شب قدر

اوّل: شب قدر كه شبِ ظهور قدر ومنزلت وعظمت وجلالت امام عصر (عليه السلام) است، تا جائي كه به سبب نزول روح وملائكه اي كه براي تقدير امور بندگان خدمت آن حضرت مي رسند، روي زمين جا تنگ مي شود.

در اين قسمت به سه وجه از وجوه ناميده شدن اين شبها به شب قدر كه در اخبار وروايات فراواني ذكر شده اشاره مي كنيم:

در تفسير (عليّ بن ابراهيم) به چند سند معتبر از حضرت باقر وصادق وكاظم (عليهم السلام) روايت كرده كه در تفسير آيه مباركه: (فيها يُفْرَقُ كُلُّ اَمْرٍ حَكيمٍ) فرمودند: خداوند هر امري از حقّ وباطل وآنچه كه در اين سال اتّفاق مي افتد را مقدّرمي كند. (سوره دخان آيه 4)

خداوند اراده واختيار دارد كه هر امري را مانند مرگها وروزي ها وبلاها وسختي ها وامراض را جلو يا عقب بيندازد يا كم وزياد كند واين امر را به رسول خدا (صلى الله عليه وآله) مي دهد ورسول خدا (صلى الله عليه وآله) به اميرالمؤمنين (عليه السلام) واميرالمؤمنين به ائمّه (عليهم السلام) تا اينكه به صاحب الزّمان (عليه السلام) مي رسد والبتّه در آن بداء ومشيّت وتقديم وتأخيررا شرط مي كند.

ونيز روايت شده است كه: (خداوند در شب قدر، مرگها وروزي ها وهر امري از مرگ وزندگي وارزاني وگراني يا خوبي وبدي كه اتّفاق مي افتد را تقدير مي كند.

ملائكه وروح القُدُس بر امام زمان (عليه السلام) نازل مي شوند وآنچه كه از اين امور نوشته اند را به ايشان مي دهند).

همچنين امام باقر (عليه السلام) مي فرمايد: (شب قدر بر ما مخفي نمي شود زيرا كه در آن شب، ملائكه ما را طواف مي كنند).

شيخ صفّار در (بصائر الدّرجات) از داوود بن فرقد روايت كرده كه: (از امام صادق (عليه السلام) از قول خداوند عزّوجلّ كه مي فرمايد: (اِنَّا اَنْزَلْناهُ في لَيْلَةِ الْقَدْرِ * وما اَدْريكَ ما لَيْلَةُ الْقَدْرِ) سؤال كردم. ايشان فرمود: (نازل مي شود هر چيزي (وهر كسي) كه در اين سال مي ميرد يا زنده مي شود).

سوأل كردم: (بسوي چه كسي نازل مي شود؟)

حضرت فرمود: (بسوي چه كسي شايسته است؟! بدرستي كه مردم در اين شب مشغول نماز ودعا وخواهش هستند وصاحب اين امر در كاري است وملائكه براي امور سال، از غروب تا طلوع آفتاب بر او نازل مي شوند).

همچنين منقول است كه حضرت فرمود: (هر گاه شب نوزدهم ماه رمضان شد، روزي ها تقسيم مي شود ومرگها نوشته مي شود وخداوند به بندگان خود نظر لطف مي كند وهمه ايشان مگر شرابخوار را مي آمرزد. پس هر گاه شب بيست وسوّم شد، در آن هر امر محكمي جدا شده وپايان پذيرفته وامضا مي شود).

پرسيده شد: (به چه كسي مي رسد؟)

حضرت فرمود: (بسوي صاحب (امام) شما).

در خبر ديگر فرمود: (در آن شب افرادي كه به حجّ خواهند رفت نوشته مي شود وآنچه در آن سال از طاعت يا معصيت يا مردن يا به دنيا آمدن انجام مي شود وخداي تعالى در شب وروز، آنچه را كه مي خواهد پديدار مي كند، آنگاه آن را بسوي صاحب (زمين) مي فرستد).

حارث بن مغيره سؤال كرد كه: (صاحب زمين كيست؟)

حضرت فرمود: (صاحب (امام) شما).

در خبر ديگر فرمود: (بدرستي كه خداوند در آن شب مقادير آن سال را تقدير مي كند، آن گاه آن را بسوي زمين مي فرستد).

معلي بن خنيس پرسيد: (بسوي چه كسي؟)

حضرت فرمود: (فكر مي كني بسوي چه كسي باشد اي عاجز؟!)

در خبر ديگر فرمود: (وقتي شب قدر مي شود خداوند آنچه را كه (در آن سال) اتّفاق مي افتد را مي نويسد وآن را نازل مي كند).

راوي پرسيد: (بسوي چه كسي؟!)

حضرت فرمود: (فكر مي كني بسوي چه كسي باشد اي احمق؟!)

علاّمه مجلسي در (زاد المعاد) مي فرمايد: (از بعضي احاديث برداشت مي شود كه هر سه شب، شب قدر هستند ودر شب اوّل، تقدير امور انجام مي شود، در شب دوّم با كثرت دعا وعبادت ممكن است تقدير بعضي از امور تغيير كند ودر شب سوّم قطعي مي شود وتغيير نمي يابد يا بسيار كم تغيير مي يابد. بلاتشبيه مانند ارقام پادشاهان كه اوّل نوشته مي شود وتغييرش آسان است، بعد از آن در دفاتر ثبت مي شود وتغييرش دشوارتر است امّا چون هنوز مُهر نخورده است، ممكن است تغيير كند. وقتي كه مُهر خورد به منزله حتم است وتغيير دادنش بي نهايت دشوار است.

