فراواني محصولات کشاورزي

رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) مي فرمايد: (خوشا به زندگي، پس از آن دوران که مسيح (عليه السلام) دجّال را مي کشد؛ زيرا به آسمان اذن بارش وبه زمين اجازه روييدن داده مي شود. اگر دانه اي بر روي کوه صفا گذارده شود، حتماً خواهد روييد. در آن روزگار، کينه وحسادتي نخواهدبود؛ به گونه اي که اگر شخصي از کنار شيري بگذرد به او آسيبي نمي رساند واگر بر مار پا گذارد، اورا نمي گزد).(1)

نيز آن حضرت مي فرمايد: (امّت من در دوران مهدي (عجل الله فرجه) به نعمت هايي مي رسند که هرگز مانندش ديده نشده است وهيچ مؤمن يا کافري به چنان نعمتي نرسيده است. آسمان، بارانش را پي در پي مي فرستد وزمين نيز چيزي از گياهان را در خود نگه نمي دارد؛ بلکه آن را بيرون مي فرستد).(2)

رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) پيرامون آمادگي زمين در عصر مهدي (عجل الله فرجه) مي فرمايد: (زمين همانند نقره اي که پس از جوشش آرام مي گيرد، آماده کشت مي شود وگياهانش را مي روياند؛ هم چنان که در زمان حضرت آدم (عليه السلام) بود).(3)

نيز آن حضرت درباره برکت محصولات وخوب عمل آمدن آنها مي فرمايد:

(... يک دانه انار چندين نفر را سير مي کند(4) ويک خوشه انگور را چندين نفر مي خورند (وسيرمي گردند)).(5)

علي (عليه السلام) مي فرمايد: (حضرت مهدي (عجل الله فرجه) شرق وغرب زمين را تسخير مي کند... بدي ها وناراحتى ها را برطرف مي سازد وخير ونيکي جايگزين آن مي گردد؛ به طوري که يک کشاورز گندم وجو از هر مَنْ (سه کيلوگرم) گندم، صد مَنْ محصول به دست مي آورد؛ همان گونه که خداوند فرمود:(6) (در هر سُنبلي صد دانه به عمل مي آيد وخداوند براي هرکس که اراده نمايد، زيادتر مي کند).(7)

نيز مي فرمايد: (مهدي (عجل الله فرجه) کارگزاران خود را در شهرها به عدالت بين مردم سفارش مي کند... کشاورز در آن عصر يک مُدّ(8) کشت مي کند وهفت صد مُدّ محصول به دست مي آورد؛ چنان که خداوند تعالي فرمود وهم چنان خداوند اين مقدار را بيش تر مي کند).(9)

درباره باروري درختان مي فرمايد: (در زمان مهدي (عجل الله فرجه) درختان بار مي گيرند وبرکت ها فراوان مي گردد).(10)

امير مؤمنان (عليه السلام) مي فرمايد: (هنگامي که قائم ما قيام کند، آسمان، بارانش را فرو مي ريزد وزمين گياهش را مي روياند؛ به گونه اي که يک زن از عراق پياده به شام مي رود ودرسراسر راه جز بر سبزي وبوته گام نمي گذارد).(11)

شايد حضرت اين منطقه را به عنوان مثال بيان مي فرمايد وبايد توجّه داشت که وضعيت جغرافيايي اين منطقه به گونه اي است که اکنون در اين مسير جز خارهاي بياباني چيز ديگري يافت نمي شود. شايد نام بردن از اين منطقه براي اين باشد که در عصر حضرت مهدي (عجل الله فرجه) همه زمين هاي باير، تبديل به زمين هاي کشاورزي مي شود.

