؛ همان زمين هايي که پنج عدد آن مسکوني ودو تاي ديگر
ويران است).
امام صادق (عليه السلام) مي
فرمايد: (خداوند، ذوالقرنين را در انتخاب بين دو ابر سخت ورام
مخيّر کرد. او ابر رام را برگزيد وآن ابري است که در آن رعد وبرق
وجود نداشت واگر ابر سخت را برمي گزيد، اجازه استفاده از آن را
نداشت؛ زيرا خداوند، ابر سخت را براي حضرت قائم (عجل الله فرجه)
ذخيره کرده است).
کندي حرکت زمان
امام باقر (عليه السلام) مي فرمايد: (چون امام زمان (عليه السلام)
ظهور کند، به سوي کوفه حرکت مي نمايد. در آن جا هفت سال حکومت مي
کند که هر سال آن برابر ده سال از ساليان شماست. پس از آن، خداوند
هر چه اراده کند، انجام مي دهد). گفته شد چگونه سال ها طولاني مي
شود؟ امام فرمود: (خداوند به منظومه (وفرشته اداره کننده آن) دستور
مي دهد که از سرعت خود بکاهد. از اين رو، روزها وسال ها طولاني مي
شود).
گفته شد: مي گويند اگر کم ترين
تغييري در حرکت آنها پديد آيد، آنها به هم مي ريزند وفاسد مي شوند.
امام فرمود: (اين سخن افراد مادّي گرا وکافر به خداست؛ ولي
مسلمانان (که عقيده به خداوند گرداننده آنها دارند) چنين سخني را
نمي توانند بگويند).
قدرت تکبير
کعب درباره گشودن شهر قسطنطنيه به دست مهدي (عجل الله فرجه) مي
گويد: حضرت، پرچم را به زمين فرو مي برد وبه سوي آب مي رود تا براي
نماز صبح وضو بگيرد؛ آب از حضرت دور مي شود. امام (عليه السلام)
پرچم را بر مي دارد وبه دنبال آب حرکت مي کند تا آن که از آن ناحيه
مي گذرد. آن گاه پرچم را در زمين فرو مي برد وسپاهيان را فرا مي
خواند ومي فرمايد: (اي مردم! خداوند دريا را براي شما شکافت؛ هم چنان
که آن را براي بني اسرائيل شکافت). پس سپاهيان از دريا مي گذرند
ورو به روي شهر قسطنطنيه قرار مي گيرند. سپاهيان نداي تکبير سر مي
دهند وديوارهاي شهر به لرزه درمي آيد.
بار ديگر تکبير مي گويند ودوباره
ديوارها مي لرزد. بار سوم که صدا به تکبير بلند مي کنند، ديوارهايي
که ميان دوازده بُرج مراقبت هستند، فرو مي ريزند.
رسول خدا (صلى الله عليه وآله
وسلم) مي فرمايد: (... حضرت مهدي (عجل الله فرجه) جلوي قسطنطنيه
فرود مي آيد. در آن روزگار، آن دژ، هفت ديوار دارد. حضرت هفت تکبير
مي گويد وديوارها فرو مي ريزد وبا کشتن تعداد بسياري از روميان، آن
جا به تصرف حضرت مهدي (عجل الله فرجه) در مي آيد وگروهي نيز به
اسلام رو مي آورند).
امير مؤمنان (عليه السلام) در اين
زمينه مي فرمايد: (... سپس حضرت مهدي ويارانش به حرکت خود ادامه مي
دهند وبر هيچ دژي از دژهاي روميان نمي گذرند، مگر آن که با گفتن
(لا إله إلّا اللَّه) ديوارهاي آن فرو مي ريزد تا آن که در نزديکي
شهر قسطنطنيه فرود مي آيند. در آن جا چند تکبير مي گويند وناگهان
خليجي که در مجاورت آن شهر است، خشک مي شود وآب هايش در زمين فرو
مي رود وديوارهاي شهر نيز فرو مي ريزد. از آن جا به سوي شهر روميه
حرکت مي کنند وچون به آن جا مي رسند، مسلمانان سه تکبير مي گويند
وشهر چون رمل وشن نرم - که در برابر تند بادها قرار گرفته باشد -
از هم مي پاشد).
نيز آن حضرت مي فرمايد: (... مهدي
(عجل الله فرجه) به پيش روي خود ادامه مي دهد تا اين که به يکي از
شهرهاي مشرف به دريا مي رسد. لشکريان حضرت تکبير سر مي دهند ودر پي
آن ديوارهاي شهر از هم گسيخته شده، فرو مي ريزند).
عبور از آب
امام صادق (عليه السلام) مي
فرمايد: (پدرم فرمود: هنگامي که حضرت قائم قيام کند... سپاهياني را
به شهر قسطنطنيه مي فرستد. آن گاه که به خليج برسند، جمله اي بر
روي پاهاي خود مي نويسند واز روي آب مي گذرند. روميان چون اين
معجزه وعظمت را مي بينند، به يک ديگر مي گويند: وقتي سپاهيان امام
زمان اين چنين باشند، خود حضرت چگونه خواهد بود! از اين رو، درها
را بر روي آنان مي گشايند وسپاهيان حضرت وارد شهر شده، در آن جا
فرمانروايي مي کنند).
شفاي بيماران
امير مؤمنان (عليه السلام) مي
فرمايد: (... حضرت مهدي (عجل الله فرجه) پرچم ها را به اهتزاز درمي
آورد ومعجزات خود را آشکار مي کند وبه اذن خداوند چيزهايي را از
نيستي به وجود مي آورد. بيماران دچار پيسي وخوره را شفا مي دهد
ومردگان را زنده، وزندگان را مي ميراند).
عصاي موسي در دست
امام
باقر (عليه السلام) مي فرمايد: (عصاي موسي متعلّق به آدم بوده است
که به شعيب (پيامبر) رسيده وپس از او به موسي بن عمران داده شده
است. آن عصا نزد ماست وبه تازگي که من آن را ديدم، هنوز سبز بود؛
مانند روزي که از درخت جدايش کردند. چون از آن عصا سؤال شود، سخن
مي گويد وآن براي قائم ما آماده است وآن چه موسي با آن کرد، حضرت
قائم نيز با آن انجام مي دهد وهر چه بدان عصا دستور داده شود،
انجام مي دهد وهرجا افکنده شود، جادوها را مي بلعد).
نداي ابر
امام
صادق (عليه السلام) مي فرمايد: (... حضرت مهدي (عجل الله فرجه) در
آخر الزمان ظهور مي کند. بر سر آن حضرت ابري در حرکت است وهرجا
برود، آن ابر نيز مي رود تا حضرت را از تابش خورشيد حفظ کند وبا
صدايي رسا وآشکار، ندا مي دهد، اين مهدي است).
سرانجام
طبق فرموده امام صادق (عليه السلام): (هيچ معجزه اي از معجزات پيامبران
واوصيا نمي ماند، مگر آن که خداوند عزّوجلّ آن را به دست قائم ما
انجام مي دهد تا حجّت بر دشمنان تمام گردد).
|