وقتي حضرت صاحب الأمر (عليه السلام) در تمام اين شب با ملائكه مقرّبين محشور است وگروه گروه به خدمت او مي آيند وبر او سلام مي كنند وتقديرات را بر او عرضه مي كنند، سزاوار نيست كه در چنين شبي همگان به امام خود توسّل نكنند وبه غفلت بسر آورند.

تقديرات همه امور از قبيل عمر ومال وفرزند وعزّت وسلامتي وتوفيق اعمال خير واصلاح تمام احوال سال در اين شب خواهد بود وممكن است كه نام كسي كه در ديوان اشقياء نوشته شده باشد در اين شب تغيير كند ودر زمره سعادتمندان نوشته شود، چنان كه اين مضمون در اكثر دعاها واحاديث معتبره وارد شده است.

دعا براي آن حضرت را بايد بر دعاي خود مقدّم داشت. در اخبار گذشته اشاره شد كه آن حضرت در اين شب مشغول به آن امر عظيم الهي است، پس بهترين دعاها، طلب نصرت وكمك وحفظ الهي براي آن حضرت مي باشد.

در شب بيست وسوّم در همه حالات چه در ركوع يا سجود وچه نشسته يا ايستاده بلكه در همه اوقات بايد آن دعايي را خواند كه مضمونش پس از حمد خداوند وصلوات بر رسول وخاندانش (عليه السلام) اين بود:

(بار خدايا! باش براي حجّة ابن الحسن المهدي (عليهما السلام) در اين ساعت وهر ساعتي، وليّ وحافظ وپيشوا وناصر وراهنما وكمك كننده و.)..

پس از آن توسّل واستغاثه به آن حضرت وطلب ياري وشفاعت در انجام آنچه مي خواهد وبايد به دست مبارك او شده واز نظر نوراني او بگذرد وهمچنين تضرّع وناله كه نظر لطف ومهرباني خود را از او برندارد كه او آن چنان كه سزاوار بزرگي است در اين شب - كه زمام امور به دست قدرت خداوندي اوست - با وي رفتار كند.

در روايت معتبري آمده است كه: (هر كس در شب بيست وسوّم ماه مبارك رمضان هزار مرتبه سوره (انّاانزلناه) را بخواند، به سبب آنچه در خواب مي بيند با يقين شديد واعتراف به كرامتهايي كه در اين شب مخصوص ماست، صبح مي كند).

عالم ربّاني سيّد عليّ بن عبدالحميد نيلي در شرح (مصباح شيخ طوسي) بعد از نقل اين خبر مي گويد: (در شب پنجشنبه بيست وسوّم ماه رمضان سال 788 در مسجد كوفه با عدّه اي معتكف بوديم. بعد از نماز، هزار مرتبه سوره (انّا انزلناه) را خوانديم ووقتي تمام شد هر كدام در جاي خود خوابيديم.

سپس من در خواب يا در بين خواب وبيداري ديدم كه گويا درهايي باز شده كه نمي دانم آنها در آسمان است يا در زمين، وجماعتي با هيئت هاي نيكو بيرون آمدند وبه من رو كردند وگفتند: (با امامان معصوم خود همراه شو كه همانا ايشان علمهاي هدايت، بزرگواران مورد اعتماد، سروران نيكو، نورهاي پابرجا، ستاره هاي درخشان و.... هستند).

روز جمعه

دوّم: روز جمعه، كه از چند جهت اختصاص ومتعلّق به امام عصر (عليه السلام) دارد. يكي آنكه: ولادت با سعادت آن حضرت در آن روز بوده است وديگر آنكه: ظهور شادي انگيز آن حضرت در آن روز خواهد بود وانتظار فرج در آن روز بيشتر از روزهاي ديگر است، چنانچه در همه اخبار به آن تصريح شده ودر زيارت مخصوص آن حضرت در روز جمعه آمده است:

(يا مَوْلايَ! يا صاحِبَ الزَّمان صَلَواتُ اللَّهِ عَلَيْكَ وعَلَي آلِ بَيْتِكَ هَذا يَوْمُ الْجُمُعَةِ وهُوَ يَوْمُكَ الْمُتَوَقَّعُ فيه ِظُهُورُكَ والْفَرَجُ فيهِ لِلْمُؤْمِنينَ عَلي يَدَيْكَ.)..تا آخر.

يعني: (اي آقاي من! اي صاحب زمان كه درود خداوند بر تو وبر آل بيت تو باد! اين روز جمعه است وآن روز تو است كه در آن ظهور تو انتظار كشيده مي شود وفرج مؤمنين بدست تو است. اي آقايم! من در آن ميهمان تو هستم وبه تو پناه آورده ام وتو اي آقاي من! كريمي واز اولاد بزرگواران مي باشي ومأمور به پناه دادن هستي، پس مرا مهمان كن وپناه بده.)..

عيد بودن روز جمعه وشمرده شدنش از عيدهاي چهارگانه به جهت ظهور شريف امام زمان (عليه السلام) است كه در آن روز - بخاطر پاك شدن زمين از لوث شرك وكفر وگناهان وزورگويان وملحدين وكافران ومنافقان وظهور كلمه حقّ واعتلاي دين وشرايع ايمان وشعائر مسلمين بدون مزاحمت دشمنان خدا ودين - چشم ودل مؤمنين، روشن ومسرور خواهد شد، ودر دعاي بعد از طلوع آفتاب روز جمعه نيز به اين مطلب اشاره شده است.