در همين رابطه پيامبر خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) مي فرمايد: (هنگامي که حضرت مهدي در امّت من ظاهرمي شود، زمين محصول، ميوه وگل هاي خود را مي روياند وآسمان بارانش را فرومي ريزد).(12)

امام صادق (عليه السلام) در تفسير آيه شريفه (مدهامّتان؛ دو برگ سبز) مي فرمايد: (بين مکه ومدينه را درخت هاي خرما به هم متصل مي کند).(13)

نيز آن حضرت مي فرمايد: (... به خدا سوگند، پس از خروج دجّال، کشاورزي خواهدشد ودرخت کاشته مي شود).(14)

وبه نقل شيخ طوسي در تهذيب (کشاورزي مي کنيم ودرختان را مي کاريم).(15)

گسترش دام پروري

رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) مي فرمايد: (در روزگار پاياني زندگاني امّت من، حضرت مهدي ظهورمي کند... ودام وگوسفند فراوان مي گردد).(16)

نيز مي فرمايد: (در آن عصر گله هاي دام وجود دارند وبه زندگي ادامه مي دهند).(17)

در سخن پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) نکته اي وجود دارد وآن اين که گويا پيش از آن عصر، در اثر کمبود آب وعلوفه وگسترش بيماري ها، دام ها نمي توانستند به زندگاني ادامه دهند.

نيز آن حضرت مي فرمايد: (پس از کشته شدن دجّال، خداوند به گله ها برکت مي دهد؛ به گونه اي که بچه شتري (که در سن آمادگي براي بارداري است) گروهي از مردم را سيرمي کند وگوساله اي، غذاي قبيله اي را فراهم مي سازد وبزغاله اي، براي سيرکردن گروهي کافي است).(18)

بازرگاني

رشد وگسترش بازرگاني در کشور وجامعه، نشانه شکوفايي اقتصاد وثروتمند بودن آن جامعه مي باشد؛ هم چنان که تعطيل شدن بازارها وکساد بازرگاني نشانه فقر جامعه است. از آن جا که در حکومت امام عصر (عجل الله فرجه) مردم در وضعيت اقتصادي خوبي به سرمي برند، بازرگاني رونق مي گيرد وبازارها فعّال مي شوند.

رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) در اين باره مي فرمايد: (از نشانه هاي قيامت (ظهور مهدي (عجل الله فرجه)) اين است که مال وثروت همانند سيل در ميان مردم به جريان مي افتد، علم ودانش ظاهر مي شود وبازرگاني گسترش يافته، شکوفا مي گردد).(19)

عبداللَّه بن سلام مي گويد: مردم پس از خروج دجّال، چهل سال زندگي مي کنند ونخل ها مي نشانند وبازارها بر پا مي گردد.(20)

بهداشت ودرمان

يکي از مشکلات جامعه، پيش از ظهور امام زمان (عجل الله فرجه)، کاهش بهداشت ودرمان است که در نتيجه گسترش بيماري هايي واگير ومرگ هاي ناگهاني را در سراسر جهان در پي دارد. گسترش بيماري هايي مانند جذام، طاعون، فلج، کوري، سکته وصدها بيماري خطرناک ديگر آن چنان زندگاني مردم را مورد تهديد قرار مي دهد که گويي همگان به انتظار مرگ حتمي خود نشسته اند وهرگز اميدي به زندگي ندراند. شب که به بستر مي روند، اميد زنده ماندن تا صبح وبرخاستن از خواب در آنان نيست وآن گاه که از خانه بيرون مي روند، اميدي به بازگشت خود ندارند.

اين اوضاع دلخراش ودردناک، در اثر آلودگي محيط زيست ودر نتيجه به کارگيري سلاح هاي شيمايي، اتمي وميکربي پديد مي آيد يا افزايش اجساد کشتگان ودفن نشدن آنان ومتعفّن شدنشان، عامل آن بيماري ها مي شود ويا بر اثر ديگر بيماري هاي رواني وروحي است که از ناامني واز دست دادن عزيزان پديد مي آيد وشايد نيز معلول همه اينها وچيزهايي است که ما از آن آگاهي نداريم.

حکومت حضرت مهدي (عجل الله فرجه) در آن شرايط، نور اميدي در دل انسان هاي بلازده ودردمند آن عصر، براي نابودي آن وضعيت وبه ارمغان آوردن تندرستي براي جامعه بشري است واين درست همان چيزي است که حکومت امام زمان (عجل الله فرجه) در آن زمينه انجام مي دهد.