سيّد بن طاووس در (جمال الاسبوع) از حضرت كاظم (عليه السلام) روايت كرده كه آن حضرت در روز جمعه به محمّد بن سنان فرمود: (آيا در اين روز، دعاي واجب راخواندي؟)

وي پرسيد: (آن دعا چيست؟)

حضرت فرمود (بگو: (اَلسَّلامُ عَلَيكَ اَيُّهَا الْيَوْمُ الْجَديدُ الْمُتَبارَكُ اَلّذي جَعَلَهُ اللَّهُ عَيداً لِاَوْلِيائِهِ الْمُطَهَّرينَ مِنَ الدَّنَسِ الْخِارِجينَ مِنَ الْبَلْوَي الْمَكْروُرينَ مَعَ اَوْلِيائِهِ المُصَفّينَ مِنَ الْعِكَرِ اَلْباذِلينَ اَنْفُسَهُمْ فِي مَحَبَّةِ اَوْلِياءِ الرَّحْمَنِ تَسْليماً). (بحار الانوار ج 89 ص 331)

يعني: (سلام بر تو باد اي روز تازه مباركي كه خداوند آن را عيد گردانيده است براي دوستان خود كه از كثافات، پاك هستند وبا اولياي خداوند رجعت مي كنند واز عقايد كثيف واعمال زشت، تصفيه شده اند وجانشان را در راه محبّت اولياي خدا تقديم مي كنند).

آنگاه رو بسوي آفتاب كن وبگو: (اَلسَّلامُ عَلَيْكَ اَيُّهَا الشَّمْسُ الطَّالِعَةِ...).الي آخر.

جمعه از اسامي مبارك صاحب الأمر (عليه السلام) است يا كنايه از آن حضرت است يا اينكه آن حضرت سبب ناميده شدن جمعه به اين نام است، چنانچه صدوق در (خصال) از صقر بن ابي دلف روايت كرده كه حضرت امام علي النّقي (عليه السلام) در مورد اين حديث رسول خدا (صلى الله عليه وآله) كه: (با روزها دشمني نكنيد كه آنها با شما دشمني خواهند كرد).بيان كرد: (روزها ما هستيم).تا آنكه فرمود: (وجمعه پسر من است واهل حقّ بسوي او جمع مي شوند).

شيخ صدوق فرموده است: (ايّام، ائمّه (عليهم السلام) نيستند بلكه كنايه از ايشان هستند تا معني آن را غير از اهل حقّ نفهمند چنانكه خداوند عزّوجلّ كنايه فرموده به تين وزيتون وطورسينين وبلد امين، از پيغمبر وعلي وحسن وحسين (عليهم السلام)، ومثالهاي ديگري از اين قبيل را هم ذكر نموده است).

حسين بن حمدان در كتاب خود از حسن بن مسعود ومحمّد بن خليل روايت كرده است كه: (در سامرّاء به خدمت سيّد خود امام هادي (عليه السلام) رسيديم در حالي كه جمعي از شيعيان در نزد آن حضرت بودند.

از آن حضرت در مورد سعد ونحس بودن ايّام سؤال كرديم. ايشان فرمود: (با ايّام دشمني نكنيد كه با شما دشمني مي كنند).

از آن جناب معني حديث را پرسيدم، ايشان فرمود: (دو معني دارد يكي ظاهري وديگري باطني. ظاهر اين است كه شنبه براي ماست، يكشنبه براي شيعيان ما، دوشنبه براي بني اميّه، سه شنبه براي پيروان بني اميّه، چهارشنبه براي بني عبّاس، پنج شنبه براي پيروان بني عبّاس وجمعه عيد مسلمين است. ولي در اصل شنبه جدّ من رسول خدا (صلى الله عليه وآله) است ويكشنبه اميرالمؤمنين (عليه السلام) ودوشنبه حسن وحسين (عليهما السلام) وسه شنبه عليّ بن الحسين ومحمّد بن علي وجعفر بن محمّد (عليهم السلام) وچهارشنبه موسي بن جعفر وعليّ بن موسي ومحمّد بن علي (عليهم السلام) وپنجشنبه من وپسر من وجمعه پسر او (حضرت قائم (عليه السلام)) است، آن كسي كه كلمه ها بوسيله او جمع مي شود يعني همه دينها يك دين مي شود، وخداوند نعمت را بوسيله او تمام مي كند وحقّ را ثابت وظاهر كرده وباطل را محو مي نمايد واو مهدي منتظرشماست).

سپس اين آيه را خواندند: (بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحيمِ بَقِيَّةُ اللَّهِ خَيْرٌ لَكُمْ اِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنينَ). (سوره هود آيه 86)

(يعني: به نام خداوند بخشنده ومهربان، آنچه خداوند براي شما باقي مي گذارد برايتان بهتر است اگر مؤمن باشيد).

سپس فرمود: (به خدا قسم او بقية اللّه است).

روز غدير بهترين عيدهاست وآن هجدهم ذي الحجّة است كه در روز جمعه بود وقائم ما اهل بيت در روز جمعه خروج مي كند وقيامت در روز جمعه برپا مي شود. درروز جمعه هيچ عملي بهتر از صلوات بر محمّد(صلى الله عليه وآله) وآل او (عليه السلام) نيست).