در اين جا به بازگويي چند روايت درباره وضعيت بهداشت ودرمان، پيش از ظهور مي پردازيم وآن گاه رواياتي را درباره کوشش هاي حضرت حجّت (عليه السلام) در تأمين بهداشت ودرمان جامعه بيان مي داريم:

گسترش بيماري ها ومرگ هاي ناگهاني

رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) مي فرمايد: (از نشانه هاي نزديک شدن قيامت ورستاخيز اين است که يک مرد بدون درد وبيماري مي ميرد).(21)

در روايتي ديگر مي فرمايد: (در نزديکي قيامت (ظهور مهدي (عجل الله فرجه)) صاعقه ها (رعد وبرق ها که باعث آتش گرفتن وسوختن مي شود) فراوان وپياپي خواهد بود؛ به گونه اي که وقتي شخصي نزد خويشاوندان خود يا گروهي مي رود ومي پرسد، ديروز چه کسي از شما دچار صاعقه شد وسوخت؟ جواب مي شنود: فلاني وفلاني..)..(22).

صاعقه به معناي بي هوش شدن واز بين رفتن خرد در اثر شنيدن صداي ترسناک ونيز به معناي آتش گرفتن وسوختن آمده است. از اين رو، اشخاصي که دچار صاعقه مي شوند يا عقلشان را از دست مي دهند يا بر اثر آتش صاعقه، سوخته(23) وتبديل به خاکستر مي شوند. البته ممکن است صاعقه در اثر انفجار گلوله سلاح هاي پيشرفته آن عصر باشد که هم صداي وحشتناک وهم آتشي سوزنده دارند؛ به گونه اي که هر کس در نزديکي آن باشد، به خاکستر تبديل مي گردد وآثاري که بر انسان ها به جا مي گذارد، جز بيماري نيست واين سه بيماري وبلا تنها از آثار سلاح هاي ويرانگر مي باشد.

حضرت رسول (صلى الله عليه وآله وسلم) در روايتي ديگر مي فرمايد: (به هنگام نزديک شدن قيامت ورستاخيز، مرگ هاي شديد ودر پي آن سال هاي پرزلزله خواهد بود).(24)

امير مؤمنان (عليه السلام) در اين باره مي فرمايد: (پيش از ظهور قائم (عجل الله فرجه) دو گونه مرگ فراوان مي گردد: مرگ سرخ ومرگ سفيد که مرگ سفيد، همان گسترش طاعون است).(25)

امام صادق (عليه السلام) مي فرمايد: (از نشانه هاي قيامت ورستاخيز، گسترش بيماري فلج ومرگ هاي ناگهاني است).(26)

امام کاظم (عليه السلام) از قول پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) مي فرمايد: (پيدايش مرگ هاي ناگهاني، جذام وبواسير، از نشانه هاي نزديک شدن قيامت ورستاخيز است).(27)

در کتاب بيان الائمه آمده است: از نشانه هاي نزديک شدن ظهور مهدي (عجل الله فرجه) گسترش بيماري وبا وطاعون در سراسر جهان، به ويژه در بغداد وشهرهاي پيرامون آن است که در نتيجه گروه بسياري از مردم نابود مي گردند.(28)

بهداشت

شکوفايي شگفت انگيز دانش ها، به ويژه علم بهداشت ودرمان در عصر حکومت مهدي (عجل الله فرجه) وبهره گيري از آن براي گسترش بهداشت در جامعه وفرونشستن شعله هاي جنگ وپيدايش آرامش رواني وتأمين بهداشت روحي با اصلاح شدن انسان ها ونيز گسترش کشاورزي ودامداري وتأمين تغذيه در حدّ مطلوب، از جمله عواملي است که بهداشت را در روزگار امام عصر (عليه السلام) به حدّ بالا وايده آل خود مي رساند وچنان مي شود که وضعيت جسمي مردم دگرگون مي گردد وعمر آنان طولاني مي شود؛ به گونه اي که گاهي يک شخص هزار فرزند، نوه و... خود را مي بيند وآن گاه چشم از جهان فرو مي بندد.

رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) مي فرمايد: (هنگامي که عيسي (عليه السلام) از آسمان فرود آمد ودجّال را کشت وشب، هنگامي که در صبح آن، خورشيد از مغرب طلوع کند (نه از سوي مشرق) تاچهل سال زندگي پربار وآسوده اي خواهيد داشت ودر اين مدّت نه کسي مي ميرد ونه بيمار مي شود).(29)

شايد منظور از اين سخن، آن باشد که مرگ ها وبيماري هايي که پيش از ظهور حضرت، گسترش يافته، در دوران حضرت به اندازه اي اندک وناچيز است که مي توان آن را در حکم عدم دانست وشايد معناي ظاهري مراد باشد؛ يعني در اين مدّت مرگ وبيماري وجود نداشته باشد وآن به دليل مقدم مبارک حضرت بقية اللَّه الاعظم است.

امير مؤمنان (عليه السلام) مي فرمايد: (در حکومت مهدي (عجل الله فرجه)... عمرها طولاني مي شود).(30)

مفضل بن عمر مي گويد: امام صادق (عليه السلام) فرمود: (هنگامي که قائم ما قيام کند... مردم درسايه فرمانروايي او، عمري دراز خواهند داشت؛ به گونه اي که براي هر شخص هزارفرزند متولد مي شود).(31)

امام سجاد (عليه السلام) در اين باره مي فرمايد: (هنگامي که قائم ما قيام کند، خداوند عزّوجلّ، بيماري وبلا را از شيعيان ما دور مي سازد وقلب هاي شان را همانند آهن هاي محکم قرارمي دهد وتوان ونيروي هر يک از آنان را برابر نيروي چهل مرد مي گرداند وآنان فرمانروايان روي زمين وبزرگان آن مي شوند).(32)

امام باقر (عليه السلام) درباره بهداشت محيط زيست در حکومت امام زمان (عجل الله فرجه) مي فرمايد: (هنگامي که قائم ما قيام کند... چاه هاي فاضلاب وناودان هايي را که در مسير راه هاست، از بين مي برد).(33)

حفظ بهداشت شهرها ومحيط جامعه، از وظايف حکومت هاست. بنابراين، بايد از هر عاملي که سبب به خطر افتادن بهداشت محيط زيست مي شود، جلوگيري گردد. ريختن فاضلاب خانه ها در کوچه ها واحداث چاه هاي توالت ودستشويي در بيرون از خانه ها - چنان چه در برخي از شهرها وروستاها مرسوم است - سبب نابودي بهداشت محيط زيست مي شود. از اين رو، مي بينيم که يکي از کارهاي حضرت مهدي (عجل الله فرجه) جلوگيري از اين گونه تخلّفات بهداشتي مي باشد.

درمان

چون در روزگار حضرت مهدي (عجل الله فرجه) بهداشت در حدّ مطلوب آن وجود دارد، بيماري ها کاهش يافته، تعداد اندکي از افراد به بيماري هاي گوناگون دچار مي شوند؛ ولي دانش پزشکي نيز در آن عصر در اوج پيشرفت خود مي باشد وبيماران گوناگون در کوتاه ترين مدّت معالجه مي شوند. افزون بر اين که حضرت با ياري الهي بيماران غير قابل درمان را نيز خود بهبود مي بخشد ومي توان گفت: در حکومت حضرت بيماري يافت نمي شود.