علّامه مجلسي در (بحار) از علماي قديم نقل كرده است كه: (وقتي در روز جمعه نماز صبح را خواندي اين شهادت را شروع كن، سپس به صلوات فرستادن بر محمّد وآل او (عليه السلام) مشغول شو).وآن دعايي طولاني است وبعضي از قسمتهاي آن متعلّق به امام عصر(عليه السلام) مي باشد:

(اَللَّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ في خَلْقِكَ وَلِيّاً وحافِظاً وقائِداً وناصِراً حَتّي تُسْكِنَهُ اَرْضَكَ طَوْعاً وتُمَتِّعَهُ مِنْها طَوْلاً وتَجْعَلَهُ وذُرِّيَّتَهُ فيها الْاَئِمَّةَ الْوِارِثينَ واجْمَعْ لَهُ شَمْلَهُ واَكْمِلْ لَهُ اَمْرَهُ واَصْلِحْ لَهُ رَعِيَّتَهُ وثَبِّتْ رُكْنَهُ واَفْرِغِ الصَّبْرَ مِنْكَ عَلَيْهِ حَتّي يَنْتَقِمَ فَيَشْتَفي ويَشْفي حَزازاتِ قُلوُبِ نَقْلَةٍ وحَراراتِ صُدوُرِ وَغْرَةٍ وحَسَراتِ اَنْفُسٍ تَرْحَةٍ مِنْ دِماءٍ مَسْفوُكَةٍ واَرْحامٍ مَقْطوُعَةٍ وطاعَةٍ مَجْهوُلَةٍ قَدْ اَحْسَنْتَ اِلَيْهِ الْبَلاء ووَسَّعْتَ عَلَيْهِ الْآلآءِ واَتْمَمْتَ عَلَيْهِ النَّعْماءِ في حُسْنِ الْحِفْظِ مِنْكَ لَهُ اَللَّهُمَّ اكْفِلْهُ هَوْلَ عَدُوِّهِ واَنْسِهِمْ ذِكْرَهُ واَرِدْ مَنْ اَرادَهُ وكِدْ مَنْ كادَهُ وامْكُرْ بِمَنْ مَكَرَهُ بِهِ واجْعَلْ دائِرَةِ السّوُءِ عَلَيْهِمْ اَللَّهُمَّ فُضَّ جَمْعَهُمْ وقِلَّ حَدَّهُمْ وارْعَبْ قُلوُبَهُمْ وزَلْزِلْ اَقْدامَهُمْ واصْدَعْ شَعْبَهُمْ وشَتِّتْ اَمْرَهُمْ فَاِنَّهُمْ اَضَاعُوا الصَّلَواتِ واتَّبَعوُا الشَّهَوات وَعَمِلوُا السَّيِّئاتِ واجْتَنَبوُا الْحَسَناتِ فَخُذْهُمْ بِالْمَثَلاتِ واَرِهِمِ الْحَسَراتِ اِنَّكَ عَلَي كُلِّ شَيءٍ قَديرٌ). (بحار الانوار ج 89 ص 340)

يعني: (خدايا! براي وليّ خودت در ميان مخلوقاتت دوستدار وحافظ ورهبر وياور باش تا اينكه تمام زمينت، فرمانبردار او شود وبطور دائم، بهره برداري از زمين را به او برساني واو را وذرّيّه او را، امامان ارث برنده در زمين قرار دهي وجمع كن براي او امور پراكنده اش را وكامل كن براي او امرش را واصلاح كن براي او قومش را وثابت كن براي او ركن او را وخالي كن صبر را از جانب خودت بر او تا اينكه انتقام بگيرد وپس از آن دلش آرام گيرد وشفا دهد ناراحتي در قلب را - كه بخاطر خشم و... ايجاد شده است - وگرمي وسوزش سينه ها ونيز حسرتهاي جانهايي كه از خونهاي ريخته شده وخويشاونديهاي قطع شده واطاعت مجهول، شعله مي كشد. محقّقاً نيكو كردي براي او بلاها را ووسعت دادي بر او نعمتها را وتمام كردي بر او نعمتها را در نيكو نگهداري كردن تو او را. خداوندا! كفايت كن او را از هول دشمنانش وبه فراموشي بينداز آنان را از ياد كردن او واراده كن هر كسي را كه او را اراده كرده است ومكر وجهد كن با هر كسي كه با او جهد ومكر مي كند وقرار بده دايره بديها وسختيها را بر آنان. خدايا! متفرّق كن جمع آنان را وكم كن اطراف آنان را وبه ترس بينداز قلبهاي آنان را وسست كن قدمهاي آنها را وبه گروههاي آنان آسيب برسان وپراكنده كن امر آنان را كه به تحقيق آنان، ضايع كردند نماز را وتبعيّت كردند شهوتها را وعمل كردن به بديها وپرهيز كردند از خوبيها وبگير آنان را به عقوبت، وحسرتها را به آنها نشان بده بدرستي كه تو بر هر چيزي قادر وتواناهستي).

سيّد جليل عليّ بن طاووس در (جمال الاسبوع) اين زيارت را براي حجّت (عليه السلام) در روز جمعه نقل فرموده است:

(اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا حُجَّةَ اللَّهِ في اَرْضِهِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا عَيْنَ اللَّهِ فِي خَلْقِهِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا نُورَ اللَّهِ الَّذي يَهْتَدي بِهِ الْمُهْتَدوُنَ ويُفَرَّجُ بِهِ عَنِ الْمُؤْمِنين اَلسَّلامُ عَلَيْكَ اَيُّهَا الْمُهَذَّبُ الْخائِف اَلسَّلامُ عَلَيْكَ اَيُّهَا الْوَلِيُّ النَّاصِح اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا سَفينَةَ النَّجاةِ السَّلامُ عَلَيْكَ يا عَيْنَ الحَيوةِ السَّلامُ عَلَيْكَ صَلَّي اللَّهُ عَلَيْكَ وعَلَي آلِ بَيْتِكَ الطَّيِّبينَ الطَّاهِرينَ السَّلامُ عَلَيْكَ عَجَّلَ اللَّهُ لَكَ ما وَعَدَكَ مِنَ النَّصْرِ وظُهوُرِالْاَمْرِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا مَوْلايَ اَنَا مَوْلاكَ عارِفٌ بِاُوليكَ واُخْريكَ اَتَقَرَّبُ اِلَي اللَّهِ تعالى بِكَ وبِآلِ بَيْتِكَ واَنْتَظِرُ ظُهوُرَكَ وظُهوُرَ الْحَقِّ عَلَي يَدَيْكَ واَسْئَلُ اللَّهَ اَنْ يُصَلِّيَ عَلَي مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ واَنْ يَجْعَلَني مِنَ الْمُنْتَظِرينَ لَكَ والتَّابِعينَ والنَّاصِرينَ لَكَ عَلَي اَعْدائِكَ والْمُسْتَشْهَدينَ بَيْنَ يَدَيْكَ في جُمْلَةِ اَوْلِيائِكَ

يا مَوْلايَ يا صاحِبَ الزَّمان صَلَواتُ اللَّهِ عَلَيْكَ وعَلَي آلِ بَيْتِكَ هَذا يَوْمُ الْجُمُعَةِ وهُوَ يَوْمُكَ الْمُتَوَقَّعُ فيهِ ظُهُورُك والْفَرَجُ فيهِ لِلْمُؤْمِنينَ عَلَي يَدَيْكَ وقَتْلِ الْكافِرينَ بِسَيْفِكَ واَنَا يا مَوْلايَ فيهِ ضَيْفُكَ وجارُكَ واَنْتَ يا مَوْلايَ كَريمٌ مِنْ اَوْلادِ الْكِرامِ ومَأْموُرٌ بِالضِّيَافَةِ والْاِجَارَةِ فَاَضِفْني واَجِرْني صَلَواتُ اللَّهِ عَلَيْكَ وعَلَي اَهْلِ بَيْتِكَ الطَّاهِرينَ).

يعني: (سلام بر تو اي حجّت خدا بر روي زمين! سلام بر تو اي چشم خدا در خلق خدا! سلام بر تو اي نور خدا كه هدايت شدگان بوسيله اين نور هدايت مي شوند وبوسيله آن، گره از كار مؤمنين باز مي شود! سلام بر تو اي پاكيزه جان خوف دارنده! سلام بر تو اي سرپرست نصيحت كننده! سلام بر تو اي كشتي نجات! سلام بر تو اي سرچشمه زندگي! سلام بر تو، درود خدا بر تو وبر خاندان خوب وپاك سرشتت! سلام بر تو! خداوند در آنچه از ياري وظهور امر به تو وعده داده تعجيل نمايد! سلام بر تو اي مولا وسرپرست من! من فرمانبردار تو هستم، من آشناي به حقّ اوّل وآخر شمايم، بوسيله تو وخاندانت به خداوند متعال نزديك مي شوم وظهور تو وآشكار شدن حقّ را بوسيله دستانت انتظار مي كشم واز خداوند درخواست مي كنم كه بر محمّد وآلش درود بفرستد ومرا از منتظرين تو واز پيروي كنندگان از تو وياوران تو بر عليه دشمنانت واز به شهادت رسيدگان در ركابت كه در زمره اولياي تو هستند قرار دهد، اي مولاي من! اي صاحب زمان! سلام خدا بر تو وبر اهل بيت تو! اين روز، روز جمعه وروز تو مي باشد كه در آن ظهور شما وگره گشائي براي مؤمنين بدست شما ونيز كشته شدن كافرين با شمشير شما انتظار مي رود ومن اي مولاي من، در اين روز مهمان وپناهده شما هستم وتو اي مولاي من، كريمي واز فرزندان كرامت هستي ومأمور به مهمان نوازي وپناه دادن مي باشي پس مرا به مهماني بپذير وپناهم بده، سلام خداوند بر شما وبر خاندان پاك شما).

سيّد بن طاووس بعد از نقل اين زيارت مي فرمايد: من بيت زير را بعد از اين زيارت مي خوانم وبه اشاره مي گويم:

نزيلك حيث مااتّجهت ركابي

 

وضيفك حيث كنت من البلاد

يعني: (به در خانه احسان ونعمت تو فرود آمدم به هر جا كه شترم مرا ببرد وفرود آورد ودر هر شهر ودهكده اي كه باشم ميهمان سفره بخشش وكرم تو هستم).

وگذشت كه سيّد معظّم، صلوات كبير روايت شده از آن جناب را كه براي خود حضرت است با دعاي ديگري كه آن هم متعلّق به آن حضرت است در تعقيب نماز عصر روز جمعه ذكر نموده ودر خواندن آن اصرار فراواني كرده است.

همچنين مستحبّ است كه در روز وشب جمعه، دعاي ندبه معروفه كه متعلّق به آن حضرت است را بخوانند وحقيقتاً مضامين آن سوزناك است وجگرها را مي شكافد وخون از ديدگان كساني كه اندكي از شربت محبّت آن حضرت خورده باشند وتلخي زهر جدايي آن حضرت را چشيده باشند جاري مي كند. از آن جايي كه دعا طولاني است ويافتن آن هم آسان است از ذكر آن خودداري مي كنيم.

ونيز فرمودند كه بهترين اعمال در روز جمعه گفتن صدمرتبه: (اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلي مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ وعَجِّلْ فَرَجَهُمْ) بعد از نماز عصر است ودر بسياري از دعاهاي روز جمعه، طلب نصرت وتعجيل فرج وظهور شده است.