امام حسين (عليه السلام) درباره حکومت مهدي (عجل الله فرجه) مي فرمايد: (هيچ نابينا، زمين گير ودردمندي بر روي زمين نمي ماند، مگر آن که خداوند درد او را برطرف مي سازد).(34)

امير مؤمنان (عليه السلام) مي فرمايد: (... آن گاه قائم ما که پنهان ومخفي است، ظاهر مي شود در حالي که جبرئيل پيشاپيش او وکتاب خدا در پيش روي اوست. آن حضرت بيماران پيسي وخوره را شفا مي بخشد).(35)

از اين روايت استفاده مي شود که حضرت مهدي (عجل الله فرجه) خود در درمان بيماري هاي غيرقابل درمان، نقش اساسي دارد.

امام صادق (عليه السلام) مي فرمايد: (هنگامي که حضرت قائم قيام کند، خداوند بيماري ها را از مؤمنان دور مي سازد وتندرستي را به آنان باز مي گرداند).(36)

امام باقر (عليه السلام) در اين باره مي فرمايد: (هر کس قائم اهل بيت مرا درک کرد، اگر به بيماري دچار باشد، شفا مي يابد وچنان که دچار ناتواني باشد، توانا ونيرومند مي گردد).(37)

در کتاب خصال شيخ صدوق آمده است: (روزگار حضرت مهدي (عجل الله فرجه) بيماري برطرف مي شود وآنان (مؤمنان) مانند پاره هاي آهن مي گردند).(38)

شهادت يا رحلت امام

درباره شهادت يا رحلت حضرت (عليه السلام)، روايات گوناگوني رسيده ولي با توجّه به سخن امام حسن مجتبي (عليه السلام) که مي فرمايد: (هيچ يک از ما امامان نيست، جز آن که مسموم يا شهيد مي شود).(39) مي توان رواياتي را که دلالت بر شهادت حضرت (عليه السلام) دارد، بر ديگر روايات ترجيح داد.

در اين جا تنها به بازگويي چند روايت بسنده مي کنيم:

1. امام صادق (عليه السلام) در دنبال آيه شريفه (ثمّ رددنا لکم الکرّة عليهم)(40) مي فرمايد: (مقصود زنده شدن دوباره امام حسين (عليه السلام) وهفتاد نفر از اصحابش در عصر امام زمان است؛ درحالي که کلاه خودهاي طلايي بر سر دارند وبه مردم، رجعت وزنده شدن دوباره حضرت حسين (عليه السلام) را اطلاع مي دهند تا مؤمنان به شک وشبهه نيفتند.

اين در حالي است که حضرت حجّت در ميان مردم است. چون معرفت وايمان به حضرتش در دل هاي مردم استقرار يافت، مرگ حضرت حجّت (عليه السلام) فرا مي رسد. پس حضرت امام حسين (عليه السلام) متولّي غسل وکفن وحنوط ودفن ايشان خواهد شد وهرگز غير از وصي، وصي را تجهيز وآماده خاک سپاري نمي کند).(41)

زهري مي گويد: حضرت مهدي (عجل الله فرجه) چهارده سال زندگي مي کند؛ سپس به مرگ طبيعي به جوار حق مي رود.(42)

ارطاة مي گويد: به من (خبر) رسيده است که حضرت مهدي (عجل الله فرجه) چهل سال زندگي مي کند؛ سپس به مرگ طبيعي در بستر خود مي ميرد.(43)

کعب الاحبار مي گويد: منصور اين امّت مهدي است وساکنان زمين وپرندگان آسمان بر او درود مي فرستند.

اوست که در جنگ با روم وجنگ هاي عظيم مورد آزمايش قرار مي گيرد واين آزمايش بيست سال طول مي کشد وحضرتش به همراه دو هزار نفر از فرماندهان پرچم دار، به شهادت مي رسند؛ سپس هيچ مصيبتي پس از مصيبت فقدان رسول اللَّه (صلى الله عليه وآله وسلم) بر مسلمانان گران تر از شهادت حضرت مهدي (عليه السلام) نخواهد بود.(44)

البته سخنان زهري وارطاة وکعب از نظر ما مورد اعتماد نيست؛ مگر آن که شاهد صدق داشته باشد.