روز عاشورا

سوّم: روز عاشورا كه روز سرافراز شدن حضرت حجّت (عليه السلام) از جانب خداوند عزّوجلّ به لقب قائم (عليه السلام) است چنانكه شيخ جعفر بن محمّد بن قولويه در (كامل الزّيارة) از محمّد بن حمران روايت كرده كه حضرت صادق (عليه السلام) فرمود: (وقتي وقايع شهادت امام حسين (عليه السلام) اتّفاق افتاد، ملائكه بسوي خداوند عزّوجلّ ناله وفرياد كردند وگفتند: (اي پروردگار ما! با حسين برگزيده وپسر پيغمبر تو چنين مي كنند).

پس خداوند سايه قائم (عليه السلام) را به آنها نشان داد وفرمود: (بوسيله او، انتقام حسين (عليه السلام) را از آنهايي كه بر او ظلم كردند مي گيرم).

شيخ صدوق در (علل الشّرايع) از ابوحمزه ثمالي روايت كرده كه گفت: به حضرت باقر (عليه السلام) عرض كردم: (اي فرزند رسول خدا! آيا همه شما قائم به حقّ نيستند؟)

حضرت فرمود: (بلي).

گفتم: (پس چرا فقط به حضرت قائم (عليه السلام)، قائم مي گويند؟)

حضرت فرمود: (وقتي جدّم حسين (عليه السلام) كشته شد، ملائكه بسوي خداي تعالى ناله وگريه وزاري كردند وگفتند: الهنا وسيّدنا! آيا از كسي كه برگزيده تو وپسر برگزيده از خلق ترا بكشد اعراض خواهي فرمود؟!)

خداوند به ايشان وحي فرستاد كه: (اي ملائكه من! آرام بگيريد، قسم به عزّت وجلال خود كه حتماً از ايشان انتقام مي گيرم هر چند مدّتي بگذرد وبعد از زماني باشد).

آن گاه خداي تعالى ، ائمّه از فرزندان حسين (عليه السلام) را براي ملائكه ظاهر نمود. پس ملائكه خوشحال شدند.

ناگهان ديدند كه يكي از آنها ايستاده ونماز مي خواند. خداوند فرمود: (بوسيله اين ايستاده از ايشان انتقام مي گيرم).

همچنين روز عاشورا، روز خروج وظهور آن حضرت است چنانچه شيخ مفيد در (ارشاد) از ابي بصير روايت كرده كه گفت: حضرت صادق (عليه السلام) فرمود: (منادي در شب بيست وسوّم ماه مبارك رمضان به امر حضرت قائم (عليه السلام) ندا مي كند وآن حضرت در روز عاشورا خروج مي كند وآن روزي است كه حسين بن علي (عليهما السلام) در آن روز كشته شد).

از برخي روايات استفاده مي شود كه: يكي از اهداف وفايده هاي ظهور حضرت، خونخواهي وانتقام از قاتلين جدّ بزرگوارش وحتّي فرزندان ايشان وشفاي قلوب مؤمنين است وناراحتي فقط در آن روز پايان مي يابد.

شيخ عياشي از امام باقر (عليه السلام) روايت كرده كه فرمود: (اين آيه درباره امام حسين (عليه السلام) نازل شد:

(ومَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنا لِوَلِيِّهِ سُلطاناً فَلا يُسْرِفْ فِي الْقَتْلِ اِنَّهُ كانَ مَنْصُوراً). (سوره اسراء آيه 34)

يعني: (وآن كس كه مظلوم كشته شده براي وليّش، سُلطه (وحقّ قصصاص) قرار داديم امّا در قتل اسراف نكند چرا كه او مورد حمايت اوست).

سپس فرمود: (او حسين بن علي (عليهما السلام) است كه مظلوم كشته شد وما اولياي او هستيم وهنگامي كه قائم ما خروج مي كند خون حسين (عليه السلام) را طلب مي كند وآنقدر مي كشد كه مي گويند در قتل اسراف كرد).

(كه البتّه سخن آن جماعت، سخن اشتباه ونادرستي است).

همچنين فرمود: (مقتول، امام حسين (عليه السلام) است ووليّ او، قائم (عليه السلام) مي باشد واسراف در قتل آن است كه غير از قاتل او را بكشد).

(انّه كان منصوراً: پس بدرستي كه دنيا تمام نمي شود تا اينكه توسّط مردي از خاندان رسول خدا (صلى الله عليه وآله) ياري شود كه او زمين را از عدل وداد پُر مي كند چنانچه از ظلم وجور پُرشده باشد).

در تفسير عليّ بن ابراهيم روايت است كه فرمود: (آيه (اُذِنَ لِلَّذينَ يُقاتِلُونَ بِاَنَّهُمْ ظُلِمُوا واِنَّ اللَّهَ عَلي نَصْرِهِمْ لَقَديرٌ).در (سوره حجّ آيه 39 يعني: (به كساني كه جنگ بر آنان تحميل گرديده، اجازه جهاد داده شده است چرا كه مورد ستم قرار گرفته اند وخدا براي ياري آنها توانا است)).

شأن قائم (عليه السلام) نازل شده است بدرستي كه آن حضرت خارج شده وخون حسين (عليه السلام) را مطالبه مي كند).

در غيبت فضل بن شاذان روايت شده كه: (شعار اصحاب آن حضرت (يا لثارات الحسين) مي باشد).