چگونگي شهادت امام

در الزام الناصب درباره چگونگي شهادت حضرت آمده است: (هنگامي که سال هفتاد به پايان آيد ومرگ حضرت فرا رسد، زني به نام سعيده از طايفه بني تميم، ايشان را به شهادت مي رساند. ويژگي آن زن، اين است که همانند مردها محاسن وريش دارد.

او از بالاي بام، به هنگامي که حضرت در حال عبور است، سنگي به سوي ايشان پرتاب مي کند وآن حضرت را به شهادت مي رساند. چون حضرت رحلت مي کند، امام حسين (عليه السلام) مراسم غُسل، کفن ودفن آن حضرت را عهده دار مي شود).(45)

البته جز در اين کتاب، در جاي ديگري به اين مطلب - يعني چگونگي شهادت- برخورد نکرده ام.

امام صادق (عليه السلام) مي فرمايد: (حسين (عليه السلام) با اصحابش - که با او شهيد شدند - مي آيند(46) وهفتاد پيامبر آنان را همراهي مي کنند؛ چنان که همراه حضرت موسي هفتاد نفر فرستاده شدند، آن گاه حضرت قائم (عجل الله فرجه) انگشتر را به وي مي سپارد وامام حسين (عليه السلام) غسل، کفن، حنوط، ودفن حضرت قائم را بر عهده مي گيرد).

سلام عليه يوم ولد ويوم يظهر ويوم يموت، ويوم يبعث حيّاً.


 

 

 

پاورقى:


(1) فردوس الاخبار، ج 3، ص 24.

(2) ابن طاووس، ملاحم، ص 141؛ ر. ک: طوسي، غيبة، ص 115؛ اثبات الهداة، ج 3، ص 504.

(3) ابن طاووس، ملاحم، ص 152؛ ابن ماجه، سنن، ج 2، ص 1359؛ ابن حمّاد، فتن، ص 162؛ عبدالرزاق، مصنّف، ج 11، ص 399، با تفاوت.

(4) ابن طاووس، ملاحم، ص 152؛ الدرالمنثور، ج 4، ص 255، با تفاوت؛ عبدالرزاق، مصنّف، ج 11، ص 401.

(5) ابن طاووس، ملاحم، ص 152؛ الدرالمنثور، ج 4، ص 255، با تفاوت؛ عبدالرزاق، مصنّف، ج 11، ص 401.

(6) بقره (2) آيه 261.

(7) الشيعه والرجعه، ج 1، ص 167.

(8) مُدّ، پيمانه اي است که در عراق معادل 18 ليتر؛ فرهنگ فارسي عميد، ص 935.

(9) عقد الدرر، ص 159؛ ابن طاووس، ملاحم، ص 97؛ القول المختصر، ص 20.

(10) ابن طاووس، ملاحم، ص 125؛ الحاوي للفتاوي، ج 2، ص 61؛ متقي هندي، برهان، ص 117.

(11) تحف العقول، ص 115؛ بحار الانوار، ج 52، ص 316، 345.

(12) المناقب والمثالب، ص 44؛ احقاق الحق، ج 19، ص 677؛ ر. ک: ابن ماجه، سنن، ج 2، ص 1356؛ حاکم، مستدرک، ج 4، ص 492؛ الدر المنثور، ج 2، ص 244.

(13) تفسير قمي، ج 2، ص 346؛ بحار الانوار، ج 51، ص 49، آيه در سوره الرحمن آيه 64 است.

(14) کافي، ج 5، ص 260؛ من لايحضره الفقيه، ج 3، ص 158؛ وسائل الشيعه، ج 13، ص 193؛ التهذيب، ج 6، ص 384.

(15) التهذيب، ج 6، ص 384.

(16) حاکم، مستدرک، ج 4، ص 558؛ عقد الدرر، ص 144؛ متقي هندي، برهان، ص 84؛ کشف الغمّه، ج 3، ص 260؛ احقاق الحق، ج 13، ص 215، بحار الانوار، ج 51، ص 81؛ الشيعة والرجعه، ج 1، ص 214.

(17) جامع الاحاديث، ج 8، ص 77؛ احقاق الحق، ج 13، ص 215 وج 19، ص 681.

(18) ابن حمّاد، فتن، ص 148.

(19) ابن قتيبه، عيون الاخبار، ج 1، ص 12.

(20) ابن ابي شيبه، مصنّف، ج 15، ص 142؛ الدرالمنثور، ج 5، ص 354؛ متقي هندي، برهان، ص 193.

(21) فردوس الاخبار، ج 4، ص 298.

(22) احمد، مسند، ج 3، ص 64؛ فردوس الاخبار، ج 5، ص 434.

(23) فرهنگ عميد، ج 2، ص 688.

(24) المعجم الکبير، ج 7، ص 59.

(25) مفيد، ارشاد، ص 359؛ نعماني، غيبة، ص 277؛ طوسي، غيبة، ص 267؛ اعلام الوري، ص 427؛ خرائج، ج 3، ص 1152؛ صراط المستقيم، ص 249؛ بحار الانوار، ج 52، ص 211؛ الزام الناصب، ج 2، ص 147.

(26) بحار الانوار، ج 52، ص 313؛ ابن اثير، نهايه، ج 1، ص 187.

(27) بحار الانوار، ج 52، ص 269، به نقل از: الامامة والتبصره؛ الزام الناصب، ج 2، ص 125.

(28) بيان الائمه، ج 1، ص 102.

(29) ابن طاووس، ملاحم، ص 97.

(30) عقد الدرر، ص 159؛ القول المختصر، ص 20.

(31) مفيد، ارشاد، ص 363؛ المستجاد، ص 509؛ بحار الانوار، ج 52، ص 337؛ وافي، ج 2، ص 113.

(32) نعماني، غيبة، ص 317؛ صدوق، خصال، ج 2، ص 541؛ روضة الواعظين، ج 2، ص 295؛ صراط المستقيم، ج 2، ص 261؛ بحار الانوار، ج 52، ص 317.

(33) من لايحضره الفقيه، ج 1، ص 234؛ مفيد، ارشاد، ص 365؛ طوسي، غيبة، ص 283؛ روضة الواعظين، ج 2، ص 264؛ اعلا الوري، ص 432؛ الفصول المهّمه، ص 302؛ اثبات الهداة، ج 3، ص 452؛ بحار الانوار، ج 52، ص 333.

(34) خرائج، ج 2، ص 489؛ بحار الانوار، ج 53، ص 62.

(35) دوحة الانوار، ص 133؛ الشيعة والرجعه، ج 1، ص 171.

(36) نعماني، غيبة، ص 317؛ بحار الانوار، ج 52، ص 364؛ اثبات الهداة، ج 3، ص 493.

(37) نعماني، غيبة، ص 317؛ صدوق، خصال، ج 2، ص 541؛ روضة الواعظين، ج 2، ص 295؛ صراط المستقيم، ج 2، ص 261؛ بحار الانوار، ج 52، ص 335؛ به نقل از: خرائج.

(38) صدوق، خصال، ص 507.

(39) کفاية الاثر، ص 226؛ بحار الانوار، ج 27، ص 217.

(40) اسراء (17) آيه 6.

(41) کافي، ج 8، ص 206؛ تأويل الآيات الظاهره، ج 1، ص 278 وج 2، ص 762، مختصر البصائر، ص 48؛ تفسير برهان، ج 2، ص 401؛ بحار الانوار، ج 53، ص 13 وج 51، ص 56.

(42) ابن حمّاد، فتن، ص 104؛ البدء والتاريخ، ج 2، ص 184؛ متقي هندي، برهان، ص 163.

(43) ابن حمّاد، فتن، ص 99؛ عقد الدرر، ص 147؛ متقي هندي، برهان، ص 157.

(44) عقد الدرر، ص 149.

(45) الزام الناصب، ص 190؛ تاريخ ما بعد الظهور، ص 881.

(46) درباره رجعت امام حسين (عليه السلام) به کتاب ستاره درخشان نوشته مرحوم آية اللَّه والد مراجعه شود.