در يكي از زيارات جامعه در سلام بر آن حضرت ذكر شده است:

(اَلسَّلامُ عَلَي الْاِمامِ الْعالِمِ الْغائِبِ عَنِ الْاَبْصارِ والْحاضِرِ فِي الْاَمْصارِ والْغائِبِ عَنِ الْعُيوُن والْحاضِرِ فِي الْاَفْكار بَقِيَّةَ الْاَخْيار وارِثِ ذِي الْفَقار اَلَّذي يُظْهِرُ فِي بَيْتِ اللَّهِ الْحَرامِ ذِي الْاَسْتارِ ويُنادِي بِشُعارِ يا ثاراتِ (لثاراتِ) الْحُسَيْنِ اَنَا الطَّالِبُ بِالْاَوْتارِ اَنَا قاصِمُ كُلِ جبَّار). (بحار الانوار ج 102 ص 193)

يعني: (سلام بر امامي كه عالِم است واز ديدگان غايب است وحاضر در شهرهاست وغائب از چشمهاست وحاضر در افكارست، باقيمانده خوبان است، به ارث برنده ذوالفقار است، كسي كه صاحب پوششهاست ودر خانه خدا ظاهر مي شود، با شعار يا لثارات الحسين فرياد بر مي آورد كه: من طلب كننده خون حسين هستم كه انتقامش گرفته نشده! من طلب كننده خون حسين وافراد حسين هستم! من شكننده هر جبّار وستمگري هستم).

شيخ برقي در كتاب (محاسن) وابن قولويه در (كامل الزّيارة) از امام صادق (عليه السلام) روايت كرده اند كه فرمود: (خداوند هفتاد هزار ملك را مخصوص حسين بن علي (عليه السلام) كرده است كه هر روز بر او صلوات مي فرستند وآنها از آن روزي كه حضرت شهيد شده تا آن وقت كه خدا مي خواهد ژوليده مو وغبار آلوده هستند).

راوي گفت: (حضرت از اين مطلب (تا آن وقت كه خدا مي خواهد) خروج قائم (عليه السلام) را قصد كرد).

در (امالي) شيخ صدوق از حضرت صادق (عليه السلام) روايت است كه فرمود: (وقتي حسين بن علي (عليهما السلام) ضربت شمشير خورد وقاتل آن حضرت جلو رفت كه سر آن حضرت را جدا كند، منادي از جانب پروردگار تبارك وتعالى از ميان عرش ندا داد وگفت: آگاه باشيد اي امّت سرگردان ظالمِ بعد از پيغمبر خود! خداوند شما را نه براي قرباني ونه براي فطر موفّق نكند).

آن گاه حضرت صادق (عليه السلام) فرمود: (لاجرم واللّه موفّق نمي شويد وهرگز موفّق نخواهند شد تا آنكه خونخواه حسين (عليه السلام) يعني حضرت قائم (عليه السلام) برخيزد).

همچنين از ابوالصلت هروي روايت كرده كه گفت: خدمت حضرت رضا (عليه السلام) عرض كردم: (اي فرزندِ رسول خدا! در مورد حديثي كه از امام صادق (عليه السلام) روايت شده كه فرمود: (وقتي كه حضرت قائم (عليه السلام) خروج كند فرزندانِ قاتلان امام حسين (عليه السلام) را به سبب اعمال پدرهايشان به قتل مي رساند؟!) چه مي فرماييد؟)

امام رضا (عليه السلام) فرمود: (بلي، چنين است).

عرض كردم كه خداي عزّوجلّ فرموده: (وَلا تَزِروُ وازِرَةٌ وِزْرَ اُخْري).معناي آن چيست؟)

(سوره انعام آيه 164 يعني: (هيچ گنهكاري گناه ديگري را متحمّل نمي شود)).

حضرت فرمود: (حقّ تعالى در تمامي گفته هايش راستگو است ولي فرزندان قاتلان حضرت امام حسين (عليه السلام) از كارهاي پدران خود راضي بودند وبه آن افتخار مي كردند وهر كس كه راضي به كاري باشد گويا خود آن كار را كرده است.

اگر مردي در مشرق كشته شود ومردي در مغرب از كشته شدن او راضي باشد همانا در نزد خداوند عزّوجلّ اين شخص راضي، شريك آن كشنده است. بدرستي كه حضرت قائم (عليه السلام) وقتي كه ظهور نمايد، ايشان را بخاطر راضي بودن از كار پدرهايشان به قتل مي رساند).

در زيارت عاشورا مكرّر خواسته شده كه خداوند طلب خون سيّدالشهدا (عليه السلام) را به همراه امام ظاهر ناطق، مهدي منصور از آل محمّد (صلى الله عليه وآله) روزي فرمايد وائمّه واصحاب ايشان مكرّراً در نثر ونظم، به ظهور قائم آل محمّد (عليه السلام) خود را از آن مصيبت بزرگ دلداري مي دادند.

پس روز عاشورا كه هم روز ظهور آن حضرت مي باشد وهم مقصد اعظم كه برداشتن ناراحتي واندوه بوجود آمده از اين روز مي باشد وتماماً اختصاص به آن حضرت دارد وبايد در آن بعد از عزاداري وتأسّي به آن حضرت در گريه وزاري، اعداي آل محمّد را لعن ونفرين كنيم وبراي ايشان طلب هلاك نمائيم وياري وپيروزي وتعجيل ظهور آن حضرت را - چنانكه در اعمال وآداب اين روز اشاره شده - از خداوند بخواهيم. چنانكه در يكي از اعمال پرفضيلت آن كه مشتمل بر هزار لعن بر قاتل سيّدالشّهدا (عليه السلام) است، قسمتهايي از دعايي كه بايد در قنوت خواند اين است:

(اَللَّهُمَّ اِنَّ سُبُلَكَ ضائِعَةٌ واَحْكامُكَ مُعَطَّلَةٌ واَهْلَ نَبِيِّكَ فِي الْاَرْضِ هائِمَةٌ كَالْوَحْشِ السَّائِمَةٌ اَللَّهُمَّ اَعْلِ الْحَقَّ واسْتَنْقِذِ الْخَلْقَ وامْنُنْ عَلَيْنا بِالنَّجاةِ واهْدِنَا لِلْايمانِ وعَجِّلْ فَرَجَنا بِالْقائِمِ (عليه السلام) واجْعَلْهُ لَنا رِدْءاً واجْعَلْنا لَهُ رِفْداً).

يعني: (پروردگارا! بدرستي كه راههاي تو گم شده است واحكامت تعطيل شده است وخاندان پيامبرت در زمين سرگردانند، پروردگارا! حقّ را بالا ببر وخلق را نجات بده وبا نجاتمان بر ما منّت بگذار وما را به ايمان هدايت كن وبوسيله ظهور حضرت قائم (عليه السلام)، در گشايش بر ما تعجيل فرما واو را براي ما ناصر وياور قرار بده وما را از گروه او بنما).

تا اينكه مي فرمايد:

(اَللَّهُمَّ ارْحَمِ الْعِتْرَةَ الضَّائِعَةِ الْمَقْتوُلَةِ الذَّليلَةِ مِنَ الشَّجَرَةِ الطَيِّبَةِ الْمُبارَكَةِ اَللَّهُمَّ اَعْلِ كَلِمَتَهُمْ واَفْلِجْ حُجَّتَهُمْ وثَبِّتْ قُلوُبَهُم وقُلوُبَ شيعَتِهِمْ عَلَي مُوالاَتِهِمْ وانْصُرْهُمْ واَعِنْهُمْ وصَبِّرْهُمْ عَلَي الْاَذَي في جَنْبِكَ واجْعَلْ لَهُمْ اَيَّاماً مَشْهوُرَة واَيَّاماً مَعْلوُمَةٍ كَما ضَمِنْتَ لِاَوْلِيائِكَ في كِتابِكَ الْمُنْزَل فَاِنَّكَ قُلْتَ: (وَعَدَ اللَّهُ الَّذينَ آمَنوُا مِنْكُمْ وعَمِلوُا الصَّالِحاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْاَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذينَ مِنْ قَبْلِهِمْ ولَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دينَهُمُ الَّذِي ارْتَضي لَهُمْ ولَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ اَمْناً). (بحار الانوار ج 101 ص 311)

يعني: (خداوندا! رحمت فرست بر خانداني كه گم شده اند (مردم رهايشان كرده اند) وبا بدترين شرايط كشته شدند در حالي كه اين خاندان از نسل پاكان ومباركان بودند. خداوندا! كلمه آنها را بالا ببر وحجّت آنها را پيروز گردان وقلبهاي آنها را ثابت بدار وقلبهاي شيعيانشان را بر دوستي آنان ثابت بنما وآنان را پيروز گردان وآنان را ياري كن وبر اذيّتهايي كه در جوارت مي كشند صبر به آنها عطا نما وبراي آنها روزهاي مشهور وروزهاي معلومي را قرار بده همانگونه كه در كتاب نازل شده ات براي اوليائت تضمين كردي پس بدرستي كه تو فرمودي: خداوند به كساني از شما كه ايمان آورده واعمال صالح داده اند وعده مي دهد كه قطعاً آنان را حكمران روي زمين خواهد كرد همان گونه كه به پيشينيان آنها خلافت روي زمين را بخشيد ودين وآييني را كه براي آنان پسنديده، پابرجا وريشه دار خواهد ساخت وترسشان را به امنيّت وآرامش مبدّل مي كند).

لازم به تذكّر است كه بودن خروج امام زمان (عليه السلام) در روز جمعه وعاشورا بنحوي نيست كه در سالهايي كه اين سه روز بر هم منطبق نمي شوند نتوان منتظرفرج بود. زيرا غير از ظهور وخروج حضرت حجّة بن الحسن المهدي (عليهما السلام) كه اكنون حتمي است وبطور يقين بوقوع خواهد پيوست، ساير علامات ونشانه هاي پيش از ظهور ومقارن آن همگي قابل تغيير وتبديل وتقديم وتأخير وتأويل به چيز ديگري كه از اهل بيت (عليهم السلام) رسيده باشد هستند حتّي آن علاماتي كه حتمي قلمداد شده اند.

زيرا ظاهراً مقصود از حتمي در اين روايات آن نيست كه اصلاً قابل تغيير نباشد بلكه مراد از (واللّه يعلم) مرتبه اي از تأكيد است كه منافاتي با تغيير در مرحله اي از آن ندارد. اين ادّعا را تأييد مي كند آنچه كه شيخ نعماني در كتاب (غيبت)خود از داوود بن قاسم بن جعفري روايت كرده كه: در محضر امام جواد (عليه السلام) بوديم كه سخن از سفياني به ميان آمد واين كه بنابر روايات خروج او حتمي است.

به امام جواد (عليه السلام) عرض كردم: (مي ترسم كه خداوند در خروج قائم (عليه السلام) هم بداء حاصل نمايد).

حضرت فرمودند: (بدرستي كه قائم (عليه السلام) از ميعاد است وخداوند خُلف ميعاد نمي كند).

احتمال دارد كه هر كدام از اين روزهاي جمعه وعاشورا، روز يكي از حالات آن حضرت باشد مانند خروج از روستاي كرعه يا ظهور در مكّه معظّمه يا زمان غلبه بر دشمنان وقتل گردنكشان يا استقرار در كوفه كه مقرّ سلطنت آن حضرت است و....

(نكته: لازم به تذكّر است كه در اين قسمت كتاب نجم الثّاقب، سه روايت در مورد نوروز وجود دارد كه در آن روايات، بين عيد نوروز وظهور امام زمان (عليه السلام) ربط داده شده است، در حالي كه بنابر نظر بسياري از علماء، سند اين چند روايت، ضعيف مي باشد).